چالش فقرزدگي و دين‌باوري در افغانستان

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7037
    Registration date : 2007-06-20
    20080325

    چالش فقرزدگي و دين‌باوري در افغانستان

    پست  admin




    چالش فقرزدگي و دين‌باوري در افغانستان
    قاسم محسني

    پيشگفتار:



    در طول تاريخ فقر و تهي دستي از بنيادي­ترين مشكلات و از ناهنجارترين دردها در زندگي انسان ها بوده است و امروزه نيز اين پديده همچنان مشكل ملموس جامعه هاي انساني است كه پيامدهاي منفي بسياري را در پي دارد.

    اين پديده در همه اي ادوار تاريخ مورد نكوهش بوده است و همه اي انديشمندان و زمامداران جوامع انساني از آن به عنوان جريان ناگوار، تلخ و نگران كننده ياد كرده اند.

    با مطالعه مباني اسلامي حتي به صورت اجمالي، نيك روشن مي شود كه اسلام مدعي مبارزه با همه اي ناهنجاري ها و كاستي ها و از آن جمله با فقر است و با علل و عوامل آن به نبرد سترگ برخواسته است زيرا «در اصل و فروع و تا كوچكترين احكام خود، در تضاد با مترفان و مسرفان و مستكبران و متكاثران است».

    لذا در اين نوشته سعي خواهد شد به نقش فقر در فرايند دين زداي به خصوص فرايند اين مساله در افغانستان پرداخته شود.

    و از اين منظر به مساله نگاه شود كه جايگاه فقر در دين گريزي در كشور تا چه اندازه درست است لذا قبل از پرداختن به اصل بحث ابتدا به طور فشرده به تعريف فقر و انواع فقر و چهره فقر از ديدگاه آيات و روايات اسلامي مي پردازيم.



    تعريف فقر: (Poverty)

    نظام قشربندي و نابرابري هاي اجتماعي در همه اي جوامع در طول تاريخ به ما نشان مي دهد كه انسان ها از نظر خلقت و استعدادها يكسان آفريده نشده اند و لذا امكانات مادي و معنوي هم بين آنها به يكساني موجود نيست.

    وجود نابرابري هاي اجتماعي در برخي جوامع مي تواند به مفهوم تقسيم بندي گروه هاي موجود فقير و غني تلقي گردد.

    جامعه شناسان فقر را معياري براي سنجش عدالت اجتماعي در يك جامعه مفروض مي دانند، و اقتصاد دانان ميزان درآمد افراد يا خانواده ها و يا به عبارت ديگر ميزان درآمد سرانه را شاخصي براي اندازه گيري فقر و غني افراد يك جامعه در نظر مي گيرند.

    در فرهنگ معين فقير به معني تهيدست، تنگ دست، و محتاج آمده است.

    در فرهنگ لاروس فرانسه ذيل واژه اي فقير (Pauvce) فقير را به مفهوم كسي كه منابع، اموال و پول كمي در اختيار دارد و يا فردي كه كم و ناكافي توليد داشته باشد تعريف كرده و فقرا را وضعيت كسي يا فردي مي داند كه فقير است.

    امام محمد غزالي در كيمياي سعادت خود، اصل دنيا و ضرورت زندگي را سه چيز معرفي كرده: طعام، لباس، مسكن.

    در بسياري از فرهنگ هاي لغت فقر را به معني عدم تكافوي ضروريات زندگي تعريف كرده اند كه اين ضرورت هاي زندگي در جوامع گوناگون و در زمان هاي مختلف معيار و اندازه مشخص و معين داشته و يكسان و يكنواخت نمي باشد.

    حتي در ميان گروه هاي گوناگون يك جامعه ي مشخص نيز ابعاد متغيري را دارا است، بدين سان ارائه تعريف جامع و مانع، مانند بسياري از تعاريف جامعه شناسي ممكن نمي باشد.

    ناگزير محققين با توجه به زمينه هاي تحقيق به ضوابط و شاخصه هاي مانند مصرف روزانه كالري، درآمد سرانه، مساحت سرپناه افراد خانواده، ميزان سرمايه سرانه مصرف مواد غذاي و پوشاك، ميزان برخورداري از آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، تفريح و اوقات فراغت و غيره روي آورده اند تا بتوانند گروه هاي غني را از فقير متمايز سازند(1).

    پديده فقر از اعتبار زماني و مكاني برخوردار است; خود جامعه متحول و دگرگون مي شود، ولي آنچه مسلّم است اينكه فقر زاييده دو عامل تعيين كننده كمبود و مالكيت است. به محض آنكه شيء دچار كمبود و يا نايابي مي گردد ضمن آنكه داراي ارزش اقتصادي مي شود عده اي در سدد تملك حد اكثر آن بر مي آيند و عده اي از آن محروم مي ماند و لذا كساني كه فاقد آن شيء مي باشند نسبت به آن احساس كمبود و فقر مي كند.
    تقسيم بندي انواع فقر:



    الف) از نظر زماني: فقر دايمي، فقر موقتي

    ب) از نظر ابعاد وسعت: فقر موردي و فقر فراگير

    ح) از نظر كيفيت: فقر مادي و فقر معنوي

    د) از ساير جهات: فقر فرهنگي، فقر اجتماعي، فقر غذاي، فقر مطلق و فقر نسبي و... قابل تقسيم بندي مي باشد.

    فقر زماني: از نظر مدت زمان طول فقر، فقرايي موقتي و دايمي تقسيم مي شوند برخي از گروه هاي فقير از ابتداي زندگي فقير متولد شده و در تمام طول حيات زندگي با فقر زندگي كرده و هيچگونه تحول و تحرك عمودي و يا افقي از نظر اجتماعي و اقتصادي در وضعيت آنان پديدار نمي گردد. به طوري كه ممكن است آنان وارث اين وضعيت فقر از نسل قبل و انتقال دهنده آن به نسل بعد باشند.

    امّا فقر موقتي در شرايط ويژه و به دنبال شرايط نامساعد اقليمي و يا آفات طبيعي و پيش بيني نشده (Foce mojoce) مانند زلزله، سيل، خشكسالي و يا حوادث اجتماعي و اقتصادي مانند جنگ و بحران محاصره اقتصادي، ورشكستگي، آتش سوزي و غيره رخ مي دهد و به سرعت جبران شده و معمولاً آثار آن در صورت تلاش و كوشش قابل انتقال بر نسل بعدي نمي باشد.

    فقر موردي يا (Cosepovert) فقري است كه در برخي از جوامع گريبانگير عده قليلي از افراد مي گردد در حالي كه ساير افراد جامعه از آن بيگانه اند، ريشه ي اين نوع فقر را بايستي در خصوصيات دروني اين قبيل خانواده ها و افراد جستجو نمود و بايد بررسي نمود كه كداميك از ويژگي هاي اخلاقي، موروثي، اعتقادي، نژادي، اجتماعي، محيطي و آموزشي باعث مي شود كه برخي افراد، توان بهره گيري از رفاه و تأمين اجتماعي لازم را ندارند(2).

    فقر فراگير (Mosspover) فقري است كه همگي افراد يك جامعه به جزء عده معدودي دچار آن مي شوند و آن به معني اين است كه توانمندي و ثروت عمومي جامعه به ميزاني نيست كه همه ي افراد جامعه بتوانند از يك سطح مطلوب و نسبتاً رضايت بخش رفاه استفاده كرده و در اين مورد هم قطعاً فرهنگ عمومي جامعه يعني مجموعه باورها و اعتقادات آنها به گونه اي است كه مانع تلاش و كوشش و بهره مندي آنان از نعمات دنيوي مي گردد(3).

    ضمن تأييد مؤثر بودن و لزوم وجود منابع طبيعي و ذخاير خدادادي جهت پيشرفت و توسعه و در نتيجه ثروتمند شدن يك جامعه، آن را نمي توان يك امر قطعي جهت پيشرفت و توسعه و در نتيجه ثروتمند شدن يك جامعه دانست كه در ميان جوامع و كشورها موارد غير از اين هم وجود دارد. بنابراين دارا بودن فرهنگ مشتمل بر وجدان كار، دقت، استعدادهاي كار آزموده و آموزش يافته فني و اداري مجرّب، انضباط، پشتكار و سرسختي در انجام وظايف محوله مي تواند به مراتب مؤثّرتر از وجود منابع طبيعي در به وجود آوردن ثروت براي يك جامعه باشد.

    از طرفي ديگر جهل به زندگي مادي و حقوقي انساني نيز سد و مانعي ديگري است كه افراد را به طور موردي يا فراگير دچار فقر مي نمايد، روحيه ترقي خواهي از نعمات زندگي مي تواند باعث نجات افراد از فقر گردد.

    فقر­مادي: عبارتست از ناتواني در تحصيل معاش و كسب روزي جهت گذراندن زندگي روزمره به دليل كه بيان شد.

    فقر­معنوي: كه اساسي تر از فقر مادي است همان ناتواني هاي فكري و روحي است كه به عبارتي به عنوان فقر فرهنگي تلقي مي گردد.

    جنبه ي ديگر فقر معنوي تلاشي است در جهت پيوستن و نزديكي به خداوند باري تعالي، اين همان فقري است كه پيامبر اكرم(ص) داشتن آن را براي خود مايه ي مباهات و افتخاري مي دانستند «الفقر فخري» ناتواني و فقر معنوي جنبه عرفاني داشته و حكايتي از كاستي ها و ناتواني هاست در مقابل شناخت خداوند و آرزوي رسيدن به مقام قرب الهي.
    فقر از ساير جهات:



    مجمع اسلامی میثاق


    اين مطلب آخرين بار توسط گرداننده در الأربعاء 26 مارس 2008 - 3:27 ، و در مجموع 3 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    avatar

    پست في الثلاثاء 25 مارس 2008 - 9:41  admin





    فقر از ساير جهات:



    جامعه شناسان فقر مطلق را از فقر نسبي متمايز نموده و فقر مطلق را عبارت از ناتواني بشر در كسب منابع كافي براي برآوردن حداقل نيازهاي سلامت و تأمين كالري مورد نياز بدن مي دانند اما فقر نسبي را از سوي معيارهاي زندگي اكثريت جمعيت، اندازه گيري مي نمايند، بنابراين سطوح آن در بين جوامع يا در درون آنها، در زمان هاي مختلف متفاوت است(4).
    فقر در آيات و روايات:



    در قرآن كريم فقر عاملي منفي و غنا امري مثبت تلقي شده است و فقر به عنوان يك حالت اضطراري فرض شده كه بايد رفع گردد، لذا مي بينيم خداوند به پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: (وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَي)(5)، «خداوند تو را فقير يافت پس توانگر كرد».

    و گويا خداوند به پيامبرش منت مي گذارد كه او را از حالت فقر درآورده است و غني ساخته است اگر فقير بودن يك ارزش بود، غني نمودن پيامبر يك ارزش باشد كه خداوند بر او منّت نهاده است.

    جالب توجه اين است كه در آيه اي در همين سوره مي فرمايد: (وَوَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدَي)(6)، «خداوند تو را گمراه يافت سپس هدايت كرد»، اگر ضلالت چيزي خوبي است فقر هم چيزي خوبي خواهد بود.

    براي ضد ارزش بودن فقر براي فرد و جامعه همين بس كه شيطان وعده آن را مي دهد، همان شيطاني كه همراه با وعده به فقر، امر به فحشا مي كند: (الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ)(7)، شيطان شما را از فقر مي ترساند و دستور به امر ناشايست مي دهد.

    در هيچ آيه اي از آيات قرآن كريم، فقر به عنوان امر مثبت معرفي نشده است و اگر مي بينيم در بعضي آيات، فقراء و مستمندان مورد تمجيد قرار گرفته اند اين تمجيد به خاطر فقر آنها نيست بلكه به خاطر ارزش هاي انساني است كه آنها داشته است.

    در روايات اسلامي نيز با توجه به آنچه گذشت فقر معنوي در مقابل خداي متعال امري است درست اما فقر مادي در خيلي از روايات مذمت شده است. از آنجايي كه در مورد، بحث رواي بايد مد نظر قرار گيرد و ملاك باشد اصول مسلمات قرآني است بنابراين به فرموده خود معصومين اگر روايتي با اين اصول مغايرت داشته باشد بايد آنها را به معناي موافق با اصول حمل كرد در غير اين صورت بايد آنها را رد نمود.
    آثار فقر:





    اين مطلب آخرين بار توسط گرداننده در الأربعاء 26 مارس 2008 - 3:28 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
    avatar

    پست في الثلاثاء 25 مارس 2008 - 9:41  admin



    در روايات، آثار و نتايج بسيار بدي به فقر مترتب شده است كه حكايت از نامطلوب بودن فقر براي فرد و جامعه دارد كه در اينجا آنچه متناسب با موضوع بحث است بيان مي شود:

    1. امام صادق(ع) از رسول اكرم(ص) نقل فرموده اند كه: «كاد الفقر ان يكون كفراً»(8) در حديث ديگر از آن حضرت نقل شده كه فرموده است: «لولا رحمة ربّي علي فقراء امتي كاد الفقر ان يكون كفراً»(9).

    علامه مجلسي در ذيل «كاد الفقر» مي نويسد اين روايت مشهور بين عامه و خاصه است و در آن نكوهش بزرگ نسبت به فقر است.

    سدير صيرفي مي گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پيغمبر اسلام وقتي توسط جبرئيل خبر وفاتش داده شد تندرست و سالم بود، حضرت همگان را در مسجد طلبيد بالاي منبر رفته خبر وفاتش را به مردم داد. سپس فرمود: خدا را به والي بعد از خود بياد مي آورم، از اينكه به جماعت مسلمين رحم كند، بزرگ شان را احترام كند و به ضعيفان شان رحم كند... به آنها زيان نرساند تا خوارشان كند و نيازمندشان سازد تا از دينشان برگردد، «و لم يفقرهم فيكفرهم». علي(عليه السلام) فرمودند: «الفقر طرف من الكفر»(10) فقر طرفي از كفر است، انسان كه فقير است طبعاً زمينه براي آموزش ديني و پرورش فكري نداشته و چه بسا تنگناهاي زندگي، او را به اعتراض به نظام آفرينش و خداي سبحاان وادار كند.

    در زمينه هاي اجتماعي، فقر ممكن است باعث شود جامعه و كشوري براي تأمين نيازهاي مادي خود به كفار رو آورد و آنها نيز مسلماً در مقابل كمك هاي مادي، دين و فرهنگ آن جامعه را مي گيرند.

    2. فقر موجب ضعف و نقصان در دين:

    امام علي(ع) به فرزندش محمد حنفيه فرموده است: «اي فرزندم همانا بر تو از فقر مي ترسم، پس از آن به خدا پناه ببر، زيرا فقر كمبود براي دين است(11).انساني كه فقير است هميشه اين احتمال وجود دارد كه حداقل براي رفع فقر و تنگ دستي به كارهاي خلاف دست زند. يا كسي وي را به مبلغ اندك خريده و به كارهاي ناشايسته وادارد.

    چنانكه آمار جرايم در دنيا نشان داده است كه منشأ بسياري از جرايم و گناهان فقر مادي و تنگ دستي مرتكبين است. كسي كه فقير است اعمال و عبادت هاي ديني را نيز ممكن است به درستي انجام ندهد(12).

    3. فقر موجب ضعف يقين:

    يا در حديثي امام علي(ع) فرمود: «كسي كه مبتلا به فقر شد مبتلا به ضعف يقين نيز شد» كسي كه فقير است با ديدن اينكه در جامعه مانند او كمترين امكانات زندگي را ندارند و عده اي ديگر از همه وسائل زندگي در حد وفور برخوردارند و عدالت در جامعه اجرا نمي گردد.

    چه بسا اين بي­عدالتي­ها را به خدا نسبت دهد و يقين او به شك مبدل گردد، و در واقع اثر دوم و سوم فقر كه شمرده شد هركدام مقدمه اثر اول مي باشد.

    لذا به اين نتيجه مي رسيم كه: از نظر منابع اصلي دين، پديده فقر امري نامطلوب و مذمت شده است، و زمينه ساز سست شدن باورهاي ديني، كه در نهايت منجبر به كفر و از دين خارج شدن مردم مي شود.

    بنابر­اين خود پديده فقر بنفسه سبب رويگرداني مردم از باورهاي ديني مي شود.
    چالش فقر و دين در افغانستان



    افغانستان كشوري است كه دچار فقر مزمن بوده است و هم اكنون نيز از جمله فقيرترين كشورهاي جهان است. در گذشته مردم افغانستان به خاطر بسته بودن جامعه شان از فقر خود آگاه نبودند و با همان فقر خود زندگي مي كرد و احساس نارضايتي زياد نداشتند اما انقلاب و مهاجرت در دودهه اخير شرايط جديدي به وجود آورده است مردم با فرهنگها و كشورهاي پيشرفته و نيمه توسعه يافته دنيا آشنا شده اند و از فقر و عقب ماندگي خود آگاهي يافته، خواهان تغيير وضعيت موجود و پيدا كردن وضعيت مطلوب مي باشند.

    اگر با اندك توجه و دقت نظر، مردم افغانستان را روان شناسي نماييم، خواهيم ديد كه جامعه بسيار تشنه تغييرات، در همه عرصه هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي مي باشند و در ضمير يكايك مردم آرزوي رسيدن به وضعيت مطلوب و انقلاب عليه وضعيت موجود و جهش و ارتقاي انساني در سطح كمي و كيفي، موج مي زند.

    اين مساله باعث شده است كه بستر اجتماعي فراهم گردد تا با از گذشته ها و سنتها، و حساسيتها، حميتهاي ملي، خود تاريخي شخصيت و هويت ديني خويش رو گردان شوند و براي ايجاد جامعه مرفه و توسعه يافته و برخوردار و خالي از فقر همه جانبه دست به تلاشهاي جديد بزنند و دل مشغوليهاي گذشته را رها نمايند و به افقهاي فرداي جديد چشم بدوزند. امروز در كشور ما يكي از آسيبهاي جدي براي باور ديني فقر مزمن آن مي باشد.

    زيرا تامين معيشت و نيازهاي اوليه شرط اول دينداري است. ديندار بودن و ديندار ماندن در اين دنياي جديد جز با فقر زدايي امكان پذير نيست.

    نقش معيشت در حيات باورهاي اعتقادي بسيار روشن است كه چندان احتياج به استدلال ندارد و بعنوان نمونه مي توان گفت كه در شرايط كنوني از ميان اقشار مختلف اجتماعي كساني بيشترين حمايت را از حفظ و حراست دين مي نمايند كه از طريق آن معيشت شان تامين و موقعيت و حرمت اجتماعي داشته اند مثل... كه در گذشته از احترام و جايگاه خاص اجتماعي بر خوردار بودند و از اين طريق زندگي راحت و بي زحمتي داشتند چونكه «مريد» كار مي كرد و «پير» مي خورد.

    معيشت يكي از عوامل ادامه جنگهاي خانمانسوز داخلي بوده است كه به دليل حمايت كشورهاي ذي نفع در افغانستان كه هركدام عده اي از قوماندانان ها و سران احزاب جهادي را كمك مي كردند تا جنگ نمايند و بدين جهت ادامه جنگ بعنوان كسب در آمد و پولدار شدن بود و از اين طريق تمام سران جنگ به سرمايه كلان و هنگفتي رسيدند و امروز به بهاي ويرانيها وكشتارها و تاراجهاي مردم بي دفاع عده اي از سران احزاب و قوماندانهاي آنان به كاخهاي مجلل و موترهاي آخرين سيستم رسيده اند و سرمايه هاي براي چندين نسل خود فراهم نموده اند.

    بنابر اين فقر در كشور منجر به انحطاط اخلاقي و عدم رشد فكري و عدم پويايي اجتماعي مي گردد. براي اينكه كشور بعداز ساليان دراز جنگ و قتل و غارت، بتواند دوباره خود را ترميم و زخمهاي عفونت زده را مرهم نمايند لازم است كه مسئولين فعلي اولين كاري كه مي كنند فقر زدايي نمايند و تمام تلاشها متمركز تامين معيشت شود و تا فرصت تكامل و پيشرفت در ديگر زمينه ها فراهم شود و با برنامه هاي مطالعه شده و عملي عمراني و جذب سرمايه هاي خارجي و داخلي در راستاي ايجاد و اشتغال و با راهبرد رفع فقر در سطح كلان كشور اقدام كنند.

    و در اين راه با هوشياري كامل عمل كرده با وابسته نكردن اقتصاد كشور به خارج، كشور را به سمت صنعتي شدن و خود كفاي اقتصادي متمايل ساخته و از خرابه هاي جنگ، اقتصاد شكوفا همراه با امحاي فقر و عقب ماندگي اقتصادي سر بر آورد.

    و از پتانسيل هاي موجود كشور از جمله نيروي انساني جوياي كار و با مهارت كافي كه از درجه ي بالاي براي رشد اقتصادي كشور برخوردار است استفاده شود و از معطل ماندن يا مهاجرت آنها به خارج كه اغلباً با كمبود سرمايه مواجه است اقدام شود. كه در اين صورت چرخ بازسازي و نوسازي كشور كه سال ها خوابيده به حركت درآورد اينها اهدافي است كه در بلند مدت محقق خواهد شد، جديت دلسوزي وجدان كاري و مهارت مي طلبد.

    خلاصه رفع فقر و محروميت كه زمينه ساز رويگرداندن مردم از دين مي شود نياز به كار اساسي و زيربناي و با برنامه را مي طلبد كه همراه با پروسه ي توسعه كشور در همه ي زمينه ها باشد.
    يادداشت ها:



    1. مجموعه مقالات بررسي فقرزدايي، نشر مؤسسه زحل، ص 381.

    2. گالبرايت، جان كنت، ترجمه: دكتر محمد حسين عادل، «ماهيت فقر عمومي»، انتشارات اطلاعات، تهران، چاپ سوم، 1371، ص 22.

    3. شيخاوندي، دكتر داور «جامعه شناسي انحرافات»، نشر مرنديز، گناباد، چاپ سوم، ص 198.

    4. آبركرابي، نيكلاي ديگران، ترجمه: حسن پويان «فرهنگ جامعه شناسي»، نشر چاپخش، تهران، چاپ دوم، ص 295.

    5. سوره ضحي، آيه 8.

    6. سوره ضحي، آيه 7.

    7. سوره بقره، آيه 268.

    8. بحار الانوار، ج 2، ص 79، ح 26.

    9. بحار الانوار، ج 72، ص 17، ح 58.

    10. بحار الانوار، ج 78، ص 12.

    11. نهج البلاغه، كلمات قصار 319.

    12. فقر و عنا در قرآن و احاديث، دكتر محمد كاظم شاكر، ص 169، چاپ كارور.


    اين مطلب آخرين بار توسط گرداننده در الأربعاء 26 مارس 2008 - 3:28 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
    avatar

    پست في الثلاثاء 25 مارس 2008 - 9:43  admin

    فقر بزرگترین عامل کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان نیست

    دفتر سازمان ملل در بخش جرم و مواد مخدر (UNODC) گزارش داد: به نظر نمی‌رسد فقر مهمترین عامل پیش برنده توسعه کشت تریاک در سال‌های اخیر باشد. این گزارش می‌افزاید: هیچ مدرکی وجود ندارد که کشت خشخاش تنها انتخاب فقیرترین کشاورزان باشد.


    سازمان ملل:
    فقر بزرگترین عامل کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان نیست


    در گزارش سازمان ملل آمده است: کشت دهندگان خشخاش در افغانستان ثروتمند‌ترین افراد در این کشور هستند بنابراین فقر بزرگترین عامل تولید مواد مخدر افغانستان که سال گذشته میلادی 93 درصد تریاک جهان را تولید کرد، نیست.

    به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از خبرگزاری رویتر، با وجود صرف کردن میلیون‌ها دلار برای ریشه‌کن کردن این ماده و تشویق کشاورزان برای کاشت محصولات دیگر، پس از سرنگون کردن دولت طالبان در سال 2001 از سوی آمریکا و نیروهای افغانستان تولید تریاک به سرعت افزایش یافته است.

    در حالی که بسیاری از کشاورزان در زمین‌های ثروتمند بزرگترین تولید کنندگان مواد مخدر هستند که از آن برای تولید هروئین و صادرات به غرب استفاده می‌شود، برخی از کشاورزان فقیر افغان خشخاش که از آن تریاک تولید می‌شود را کشت نمی‌کنند.

    دفتر سازمان ملل در بخش جرم و مواد مخدر (UNODC) گزارش داد: به نظر نمی‌رسد فقر مهمترین عامل پیش برنده توسعه کشت تریاک در سال‌های اخیر باشد.

    این گزارش می‌افزاید: هیچ مدرکی وجود ندارد که کشت خشخاش تنها انتخاب فقیرترین کشاورزان باشد.

    در حالی که سنجش درآمد در افغانستان به ویژه مناطق ناامن تحت قلمرو شبه نظامیان طالبان بسیار دشوار است، UNODC به مهمترین درآمد کشاورزان می‌پردازد.

    استان جنوبی هلمند که حدود 70 درصد کشت مواد مخدر افغانستان را در اختیار دارد، بزرگترین صاحبان موتور سیکلت و ماشین را در کشور دارد و از نظر وجود تراکتور، کمباین و کامیون رتبه دوم را در اختیار دارد.

    گزارش سازمان ملل ادامه می‌دهد: به نظر می‌رسد استان‌های ثروتمند در واقع نسبت به استان‌های فقیر به احتمال زیاد به کشت تریاک می‌پردازند.

    هلمند یک استان بزرگ کویری است که رودخانه بزرگی که مزرعه‌های زیادی را تغذیه می‌کند از میان آن می‌گذرد. این استان یکی از سرزمین‌های حاصلخیز افغانستان است که اکنون منطقه‌ای است که به تنهایی نزدیک نیمی از تریاک جهان را تولید می‌کند.

    سازمان ملل می‌افزاید: 44 درصد از خانواده‌های استان هلمند بیان کردند که وضعیت اقتصادی آنها در سال گذشته میلادی بهتر شده است.

    UNODC گزارش داد: امروز مهمترین عامل تاثیر گذار در میزان کشت تریاک در میان کشاورزان به نظر می‌رسد وضعیت امنیتی باشد. شبه نظامیان طالبان به منظور کمک مالی به نیروهایشان، برای کشاورزان و قاچاقچیان مواد مخدر مالیات وضع کرده‌اند.


    «اظهارات افراد خارج از دبیرخانه ستاد، مندرج در سایت الزاماً به معنای موضع رسمی ستاد مبارزه با موادمخدر نمی باشد.»
    avatar

    پست في الأربعاء 26 مارس 2008 - 3:25  admin


      اكنون الثلاثاء 22 مايو 2018 - 0:53 ميباشد