کَس وکَسَک

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6925
    Registration date : 2007-06-20

    کَس وکَسَک

    پست  admin في الخميس 22 نوفمبر 2007 - 1:37

    دوکتور بشير افضلي
    کَس وکَسَک

    روزي کَسي به يک کَسَکي کرد پسپسي
    گويا که کَس کَس است وکَسَک کَس و ناکَسي
    از کَس سخن به کَس برسيد و کَسَک شنيد
    رنجيد خاطرش ز شکايت به هرکَسي
    گفتا مگير نام کَسَک را به کَس که کَس
    امروز جون کَسَک شد و فردا شودکَسي
    مائيم کَسان و نام کَسَک يا که کَس چيست
    چون تو نديده ام که شودکَس و بيکَسي
    ما هم کَسيم و هم طبقيم و کَسان خوب
    هرگز نگفته نام کَسَک ر ا به هر کَسي
    دارم قسم بذات کَسان چون کَس کَسان
    سازم ز توکَسي که نيارزد به يک خسي
    نعره زنان کَسي، به کَسک اينچنين بگفت
    ما خود کَسيم، تو چه کَسي،يا خر کَسي ؟
    نقشي کَسي نگر که ز کَس پايه دار شد
    اين پايه را به کَس ندهد جز به کرگسي
    بنگر چسان ، در طلب اين کَس و کَسان
    داود کرد سجده به پيشگاهء يک کَسي
    موسي که برد آن کَسَکش را به پيش نيل
    فرعانه هم خريد کَسَکش راچو يک کَسي
    آهسته گفت کَسَک و دهان را گشود باز
    لعنت به کَس که کَس بشود کَسِ هر کَسي
    گاهي تو ديده اي که کَسي را به پا زند
    تنها کَسي ، که بار تحمل کشد بسي
    اين کج کَسان هميش ببر ميکشند زمان
    قيد زمان مباش که کَسَک بود يا کسي
    اي کَس بيا ز طا رق اجلال خود گذر
    تا باشد> افضلي< به توکَس ،کَس و هم کَسي
    8/11/2006 هامبورگ

    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6925
    Registration date : 2007-06-20

    رد: کَس وکَسَک

    پست  admin في الجمعة 23 نوفمبر 2007 - 8:39

    دوکتور بشير افضلي
    نغمه عشق
    آنچه دارم به دل خويش ندا خواهم کرد
    شکوه از کار تو در پيش خدا خواهم کرد
    بس که از ناز و اداي تو دگر خسته شدم
    گر وفا هم بکني با تو جفا خواهم کرد
    منزل عشق تو اميد که اين قلب من است
    گر زني سنگ به اين خانه چها خواهم کرد
    سخن حق به تو و يا که به ديوار چه سود
    چو نداني سخنم از تو ابا خواهم کرد
    گر از آن جام لبت قطــره ي از بوسه رسد
    قرض يک بوسه هزار جام ادا خواهم کرد
    دختر رز طلبم، من ، به سراي دل خود
    قصر غمهاي ترا جمله رها خواهم کرد
    تو اگر مست خـود و نزد رقيبان استي
    من به خوشبختي تو ختم و دعا خواهم کرد
    به کي گويـم نتوان گفت همين راز نهان
    چون کسي نيست درين خانه صدا خواهم کرد
    گرچــه ناراز شوم يا که جــدايي طلبم
    يک اداي تو بس است رفته نوا خواهم کرد
    نغمه عشق نواييست در آن کــوي بهشت
    شکـوه ي عالم و آدم به حوا خواهم کرد
    باد جاويد هر آنکس که چنين نغمه سرود
    آفرين بر هنر نغمه سرا خواهم کرد
    گـر روي يک قدمي سوي رقيب بار دگر
    زين سبب جان خود از جان جدا خواهم کرد
    گــر قدم رنجه کني لحظه ي در خـانه مـن
    گل مقدوم تو از جان عطا خواهم کرد
    افضلي ياد هـواي تـو کـند زنده بسي
    شمه عشق تو گر هست وفا خــواهم کرد
    هامبورگ10/5/2004


      اكنون الخميس 23 نوفمبر 2017 - 2:08 ميباشد