حكايت رسوايي عمر زاخيل وال در واشنگتن

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6909
    Registration date : 2007-06-20

    حكايت رسوايي عمر زاخيل وال در واشنگتن

    پست  admin في الإثنين 30 أبريل 2012 - 18:27

    حكايت رسوايي عمر زاخيل وال در واشنگتن: برگرفته شده از صفحه انترنتي (شبكه اطلاع رساني افغانستان) حکایت اول : بنابر خبرهای واصله از واشنگتن، آن دسته از کمپنی های خصوصی امریکائی فعال در افغانستان که از آغاز حکومت رییس جمهور کرزی تا حال از پرداخت مالیه به حکومت خودداری کرده اند در تلاش بوده اند تا با دادن 5 میلیون دالر رش...وه به وزیر مالیه و سفیر افغانستان در واشنگتن موضوع مالیه خود را که بالغ بر بیست میلیون دالر میگردد، حل نمایند و روی این مشکل سرپوش بگذارند. عمر زاخیلوال از ماهها به اینطرف با رابط این کمپنی ها که یک خانم ایرانی تبار در واشنگتن می باشد و عضو یک کمپنی حقوقی است در تماس بوده است و در شهرهای دبی و واشنگتن با این خانم بطور پنهانی دیدار داشته است. قرار است که این کمپنی ها 4 میلیون دالر رشوه به عمر زاخیلوال و یک میلیون دالر به اکلیل حکیمی که از طرف زاخیلوال نماینده و رابط جهت پیگیری گفتگوها در واشنگتن بوده است، بیردازند. حکیمی و خانم امریکائی ایرانی تبار بارها در طول سال گذشته در شهر واشنگتن ملاقات داشته اند و مسئول پیشبرد مذاکرات بوده اند. به تاریخ سوم ثور روز یکشنبه عمر زاخیلوال با این خانم در رستوران کافی میلانو شهر واشنگتن قرار ترتیب داده و طبق گفته مدیر رستوران زاخیلوال با یک دسته گل سرخ ساعت 8:30 شب به رستوران میرسد و نیم ساعت بعد آن خانم به او ملحق میشود. میز برای چهار نفر از طرف مدیره تشریفات سفارت افغانستان در واشنگتن رزرو شده بود که این چهار نفر عبارت از خود زاخیلوال، حکیمی سفیر افغانستان، خانم مهرنوش (دختر امریکائی ایرانی تبار) و خانم آریان مدیره تشریفارت سفارت واشنگتن بوده است. قرار بوده که این چهار نفر تا دیر وقت آن شب در کنار هم لحظات خوش داشته باشند اما بخت با آنها یار نشده و هیئت رسمی افغانستان که برای شرکت در کنفرانس به میزبانی بانک جهانی در واشنگتن بسر می برده تصادفا برای صرف نان شام به همان رستوران میروند. زاخیلوال و دختر رابط کمپنی ها که منتظر حکیمی و خانم آریان بوده اند با دیدن هیئت افغانستان آشفته شده و دست زاخیلوال به بوتل شراب که سر میزش بوده برخورد میکند و بوتل روی میز چپه شده و روی میز بشمول پتلون زاخیلوال با رنگ سرخ شراب رنگین می شود. هیئت های کشور ترکیه و ایران هم در انوقت در رستوران بوده اند و این وضعیت را مشاهده میکنند. زاخیلوال با دختر بعد از دقایقی عجولانه رستوران را ترک میکند. طبق گفته یک منبع، زاخیلوال و حکیمی تا حال یک سوم از کل مبلغ رشوه را دریافت کرده اند. چند ماه قبل هم وقتی زاخیلوال به واشنگتن آمده بود در یک شب با همین دختر و اکلیل حکیمی در یک رستوران در شهر واشنگتن قرار ملاقات گذاشته اما در میز پهلوی آنها یک فرد افغان دیگر با دوستان امریکائی خود بوده که حکیمی و زاخیلوال متوجه افغان بودن آن فرد نشده و حین خوردن نان و نوشیدن شراب گپ های خصوصی را در مورد رشوه کمپنی ها به یکدیگر می گویند. حکیمی به زاخیلوال می گوید :" تشویش نکن وزیر صاحب و خاطر جمع باش هیچ کس از این موضوع باخبر نمی شود. در سفارت اکثر اشخاص را از کابل خودم مقرر کرده ام و آنها سالها برای من در چین و جاپان کار کرده و قابل اطمینان هستند". این فرد افغان میگه که حکیمی و زاخیلوال بسیار کوشش میکردند که فارسی را با آن دختر به لهجه ایرانی صحبت کنند اما نمی توانستند. حکایت دوم : از واشنگتن خبر میرسد که عمر زاخیلوال وزیر مالیه جمهوری اسلامی افغانستان که غرض شرکت در یک کنفرانس بین المللی به میزبانی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به واشنگتن آمده بود به روز یکشنبه 3 ثور1391 ساعت 8:30 شب در رستوران کافی میلانو واقع در منطقه جورج تاون شهر واشنگتن دی سی با یک دختر بدنام امریکایی ایرانی الاصل در حالی دیده شده که یک بوتل شراب و یک دسته گل سرخ و سفید سر میزشان بوده است. داستان از این قرار است که روز یکشنبه شام آقای شام بتی جا مشاور ارشد رییس جمهور در امور اقتصادی به دیگر اعضای هیئت افغانستان مرکب از نورالله دلاوری، ادیب فرهادی، قدیر نور سکرتر اول سفارت و شکیب نوری اتشه تجارتی سفارت پیشنهاد می کند که به یاد مرحوم شهریار سفیر سابق که معمولا هیئت های افغانی را به رستوران کافی میلانو دعوت می داد، برای صرف نان شام به این رستوران بروند. اعضای هیئت این پیشنهاد را قبول می کنند. بنابراین به طرف رستوران حرکت می نمایند. اما یک عضو دیگر هیئت که عمر زاخیلوال می باشد حدود دو ساعت قبل به بهانه اینکه خسته است و نیاز به استراحت در هتل محل اقامتش دارد از دیگران جدا میشود. وقتی هیئت افغانی به رستوران میرسد متوجه میشود که هیئت دیگر کشورها منجمله ترکیه و ایران هم به این رستوران آمده اند و چندین موتر پولیس و امنیت امریکا در مقابل رستوران توقف کرده اند. این موترها ی پولیس بخاطر حضور علی با به جان معاون صدراعظم ترکیه در امور اقتصادی که ریاست هیئت ترکیه را عهده دار است، میباشد. وقتی هیئت افغانی داخل رستوران میشود مدیر رستوران به استقبال آمده و به هیئت میگوید که: "آقای زاخیلوال وزیر مالیه شما هم با مهمانش امشب به رستوران آمده اند و ما را مفتخر ساخته اند. میز شما را نزدیک به میز ایشان آماده کرده ایم". سپس وی هیئت را رهنمائی می کند به طرف میز. زاخیلوال با دیدن نورالله دلاوری و شام بتی جا سراسیمه شده و با آشفتگی از جا بر میخیزد تا سلام نماید اما دستش به بوتل شراب می خورد و بوتل چپه میشود. رنگش پریده و عرق بر چهره اش نمایان می گردد. شراب قسمتی از پتلون زاخیلوال را سرخ رنگ کرده و گلهای سفید رنگی را که در میان چند گل سرخ به زیبایی آراسته شده راهم رنگین می سازد. زاخیلوال این دسته گل را برای دختر امریکائی ایرانی الاصل که در واشنگتن بسیار بدنام است آورده بود. بعد از حدود ده دقیقه و میل یک گیلاس شراب که قبل از چپه شدن بوتل در گیلاس شراب زاخیلوال و دختر همراه وی ریخته شده بود، زاخیلوال با دختر عجولانه و بدون خداحافظی با هیئت افغانی رستوران را ترک می کنند. بعد از بیرون شدن از رستوران، زاخیلوال و دختر متوجه می شوند که موتروان فیلیپینی اکلیل حکیمی سفیر کبیر و نماینده فوق العاده رییس جمهوردر امریکا که این دختر را به رستوران آورده بود، بدون اطلاع آنجا را ترک کرده و پشت حکیمی و خانم آریان رئیسه تشریفات سفارت که سفیر با او روابط ... دارد رفته تا این دو را هم به رستوران بیاورد تا نان شام را با زاخیلوال صرف کنند. زاخیلوال با دختر مجبور میشود تا با تکسی به هتل بروند. زاخیلوال فورا با حکیمی به تماس می شود و به او میگوید که با خانم آریان به رستوران نرود چون آنها مجبور شدند که بخاطر هیئت افغانی آنجا را ترک کنند. سفیر فورا به اتشه تجارتی سفارت به تماس می شود و با عصبانیت از او می پرسد که چرا هیئت را به آن رستوران برده است. اتشه تجارتی میگوید که او و دیگر اعضای هیئت فکر میکردند که زاخیلوال در هتل مانده چون گفته بود که خسته است و اصلا فکر نمیکردند که وزیر صاحب با ان دختر بدنام در آنوقت شب به رستوان کافی میلانو باشند. سفیر گپ اتشه تجارتی را قطع میکنه و با پرخاش میگه که این موضوع اصلا به تو ربط ندارد و فردا اول وقت با سکرتر اول به دفترم بیا که کارتان دارم. فردا وقتی این دو شخص به دفتر سفیر میروند سفیر با عصبانیت آنها را تهدید میکنه که چنانچه کسی از این موضوع با خبر شود، هردوی آنها از وظیفه منفک خواهد شد. سکرتر اول و اتشه بخت برگشته میگند که این حادثه در مقابل چشمان هیئت افغانی و دیگر هیئت های خارجی رخ داده و آنها نمی توانند که از دیگران بخواهند تا این موضوع را مخفی نمایند. قابل یاد آوریست که محترم اکلیل حکیمی بعد از دو واقعه درگیری فیزیکی در طی شش ماه اخیر در سفارت واشنگتن بسیار بدنام شده و توسط کمیسیون روابط خارجی پارلمان احضار گردیده است. اکنون او تلاش می کند تا به هر وسیله ممکن هیئت های رسمی را که از کابل برای انجام دیدار به واشنگتن می آیند راضی و خوش سازد تا آنها برای ابقای ایشان به حیث سفیر همکاری کنند. متاسفانه حکیمی برای کسب رضایت مقامات افغان که به واشنگتن می آیند هیچ حد و مرز نمی شناسد و اصول اخلاقی و شرافت افغانی و انسانی را هم زیر پا می گذارد. روز چهارشنبه فردی در کابل به برخی از ادارات و مقامات ایمیل میزنه و از خبر عشق بازی وزیر صاحب زاخیلوال با آن دختر بدنام به همه اطلاع میدهد. زاخیلوال فکر میکنه این کار اتشه تجارتی است و میترسد مبادا این رسوایی او را از چوکی وزارت پائین کشد. روز پنجشنبه به اتشه تجارتی مستقیم زنگ می زنه و با بی حرمتی شکیب نوری اتشه تجارتی را تهدید میکنه که اگر به این موضوع بیشتر دامن بزند او را تیکه تیکه میکند. اما اتشه تجارتی با هوشیاری صدای زاخیلوال را ثبت میکند. بعد از مشوره با سفیر صاحب حکیمی، زاخیلوال روز جمعه به حکیمی ایمیل میزنه و در این ایمیل برخی مقامات را سی سی میکند. جالب است که در این ایمیل زاخیلوال پذیرفته که او با دختر بدنام در رستوران کافی میلانو برای نان شام رفته اما به مقصد کاری. جناب وزیر فراموش کرده که در هیچ جای دنیا رسم نیست که برای گفتگو و صحبت کاری کسی برای طرف دسته گل ببرد. زاخیلوال در این ایمیل شکیب نوری اتشه تجارتی را مقصر معرفی می کند.

      اكنون الجمعة 20 أكتوبر 2017 - 9:08 ميباشد