اي قوم به حج رفته...

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7037
    Registration date : 2007-06-20
    20071222

    اي قوم به حج رفته...

    پست  admin



    ای قوم به حج رفته...


    معشوق تو همسايه ديوار به ديوار ... .
    نويسنده: حسين زاهدی
    امروز میلیونها حیوان دهن بسته دسته ٬دسته سربریده شدند. تا دستور الهی انجام شده باشد. امروز میلیارد ها دالر و سرمایه مردمان کشور های جهان سومی که اکثریت زیر خط فقر به سر میبرند به خزانه «آل سعود» واریز شد تا این ندا را سر داده باشند که لبیک الهم لبیک ، لبیک لا شریک لک لبیک ،ان الحمد والنعمه لک والملک ، لا شریک لک لبیک و امروز بازارهای سعودی از رونق خاصی بر خوردار است که حتی بازار« برس جهانی» هم نمیتواند با بازارهای بنجاره فروشی سعودی رقابت کند به این میگویند اقتصاد اسلامی البته برای سعودی ها.
    امروز میلیونها سنگ و سنگچل به سوی پیکرهای سنگی «شیطان» (ابلیس) پرتاپ شد! تنها سنگ نبود! بوت و چپلق ( کفش و دمپایی ) هم٬ مجال فریب دادن و دور کردن بندگان خدا را از ابلیس گرفت. بیچاره «ابلیس» چه اشتباه بزرگ کرده بود که سجده بر آدم نکرد.
    امروز اسماعیل نجات یافت اما میلیونها حیوان را به کام مرگ برد و این سناریوی توحش هر ساله تکرار میشود. و «خلیل» خدا (ابراهیم) به شکرانگی رحمت الهی وخشنود از عدالت و انصاف اش سر به سجده نهاد ٬ بنازم این رحمت و عدالت را! و شیطان شرمنده و خجل که نتوانست خلیل خدا را فریب دهد.
    کارتون از عتيق شاهد
    امروز حدود دو میلیون مسلمان زائر٬ با گفتن لبیک الهم لبیک... بر دور کعبه (خانه خدا) چرخیدند و چرخیدند و لبیک الهم لبیک ... تکرار و تکرار ! کاش میشد گفتن لبیک الهم لبیک... را در هر مکان سر داد و عنوان حاجی و حاجی صاحب را بدست آورد البته که نمیشود٬ باید خرچ کرد٬ باید پول داد باید به سعودی سفر کرد این یک فریضه است٬ باید سنگ پرتاپ کرد باید از مروه تا صفا را برای چند مرتبه طی کرد باید سر را در سنگ سیاه ( حجره الاسوه ) داخل کرد باید لمس اش کرد و گرنه حاجی نیستی و کسی تورا حاجی صاحب خطاب نمیکند و این عنوان مذهبی و مقام اجتماعی را به ارزان نفروشند! باید خرید و باید پول داد البته که معامله خوبی است هم فریضه اسلامی را انجام دادی و هم عنوان و مقام را در اجتماع به دست آوردید ( خدا و خرما هر دورا ) .
    به راستی حاجی و حاجی زاده صاحب این شعر مولانا را تا حالا شنیدی؟

    اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد

    معشوق همين جاست بياييد، بياييد

    معشوق تو همسايه ديوار به ديوار ... .
    اگر باور و ایمانی است پس او ( خداوند) همه جا است همین جا در کنار تو همینجا هم میتوان محرم شد٬ با يك قربة الي الله هنگامیکه ذهنت را «مشعرالحرام» و تمام زشتی های دنیارا «شیطان » بدانی! وقتی قلبت را صحرای عرفات بسازی ‌‌"همه جا خانه عشق است چه مسجد چه كنشت " تا حالا از حال و روز همسایه فقیر دیوار به دیوراد خبری گرفتی؟ زمستان ناجوان مردانه سرد و سوزان است طفل همسایه موزه و لباس گرم ندارد! همسایه ات هنوز مواد سوختی برای زمستان نتوانسته است بخرد شاید هم این شب گرسنه بخوابند.
    شاید هم نمیخواهی با خبر شوی! شاید مقام و عنوان اجتماعی مهمتر از هر چیز دیگر است.
    شاید رضایت خدا در گرو رضایت آل سعود است شاید حکمت الهی این بوده که کعبه در سعودی باشد شاید هم آنها مقرب تر از تو و من به خدا باشند شاید من و تو مسلمان غیر سعودی و عرب مسلمانان درجه دو باشیم و شاید های دیگر.

    منابع : کابل پرس و کنکاش
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    avatar

    پست في الأحد 23 ديسمبر 2007 - 0:58  admin

    اسطوره پنجم (انسان قربانی)




    در یونان قربانی انسان در پیشگاه خدایان امری عادی و معمول در میان حاکمان و سرداران یونانی بود. چنانکه رهبر سپاهیان تروا دختر خویش را قربانی کرد. در آن جا رسم چنین بود که در هنگام قحطی و خشکسالی یا شیوع بیماریهای خطرناک یکی از بینوایان شهر را جامه مقدس می پوشاندند و از بیت المال اطعام می کردند و سپس او را با شاخه های مقدس می آراستند و او را از بالای صخره ای بلند به زیر می افکندند اما با گذشت زمان موضوع قربانی ساختن آدمیان محدود تر گشت و تنها مجرمان محکوم به مرگ را قربانی می کردند اما از قرن چهارم پیش از میلاد کم کم رسم قربانی ساختن انسانها در پای خدایان به قربانی کردن حیوانات تبدیل شد .قربانی کردن حیوان به جای انسان از گامهای بلند تمدن انسان است.در این میان داستان ابراهیم پیامبر (ع) و ذبح اسماعیل و جایگزینی آن با گوسفند می تواند بیانی تمثیلی از تغییر این رسم و برداشتن این گام در تمدن انسانی به حساب آید

    در دین یهود علاوه بر قربانیهای حیوانی و محصولات زمینی از قربانی انسانی نیز نشانه هایی وجود دارد که نشانگر آن است که تا ظهور مسیحیت قربانی فرزندان از برای خشنودی خداوند امری مرسوم و متداول بوده است . قربانی فرزند اول از شعائر بسیار قدیم یهودیان است که به شهادت کتاب مقدس در میان بنی اسرائیل مرسوم بوده است. در هیچ جای تورات به مراسم مخفی و پنهانی قربانی آدمیان اشاره نگردیده بلکه پیوسته از آ ن به عنوان یک شعار عادی و معمولی یاد کرده است.
    در داستان قربانی شدن حضرت عبدالله پدر بزرگوار پیامبر اکرم ( ص) نیز ما ردپای همین رسم را می بینیم که این قربانی با تعدادی شتر معاوضه گردید.
    حضرت مسیح هم در تاریخ مسیحیت به عنوان قربانی خداوند به منظور آمرزش گناه اولیه انسان معرفی شده است. این نیز خود بیانی دیگر از اسطوره قربانی در تاریخ تمدن بشر است.
    امام حسین (ع) هم در برخی داستان سرایی ها به همین شکل معرفی می شود یعنی قربانی برای آمرزش انسانها و امکان شفاعت در روز قیامت . گویی که اگر امام حسین (ع) در راه خدا کشته نمی شد نمی توانست شفاعت زیادی انجام دهد. چنین تصویری از امام حسین (ع) تصویری مسیح واره از این امام همام است که به دنیا آمده تا بار گناه امت را بر دوش کشیده و با فداکردن خود نه نجات دهند دین جدش از انحراف که شفاعت کنند خاطیان در روز حشر باشد.
    منبع : ویبلاگ ابجد


    اين مطلب آخرين بار توسط در الأحد 23 ديسمبر 2007 - 9:11 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
    avatar

    پست في الأحد 23 ديسمبر 2007 - 2:53  admin

    قربانی از قدیمی ترین ایام تا اسلام



    ذبیحه و قربانی آئینی است که در اغلب ادیان و مذاهب دنیا وجود دارد . قربانی شاید همانند دیگر بخشش ها و عطاها که ایمان آدمی را می آزماید برای سنجش میزان گذشت انسان از مالکیت ها و تملک هاست، و شاید برای آشکار شدن صدق نیت ها . عید قربان بر نماد قربانی بزرگ ابراهیم استوار است. ابراهیم درکشاکش اطاعت از جان هستی و مهر پدری گرفتار آمده است. رویاهای شبانه او را به قربانی کردن عزیزترین فرزند امر می کند و دل پدری کهنسال در عشق پسر نوجوان گرفتار است. ابراهیم تسلیم اوامر الهی می شود اسماعیل را به قربانگاه می برد و آنگاه... از جانب خداوند گوسفندی وارد می شود تا به جای اسماعیل ذبح شود. چرا که ابراهیم به وحی الهی عمل کرده است. او پیش از آنکه اسماعیل را به قربانگاه برد، مهر به اسماعیل، مهرپدری به یگانه پسرش را به مذبح برد و سر برید و نمادی شد برای گذشتن از همه چیز در راه رضای خداوند. ابراهیم بزرگمرد بت شکن تاریخ دریافت خداوند او را تنها و خالص و سره از آن خود می خواهد. خداوند غیور است در دل ابراهیم که جای مهر خداوندی است جایی برای اغیار نیست، حتی اگر این غیر، اسماعیل باشد. در تمام ادیان الهی اسلام، مسیحیت، زرتشتی و یهود مراسم قربانی وجود دارد و همینطور در سایر آئین هایی که برخاسته از اسطوره ها، افسانه ها و چند خدایی انسان کهن است می توان ردپای پررنگی از این مراسم را مشاهده کرد. آنچه در زیر می آید بررسی اجمالی در این زمینه است.
    قربانی ، امروزه به ویژه در میان مسلمین با هدف و انگیزه تقرب و یا عمل به نذر است و منحصراً با ذبح حیوانی که برای مراسم در نظر گرفته شده است به انجام می رسد ولی در گذشته های دور و در میان قبایل گوناگون با انگیزه ها و شیوه های متفاوتی (از قبیل قربانی کردن حیوان و انسان) انجام می یافته است. انگیزه ها واهداف قربانی در میان قبایل و طوایف دوره باستان که بیشتر آنان ارباب انواع ( خدای خورشید، آسمان، زمین، ماه، باران و...) را می پرستیدند شامل موارد زیر بوده است:
    1- ایمنی از خشم خدا و طلب یاری از او: مومنان در جریان عبادت خود را به مذبح که در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می کردند.
    2- قربانی انسانبه خاطر دوستی: که گاه افراد انسانی قربانی می شدند.
    3- جلب خشنودی خدایان: انسان دوره باستان به واسطه آنکه خود را در برابر طبیعت ناتوان و رویدادهای آن را خارج از اختیارات خود و در مقابل منافع خود می دید همواره برای برآوردن خواستهایی نظیر رویش محصول، یافتن شکار، بارش باران، فرونیامدن صاعقه و امثال اینها برای الهه های این پدیده های طبیعی قربانی می کرد.
    4- هنگام شیوع بیماری: هنگام شیوع بیماری های خطرناک در "ماسالی" ، یکی از بینوایان شهر را جامه مقدس می پوشاندند و از بیت المال اطعام می کردند و سپس او را با شاخه های مقدس می آراستند و در میان مردمی که تصور می کردند با این عمل گناهانشان بخشوده می شود، او را از بالای صخره به زیر می انداختند.
    5- هنگام قحط و غلا: مردم "آتن " هنگام قحط و غلا در شیوع طاعون و امراض دیگر یک یا چند نفر از افراد بشر را قربانی می نمودند تا شهر خود را پاک سازند.
    6- برای پیروزی در جنگ: سپاهیان قبل از آغاز جنگ برای پیروزی خود قربانی تقدیم می کردند.
    7- تطهیرمحل تشکیل مجالس عمومی:در آتن برای تطهیر محل تشکیل مجالس عمومی خوکی قربانی می کردند.
    8- گریزاندن ارواح تبهکار و مصیبت: این آئین به ویژه در میان رومیان انجام می گرفت. دسته ایی برگرد چیزی که می بایست پیراسته شود می گشتند و نماز می گزاردند و قربانی می کردند و بدین گونه ارواح تبهکار را می پراکنده، مصیبت را می گریزاندند. این عمل به ویژه برای محصول، رمه، سیاه و شهر به کار می رفت.
    9- دفع بحران بزرگ: بعضی از اقوام باستانی به هنگام بحران های بزرگ، کودکانی تا سیصد تن را در عرض یک روز قربانی می کردند.
    10- کفاره گناهان: در حالات یهود می خوانیم که آنها برای کفاره گناهان خویش قربانی می کردند.
    شیوه های قربانی به طرق گوناگونی نه شاید به گوناگونی انگیزه ها و اهداف آن انجام می گرفت که پرتاب کردن از صخره، استفاده از تبردو دم و سوزاندن قربانی از این روش هاست.
    در بخش دوم این نوشتار به بررسی مراسم قربانی در میان اهل کتاب( یهود، نصارا و زرتشتیان) خواهیم پرداخت.
    - دین یهود:از واقعیت ذبیحه و قربانی در بین یهود اولیه به دلیل تحریف هایی که بر تورات رفته است، اطلاعی در دست نیست و آنچه هم اکنون از این مراسم در اختیار داریم از منابع فعلی یهود است.
    درباب32- سفر خروج می خوانیم که: جناب هارون گوساله ساخت و مذبحی برای او بنا کرد وفریاد زده گفت: فردا عید است . برای خداوند گوساله را عبادت کرد و بنی اسرائیل را هم امر به عبادت او نمود. پس ایشان به امر هارون ذبایح برای گوساله ذبح نمودند و قربانی ها برای تقرب کردند.(1)
    در آیه 3 از باب 5 سفر خروج می خوانیم: به صحرا برویم و نزد یهوه خدای خود قربانی بگذاریم مبادا ما را به وبا یا شمشیر مبتلا سازد. از آنچه که در کتاب مقدس آمده می توان نتیجه گرفت که ذبح قربانی یکی از اجزاء دین یهود است.
    در شریعت حضرت موسی برای ذبایح نظم و ترتیبی وضع شده بود در حالیکه قبل از شریعت وی با توجه به نوع و تعداد ذبایح و شرایط ذبح، ذبایح اختیاری بودند هر کاهن با دست خودش ذبح می کرد. کَهَنه (کاهنان) در بین یهود آنانی بودند که به درجه کهونت رسیده و اجازه داشتند خودشان قربانی و ذبایح را ذبح کنند. آنها تنها کسانی بودند که وظیفه انجام شعائر دینی را به عهده داشتند. قبل از آنکه حضرت موسی به کوه طور خوانده شود و الواح مقدس را دریافت کند، ذبایح در بین بنی اسرائیل اختیاری بود، وضعیت ثابت و مرتبی نداشت و با توجه به نوع حیوان مذبوح و ذبایح تعداد آنها و شرایط متفاوت بود. ولی پس از آن در ذبح و قربانی ها ترتیب و انسجامی پدید آمد و بعدها تقدیم ذبایح در خانواده هارون انحصاری گشت.
    قربانی در یهود به دو دسته قربانی "خونین" و"غیرخونین" تقسیم می شدند که ذبایح خونین خود سه دسته بودند.
    1- قربانی و ذبایح سوختنی:رسم چنین بود که آنها را به گونه ایی می سوزاندند که غیر از پوست حیوان چیزی باقی نمی ماند که البته آن پوست نیز سهم کاهن بود.
    2- قربانی ها و ذبایح تکفیری و خطایی: چنانکه از اسم آن برمی آید به جهت تکفیرگناهان و یا تجاوز از شریعت دهگانه موسی انجام می یافته و پاکی فرد خاطی هدف آن بوده است. البته در این نوع ذبایح تمام ذبیحه سوزانده نمی شد بلکه تنها دنبه های آن سوزانده می شد و آنچه از ذبیحه باقی می ماند به کهنه می رسید. در این مراسم اگر دسترسی به قربانی بزرگ نداشتند یک جفت کبوتر قربانی می کردند.
    3- قربانیها و ذبایح سلامت:این نوع قربانی جزو ذبایح واجب محسوب نمی شد.
    علاوه بر اینها ذبح دو گنجشک برای تطهیر و شفا یافتن از برص انجام می گرفت. اوامر دهگانه خداوند امر می کرد ذبایح از عیوب مبرا و از سلامتی برخودار باشند ونیز امر می کرد که تعداد ذبایح تقدیمی بایستی متناسب با قدرت و توان تقدیم کننده باشد. کیفیت تقدیم ذبایح چنین بود که فقط شحم( پیه) و کلیه های آنها را می سوزاندند و باقی مانده به مصرف کاهن و تقدیم کننده می رسید. به اینصورت که گوشت سینه و کتف ها به کاهن و باقی را به صاحب ذبیحه می دادند.
    بخش دیگری از ذبایح یهود ذبیحه طیور و پرندگان است که خود به سه دسته تقسیم می شد.
    1- اگر فردی گناه می کرد و قدرت ذبح حیوان چهارپا را نداشت، بخاطر فقر و نداری پرنده ایی را ذبح می کرد که کفاره گناهانش باشد.
    2- برای تطهیر زنان بعد از زایمان.
    3- برای تطهیر شفا یافتگان از بیماری برص.
    دیگر ذبایح معمول در بین یهود ذبایح یومیه بوده است که بره ها و قوچ های دو ساله ایی را یکی صبح و دیگری عصر بعد از غروب خورشید ذبح می کردند.
    و اما ذبایح غیرخونین یهود به این صورت بود که کاهن دو دستش را بر سه بز نری به اسم" عزازیل" گذارده و به تمام گناهان بنی اسرائیل اعتراف می کرد، سپس حیوان را بدون سربریدن در بیابان رها می ساخت. که البته همه این مراسم قربانی اعم از خونین و غیر آن با دعایی همراه بود.
    - دین مسیحیت:
    ذبیحه و قربانی در نزد نصاری یک جزء جوهری و یک بخش انفکاک ناپذیر دینی محسوب می شد. نصاری ذبایح خود را فقط " لوجه الله" تقدیم می کردند به این صورت که ذبیحه تقدیمی را برای رضایت خداوند نابود می کردند و به این وسیله به سلطه خداوند برخویش اعتراف می کردند.
    ذبیحه در نزد بعضی از مسیحیان یکی بیش نیست و آن جسد و خون مسیح است که برمذبح توسط کهنه پیشکش می شد ذبیحه در نزد ایشان دو صورت ظاهر و باطن داشت، صورت ظاهر نان و شراب و صورت باطن به جسد و خون مسیح استحاله می شد و به این صورت ذبیحه تمام بود. اما در نزد پروتستان ها مسیح فقط آن ذبیحه آخری است و این استحاله نان و شراب را به گوشت و خون مسیح منکرند. نصاری هنگام ذبح اسم حضرت مسیح را برده و سپس ذبیحه خود را ذبح می کردند.
    - دین زرتشت:
    برای بررسی آئین قربانی در دین زرتشت بهتر آن است آن را در سه دوره قبل، همزمان و بعد از زرتشت بررسی کنیم:
    الف- قبل از زرتشت:
    در این دوره ذبح قربانی وجود داشته است. آئین و دین رایج آن زمان "مهرپرستی" و "میترائیسم" بوده و به گواهی تاریخ در این کیش قربانی جایز بود. پیروان این کیش به هنگام بهار گاوی را در معبد قربانی می کردند. در این دوره علاوه بر اهورامزدا چهارعنصر آفتاب و ماه، آب و خاک نیز مقدس شمرده می شدند و برای آنها فدیه وقربانی می دادند.
    ب- همزمان با زرتشت:
    در زمان ظهور زرتشت اختلاف بسیار است و این اختلاف زمانی از 6500 تا 400 قبل از میلاد مسیح را دربرمی گیرد ولی زمان ظهور زرتشت هرزمان بوده باشد ، به گواهی مطالب گاتاها( گفته های زرتشت) هرگونه ذبح حیوانات، قربانی کردن آنها و ساختن معبد ممنوع بوده است. چرا که به اعتقاد ایشان چهارپایانی که بشر را غذا می دهند و برای او کار می کنند باید مورد احترام قرار گیرند. زرتشت در گاتاها صریحاً اعلام می کند: نفرین تو ای مزدا به کسانی باد که با تعلیمات خود مردم را از کردار نیک منحرف می سازند و به کسانی که حیوانات را با فریاد شادمانی قربانی می کنند.
    در حقیقت چون آئین های چند خدایی پیش از زرتشت بر قربانی های متعدد و مکرر استوار بود زرتشت با ایجاد یک رفرم مذهبی، برخی آداب ورسوم مرسوم رایج زمان خویش را حذف و آئین جدیدی بنیان نهاد.
    ج- بعد از زرتشت:
    بعد از مرگ زرتشت تعالیم وی تحت تأثیر سنن جاری و احتیاجات زندگی و تمایلات مومنین تغییر یافت و ذبح قربانی با مراسم شگفت آوری پای به عرصه نهاد و تا آنجا پیش رفت که زرتشتیان در مراسم و اعیاد خویش از قربانی استفاده می کردند. یکی از این مراسم جشن مهرگان است ( به جا مانده از روزگاران مهرپرستی ) که زرتشت با تمام نیرو با آن مخالفت ورزیده بود ولی معلوم نیست دوباره در چه عهدی و در اثر چه عواملی در بین زرتشتیان متداول شده است . در قرن های اخیر اغلب خانواده های زرتشتی ساکن ایران در جشن مهرگان گوسفندی را سر می بریدند.
    زرتشتیان ظاهراً تنها در جشن بهمنگان است که از خوردن گوشت و قربانی خودداری می کنند. زرتشتیان بهمن( وهومن) را فرشته مقرب "اهورامزدا" می دانند و در عالم معنوی آن را مظهر اندیشه نیک و دانش خداداد می دانند. پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این "امشاسپند" واگذار شده است و در این روز زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود از کشتار حیوانات و خوردن گوشت آنها خودداری می کنند. متعصبین آنها این عمل یعنی پرهیز از خوردن گوشت و کشتار گاو و گوسفند و مرغ و... را در همه روزهای ماه بهمن ادامه می دهند. در اینجا لازم به یادآوری است که روزهای وهمن(2) ماه(3) گوش(4) و رام(5) در نزد زرتشتیان بنام روزهای " نَبُر" معروفند و هرماه در چهار روز نامبرده زرتشتیان" نبرنگه" نگاه می دارند یعنی از ذبح حیوانات و مصرف گوشت آنها خودداری می نمایند.
    با آنچه آمد به نظر می رسد که قربانی در دین اسلام خردمندانه ترین و مقتصدترین آئین در میان تمام ادیان است. در دین اسلام تنها قربانی های واجب ، قربانی روز عید قربان برای حاجیان و قربانی در پی نذر و قسم است. بقیه قربانی ها اعم از عقیقه کردن گوسفند برای بیمه کردن سلامت کودک و امثال آن مستحب است و از سوی دیگر تاکیدات مکرر شده است که قربانی ها در میان افراد بی بضاعت و خویشان تقسیم شود. که این مسئله در مقایسه با سوزاندن حیوان و رها کردن آن در صحرا که آشکارا اسرافی در منابع غذایی است بسیار سودمندانه و خردمندانه است.
    پی نوشت ها:
    1- البته طبق آیات قرآن کریم این سامری بوده که گوساله را ساخته و قوم یهود را به عبادت آن فراخوانده و نه حضرت هارون.
    2- وهمن، روز 2 هر ماه .
    3- ماه، روز 12 هر ماه.
    4- گئوش یا گوش، روز 14 هر ماه.
    5- رام، روز 21 هر ماه.


    منبع: تبیان

      اكنون الثلاثاء 22 مايو 2018 - 0:53 ميباشد