دو سروده از محمد قاسم هاشمي

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6925
    Registration date : 2007-06-20

    دو سروده از محمد قاسم هاشمي

    پست  admin في الخميس 7 فبراير 2008 - 6:47

    در غربت
    به خود چقدر روم بیشتر فرو اینجا؟
    که صد جوانه فروماند از نمو اینجا
    نصیب و هیبت آوارګی و تنهایی
    ضمیر و نغمهً نغز برو،برو اینجا
    کدام شهر صفاییست در نهایت ره؟
    که خون دل دهدم هرګهی وضو اینجا
    همای بام بلند جهان پامیرم
    به زور دام نګیرد عقاب خو اینجا
    نه خویش طاقت رفتن به خویش میبینم
    نه یار میکندم جلوه روبرو اینجا
    سرشک حاصل شوری کدام ترکیبست؟
    که رنګ میبرد هر روز زآرزو اینجا
    شباب رفت، پریشان فصل نسیانم
    که عین فرحت وصل است یاد او اینجا
    به فیض رحمت اقبال و استجاب دعا
    فلک مباد کند خاک ما سبو اینجا
    تب بلند دلم آتش چه آهی شد؟
    که نبض تند سخن خفت در ګلو اینجا
    سیزدهم اپریل سال 2002 ، لیون فرانسه
    یاد
    ناله توفان کرد امشب کشورم آمد به یاد
    دشت و کوه و سنګ خونین پیکرم آمد به یاد
    نازهای غنچه تا دیدم در آغوش نسیم
    مهربانی ها و لطف مادرم آمد به یاد
    ګرمیٍ بازار حسنٍ غنچه دیدم در چمن
    حسنٍ مهرویانٍ اندر چادرم آمد به یاد
    روحٍ ګلشن از ترنم های باران تازه شد
    قرسکٍ پنجشیر و سارٍ لوګرم آمد به یاد
    عاقبت آوارګی اسپند خاکستر کند
    بیقراری های روی مجمرم آمد به یاد
    سطحٍ هموار غریبی مرغ میسازد زعقاب
    لانه ای آزادٍ شاهین پرورم آمد به یاد
    پیشٍ پا افتیدنٍ ګل دیدم اندر پای خار
    از شفق شب تحفه دارم، باورم آمد به یاد
    بسکه بارٍ رنجٍ تنهایی کشیدم در سفر
    هولٍ رستاخیز و روزٍ محشرم آمد به یاد
    از سرٍ مردانګی تا ناله دزدیدم چو نی
    بینوایی تا لبٍ خنیاګرم آمد به یاد
    ناله چیدنهای نی دیدم ز انفاسٍ صدا
    سر بریدم خامه را تا دفترم آمد به یاد
    سال 1997 شهر ویشی فرانسه
    محمد قاسم هاشمی
    از لیون فرانسه

      اكنون الخميس 23 نوفمبر 2017 - 2:03 ميباشد