رانده شده

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6925
    Registration date : 2007-06-20

    رانده شده

    پست  admin في الأربعاء 12 ديسمبر 2007 - 3:30



    رانده شده



    من عاصی آن کوچه
    ویران تو هستم
    ای مانده ویران
    از دست من وصد چو
    منی ناله و فریاد
    هر جا که شدم هیچ بهای
    ندادند
    یک آه که در او
    درد نباشد نکشیدم
    جز نعره به نفرین
    جز دیده به تحقیر
    بیرون زویرانه تو
    هیچ نشنیدم
    صد بار به سرم خورد
    مشت ها ز ندامت
    سنگ ها ز خجالت
    من رانده هزین طفل
    زدامان تو هستم
    بگذاشته وطن را
    آن ملک کهن را
    در پشت در بسته
    بیگانه به زاری
    لب تشنۀ آب
    چشم در طلب خواب
    دیگر به نگاه های
    غمینم سرور نیست
    بر نعره نفرین زده ام هیچ غرور نیست
    افتاده چو اشکی
    زچشمان تو هستم
    در سوختن خرمن تو
    دست نداشتم
    در دامن سحرای تو
    من مرگ نکاشتم
    دی آمده گان چاه به
    رۀ تو شگافتند
    قربانی ام آه وطن
    نیست گناهم
    جستم
    ره نیست به بهارت
    افسوس
    غیر از تو مرا هیچ
    کسی دوست ندارد
    بردارم از ره
    وا مانده من آن کودک
    گریان تو هستم
    میهن
    غمگین اگر شاد
    سردی و یا گرم
    آباد آباد
    برباد برباد
    زیبا ترین نیک ترین
    مام جهانی
    شیرین ترین قصه وهم
    حرف و بیانی
    میهن
    ای علت هستی من و
    نام و نشانم
    میهن
    من عاشق هر ذره ذره
    خاک و بیابان تو هستم
    بیابان تو هستم

    بصیراحمدمهاجر









      اكنون الخميس 23 نوفمبر 2017 - 2:01 ميباشد