بي برنامگي ناتو در افغانستان
:: مطالب جدید
صفحه 1 از 1 • شاطر •
20100503
بي برنامگي ناتو در افغانستان
"بون ناگارا " (Bunn Nagara) تحليلگر مسائل بينالمللي در مقالهاي كه در پايگاه خبري "گلوبال سرچ " (Global Search) منتشر شد، با انتقاد از ناتواني ناتو در به دست گرفتن كنترل افغانستان، عنوان كرد كه نيروهاي اشغالگر بايد طبق برنامه از افغانستان خارج شود چرا كه در غير اين صورت، همانطور كه تاريخ اين كشور نشان ميدهد، مجبور به فرار خواهند شد.
وي در اين مقاله نوشت: نيروهاي اشغالگر خارجي در افغانستان بين يك عقبنشيني پيشبيني شده و شكستي كه همه انتظار آن را دارند، گير افتادهاند.
دو روز پيش، ناتو به يك نتيجه اجتنابناپذير رسيد: اينكه كنترل افغانستان را در اواخر سال جاري به مردم افغانستان باز گرداند. اين، نتيجه نشست هفته گذشته ناتو در "تالين " (Tallinn) در كشور استوني بود.
به گفته ناگارا، خروج احتمالي اين نيروها جزئي از برنامه اصلي ناتو هنگام حمله آمريكا به افغانستان و بركناري رژيم طالبان از اين كشور در سال 2001 نبود. مردم افغانستان در منطقهاي استراتژيك با لايههاي پنهاني نفت در آسياي مركزي و نزديك درياي خزر زندگي ميكنند كه باعث دسيسهچيني قدرتهاي خارجي و شركتهاي چند مليتي عليه آنها ميشود. نفت به عنوان يك عامل ژئوپوليتيك، هم نامرئي و هم داري قدرت و نفوذ بسيار است و دولت بوش كه حمله به عراق و افغانستان را براه انداخت، به خوبي از منافع نفتي موجود در اين دو كشور آگاه بود. ضمن اينكه، افغانستان در دوران طالبان، مانند عراق در زمان صدام حسين، هنگامي كه از "همكاري پنهاني " با آمريكا سر باز زد، به هدفي مناسب و وسوسهانگيز تبديل شد.
وي ادامه داد: با اين وجود، خروج نيروهاي آمريكايي تا پايان امسال با برنامه باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا براي خروج كامل نيروهاي اين كشور تا جولاي 2011 مطابقت دارد. به طور رسمي، اين برنامه بايد تا ماه جولاي مورد تاييد دولت افغانستان قرار گيرد. با اين حال، هنگامي كه چه از نقطهنظر آمريكا و چه ناتو به اين برنامهريزيها نگريسته ميشود، هر دوي آنها موقت و آزمايشي به نظر ميرسند. واقعيتهاي موجود حكايت از آن دارند كه گروههاي شبه نظامي در افغانستان يا كشور همسايه آن يعني پاكستان در حال اتحاد هستند و مشتاقانه قدرت دولتهاي محلي آزمايشي را براي زماني كه نيروهاي اشغالگر از اين كشور خارج ميشوند، مورد بررسي قرار ميدهند.
تحليلگر گلوبال سرچ با اشاره به حملات گروههاي شبه نظامي به نيروهاي اشغالگر در افغانستان، نوشت: حضور اين نيروها مانع ابراز قدرت شبه نظاميان و كشتار سربازان خارجي يا روستائيان افغان توسط آنها نميشود. موضع نيروهاي خارجي به عنوان قواي اشغالگر، تنها تائيدي است بر نقش آنها به عنوان اهداف جايز براي مقاصد مليگرايانه، مذهبي، سياسي محلي و يا براي نيات شخصي.
* دولت افغانستان بر قسمتي كوچكي از خاك اين كشور تسلط دارد
وي افزود: هنگامي هم كه نيروهاي اشغالگر با هدف تلافي به پناهگاههاي مظنونين به شورش حمله ميكنند، اغلب ناظران بي گناه صدمه ديده و يا حتي كشته ميشوند. گروههاي شبه نظامي و اجتماعهاي محلي دلايل متفاوتي براي وادار ساختن نيروهاي خارجي به خروج از كشورشان دارند. اين مسئله، مشخصه تاريخ افغانستان است. بعضي از دلايل پنهاني كه نيروهاي اشغالگر بايد مدنظر قرار دهند تا بتوانند در افغانستان باقي بمانند يا حتي بتوانند زنده بمانند، همين مسائل است.اين نياز هميشگي به تغيير سياستها در اين زمينه از اهميت بسياري برخوردار است، هر چند تعداد كمي در مقر فرماندهي واشنگتن از اين واقعيت آگاهي دارند.
به گفته اين نويسنده، يكي از مسائل جديدي كه نيروهاي اشغالگر بايد مدنظر قرار دهند، تصميمگيري درباره آينده پايگاههاي نظامي كوچك و دورافتادهاي است كه هدف حمله دائمي شبه نظاميان قرار ميگيرند. اين حملات در اواسط ماه آوريل منجر به عقبنشيني نيروهاي اشغالگر از دره "كورنگال " (Korengal) شد و حالا مسئله اين است كه آيا ناتو بايد مواضعي مانند "پاسگاه نظامي اسپرا " (Combat Outpost Spera) در شرق استان خوست را نگه دارد يا خير؟
ناگارا افزود: حملات شبه نظاميان به پاسگاههاي ناتو معمولاً به تبادل دو طرفه آتش و به جاي ماندن تلفات چندي ميانجامد بدون اينكه شورشيان، نيروهاي اشغالگر را شكست دهند ولي سوالات مهمتري كه در اين مورد مطرح ميشود اين است كه اين پايگاهها تا چه حد ميتوانند به تحمل اين جنگ فرساينده ادامه دهند و اينكه آيا چنين پايگاههاي دورافتادهاي ارزش اين همه دردسر را دارند يا خير؟
به گفته وي، شبه نظاميان هنگام انجام عمليات ميدانند كه نيروهاي اشغالگر كجا هستند، در صورتي كه در مورد ناتو اينگونه نيست. بنابراين شبه نظاميان هرگاه كه بخواهند حمله ميكنند كه اين كار را معمولاً در شب انجام ميدهند و باعث غافلگيري نيروهاي ناتو ميشوند. تعداد تلفات طرفين هر چقدر كه باشد، اين حملات شورشيان روحيه بالايي ميطلبد. وظيفه اين پاسگاههاي دور افتاده كنترل عبور جنگجويان شبه نظامي و سلاحهاي آنها از مرزهاست. استان خوست كمي بيش از 100 كيلومتر با كابل فاصله دارد و هنگامي كه به پاسگاههاي آن به عنوان دورافتاده اشاره ميشود، اين امر نشان ميدهد كه دولت افغانستان بر چه مقدار زيادي از قلمرو اين كشور تسلط ندارد.
ناگارا ادامه داد: مسئله مهمتر اين است كه خوست تنها حدود 25 كيلومتر با مرز پاكستان فاصله دارد. اين حقيقت كه بسياري از طالبان افغانستان و همچنين جنگجويان القاعده در حال حاضر در پاكستان مستقر هستند و آشكارا و به راحتي از مرز عبور ميكنند، نشان دهنده اين امر است كه سياست تاثيرگذاري از جانب نيروهاي اشغالگر اعمال نشده است. همچنين نشان ميدهد كه ديگر نميتوان با تهديدات شبه نظاميان در حوزههاي قضايي ملي مختلفي مقابله كرد. فرق بين جنگطلبي و مبارزه با آن در اين "جهان فاقد مرز " عملاً مبهم ميشود. اين، امري است كه اصطلاح تركيبي رايج "افپاك " (AfPak) به معناي (افغانستان و پاكستان) را به خوبي نشان ميدهد.
* اهداف اعلام شده ناتو، بيشتر به يك سخنراني مهيج شباهت دارد
وي افزود: با اين حال، اقدامات دفاعي متفاوت و در عين حال ناكافي است. سياستهاي نامناسب، تعريف نشده و ناهماهنگ بين دولتهاي افغانستان و پاكستان، تنها شبه نظاميان را جسورتر ميسازد. وضعيت ميتواند از اين هم بدتر شود. علاوه بر القاعده و طالبان افغانستان و پاكستان، گروههاي ديگري مانند "لشكر طيبه " (Lashka-e-Taiba) و "مجاهدين هند " (Indian Mujahideen) و گروههاي مشابه ديگر ميتوانند بيش از پيش با يكديگر هماهنگي و همكاري كنند.
به گفته نويسنده گلوبال سرچ، طالبان سرسختي چشمگيري از خود نشان دادهاند كه هيچيك از نيروهاي اشغالگر تصور آن را نميكرد. به عنوان مثال، هنگامي كه نيروهاي اشغالگر و سربازان پاكستاني عملياتي را جشن گرفتند كه رد طالبان را از وزيرستان جنوبي "پاك كرد "، نتيجه تنها اين شد كه طالبان به وزيرستان شمالي نقل مكان كرد.
وي با بيان اينكه از نظر سياسي براي نيروهاي اشغالگر بهتر است كه خود و طبق برنامه از افغانستان خارج شوند تا اينكه مانند بسياري ديگر از نيروهاي خارجي در تاريخ افغانستان مجبور به فرار شوند، نوشت: در اين صورت، چالشي كه نيروهاي اشغالگر با آن مواجهند اين خواهد بود كه آيا پيش از آنكه اوضاع بدتر شود خارج شوند كه در اين صورت، عقبنشيني آنها شكست محسوب ميشود و يا اينكه آيا شبه نظاميان اجازه اين كار را به آنها خواهند داد؟
ناگارا در پايان نوشت: ناتو در ميان اين رخدادها هنوز نتوانسته تصميمي بگيرد. ناتو پيشتر اعلام كرده بود كه نيروهايش پيش از شكست كامل شبه نظاميان، افغانستان را ترك نخواهند كرد و اينكه تبادل قدرت به دولت افغانستان بايد ماندگار و بازگشتناپذير باشد. رسيدن به اين اهداف نيازمند ناديده گرفتن همه ضربالعجلها براي خروج نيروهاي اشغالگر است. اين گفتههاي ناتو بيشتر به يك سخنراني مهيج شباهت دارد ولي در حال حاضر كه روحيه نظاميان مستقر در افغانستان در حال تضعيف است، يك سخنراني مهيج ميتواند مفيد باشد.
وي در اين مقاله نوشت: نيروهاي اشغالگر خارجي در افغانستان بين يك عقبنشيني پيشبيني شده و شكستي كه همه انتظار آن را دارند، گير افتادهاند.
دو روز پيش، ناتو به يك نتيجه اجتنابناپذير رسيد: اينكه كنترل افغانستان را در اواخر سال جاري به مردم افغانستان باز گرداند. اين، نتيجه نشست هفته گذشته ناتو در "تالين " (Tallinn) در كشور استوني بود.
به گفته ناگارا، خروج احتمالي اين نيروها جزئي از برنامه اصلي ناتو هنگام حمله آمريكا به افغانستان و بركناري رژيم طالبان از اين كشور در سال 2001 نبود. مردم افغانستان در منطقهاي استراتژيك با لايههاي پنهاني نفت در آسياي مركزي و نزديك درياي خزر زندگي ميكنند كه باعث دسيسهچيني قدرتهاي خارجي و شركتهاي چند مليتي عليه آنها ميشود. نفت به عنوان يك عامل ژئوپوليتيك، هم نامرئي و هم داري قدرت و نفوذ بسيار است و دولت بوش كه حمله به عراق و افغانستان را براه انداخت، به خوبي از منافع نفتي موجود در اين دو كشور آگاه بود. ضمن اينكه، افغانستان در دوران طالبان، مانند عراق در زمان صدام حسين، هنگامي كه از "همكاري پنهاني " با آمريكا سر باز زد، به هدفي مناسب و وسوسهانگيز تبديل شد.
وي ادامه داد: با اين وجود، خروج نيروهاي آمريكايي تا پايان امسال با برنامه باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا براي خروج كامل نيروهاي اين كشور تا جولاي 2011 مطابقت دارد. به طور رسمي، اين برنامه بايد تا ماه جولاي مورد تاييد دولت افغانستان قرار گيرد. با اين حال، هنگامي كه چه از نقطهنظر آمريكا و چه ناتو به اين برنامهريزيها نگريسته ميشود، هر دوي آنها موقت و آزمايشي به نظر ميرسند. واقعيتهاي موجود حكايت از آن دارند كه گروههاي شبه نظامي در افغانستان يا كشور همسايه آن يعني پاكستان در حال اتحاد هستند و مشتاقانه قدرت دولتهاي محلي آزمايشي را براي زماني كه نيروهاي اشغالگر از اين كشور خارج ميشوند، مورد بررسي قرار ميدهند.
تحليلگر گلوبال سرچ با اشاره به حملات گروههاي شبه نظامي به نيروهاي اشغالگر در افغانستان، نوشت: حضور اين نيروها مانع ابراز قدرت شبه نظاميان و كشتار سربازان خارجي يا روستائيان افغان توسط آنها نميشود. موضع نيروهاي خارجي به عنوان قواي اشغالگر، تنها تائيدي است بر نقش آنها به عنوان اهداف جايز براي مقاصد مليگرايانه، مذهبي، سياسي محلي و يا براي نيات شخصي.
* دولت افغانستان بر قسمتي كوچكي از خاك اين كشور تسلط دارد
وي افزود: هنگامي هم كه نيروهاي اشغالگر با هدف تلافي به پناهگاههاي مظنونين به شورش حمله ميكنند، اغلب ناظران بي گناه صدمه ديده و يا حتي كشته ميشوند. گروههاي شبه نظامي و اجتماعهاي محلي دلايل متفاوتي براي وادار ساختن نيروهاي خارجي به خروج از كشورشان دارند. اين مسئله، مشخصه تاريخ افغانستان است. بعضي از دلايل پنهاني كه نيروهاي اشغالگر بايد مدنظر قرار دهند تا بتوانند در افغانستان باقي بمانند يا حتي بتوانند زنده بمانند، همين مسائل است.اين نياز هميشگي به تغيير سياستها در اين زمينه از اهميت بسياري برخوردار است، هر چند تعداد كمي در مقر فرماندهي واشنگتن از اين واقعيت آگاهي دارند.
به گفته اين نويسنده، يكي از مسائل جديدي كه نيروهاي اشغالگر بايد مدنظر قرار دهند، تصميمگيري درباره آينده پايگاههاي نظامي كوچك و دورافتادهاي است كه هدف حمله دائمي شبه نظاميان قرار ميگيرند. اين حملات در اواسط ماه آوريل منجر به عقبنشيني نيروهاي اشغالگر از دره "كورنگال " (Korengal) شد و حالا مسئله اين است كه آيا ناتو بايد مواضعي مانند "پاسگاه نظامي اسپرا " (Combat Outpost Spera) در شرق استان خوست را نگه دارد يا خير؟
ناگارا افزود: حملات شبه نظاميان به پاسگاههاي ناتو معمولاً به تبادل دو طرفه آتش و به جاي ماندن تلفات چندي ميانجامد بدون اينكه شورشيان، نيروهاي اشغالگر را شكست دهند ولي سوالات مهمتري كه در اين مورد مطرح ميشود اين است كه اين پايگاهها تا چه حد ميتوانند به تحمل اين جنگ فرساينده ادامه دهند و اينكه آيا چنين پايگاههاي دورافتادهاي ارزش اين همه دردسر را دارند يا خير؟
به گفته وي، شبه نظاميان هنگام انجام عمليات ميدانند كه نيروهاي اشغالگر كجا هستند، در صورتي كه در مورد ناتو اينگونه نيست. بنابراين شبه نظاميان هرگاه كه بخواهند حمله ميكنند كه اين كار را معمولاً در شب انجام ميدهند و باعث غافلگيري نيروهاي ناتو ميشوند. تعداد تلفات طرفين هر چقدر كه باشد، اين حملات شورشيان روحيه بالايي ميطلبد. وظيفه اين پاسگاههاي دور افتاده كنترل عبور جنگجويان شبه نظامي و سلاحهاي آنها از مرزهاست. استان خوست كمي بيش از 100 كيلومتر با كابل فاصله دارد و هنگامي كه به پاسگاههاي آن به عنوان دورافتاده اشاره ميشود، اين امر نشان ميدهد كه دولت افغانستان بر چه مقدار زيادي از قلمرو اين كشور تسلط ندارد.
ناگارا ادامه داد: مسئله مهمتر اين است كه خوست تنها حدود 25 كيلومتر با مرز پاكستان فاصله دارد. اين حقيقت كه بسياري از طالبان افغانستان و همچنين جنگجويان القاعده در حال حاضر در پاكستان مستقر هستند و آشكارا و به راحتي از مرز عبور ميكنند، نشان دهنده اين امر است كه سياست تاثيرگذاري از جانب نيروهاي اشغالگر اعمال نشده است. همچنين نشان ميدهد كه ديگر نميتوان با تهديدات شبه نظاميان در حوزههاي قضايي ملي مختلفي مقابله كرد. فرق بين جنگطلبي و مبارزه با آن در اين "جهان فاقد مرز " عملاً مبهم ميشود. اين، امري است كه اصطلاح تركيبي رايج "افپاك " (AfPak) به معناي (افغانستان و پاكستان) را به خوبي نشان ميدهد.
* اهداف اعلام شده ناتو، بيشتر به يك سخنراني مهيج شباهت دارد
وي افزود: با اين حال، اقدامات دفاعي متفاوت و در عين حال ناكافي است. سياستهاي نامناسب، تعريف نشده و ناهماهنگ بين دولتهاي افغانستان و پاكستان، تنها شبه نظاميان را جسورتر ميسازد. وضعيت ميتواند از اين هم بدتر شود. علاوه بر القاعده و طالبان افغانستان و پاكستان، گروههاي ديگري مانند "لشكر طيبه " (Lashka-e-Taiba) و "مجاهدين هند " (Indian Mujahideen) و گروههاي مشابه ديگر ميتوانند بيش از پيش با يكديگر هماهنگي و همكاري كنند.
به گفته نويسنده گلوبال سرچ، طالبان سرسختي چشمگيري از خود نشان دادهاند كه هيچيك از نيروهاي اشغالگر تصور آن را نميكرد. به عنوان مثال، هنگامي كه نيروهاي اشغالگر و سربازان پاكستاني عملياتي را جشن گرفتند كه رد طالبان را از وزيرستان جنوبي "پاك كرد "، نتيجه تنها اين شد كه طالبان به وزيرستان شمالي نقل مكان كرد.
وي با بيان اينكه از نظر سياسي براي نيروهاي اشغالگر بهتر است كه خود و طبق برنامه از افغانستان خارج شوند تا اينكه مانند بسياري ديگر از نيروهاي خارجي در تاريخ افغانستان مجبور به فرار شوند، نوشت: در اين صورت، چالشي كه نيروهاي اشغالگر با آن مواجهند اين خواهد بود كه آيا پيش از آنكه اوضاع بدتر شود خارج شوند كه در اين صورت، عقبنشيني آنها شكست محسوب ميشود و يا اينكه آيا شبه نظاميان اجازه اين كار را به آنها خواهند داد؟
ناگارا در پايان نوشت: ناتو در ميان اين رخدادها هنوز نتوانسته تصميمي بگيرد. ناتو پيشتر اعلام كرده بود كه نيروهايش پيش از شكست كامل شبه نظاميان، افغانستان را ترك نخواهند كرد و اينكه تبادل قدرت به دولت افغانستان بايد ماندگار و بازگشتناپذير باشد. رسيدن به اين اهداف نيازمند ناديده گرفتن همه ضربالعجلها براي خروج نيروهاي اشغالگر است. اين گفتههاي ناتو بيشتر به يك سخنراني مهيج شباهت دارد ولي در حال حاضر كه روحيه نظاميان مستقر در افغانستان در حال تضعيف است، يك سخنراني مهيج ميتواند مفيد باشد.

admin- Admin
- تعداد پستها: 4141
Registration date: 2007-06-20

صلاحيات هذا المنتدى:
شما مي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
