قسمت دوم رازهاي پشت پرده

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6909
    Registration date : 2007-06-20
    20130426

    قسمت دوم رازهاي پشت پرده

    پست  admin

             
    رازهاي پشت پرده
    سقوط فاجعه بار کابل در ثور سال 1371

    ادعاي گلبدين حکمتيار در مورد آخرين پيام داکتر نجيب الله شهيد عنواني خودش

    بيست و يک سال از سقوط  اندوهبار جمهوري افغانستان و تسلط چپاولگران جهادي ميگذرد که زماني به نام دولت اسلامي، گاهي به نام طالب و اکنون هم به نام آزادي و دموکراسي مصروف غارت هست و بود وطن و کشتار هموطنان اند؛ در طي اين مدت ده ها کتاب و صد ها مقاله در مورد چگونگي، علل و زدوبندهاي پشت پردۀ اين سقوط نگاشته شده است که اکثريت از آنها از جانب اشخاصي نوشته شده که به شکل از اشکال در صف جهادي ها بوده و يا هم در جهت خوشخدمتي به آنها نگاشته شده است. اکثر اين نوشته ها مالامال از دروغ ها، گزافه گويي ها و اتهامات بي بنياد بوده و نگارندگان آن کمتر در عمق قضاياي وطن دخيل بوده اند. اما در جمله آنها نوشته هاي هم است که هرگاه از جانب اشخاص مسئوول و مطلع و دخيل در امور به رد آن پرداخته نشود؛ يقيناً که با گذشت زمان مانند ده ها مورد ديگر به حيث منبع قابل باور مورد استفاده تحليل گران تاريخ کشور قرار خواهند گرفت و بر آن استناد خواهد شد.

    در همين راستا سايت پندار با باز پخش کتاب «عبور از آتش» نوشته سيد ادريس که مدعي مذاکره و تفاهم سترجنرال محمد رفيع معاون رئيس جمهور و ارتباط مخابره وي رازمحمد پکتين و اسلم وطنجار وزراي داخله و دفاع جمهوري افغانستان در آستانه سقوط دولت با گلبدين حکمتيار است؛ از مسئولين نامبرده تقاضا نمود تا پيرامون اين ادعاها روشني انداخته تا يک بخشي از تاريخ کشورصراحت يابد.

    مدت ها قبل از کتاب متذکره گلبدين حکمتيار نيز در کتاب خويش تحت عنوان «دسايس پنهان و چهره هاي عريان» از مراجعه چندين باره شهيد داکتر نجيب الله به آدرس خودش تذکر داده و آخرين پيام مرحومي را پنج روز قبل از استعفايش دانسته است که دو صفحه  56 و 57 آن کتاب ذيلاً نقل ميگردد:

    «... طي اين مدت از طرق مختلفي با ما تماس هاي بر قرار شد که با نجيب در مورد حکومت ائتلافي موافقه نمايم.
    در جريان گفتگوها با هيئت هاي پاکستان، عربستان سعودي، ايران، عراق، ليبيا و سازمان الفتح در يافتيم که مسکو و کابل هردو براي حل بحران افغانستان، خواهان مذاکره و تشکيل حکومت ائتلافي اند، همچنان از چينل هاي گوناگون، پيام هاي شخصي نجيب بما رسيد، ولي خان رهبر حزب عوامي ملي پاکستان در همين راستا غرض ملاقات بخانه ام آمد، بر اين تأکيد داشت که بوساطت او، مذاکرات را با نجيب آغاز کنيم. پيغام هاي ارسالي بدست ميانجيگران حاکي ازآن بود که گويا نجيب به اين راضي شده  که بخاطر تشکيل حکومت مؤقت از قدرت دست بردارد، مگر اينکار را زماني مي کند که بالمواجه با من ببيند.
    باري در پيغامي چنين گفته بود: حکمتيار را بحيث برادر بزرگ مي پذيريم و ده وزارت خانه مهم کابينه را خودش انتخاب نمايد. واين پيام را پنج روز قبل از استعفايش فرستاد که اگر شما با حکومت ائتلافي موافقه نکرديد ، آنگاه خواهيد ديد که ما قدرت را به چه کسي ميسپاريم؟؟ اين مطلب را هم گفته بود که در نتيجه مخالفت با حکومت ائتلافي اگر ظاهرشاه روي صحنه آمد ، مسئوليت آن بدوش حکمتيار خواهد بود. با هيئت هاي نجيب در ليبي و عراق نيز ديدار هاي صورت گرفت.
    از جانب ما کرياب و غيرت بهير و از جانب آنها در مذاکرات بغداد يعقوبي، سليمان لايق، وطنجار و کاوياني و در مذاکرات طرابلس سليمان لايق و کاوياني، نمايندگي ميکردند.
     
    اصرار آنان در تمام اين ديدارها و رفت و آمد فقط يک مسئله بود: تشکيل حکومت ائتلافي ميان آنها و حزب اسلامي
    »

    از آنجاي که مرحومين يعقوبي و وطنجار در قيد حيات نيستند؛ مسئوليت و مکلفيت سليمان لايق و نجم اليدن کاوياني است تا به حيث اشخاص قابل اعتماد دولت و مذاکره کنندگان پيرامون مذاکرات بغداد و طرابلس و جزئيات آن روشني انداخته و در مورد اصرار بر تشکيل حکومت "ائتلافي ميان آنها و حزب اسلامي" براي هموطنان توضيحات دهند.

    سترجنرال محمدرفيع به حيث معاون رئيس جمهور و محمداسحق توخي به حيث رئيس دفتر، دستيار و همکار نزديک رئيس جمهور شهيد مکلفيت اخلاقي، وظيفوي و ملي دارند تا در مورد ترديد و يا تأييد ادعاهاي مطروحه گلبدين از جمله در مورد آخرين پيام  داکتر نجيب شهيد عنواني وي روشني اندازند.

    بايد گفت که خاموشي اشخاص نامبرده که زماني از جملۀ سکانداران رهبري حزب و دولت بودند؛ بيشتر از اين نتنها صواب نيست، بل مهر تأييد و تاکيد بر اين ادعا ها محسوب ميگردد.

    با ذکر اينکه گذشت بيش از بيست سال از سقوط جمهوري افغانستان به مفهوم اين است که هيچ مانعي براي دسترسي هموطنان به رازهاي پشت پرده وجود ندارد.

    سايت پندار حاضر است تا با کمال امانتداري نظريات و معلومات تکميلي و اضافي  هموطنان را در مورد نشر نمايد.


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الخميس 21 أبريل 2016 - 2:50 ، و در مجموع 7 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 17:16  admin



    Mohammad Farhad Hamdam synes godt om dette.


    Saeed Sepehr اگر رهبران دیروز و مدعیان امروز رهبری نتوانند و یا هم نخواهند پیرامون تأیید و یا تردید این ادعاها چیزی بگویند؛ برداشت و انتباه هموطنان چه خواهد بود؟ بی شک و شبه باید این ادعاها را قبول کرد.
    آیا بهتر نیست محترمین رفیع و پکتین به عوض مداهی رهبران شهید کههرکدام کارنامه های درخشانتری نسبت به این مداهی های آنان داشته اند؛ پیرامون ادعاهای تماس و ارتباط با حزب اسلامی و چگونگی سقوط دولت بنویسند؟
    آیا بهتر نیست تا جناب لایق به عوض گریه نمودن بر ویرانه قصر دارالامان و مدیحه سرایی در وصف جنگ سالار معروف و ویران کنندۀ آن قصر، عوامل و زد و بندهای پشت پرده ویرانی وطن را رسوا سازد.
    آیا بهتر نیست تا محترم نجم الدین کاویانی به عوض کندوکاو "در مورد شخصیت محمود طرزی" و یا هم "بازسازی شهر کهنه کابل و نامگذاری کوچه های آن" در مورد مسائل ملیونها بار با ارزشتر که در اکثریت آنها سهم مستقیم و نقشی تأثیرگذار داشته اند چیزی بنویسد؟
    از دوستی شنیدم که محترم لایق کتاب حجیم و گویا مستندی را در مورد تاریخ و حوادث پنج ـ شش دهه اخیر وطن به رشته تحریر درآورده اما نشر آنرا موکول به بعد از مرگ خویش نموده است. اگر نوشتن کتاب واقعیت داشته باشد چه کار نیکی است. اما نشر آن چرا بعد از مرگ؟ مگر لایق صاحب جرأت ایستاده شدن روبرو را در مقابل حریفان و رقبای سیاسی خویش ندارد و یا نمیتواند جواب های آنرا تحمل نماید.
    for 17 minutter siden · Synes godt om




    Habibullah Fatah تا جایکه من این کتاب را مرور کردم این اثر یک اخوانی وان هم یک ګلبدیدنی نیست اصطلاحات کار بردی ان واضیح نشان میدهد نوسینده سید ادریس نام از جمله ما ویستهای افراطی است که در عقب ریش رهبران ۷و۸ ګانه اسلامی به هزاران مرتبه بیشتر از نوشته اش جنایت کردندکفایت میکند که عمالیات شهر نو اش ثابت سازد که ان عملیات کار ماویستها بود نه ګلبدین ویادیګرانش بهر صورت از نظر من نشر وتبلیغ این نوشته را در بین روشنګران صواب نمیبنم چون این ګروه منحوس تا امکان دارد اختلافات را در بین ماه دامن میزنند برای شناخت شان نوشته ذیل را لطفآ مرور نمایید؛::::http://www.esalat.org/images/Maoist_atrocities_in_Afghanistan.pdf
    9. april kl. 20:03 · Redigeret · Synes godt om · 5

    Aqa Norani مایوستهااز لحاظ تیوری با ما(برچمیها)مقایسه میشدند.انها مبلغین سخنرانان و اموزگاران خوبی داشتند.بعداز انشعاب به گروهای چبی و راستی و یا هم بیسرنوشت تقسیم شدند.یکتعداد انها بس از بیروزی انقلاب ثور بالخوصص 6 چدی که دروازه حزب باز شد اگاهانه وارد ان شدند و حزب را ضربه بزنند که ضربه زدنند.یک قسمت دیگر انها در جبهات گرم به نامهای جهادی علیه ما چنگیدند.با اینکه انها تشکل سیاسی علنی نداشتند ولی در همه چا به اشکال گوناگون بین اقوام مذاهب و سازمنها تفرقه افگنی میکردند زیرا انها شکست سیاسی خورده و بر از عقده مانده بودند و هرگز از روی حسادت شگوفانی و امنیت افغانستان را دیده نه توانستند و نمخواهند ببینند تا دیگران بسازند.
    9. april kl. 22:38 · Synes godt om · 5


    Shir Sarem باوجودیکه گذشت زمان و دسترسی اکثر افغانها به وسایل ارتباط مدرن تااندازه زوایه های تاریک احوادث نیم قرن اخیر را زوشن ساخته است.ولی تااکنون بسیار سوال های بدون جواب مانده است و یاقصدی ازطرف گروه های خاص و دستگاه های خاص استخباراتی یا جعل شده است و یا مانع برملا شدن واقعیت ها شده اند و در نهایت هم از شیوه های خاص وارانه جلوه دادن حقایق کار گرفته شده است.متاسفانه تعداد زیادی که شامل قضایا و یا هم اگاهی دست اول را از احوادث دارند و میتوانند صادقانه انرا بیان کنند یا از امکانات مادی برخوردار نیستند و یاهم هنوز بنابراخلاق خاص خودشان بخاطر حرمت و مناسبات بااشخاص داخل احوادث بازگوکردن انرا در چنین وضعیت و احوال اعضای حزب و نیروهای روشنفکری صلاح نمیبینند.ولی رفیق فتاح عزیز امروز امکانات وسیع در اختیار انهاقرار دارد اینکه روی چه هدفی انها اینکار ها رامیکنند برای همه ماروشن است.ولی اگرماخودانهارابرای افشاشدن زیرمحاسبه قرار ندهیم درانصورت است که اهداف انهاارام عملی میشود.بهتراست که بااین همه تجارب ماقابلیت انرا پیداکنیم پیش از انکه وسیله هدف شویم انرا به تحلیل گرفته سره و ناسره اش را جداکنیم.وچه بهترانعده از افرادی که از انها بنام شاهد و عامل در حوادث یاد شده و حیات دارند زمینه سازی کنیم بگذار اگر سخت هم برایشان تمام شود صحت و عدم انرا بیان کنند.
    10. april kl. 14:51 · Synes ikke godt om længere · 5

    Shir Sarem رفیق نورانی عزیز این تنها گروه های ماویستی نه بلکه بسیاری بودند حتی همانهایکه تا هنوز هم خودت شاید انرا قبول نکنی و حرف درمورد انها را تخریب بدانید.چنانچه در یکی از صفحه ها بحث عجیبی روی سرود ملی انزمان گذاشته شده بود و شما هم انجا شاهد بودید. رفیق نورانی عزیز چندی قبل سه سوالی را که من مطرح کرده بودم در نهایت روی همین مسایل میچرخید تا واضح سازیم انچه امروز ما را دست و گریبان هم ساخته و باز هم به سود همان هایی تمام میشود که نه دیروز باما بودند نه امروز و در نهایت بار مسولیت های انها را هم بنام حزبی ما میکشیم.و امروز عملی میبینیم که انها درکجا و چگونه بااصل خود پیوسته اند ولی با انهم اگر همه وسایل ابزاری سوی استفاده امروز شانرا خارج از حوصله این نوشته بدانیم مشت نمونه خروار عکس های زنده یاد رفیق کارمل و شهیدنجیب را نام ببریم.در همین گروپ رفقای وجود دارند که بنابر سوابق حزبی و کار در اداره هایی مربوط به خوبی از همه چیز خبر دارند که پیش از 7ثور بعد ان از6 جدی چگونه انها فعالیت داشتند حتی از لست حق العضویت های شان و...
    10. april kl. 15:19 · Synes ikke godt om længere · 4

    Habibullah Fatah صارم عزیز برای من خیلها درد آور است که هر کدام ما ها شاهد حوادت ا ز پیروزی تا سقوط استیم اګر ما همه حرف وزوایای تاریک را نفهمیم هشتند کسانی که مسایل مثل روز برای شان روشن است فقط بخاط رکه خودشان یکی از جوانب قضیه استد نتها مسله را روشن نمیسازند بلکه با افطراح وتوطعه افراد مجهول هویه را کمک میکنند مواد خام بدست شان میدهند نوشته میکنند کتاب چاپ میکنند تا ګناه را بلاای جانب مقابل بیاندازندوخدشان در نشر تبلیغ ان می پردازند هر ادم عاقلی یبار به متن این کتاب مروری سرسری هم کنید میداند که نویسنده ګلبدینی نیست به اکثریت واضح است که بلان های تخریبی ذکر شده در این کتاب مر بوط به کدام ګروه افراطی است البته در تبانی با حمایت ګرا های جهادی شان واه بحال ماه که را بشت پرده مارا رازق مامون سید ادریس آ غا مینویسد و ادم دوم مملکت به نوشته اش همر تا ید میګذارد


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الأحد 28 أبريل 2013 - 23:46 ، و در مجموع 5 بار ويرايش شده است.
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 17:20  admin


    Farooq Farda به هر حال اول این که کتاب بسیار عالی و زیبا نوشته شده است.زبانش روان وسلیس است.به جز یک مورد که امور را امورات نوشته کرده ویک جای دیگر هم یک کاستی کوچک برعلاوه آن، دیگر نوشته عیبی ندارد.نه تنها عیب ندارد بلکه خواننده را با خود می برد.این از محسنات نویسنده گی مؤلف بوده که در خور ستایش است.
    ثانیاء نوشته از سه بخش تشکیل شده که عبارت است از مقدمۀ نویسنده در باره خودش و حوادث اتفاق افتاده. دو دیگر مشاهدات شخصی مؤلف هم بر سبیل تکیه بر تاریخ و هم عینیت ها ی قابل دید در جامعه و سه، نتیجه گیری و طرح هایش برای آینده کشور.
    در دو بخش اخیرش نکته جدیدی وجود ندارد که روی آن بحثی صورت گیرد. اما بخش اول کتاب ، از بیوگرافی نویسنده تا آمدن مجاهدین به کابل چرا؟.نوشته ، نکته های قابل دقتی دارد که روی آن می شود صحبت کرد.
    1-نویسنده خود بر دزد بودن،غارت گر و تروریست بودن خود صریحا اعتراف میکند و به هر گروهی که وابسته است،نه تنها دست داشتن گروهش را در این خیانت از زبان خود برملا می سازد وبرای محاکمه شدنش عذاب سارنوال و قاضی را کم کرده است بلکه عملا مفهوم چیزی به نام جهاد در افغانستان را پرده کشایی نموده است.بدین خاطر هم قابل تحسین می باشد.
    2-از سقوط حزب اسلامی و چیره شدن داکتر عبدالرحمن بر حزب گلبدین را با بسیار سادگی صرف با بندی شدن خودش در گارنیزیون طفره روی میکند وبه خود اجازه نمی دهد که واقعیات را بنویسد. در این جریان نبی عظیمی حضور داشته است و در باره صحت وسقم مسئله حرفی زده می تواند چه او در کتاب اردو وسیاست به این مسئله نپرداخته است.این هم مسئلۀ قابل تأمل می یاشد؟که چرا این بخش در رادو وسیاست نیامده است؟اگر آمده وفراموش کرده ام آن را تقصیر ذهن بنده محسوب نمایید.
    3-نکته مهم دیگر در نوشتۀ نویسندۀ محترم این است که نام هایی را که از رهبران حزب وطن برده است از جمله یعقوبی و وطنجار به حق پیوسته اند ،در موردشان حرفی نداریم،اما وزیر داخله،جنرال رفیع ویک عدۀ دیگر ،باید در بارۀ ادعا های نویسنده در مورد خودشان اگر سکوت می کنند جفا در حق خود ،حزب ،مردم و اعضای حزب شمرده می شود. باید ساکت نمانند و جواب بدهند.اگر واقعیت دارد اعتراف بکنند زیرا یک عده از رهبران تا کنون این که شخصی از حزب اسلامی در دفتر وزیر داخله مخابره تعبیه می کند و یا پیش از سقوط به مقر حزب وطن رفت وآمد پیدا می کند و این شخص رابط میان گلبدین و جنرال رفیع می باشد، حرف جالبی است.
    4-در باره ملاقاتش با مرحوم یعقوبی در خانه یکی از اقاربش .گفته های یعقوبی به زعم وی، حرف نو وتازه است.این پاسخ را باقر فرین «من بااین شخص آشنایی ندارم اما از بس که در این حوادث نامش تکرار شده من هم نوشتم اگر به ایشان رابطی ندارد معذرت می خواهم» و دیگران می توانند بدهند که آیا این ملاقات واقعیت دارد یا خیر،ایا آن درایتی را که خود نویسنده در باره یعقوبی اعتراف می کند تا این حد ذلیل می سازد که به شخصی جون نویسندهۀ کتاب در باره داکتر نجیب سخنانی نه آن طوری بزند؟
    اگر این نوشته توسط نبی عظیمی،جنرال رفیع،نظر محمد پکتین وزیر داخله ، باقر فرین و دیگران پاسخ نیابد،در گفته های وی چه شکی توان بود ؟.چه که او گلبدیینی است یا مائوئیست یا جمعیتی و غیره؟والسلام
    11. april kl. 17:22 · Redigeret

    Shir Sarem فردا عزیز طریقه خاص مربوط به خودت در بیان نظر تان همراه با دید مسلکی برای من همیشه روان وسلیس است.به جز یک مورد که باقر فرین را باقر فری نوشته اید. فردا عزیز تحلیل دقیقی داده اید و ارزو من هم مثل شما همین است که انعده از افراد محترم که حیات دارند باید در رابطه به مواردی که لازم است خاموشی اختیار نکنند. و ما که صفوف بودیم باید دید که چگونه در این کتاب بااستفاده از روانشناسی جامعه برخورد صورت گرفته است که از یک متهم به قتل و فعال مسلح علیه یک نظام قهرمان و از یک نظام تصویر مسول و وحشت داده است که او باید چنان میکرد. و ما به مثابه صفوف که صادقانه در خدمت مردم و کشور ما بودیم و جز ان نظام تاریخی بودیم مسولیت داریم بااستفاده از واقعیت های خود مان و روان جامعه ما چنین افراد را با کارنامه های شان به معرفی گیریم و خود را معرفی کنیم تا مردم ما بتوانند ارزیابی دقیق و سالم داشته باشند.


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الأحد 28 أبريل 2013 - 17:50 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 17:21  admin


    Farooq Farda با تشکر از صارم عزیز و معذرت از آقای فرین. اصلاح کردم.
    11. april kl. 17:31 · Redigeret · Synes ikke godt om længere · 4

    Habibullah Fatah ایکاش یکی دوتا دیګری هم همت بخر ج میدا ند مانند عظیمی خود رامحور زمین چه که محورکهکشان میساختند . زوایای تارک را برای صفوف ومردم روشن میسا ختن حالا ما مجبور نمی بودیم کتاب های مامونها ګل بدین ها وسید ادریس ها را به بحث می نشستیم
    11. april kl. 22:30 · Redigeret · Synes godt om · 6

    Mohammaad Nabi Azimi سلام به همه دوستان عزیز این برگه وزین ! نخست از رفیق شکسته عزیز اظهار سپاس می کنم که مرا نیز درجمله همسخنان این برگه دعوت کرده اند. دوم این که به پاسخ رفیق فردای گرامی باید نوشت که من نیز آن کتاب را ورق گردانی کردم و همان طوری که شما نوشته اید، فقط همان بخش با اهمیت کتاب را که تا حدودی جریانات پشت پردهء سقوط حاکمیت مارا بازتاب داده بود، از نظر گذشتاندم. اما دراین بخش نیز آن طوری که برخی از دوستان هیاهو به راه انداخته اند، به جز ارتباط عمیق برخی از چهره های درجه یک دولت وحزب ما با حزب اسلامی گلب الدین حکمتیار که در اردو وسیاست وبعد ها در ده ها مقاله وکتاب بازتاب یافته اند. اما درباره این ادریس خان در صفحه 578 اردو وسیاست چنین آمده است :
    12. april kl. 10:22 · Synes godt om · 12

    Mohammaad Nabi Azimi از قول نورمحمد یکی از اعضای حزب وطن : " صبح 22اپریل ما همه در مقر کمیته مرکزی حزب جمع شدیم. درشهر دیگر قتل وغارت آغاز شده بود. ما از دوستم کمک خواستیم، دراین وقت یکی از قوماندانان حکمتیار به نام ادریس داخل کمیته مرکزی حزب شد وپیشنهاد گرد که تسلیم شوید. ما امتناع ورزیدیم. او درآن وقت شماره معلوم تلفون به خودش را گرفت ورفیع یکی از رهبران بلند پایهء افغانستان را عقب تلفون خواست ودربرابر همه ما به وی گوشمالی داده و او را ملامت کرد که ما وشما توافق کرده بودیم ؛ ولی این ها تسلیم نمی شوند. بعد ادریس گوشی تلفون را به مسؤول محافظت مقر کمیته مرکزی داد ورفیع دستور داد که فوراً افراد خود را از مقر کمیته مرکزی خارج ساخته و حزب اسلامی را به عمارت راه بدهند. تقریباً همزمان با ان تبادله شدید آتش در شهر آغاز شد . گروه های مربوط حکمتیار واحمد شاه مسعود با هم برخورد کردند. مارا فقط یک چیز نجات داد که هنوز در گارنیزیون کابل قطعات کافی وفادار وجود داشتند . این نیرو ها به حمایت از خانواده فعالین اعضای حزب و افسران امنیت پرداختند...."
    12. april kl. 10:35 · Synes godt om · 11


    Shahpoor Thahmass رفیق عظیمی عزیز افتخار رفقا هستید .
    12. april kl. 10:43 · Synes godt om · 2

    Mohammaad Nabi Azimi رفیق فردای عزیز! از جریان دستگیری و امدن ادریس به گارنیزیون کابل آگاهی ندارم. ولی اگر وی مرا در گارنیزیون دیده باشد چندان عجیب نیست. زیرا درآن جا دفتر کارم قرار داشت و دران شب وروز از وزیر گرفته تا وکیل شب وروز شان را درآن جا سپری می کردند. نکته دیگر این که مانند این ادریس ده ها تن درآن شب وروز دستگیر می شدند و البته که توسط امنیت دولتی باز پرسی می شدند و این مسأله به قوماندان گارنیزیون هیچ ارتباطی نداشت. از آن شخصیت هایی که نام های شان در کتاب ادریس امده است، نباید توقع داشت که درمورد صحت وسقم ادعاهای ادریس لب تر کنند. زیرا دردرازای این همه سال ها با وصف تقاضای مردم به ویزه اغضای حزب ما ، حتی یک کلمه هم درمورد حقایق سقوط نگفتند و نخواهند گفت. شما زنده باشید رفیق گرامی/
    12. april kl. 10:48 · Synes godt om · 12

    Mohammaad Nabi Azimi و اسد جان زمری درحالی که شما را به خویشتن داری دعوت می کنم، تقاضا می کنم به همان مواردی انگشت بگذارید که من خویشتن را محور زمین شمرده باشم. آن چه در اردو وسیاست خوانده اید، یاد مانده ها و خاطرات من است و هرخاطره نویسی که خاطراتش را می نویسد ، مجبور است از خودش سخن بگوید، از کار کرد ها، چشم دیدها، و برداشت هایش. شما به سلامت باشید آقا جان ؟
    12. april kl. 10:52 · Synes godt om · 6


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الأحد 28 أبريل 2013 - 17:51 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 17:42  admin


    Sarwar Zehtab رفقای گرامی را درود و احترام نثار مینمایم ! طوریکه این کمترین شما ان کتاب را مطالعه کرده ام به فرموده های رفیق گرامی عظیمی صاحب مهر تایید میزنم چنان بود که فرموده اند . دیگر بر ما بیشتر گنجایش تبصره در متن و محتوای ا ن محال است و گناه . با سپاس
    12. april kl. 14:21 · Redigeret · Synes godt om · 5

    Mohammaad Nabi Azimi سطر هشتم بخش اول این کومنت را که مبتدا دارد ولی خبر نی ، لطفاً این طور بخوانید ." ...درده ها مقاله وکتاب بازتاب یافته اند ، حرف وسخن تازه یی نمی توان یافت "
    12. april kl. 10:58 · Synes godt om · 4

    Zahra Ava مشکل اکثر جریانهای سیاسی افغانی این است که صرف حقایق شیرین و خوشایند برای خویش را میپذیرند نه تمام حقایق را و آنکَس را که حقیقت تلخ زندگیشانرا بیان کند تکفیر میکنند . راستی زبان ، روش و تربیت نویسندۀ عبور از آتش با آنکه او گلبدینی بوده خوشم آمد . برای آدم های مثل من که همیشه از دور ناظر حوادث مربوط به زندگی سیاسی شما ها بوده ام و از حقایق بیخبر تمام اینگونه کتا بها جالب است . ما باید به کتاب و حقایق نوشته شده در آن دقت کنیم نه صرف به نویسنده
    12. april kl. 11:29 · Synes godt om · 2

    Shir Sarem زهره جان،تااین دم باصراحت و باافتخار گفته میتوانم که این تنها قلم به دستان حزب ما بودند و هستند که با شهامت و صداقت تااحدی که توان و صلاحیت داشته اند حقایق را از خوبی تا اشتباه بیان کرده اند. و این عمل نه تنها بعد از ختم حاکمیت دولتی بلکه در زمان حاکمیت هم چنان بود شما با اسناد فراوان انکار ناپذیر میتوانید این حقیقت را ببینید. و ما بیشتر از شرین بودن ان به حقیقت و صداقت ان دقیق میشویم . و شما فراموش نکنید که هر گفته حقیقت نیست . برای من تکفیر کننده تنها افرادی هستند که از حقیقت هراس دارند و یا توان دلیل و منطق را ندارند.
    12. april kl. 13:48 · Synes godt om · 6

    Sarwar Zehtab محترمه زهره جان سلام برشما ! مرا عقیده بر انست که هم به نوشته توجه شود وهم به نویسنده ، از نظر شما ایا مانند جناب هاتف افراد و اشخاص عقده مند که حقایق را از عقب عینک تاریک نگاه میکند میتواند تاریخ را به شکل حقیقی ان به رخ دیگران بکشد ؟ بادرود
    12. april kl. 14:34 · Synes godt om · 4
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 17:52  admin


    Farooq Farda اولا من برخود می بالم وصادقانه خوش هستم که عظیمی صاحب با افتخار بخشیدن این که بنده را رفیق خطاب کرده و به نوشتۀ این حقیر توجه فرمودند. صمیمانه تشکر می کنم.
    ثانیا طوری که عظیمی صاحب فرمودند ،می دانم که در کشور فراوان کله ها خاک شدند بناء بندی شدن ادریس طوری که نوشته کرده اید از عجایب از عجایب شمرده نمی شود.مگر آقای ادریس سنگ ِ یک مقدار گرنگی را به جهت بر شانه برداشتن ادعا کرده است .بدین معنی که می گوی«د کمیته مرکزی را که دیروز تسلیم شده بودم». این کار که کار یک آدم عادی وگپ یک آدم عادی بوده نمی تواند .بناء حرفی هست..... اگر دروغ می گوید بر چه دلیل و اگر راست گفته است چرا قضایا پنهان مانده اند؟ واز این جهت، بندی شدنش تعجب بر انگیز جلوه می کند.اگر چنین است در توطئه ،توطئه ای هست که به معلومات شما نیاز می افتد.
    عظیمی صاحب شما فرمودید که او را در کمیته مرکزی دیده اید و او ادعا می کنید که بعد از تسلیم شدن کمیته مرکزی به چای صبح از جانب عبدالرحمن دعوت شده است و در دعوت به بندی خانه در گارنیزیون افتیده و ده پانزده روز را در ان سپری کرده ،اگر حقیقت داشته باشد مسلما شما در این مدت وی را دیده اید.
    گپ دیگر این که او درکمیته مرکزی حزب در حضور شما به جنرال رفیع ناسزا گفته است.از یک طرف چرا رفیع آن را شنیده و از طرف دیگر در حالی که شما ودیگر رفقا هم بودند چطور به وی این اجازه داده شده است که با چنان تون ولحن با آقای رفع صحبت کند.آگر هیچکس در برابرش ایستاد نشده بناء او کسی بود که حرف بلند زده می توانست؟یا نه؟
    ممکن دوستان دیگر سوالاتی داشته باشند اما من مطالعه دوباره اردو وسیاست را آغاز کردم.ودر جاهای مقایسوی فکر خود را هم خواهم کرد.اما تا آن وقت شما ، آقای رفیع یا هر دوست دیگر اگر یک مقدار روشنی بیندازند بهتر می شود و یا هم آقای پکتین وزیر داخله و دیگران.
    باز هم تشکر.
    12. april kl. 14:51 · Redigeret · Synes godt om · 3

    M Aref Erfan دوستان عزیزسلام برهمه اندکاران این برگه ودرودبرشما!
    ،تداوم این بحث وریشه یابی وکنکاش پیرامون یکی ازبزرگترین حادثۀ تاریخی وطوفانی افغانستان ودگرگون شدن فصلی ازتاریخ خونبارمیهن،ازوجایب سترگ همۀ مورخین،واقعه نگارها،خاطره نویس ها وبویژه شاهدان عینی جریان حوادث کشوراست.به نظرمن مندرجات کتاب (عبورازآتش )،ازژرفا وپهنای بیشتربرخورداربوده وبا توجه به ابعاداین حادثۀ تاریخی،وهمسانی قطب های ظاهرآ مختلف که باعبورازخطوط قرمز،باهم پیوند وگره یافته ودریک جبهۀ نا متجانس تلاقی می یابد.برای موشگافی این بحث بهتراست تا "سرکلاوه " را ازکتاب معروف گلبدین حکمتیار تحت عنوان "دسایس پنهان وچهره های عریان " که من لینک آنرا ذیلا برای خوانندگان گرامی خواهم گذاشت ،آغازنموده وجریانات وشاخه های که درکُنۀ این برنامه انکشاف نموده است،به بررسی گیریم.
    حکمتیاردرین کتاب خود درصفحه (86)آن چنین می نگارد:
    "نجیب (درآستانه استعفا)...باحزب اسلامی تماس گرفت وپیشنهادکردکه حزب اسلامی را به حیث حزب بزرگتربا سهم بیشتردرحکومت وآقای حکمتیاررا به حیث "برادربزرگ" میپذیریم.مشکل افغانستان درنتیجه توافق میان حزب وطن وحزب اسلامی حل می گردد.ضرورتی به توافق سائیراحزاب نیست،باید همین دوگروه حکومت ائتلافی تشکیل دهند....
    پنج روز قبل ازازاستعفای خود نجیب باردیگربه حزب اسلامی افغانستان،پیغام فرستادکه حزب وطن بزرگترین حزب کشوراست .....میخواهیم مشکل کشورازطریق" حکومت ائتلافی "میان دوجناح اصلی بحران "حزب اسلامی و"حزب وطن" حل گردد.نجیب درآخرتهدید کرده بود....درغیرآن ما قدرت را به ظاهرخان یا به کسی منتقل خواهیم کردکه برای شما تعجب آوروباعث بروز مشکلات زیادی خواهدشد......نجیب تکرارآ پیغام فرستاد که بهتراست با آقای حکمتیار ملاقات با لمواجه صورت گیردکه طی آن مشکلات حل واختلافات مرفوع خواهدشد."
    به اعتقاداینجانب ،حضورافرادی بلند پایه دولت(یعقوبی –رفیع –وطنجار-پکتین ) که درین کتاب به حیث مجریان (کودتا) انتقال قدرت برای حزب اسلامی آزانها یادشده است وبرخی ازآنها بعد ازاشغال نقاط کلیدی شهرکابل وعقب زدن حزب اسلامی،درچهارآسیاب لوگرسنگرگرفتند،باید تابع برخی توافقاتی باشدکه دریک بستروپروژۀ واحد وطراحی شده ودرغیاب حزب ، شکل یافته باشد ،که نه حکتیارازمفاد آن درینجا بنابر برجلوگیری ازرنگ آمیزی بیرق سبزرنگ جهادی واسلامی حزبش ،با درفش سرخ حزب وطن ،یادآوری نموده است ونه کسانی دیگر ازجمله مشمولین این حوادث ،این شجاعت را داشته اند،تابطورحقیقی با بیان حقایق گره های اصلی را بازنمایند.اما آنچه روشن است،مسایلی که میان داکترنجیب وحکمتیارصورت گرفته است،درغیاب حزب انجام یافته است.باید ازورای این تحولات با برداشت های هوشمندانه وژورنالیستیک،به ابعاد واقعیت ها داخل شدوبیطرفانه داوری نمود.http://issuu.com/tanweer786/docs/dasayas?mode=window&pageNumber=104



    دسايس پنهان و چهره هاي عريان
    تاليف بارزش و تاريخي جناب حکمتيار صاحب

    12. april kl. 20:59 · Redigeret · Synes ikke godt om længere · 7
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 17:55  admin


    Gulzar Kawesh همانطوریکه بخشی ازنظام باحزب اسلامی کار کرد بخشی دیګر درتبانی واشاره کا جی بی وبه چهار ستاره های شانه شان خلاف تحلیف نظامیشان که حفاطت سرومال مردم و دفاع وحفاظت کشور ره بعهده داشتند با شورای نظار وجمعیت اسلامی ووحدت اسلامی قرار ګرفته رژیم دکتور نجیب الله را ساقط و پلان صلح راناکام ساختند که از ایشان نیز قلمهای مستند نیز باقی مانده است ودریک جمله بسیاری رهبران نظام تنظیمی و تباری وسمتی شدند و موجب وخامت اوضاع ، جنګ داخلی وویرانی کشور شدند متاسفه ازاکثریت شان !!
    12. april kl. 19:29 · Synes godt om · 2

    Shahpoor Thahmass ګاوش عزیز ! دقیق و رقیق نو شتید این ارتبا طات از آغاز آن رژیم که نام بردید و در چهره مصالحه توسط رهبر آن آغاز شد و حتی میتوان گفت سقوط همانجا بود نه چهار سال بعد دقیق شوید !!!
    12. april kl. 20:52 · Redigeret · Synes ikke godt om længere · 3

    Sarwar Zehtab محترم کاوش ! اگر منظور شما دفاع از شهریان کابل در ان مقطع میباشد قوماندانی عمومی گارنزیون شهر کابل بخاطر دفاع از جان، مال وناموس مردم در برابر نیروی های حزب اسلامی که بشکل مرموزی در شهر کابل رخنه کرده بودند قاطعانه دفاع نمودند ونظامیان قهرمان و وطنپرستی مانند عظیمی ها ودلاور ها به اصطلاح شما ( چهار ستاره ها ) همانطوریکه تحلیف عسکری را در دفاع از وطن و نوامیس مردم اجرا کرده بودند انرا در عمل که مردم با دیانت شهر کابل با رگ و استخوان خود انرا لمس و احساس مینمایند به انجام رسانیدند . این کارنامه ها اگر من وشما از ان یادی بکنیم یا نه خودش جز تاریخ پر تلاطم کشور ما شده است . با سعادت باشید
    12. april kl. 21:06 · Synes ikke godt om længere · 7

    Shahpoor Thahmass سرور عزیز جه دقیق نو شتید ! فکر میکنم تعدادی به پشت گردن خاریدن را عادت کردند مانند زهرا هوا و غیره ها ...
    12. april kl. 22:45 · Redigeret · Synes ikke godt om længere · 2

    Sarwar Zehtab ممنون شکسته عزیز .
    12. april kl. 21:17 · Synes godt om · 1

    M Aref Erfan من درست سه سال قبل دریک نبشته خویش راجع به ابعاد دسیسۀ خونینی مطروحه درکتاب (عبورازآتش )که برای واژگونی فاجعه انگیزنظام دموکراتیک طراحی شده بود،درنبشتۀ بدین مناسبت تحت عنوان:
    ( پاسخی به یاوه سرائی های سقوط رژیم دموکراتیک در افغانستان)،
    که نقش شجاعانه رزمندگان حزب را به دفاع ازشهریان کابل به تصویرمیکشد واین سزاوار یادبود است چنین نوشتم:" بگذار نقش ما ندگار سپاهیان دلیر حزب دموکراتیک خلق افغانستان را که به حیث قایق های نجات در یکی از پرخطر ترین بر هئ از تا ریخ قد بر افراشتند باردیگر ستایش نموده واز نقش جانبازانه وفداکارانه رفقای قهرمان چون سترجنرال نبی عظیمی , دگرجنرال نورالحق علومی , دگرجنرال آصف دلاور , دگرجنرال سید اعظم سید , دگرجنرال عبدالفتاح , دگرجنرال محمد افضل لو دین , شهید برید جنرال عبد الحق علو می , دگر جنرال رحمت الله روفی , دگرجنرال محمد عزیز حساس, شهید بریدجنرال عبد الر زاق وده ها رفیق رزم آورشجاع وقهرمان ووطنپرست وده ها تن از سر سپرده گان راه حزب شهیدان وقهرمانان را ستایش نموده وبر رزم وپیکاردلاورانه شان در جهت عقیم سا ختن پلان های شوم پاکستان این دشمن تاریخی مردم افغانستان سرتعظیم فرود آورده افتخارنمایمhttp://sapidadam.com/index.php?mod=article&cat=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&article=4517





    sapidadam - پا سخی به یا وه سرای های سقوط رژیم دمو کرا تیک در افغا نستانsapidadam.com

    سپيده د م بنابرضرورت زمان, نيازمصالح عليائ کشور, ندائ مادروطن مبنی برنجات وطن و ...Se mere

    12. april kl. 22:07 · Redigeret · Synes ikke godt om længere · 7
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 17:58  admin


    Farhad Barakzoy سلام های فراوان به دوستان عزیز این برگه
    بعد از ساعت ها تفکر در مورد آنچه دوستان تا اینجا گفته آمدند و بعد از مطالعه بروشور عبور از آتش این چند سطر را سرهم بندی کرده خدمت دوستان ‍پیشکش مینمایم:
    از لابلای اظهارات برخی از دوستان بار دیگر متوجه شدم که پس از ختم نمایشنامه، در بیرون از تیاتر همه به داوری بازیگران نشسته ایم،‌ بجای آنکه نظرات خود را بر اصل درامه اظهار داریم. مبرهن است که در تماشای درامه هرکسی مطابق سطح درک خود از داستان، نظر خویش را ارایه میدارد، اما این بدان مفهوم نیست که همه درست میگویند یا درست درک کرده اند.
    روشن است که ما حزبی های دیروز، هنوز هم در عالمی از عدم پختگی سیاسی و تحلیلی، در گذشته زیست داریم و با گذشت ۲۱ سال،‌ هنوز نتوانسته ایم خود را از چنبره یی تصورات و خیالات دوران قدرت و سپس فروپاشی نجات دهیم.
    اسناد منتشر شده و ده ها و صد ها مقال و نوشتار و ویدیو های در باره منتشر شده اند که قرار معلوم هنوز برای اذهان ناآرام و کنچکاو ما در دریافت چی که در تصور حالات آن دوران برای آنچه که واقع شد و آنطوری که واقع شدُ، کافی نبوده است. پس باید گفت:‌ بهانه جو کجا بی بهانه میماند.
    این هم روشن است که زمانی که شکستی رونما میگردد و برخی منافع شان برآورده ناشده،‌ برخی از کرسی های خود پایین آمده و برخی هم از عدم تحلیل درست و خوشباوری در بعد از فروپاشی، هرکسی به نحوی در جستجوی چهره های مسوول استند تا خاطر های نا آرام خود را با نثار چند دشنام،‌ انتقاد گونه ها و اتهام ها تسکین کنند. اگر در کدام سندی که غرب و یا در سطح داخلی چند تا مائویست خود فروخته جدیدا و یا دوباره نشر کند،‌ عقده های ما بار دیگر گل میکنند و باز با زبان طعن و لعن دنبال مسوول میگردیم تا کسی را تکفیر کنیم (چون آقای نامعلوم که تکفیر نمیشود) و خود رفع مسوولیت نماییم.
    باید به این حالت خاتمه داده شود. به هر شکل، هیچ قضاوت ما در باره حوادث آن دوران، به خصوص تسلیمی قدرت،‌ بدون نظرات و مواضع و منافع شخصی ما نیست. بر عکس توقعات ما در بحرانی ترین لحظات، از برخی از دست اندرکاران آن دوران بسیار بالا و غیر مسوولانه است. چرا چنین است؟ بخاطری که زبان انتقاد کردن، ساده ترین زبان است. اما تصمیم گرفتن کار ساده یی نیست.
    بگذاریم عملکرد هر کسی را تاریخ به داوری بنشیند تا پیشداوری های ما. نقش ها بازی شده اند، نه دیگر آن صحنه وجود دارد و نه آن بازیگران.
    این در باره یادداشت های رفقا
    و اما نظرات کلی من در باره آن حوادث تاریخی در یادداشت بعدی خواهد آمد.
    13. april kl. 02:26 · Redigeret · Synes godt om · 5

    Farooq Farda اگر غلط نکرده باشم ، عرفان صاحب میخواهند کتاب آقای حکمتیار را محراق بحث تعیین کنند.چه گلبدین حکمتیار برای جستاری که عرفان صاحب آن را کوتیشن کرده اند سندی ارائه نکرده است.تا زمانی که سندی تحریری ارائه نشود ،گفته های او هم در حد نظریات غیر مستند دیگر، افواهی بیش شمرده شده نمی تواند.از دید من سخنان کسانی بیشتر معتبر محسوب می گردند که حکمتیار از ایشان نام برده است.شاید ایشان هم حقایق را نتوانند برهنه سازند اما مقایسه توضیحات شان با سخنان ادریس،حکمتیار و نظریات آقای عظیمی ، آقای ودان و دیگران خواننده را نظر به سطح درک خودش به نتیجه گیری ای می رساند. چه درست چه نا درست مهم نیست .اما به باور قوی که با توضیحات آقای پکتین و آقای رفیع هم صحت و سقم گفته های آقای حکمتیار واضح می گردد وهم از ادریس خان وهم بسیاری از مسایل دیگر که به نحوی نبهره مانده اند روشن می شوند.
    شهامت برخی از رفقایی که تا کنون در سیاست ،اداره ونظام گرهگشایی کرده اند در خور ستایش است.امید دیگران نیز فعال گردند.
    ***
    کومنت های قبلی ام را باردیگر خواندم و دانستم که مخاطب بارکزوی صاحب نیستم اما با خوانش آن نکته ای را با اجازه آن عزیز ذکر می کنم.
    اگر چه با آقای بارکزوی در مخالفت واقع می شوم لکن با پوزش از ایشان به عرض می رسانم که ما روی تاریخ صحبت می کنم.تاریخ آیینۀ آِننده شده می تواند اما تعیین کنندۀ آینده نی.از این جهت آگاهی از تاریخ، آنهم تاریخی که در پشت سرما روی صحنه گره شده است ،زیاد مفید است واین آموزش مانع آموزش چیزی که شما مطرح می کنید نمی گردد.
    بارکزی عزیز این نمایشنا مه نه بل تراژیدی قرن است. برای توضیح این تراژِیدی پرسوناژ هایی از بازیگران اصلی تا کنون کمتر صحبت کرده اند برخی از نوشته ها مانند بخشی از ان مسابقه ذهنی در تلویریون است که می گفتند«بگو بشنوم تا چه شنیده یی؟» اما توصیف زلف یار هزار من کاغذ دیگر هم خواهد وتمام نخواهد شد.
    در حالی که سخت منتظر نظریات شما هستم ،علاقه دارم تا در صحبت های مان بر حریم شخصی و حریم باوری وعقیدتی کسی اهانت صورت نگیرد. نمی دانم چرا در نوشتۀ شما مائو یست بودن گنه تلقی شده و صفت خود فروشی هم بر آن علاوه گردیده است.؟ در این رابطه خواهان موضع گیری مشخص گزداننده گان صفحه رسالت هم می باشم.تشکر
    13. april kl. 06:33 · Synes godt om · 4
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 18:00  admin


    Gulzar Kawesh آقای سرور ذهتاب . اګر منظور شما راباردیګر مرور دارم بعداز هشتم ثور ۱۳۷۱ نه تنها یی که دفاع لازم از جان ،ناموس مردم صورت نګرفت بلکه حوادث بعداز تسلیمی نظام نشاندهنده حقایق تلخ ودردناکی است که شاید تاهنوز شما از آن تفره رفته اید که بامثالهای مختصر بیان میدارم . آمدن ګروههای اشرار باهمکاری همین جنرالان جهارستاره که ازنام ګرفتن شان عار دارم تمامی امنیت ومصونیت مردم ازبین رفت دارای عامه ومردم تاراج شد ، قوایمسلح کشور محو ونابودشد ، کابل و افغانستان به زونهای تنظیمی تقسیم وخراب شد ، یک بخشی از حزبیها از شهیدشادان شروع تا چندین صدنفر درتوطعه پلان شده خوش خدمتان تنطیم جمعیت نیست وترور شدند ، کابل و مراکز اداره کشور منهدم شد ، جنګ داخلی آعاز ګردید ، همین پروتوکولی های حزبی بعداز چند روز مجبور به ترک وطن وفرار شدند وروانه شوروی وغرب شدند وهزاران خانواده و حزبیها که درصفوف مقدم و ناتوان بودند قربانی و بی خانمان شدند. تنها از یک حادثه درکندز بطور نمونه یاد میکنم که شفیقه دختر عبدالروف به خاطر خدمت اش بانظام باهشت تن جمع فامیلش بدست اشرار تیر باران شد واز اینوع حوادث چندین مرتبه درهمان وقت صورت ګرفته که از ولایات واکناف مختلف کشور به شمول کابل است که خودت از چنین حوادثی که بارها اتفاق افتید یابیخبرهستی ویا پرده میآندازی !!! لطف کنید باهمان احساس خویش بیطرفانه وصادقانه بدون سمپاتی به کسی وفرکسیونی بګویید آنچه درآنزمان واقع شد آیادرست وضروری بود؟ درحالیکه ماتوان دفاع لازم وبیشتر را ازخود و نظام داشتیم وبرخی کشورها ازحمله هند برای همکاری بانظام آماده ګی خویشرا نیز ابراز داشته بود به خاطر مسایل فرکسیونی وروابط تنظیمی و سمتی کشور ومردم را به روزګار سیاه وتاریک رسانیدم اینست همان چیزیکه همان رهبران حزب ونظامی از حاصل اختلافت درونی وسلیقوی شان به جا ماند وشما امروز از آن دفاع میدارید نهایت متاسفم .
    13. april kl. 11:08 · Redigeret · Synes godt om

    Gulzar Kawesh دوست عزیز شاهپور شکسته . من نمیدانم درآنزمان برخی حزبیها سیاست مصالحه را تفکر تیزس های ده ګانه میکفتند ، برخی ها وشما آنرا به رهبری همانوقت توسل وارتباط میدهید ؟ اما بهر صورت درکل میتوان ګفت که تفکر جمعی یک حزب و نظام بود که همه میخواستند بطور معقول و درست مرحله ګذار ازجنګ به صلح را بامخالفین مورد بررسی قرار دهند که یفینن من باشما همنظر هستم که طرح وعملکرد رهبری ونظام عاری از خلا واشتباه نبود اما درمجموع سیاست مصالحه و آشتی ملی برای ختم جنګ هم ضروری بوده ودرنتیجه همان ارزشهای صلح خواهی نظام وخروج قوتهای شوروی سابق یک براهت تاریخی حزب است که امروز مردم کشور به آن افتخار میدارند .کشانیدن پای یک شخص دربحرانها عادلانه ومنطقی نیست ضربالمثل بزرګ است که میګویند چیزی ګندم تر و چیزی آسیاب کند! البته که اګر خرد جمعی به جای فعالیتهای فرکسیونی میبود امروز ما همین حالت رانمیداشتیم واز این انکار نمیدرام که فرکسیونهای ظاهرن دوست و باطنن مخالف سیاست نظام فعال بودند که زمینه رابرای حوادث بعدی هموار ساخت ومتاسفانه به عوض آنکه از این همه کجرویی ها درس و اندرز بګیریم تاهنوز همه ما چسپدیم که ملامت وسلامت راپیدا نماییم . به نظرمن وظیفه رهبران ګذشته ختم وبه تاریخ تعلق میګیرد جنبش نسل کنونی باید بدون کج منشی باید برای ترقی وبیشرفت واشتراک درمسایل مبرم حال وآینده رابدست بګیرند وخویشتنرا از امراض مهلک ګذشتګان شان رهایی بخشند زیرا ما تجارب غنی ولازمی بدست داریم وباید از عقب سایه های نا مرعی برآییم و مستقلانه وعادلانه فکر واندیشه داریم . همانطوریکه درنوشته ګذشته ام نوشتم بازهم میګویم که رهبران حزبی ودولتی دیروزما برعلاوه کارهای نیک وستوده داشته همزمان حاوی اشتباهات وخطاهای نیزبوده که اکثرن خودشان به آن معترف هستند وآنهاییکه تاهنوز اعتراف نمیدارند البته که مرغ شان یک لنګ دارد وبس واخلاقن باید آنها نیز به کمبودیها و نواقص اعتراف دارند تا راه آینده ګان بازګردد !!
    13. april kl. 11:28 · Synes godt om

    Sarwar Zehtab جناب کاوش ! فکر میکنم که شما قضایا را از زاویه دیگر و مسافات بسیار دور نظاره گر بودید . من خودم در متن حوادث قرار داشتم انتقاد کردن و منفی بافی ها بسیار اسان وهم ارزان شده است . اگر با دیده باز و فارغ از هر نوع بغض وعقده قضایا را به بررسی میگرفتید اکنون این نوع تحلیل نمی کردید . قوماندانی گارنیزیون شهر کابل از همان لحظات اول وارد شدن نیروهای متخاصم بصورت اخص شورای نظار و حزب اسلامی توانست الی تسلیمی قدرت به دولت مجددی عملأ ابتکار عمل را جهت دفاع از شهریان کابل و اعضای حزب که بیشتر از دیگران مطمح نظر اشرار بودند در دست داشت که بعدأ هر تنظیم بنابر سلیقه وبرخورد شان در خرابی اوضاع شهر کابل و ولایات نقش منفیی را بازی کردند . بدون مبالغه این مطلب را برای شما روشن میکنم که اگر در اوایل دخول نیروهای جهادی در کابل قوماندانی گارنیزیون تدابیر قاطع را در منصه عمل انجام نمیداد انسان انسان را می بلعید . کوشش کنید که اول بخوانید و بعدا امضا نماید . شما تلاش دارید تا بار ملامتی را به گردن یکطرف هموار نمایید . کاهش و قطع کمکهای فدراسیون روسیه ، بعد بین المللی قضایا ، و بر خلاف ارسال سلاح و هزیینه های سر شار از جانب حامیان بین المللی اشرار بعد از توافقات ژنیو در تضعیف رژیم نقش بسزایی داشت . شما مساله کمک هند را عنوان کردید ایا اگر کشور هند میخواست در ان مقطع کمک نظامی کند ایا برای پا کستانی ها بهانه یی جدیدی داده نمیشد در خصوص مداخلات فراختر وگسترده تر . با درود
    13. april kl. 17:24 · Redigeret · Synes godt om · 1

    Gulzar Kawesh جناب ذهتاب دیدګاه من برخلاف شما که زاویه نوشیتد از یک دایره محوری است و من با نظریات زاویه که جهت است علاقه مثل برخیها ندارم !!!دریک کلمه نتیجه این همه سازشها بحران و جنګ داخلی شد وبس !!! ومن خواندم وبعد امضاهم کردم که نتیجه این همه اقدامات درظرف چند ساعت بعدتر معلوم وروشن شد تنها بینایان میتوانند بنګرند !! وتاریخ درباره قضاوت خویشرا خواهد نمود .
    13. april kl. 12:19 · Redigeret · Synes godt om

    Sarwar Zehtab جناب راوش ! هدف من هم همین است که کسی فکر میکند که من با بینایی عمل میکنم اما اقداماتش خلاف ادعایش به اثبات می رسد .
    13. april kl. 11:59 · Synes godt om · 1

    Gulzar Kawesh آقای سرور شما دارد مسله بحث را شخصی میسازید بحث باشما درهمینجا ختم !!!NO Coment!!
    13. april kl. 12:08 · Synes godt om

    Sarwar Zehtab نه من بحث را شخصی نمی سازم مطابق نوشته شما پاسخ داده ام . شما دلایلی دیگری ندارید که باز گو کنید من هم به شما مشوره میدهم که باعث ضیاع وقت نشوید ........ ختم
    13. april kl. 12:17 · Synes godt om · 1
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 18:03  admin


    M Aref Erfan فردا صاحب گرانقدرسلام! با حرمت عظیم برنظریات شما،نیات من چنین نبوده تا کتاب حکمتیاررا محراق قراردهم،به اعتقاد من تشابهات معینی که درورائی تصاویررویداد های فاجعۀ سقوط بصورت کُل درکتاب حکمتیاروبصورت مشرح درکتاب سیدادریس (عبورازآتش )،بازتاب یافته است،متمم ومکمل هم اند.چنین نگارش ها جمع حوادثی که قبلآ درین راستا دربرخی کتاب های نویسندگان معتبراانعکاس داشته است ،وازسوی که ما خوداکثرآشاهدان زنده وعینی این رخدادهابودیم،باکاربرد هوش وعقل وخردانسانی،این استنتاج ساده حاصل میشودکه پروژه براندازی ویافاجعۀ سقوط نظام دموکراتیک،کارپرسابقه ومهندسی شده مشترکیست،که درراستای انعقادیک "موافقتنامه"که میتوان برآن "معاهده چهارآسیاب" نام گذاشت میان اراکین بلندپایۀ نظام وقت وحزب اسلامی ، تحقق یافته است.درغیرآن درفقدان تجانس سیاسی میان بازیگران اصلی نمیتوانست تا "عملیات مشترک"نظامی راه اندازی شود. برای بسیاری مورخین نویسندگان ،واقعه نگاران دشواراست تا بتوان اسناد معتبروموثق حول رویداهای تاریخی ، ارئیه کرد،اما جمعبندی نظریات وافکار باهم پیوسته ومشابه میتواند تاذهنیت های را ایجادنموده تاکارداوری را سهل سازد. به اعتقادمن ،با توجه به روان عناصر مطرح درین تراژیدی مربوط به حزب دموکراتیک خلق (حزب وطن )که هنوزیا درسکوت مرگباربسرمیبرند ویا با وارونه سازی جریانات رفع مسئولیت مینمایند، خوشباورانه بنظرمیرسد تا این افراد،شجاعانه لب بگشایند وبا بیان حقایق ،مسئولیت تاریخی را بدوش گیرند.
    13. april kl. 14:22 · Synes godt om · 4

    Farooq Farda عرفان صاحب عزیز سلام ودرود بر شما دوست گرامی.من با نظریات شما موافقم.
    13. april kl. 14:29 · Synes godt om · 2

    Shahpoor Thahmass کاوش کوچی عزیز درود بر شما ! ماو شما در صفحه همکارا ن هم بحث های دا شتیم که متاسفانه عدم پذیرش دلایل یکد یگر به نتیجه نر سیدیم . ولی فقط مبخواهم تذکار بدهم که پیشتهادصلح چند ماه بعد تحول حدی جولای ۱۹۸۱و اگست ۱۹۸۲ به خاطر عودت قطعات شوروی صورت گرفت و تیزس های ده گانه ادامه کوشش های دو لت جمهوری دموکراتیک افغانستان بود البته این بیشنهادات صلح از موضیع قدرت صورت میگرفت و بعد از بیلونوم ۱۸ به در جه ۱۸۰ تغیر کرد حالا مربوط به شما میشود نامش را چه می مانید سقوط . غذر یا تسلیمی ...!!!
    13. april kl. 14:59 · Redigeret · Synes godt om · 2

    Gulzar Kawesh شکسته ګرامی ،شما درست فرمودید که طرح صلح قدامت بیشتر داشته و برای صلح وآشتی ملی نظام از نخستین روزها تلاش کرد . حوادث پیش آمده پس از پلینوم ۱۸ به حرف شما تغییر جدی پیدا کرد وشما میدانید که رژیم ما وابسته به شورویها بود وآنها سیر حوادث و تغییرات رابدست داشتند که ما همه دنباله رو هم بودیم واز تصامیم شان حمایت مینمودیم همه مسایلی که دردرون حزب ونظام رخداده وتاسقوط از یک محرای بانفوذ خارجی هدایت ورهبری شده که اکثریت همان رهبران ګذشته نظام از آن پیروی داشتند اما من نمیتوانم همه ملامتی های ګذشته را به خود مان بګیرم ، البته که جو سیاسی نظام نیز چانس وطالع خوبی از جانبی دوستان وحلقات رهبری نداشتند که من هم نهایت متاسف هستم.
    13. april kl. 15:08 · Synes godt om

    Saleem Alizada سلام و درود دوستان گرامی
    اگر سوال من بیجا و دور از موضوع نباشد میخواهم یک سوال کنم از کاوش گرامی
    سوال من این است بیاید برای یکبار قضایا ان زمان را از دید دیگر مطرح کنیم و ان اینکه !
    اگر سفر داکتر صاحب نجیب الله به هند با موانع رو برو نمی شد و داکترصاحب نجیب الله موفقانه عازم هند می شدند
    فردا حزب نه منشی عمومی داشت و نه دولت ریس جمهور !
    این پلان نام نهاد ملل متحد چه گونه تطبیق می شد و وظایف دولت و قوای مسلح در این خلا بزرگ چه بود و چه باید می کرد
    13. april kl. 17:29 · Synes godt om · 2

    Shahpoor Thahmass سلیم عزیز ! این مصالحه با اشرار تا به دندان مسلحه مقابل بود احزاب هفت گانه و هشتګانه و...این پلان ملل متحد فقط بازی دادن خود است و لی تاریخ حافظه دارد .
    13. april kl. 17:38 · Synes godt om · 3

    Mohammaad Nabi Azimi با سلام دوباره ! درکومنت یکی از دوستانی که چندان از من خوشش نمی آید، خواندم که در آستانه سقوط حاکمیت مان، دولت هندوستان حاضر شده بود تا به افغانستان کمک تسلیحاتی نموده واز سقوط حاکمیت جلوگیری کند. اخواستم از جناب ایشان بپرسم که این مطلب را ازکی شنیده ودرکجا خوانده بودند؟ اگر چنین می بود، آیا داکتر صاحب فقید حاضر می شد تا این کمک را نادیده گرفته ، حزب ودولت را رها کرده و به سوی هند پرواز کند.؟ اگر داکتر صاحب کوچکترین روزنه امیدی برای نجات نظام و حاکمیتی را که رهبرش بود، می دید ویا حس می کرد، هرگز خاضر به ترک کشور آن هم با آن شکل نمی شد. بهتر این خواهد بود تا ما دادگری های خود را درسایهء نفرت وبغض وکین انجام ندهیم. بهتر این است که تا هنگامی که به حقیقت کامل دست نیافته ایم، ازبستن اتهام و تهمت بر دیگران خود داری کنیم. رفیق شکسته وزهتاب عزیز درست می فرمایند که نباید خود را با آوازه ها وشایعات بازی دهیم ، زیرا تاریخ حافظه دارد.
    14. april kl. 12:45 · Synes ikke godt om længere · 11

    Habibullah Fatah یکی از رهبران رده بالایی حزب وطن جنرال رفیع را به عضویت ویا ارتباط به حزب اسلامی وشخص کلبدین حکمتیار متهم میکند سوال ؟ اګر رفیع با حزب اسلامی ارتباط میداشت امکان داشت که کودتاه تنی ګلبدین نا کام میشد؟ Mazdak Farid پامیری عزیز ، مطابق شنیده های من اصلن پدر ادریس از دیر زمان رابط جنرال رفیع با حکمتیار بوده است . حکمتیار از طریق سید ادریس و پدر او همیشه گزارش های جنرال رفیع را در رابطه به وضع در درون دستگاه رهبری دریافت میکرده . در یک قسمت کتاب عبور از آتش هم تذکر داده شده که نویسنده بصورت منظم گزاراشات از وضع رهبری حزب و دولت را تنظیم و در اختیار حکمتیار قرار میداده . پدر ادریس رفیع را در سفر ش به لوگر برای دیدار با حکمتیار نیز همراهی میکرد .
    15. april kl. 13:02 · Redigeret · Synes godt om · 4

    Gulzar Kawesh دوست محترم سالم علیزاده ، اولن عرض سلام واحترام . به پاسخ سوال شما بایدګفت که دکتور نجیب الله یک شخص بود ولواګر ایشان رونده هندوستان شدند اما درکشور یک حزب نیرومند باکادرهای متجرب بیشتر از دهسال درحاکمیت داشتیم وتجارب مبارزات دوران مخفی را نیز باخودداشتند که با اندک تغییرات خویشرا با اوضاع وشرایط نو ویا غیرمترقبه عیار میمنودزیرا درګذشته از اینوع تغییرات عاجل کم وبیش تجاربی نیز بدست بودکه باید باخردجمعی حزب مراجعه وتصامیمی اتخاذ میشد که حزب نباید به خاطر عواقب بعدی آن مورد سوال قرار میګرفت وشما میدانید همانطوریکه معلوم است افراد باسواد وچیز فهم درحزب ونظام کم نبوده ونیستند اګر وضع چنان پیش آمد که شما از آن برداشت وحکایه میکنید پس آنهمه رهبری و کادرهای آبدیده که زمان ومکان را بدست خویش میداشتند کجا شد؟ لذا به نظر من حوادثی دیګری که حقیقت هم است واقع شد اکثر رهبری ګذشته مصمم شدند تا به تنظیمهای هم تبار وسمت علایق شان بروند که همین وضع سبب سقوط سریع نظام حاکم و ازهم بپاشید حاکمیت وسپردن قدرت به تنظیمهای موردعلاقه شان ګردید که اینرا بیشتر تاریخ نویسان زیاد از همه بخشها ونظریات نوشته وارایه داشتند. مراجعه شود به کتب و نوشته های متعدد و شواهد انکار ناپذیر که قناعت همه ما وشما فراهم شوند.
    15. april kl. 20:51 · Redigeret · Synes godt om

    Gulzar Kawesh جناب محترم جنرال عظیمی، Mohammaad Nabi Azimi به پاسخ شما .این حرفها وصحبت ها چندین بار و مشخصن از مرحوم بریالی ، محترم سرباز معاون فبلی شاروالی و دکتور مل و تعداد دیګر شنیده ام که حکومت هندوستان برای رهبران بلند پایه کشور تعهدات را سپرده بودند تا به حکومت افغانستان کمک نمایند زیرا آنها از نفوذ و ایجاد حکومت به رهبری پاکستان در افغانستان مخالفت داشتند !! ویک حرف دیګر جناب محترم عظیمی ، ولو که اینهمه مسایل هم نمیبود !! شما منحیث یک جنرال آبدیده نظامی که من روی مسله حزب اینجا بیشتراتکانمی کنم چطور به شما معلوم شد که دزدان ګردنه ازشما با اینهمه تجیزات و نیروهای وفادار مسلکی وحرفوی نظامی قدرت را برای خودش بدست قوایمسلح را درکمترین وقت منهدم ونابود ساخت وکشور را به خاک وخون کشیدند درحالیکه شما بهتر وخوبتر ازمن میدانید که آنها مفصدم تنظیمهای جمعیت ،حزب اسلامی مشخصآاست هیجوقتی برای ایجاد یک حکومت مشروع و سالم درګذشته آماده نبودند و برای بدست آوردن قدرت و مناطق مختلف باهم جنګهای خونین نمودند که از کشته پشته انداخته بودند و کله منار جور کرده بودند وسر مال مردم هیچوقتی مصوون نبوده ؟ اګر برخی ملکی ها دراین امر پیشقدم بودند شما نظامیان مجرب و افتخار کشوز؟ نباید در روی صحنه های خبری و فلمی عامل اصلی انتقال قدرت دانسته میشد ید که مرا شخصآ اجرات انزمان مایوس ونا امید ساخته است. درباره شایعات که شما سر سخن بازکردید ، شما میدانید که اظهارات ونوشته های زیاد صورت ګرفته که ازجانب شما نیز نوشته ها وتوضیحات ارایه شده که درداوری های مردم نتیجه ګیری های متفاوت وجود دارد همانطوریکه شما ذکر نمودید که تاریخ حافظه دارد اضافه میکنم که حقایق روزتاروز برملا وآنزمان علاجی میګردد به نوشته های شایعی و تبرهه کردنهای این ویا آن اشخاص ویا ګروههای مختلف، دست اندرکاران عرصه تاریخ نویسی ما همه را دور یازود به حقیقت میرساند آنچه ازنظر شما شایعه است از نظز برخی دیګران خلاف این ادعا است اما ما همه آرزو داریم که که همه به حقیقت برسیم تا راست از دروغ جدا شوند .
    17. april kl. 10:13 · Redigeret · Synes godt om
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 18:08  admin


    Zuber Sherzad رفقای عزیز من دیدګاه همه رفقا را با دقت مطالعه نمودم به ګفته دوستان ایرانی جانم هر بحث باید هدف داشته باشد ، از اینکه رفیق انجینر فتاح ګرامی به خاطر اتصال ګفته که تبصره بالای کتاب ارزش ندارد من هم موافقم، وسوالات را که رفیق فردای عزیز مطرح کرده همه جانبه بوده وجوابات رفیق عزیز عظیمی ګرامی قابل قبول است واقعآ هستند کسانی که شهامت حقیقت ګفتن را ندار من شخصآ از دوستان ورفقا خواهش میګنم که جنرال صاحب رفیع وانجینر صاحب پکتین را وادار سازد به این معما جواب بدهد وخودرا درج تاریخ بسازد من ادریس را از سالها میشناسم فرزند یک شخص محترم میرصاحب است در کوهدامن ودر کابل با محترم میر صاحب روابط دوستانه داشتم،و اما در مورد ادعای رفیق کوچی عزیز انقدر باید ګفت پشت سر مرده ها خرف زدن خوب نیست، روس ها چه کرد در حق حزب که هند بکند، هندوستان نیز بخاطر منافع خود کمک مالی میکرد ان هم ناچیز هندوستان خودش پرابلم داشت هندوستان با خود سیاست مشخص دارد واحمق نیست که پای خودرا در جنګ داخل میساخت، هرکس که به شما عزیز دلم کوچی ګرامی ګفته دروغ شاخدار ګفته است که هندوستان اماده کمک نظامی بوده بریالی زنده یاد را من بهتر از هرکس ان هم که نه ریس روابط بین المللی بوده ونه هم معاون صدارت میشناسم هیچ حرف ان زنده یاد نیست که با من نګفته باشد، رفیق کوچی عزیز وقت ، وقت یکجا شدن است سیاست مصالجه در دست ملا عمر وجناب کرزی است نه ما حاکم هستیم و نه هم اپوزیسون دیده شود که مصالحه کرزی وملا صاحب محمد عمر چه نتیجه میدهد ، نتیجه مصالحه حزب وطن را دیدیم انها که مدافعین مصالحه بوده وداد میزنند همه اولتر کشور را ترک کرد حتی پیش از سفوط حاکمیت و با داکتر جفا کرد وانها که متعقد به مصالحه بی معنی نه بوده انها حق داشت ترک وطن کنند ولی انها یی چه کردند با داکتر نجیب الله که هم انرا پیش کرد ومصاله را یکجا اعلان کرد وهم داکتر را تنها ګذاشت وبسوی دار روانش کرد هیچ کس ندیدم که در عمل از ان دفاع کرده باشد نبایید با خون داکتر تجارت شود انرا ارام بګذارید بهتر است
    15. april kl. 23:30 · Synes godt om · 3

    عمر فیض رفیق شیر زاد گرامی، شاید منظور تان از رفیق گلزار کاوش باشد نه رفیق کوچی؟
    15. april kl. 23:55 · Synes godt om

    Zuber Sherzad سلام عزیزان بلی ګلزار کاوش هدف من است چون سالها وی را رفیق کوچی خطاب کردیم من به همین لحلظ وی را کوچی عزیز ګفتم واګر شخص دیګر باشد پوزش میخواهم ودیدګاه من به ګلرار کاوش است همه رفقا نازنین زنده باشد
    16. april kl. 07:05 · Synes godt om · 2

    Zuber Sherzad رفقای عزیز ادریس میر برای اهداف خود ادرس خوب انتخاب کرده بود زیرا در انزمان پیروان اغا صاحب مجید کلکانی انګشت شمار بوده خودرا نا چار مربوط حزب اسلامی معرفی نمود ورنه او در ګروپ مجید کلکانی بمثابه شعله یی فعالیت داشت ، وبا با رفیع و وطنجار ممکن از شناخت قبلی پدر وکاکا خود استفاده کرده باشد زیرا په هیچکس پنهان نیست که رفیع به سخنګوی حزب اسلامی ظاهر شد
    17. april kl. 07:13 · Redigeret · Synes godt om · 4

    Mohammaad Nabi Azimi آقای کاوش گرامی ! تشکر از توجه تان به پرسشی که به ادرس شما گذاشته بودم. اما می بینید که همین شنیدن کمک هند از زبان رفیق سرباز و دوکتور مل وحتی شاد روان بریالی ، همان طوری که رفیق شیرزاد عزیز نوشته اند، نمی تواند دلیلی شود ، برای کمک تسلیحاتی هند درآن لحظات سرنوشت ساز. ببینید شما مرا متهم می سازید به این که انگار با داشتن چنان یک ارتش منظم و تا دندان مسلح اجازه داده باشم تا دزدان سرگردنه بیایند و نظام را سقوط دهند. ولی اندکی تأمل نمی فرمایید که اگر ارتش آن توانایی را که شما از آن سخن می زنید ، می داشت ؛ ایا داکتر صاحب فقید چنین ارتشی را رها می کرد و می خواست به سوی هند پرواز کند. ببینید هنگامی که حتی یک گیلن پترول در ذخایر ارتش وجود نداشت، راه ها مسدود شده بودند و شوروی آن زمان دیگر حتی یک مرمی هم برای دفاع این کشور بلاکشیده نمی فرستاد ، چگونه می توان از توانایی وقدرت بالا وبرتری نظامی اردو سخن گفت. اگر داکتر صاحب یعنی همان کسی که جنگ جلال آباد را با فرماندهی عالی خویش رهبری وبه پیروزی رساند، همان ارتش را با همان توانایی ها دراختیار می داشت، امکان داشت که بی خبر ونیم شب به عزم ترک کشور بیرون شود ومن وشما را بی سرنوشت رها سازد.؟
    16. april kl. 09:48 · Synes ikke godt om længere · 10

    Shahpoor Thahmass هیج یادم نمی رود وقتیکه اشرار در جنگ جلال آباد به رهبری بهترین جنرال های قهرمان و قوای مسلح سر بکف شکست تاریخی را متحمل شدند مجددی ،گلبدین و قماش های مثل شان در پاسخ سوالاتی چنین دلیل می آورد ند ، که پیلوت های هندی با دو لت نجیب کمک میکنند که شهید نجیب با شدت این اتهام دروغین را چند بار در بیانیه های خود رد کرد.
    16. april kl. 17:59 · Redigeret · Synes ikke godt om længere · 7

    Sarwar Zehtab خدمت رفقا و دوستان بایست به عرض رسانید که اصلأ موضوع کمک کشور هندوستان در ان مقطع تاریخی بکلی مطرح نبود در غیر ان بدون جناب کاوش دها نویسنده وقلم بدستان کشور ما در اثار شان از ان یاد هانی میکردند ، واعضای حزب از عدم قبولی کمک حسرت میخوردند .
    16. april kl. 13:45 · Synes ikke godt om længere · 5

    Shir Sarem هند هرگاه چنین آرزو را میداشت هرگز یکسال قبل گروپ شخصی محرم و مورد اعتماد شخص شهید نجیب به رهبری شیربادر را اجازه نمیداد تا زمینه سازی های رعایشی و... برای خانواده و آینده ریس جمهور نمایند همه میدانند که ماه هاقبل فامیل شان در انجا جابجا شده بودند. هند برخلاف کمک برای تداوم حاکمیت حزب ما فکر میکنم به نفع اش کشانیدن مستقیم پاکستان در عمق افغانستان بود.چون به خوبی میدانستند که داخل شدن به عمق افغانستان چقدر پاکستان را مصروف میسازد.برای من درد اور این است که باوجود گذشت دو دهه و اشکار شدن عمق واقعه هنوز هم تعداد رفقای ما مصروف حدس هایی هستند که بعضی ها یا نااگاهانه و یا هم قصدی مطرح کرده بودند و یا هنوز هم میکنند. چه بهتر میشود که به واقعیت ها بدون علایق شخصی به افراد حاضر در بحث و یا خارج از ان به حقیقت ان توجه کنیم تا به ان نزدیک شویم.ورنه این کاروان درد دشمن وحشی بدون جرس با قوله های خود که ما را تاامروز گیچ ساخته برای همیش نابود خواهد کرد.
    16. april kl. 14:41 · Redigeret · Synes godt om · 5

    Shahpoor Thahmass نوشته های رفیق عظیمی بزرگوار ،رفیق صارم عزیزو رفقای دگر تااندازه چیز ها را شرح میدهد امید یک تعداد متو جه شوند ورفقا را مجبور نسازندتابرایشان پا سخ های مستند تر ارایه دهند ...دو ستانیکه با بحث ها بی مورد وطرح های تخیلی که ، فقط خود و تعدادی فر یب خورده ها را میتوانند مصروف سازند ، اگر ادمه دهند به شخصت محبوب خود شان صدمه وارد خواهد کرد .
    16. april kl. 18:25 · Redigeret · Synes ikke godt om længere · 4

    Gulzar Kawesh دوستان محترم باعرض سلام وادب ، باتشکر ازمحترم جنرال عظیمی که برخی موارد من را پاسخ دادند ومطالبی را اظهار داشتند .البته که برخی نظریات ، سوالات و پیشنهادات دیګری هم دارم که شاید شخص شان از لحاظ موقعیت حزبی ونظامی پاسخ میداشتند اما نظر به نوشته های محترم شیرباز و شکسته که ما را به زبان بسته کردن مجبور مینمایند درحالیکه فضای این صفحه وزین رسالت باید رسالت خویشرا باګفتمان مفید وسازنده ادامه دهند واز همان طرزتفکر ګذشته (که درنشست های حزبی هیچنوع انتقاد وجود نداشت همه چیز به اتفاق ارا به تصویب میرسید و وطن هم ګل وګلزار بود زمینه را برای تبادل نظریات و رفع سووتفاهمات میان افراد دیروز نظام که به سوالات ودشوار یها مواجه میباشند و تاهنوز بعداز سقوط نتواستیم سازمان درست فراګیر و متحد داشته باشیم) محدود واز بین میبرد شاید این دوستان ګرامی توانسته اند مسایل درونی واقع شده ۱۳۷۱ نزد شان سریع حل شده باشد ؟ امامثل من وهزاران کسی دیګری بنابر نشرات متعدد و اظهارات مختلف بخشهای رهبری و کادرها ، انبوهی مسایل ومعما یی وجود دارد که پاسخ آنرا از حلقات مسوول ورهبران ګذشته از جمله محترم عظیمی خواهانیم تا به حقایق لازم دستیابی کرده وبه این ترتیب برای کار ومبارزه بعدی کمک نموده باشیم .بهرصورت برداشت من از مطلب نشر شده فوق واضح است که باید دوستان پیرامون مسایل ابراز نظر مینمودند ولو که برخی نظریات بامرچ ومساله تندش صورت میګیرد باید توان آن وجود داشته باشد که با دید ګا ههای متفاوت و صمیمانه روی برخی مسایل تبادل نظر نماییم ،متاسفم که بحث ما که تخیلی؟ دانسته شده بدون نتیجه ګیری لازم به همینجا خاتمه حاصل مینماید تاکه بزرګان خفه نشوند!! من فکر میکردم که این صفحه توان و استعدادش را برای اجرای رسالت شان ادا میدارند که برای من چنین نشد .یک نکته برای دوست ګرامی شیربازمحترم اینکه شما به مرحوم بریالی چه اندازه نزدیکی ،یاور ومددګار بودید حرفی ندارم اما همین زنده های موجود باقی از نفل قول رهبران ګذشته و ازجمله مرحوم بریالی بسا مسایل را ابراز نموده اند و مینمایند که حاوی اهمیت آن است نه پوسیده ګی وخامی مطالب !! و احیانن چنین مطلبی وجود داشته ویانه ؟داشته ؟ باید واضح هم شود که آیا امکانات دردست داشته !! واز دست رفته کدامها است ؟!! .و مسله شوروی وهند شیرباز محترم؟؟ من فکر میکنم که به پاسخ سوال من که محترم عظیمی در رابطه دفاع مستقلانه ، توانیهای دفاعی قوایمسلح و امکانات دردست داشته همانوقت درکامنت شان اظهار نمودند شاید پاسخ همین بخش شماهم باشد که ما نباید بیشتر به خود غره باشیم زیرا ضرورتها وواقعیت های زمان و مکان درکشورما چنین است که بدون مساعدت های بیرونی نمیتوانیم نفس راحت وآرام بکشیم !! بااحترام .
    17. april kl. 17:31 · Redigeret · Synes godt om · 1
    avatar

    پست في الأحد 28 أبريل 2013 - 18:12  admin


    Shahpoor Thahmass دقیق است رفیق عزیز کوچی من معذرت می خواهم
    17. april kl. 15:44 via mobil · Synes godt om · 1

    Zuber Sherzad رفیق ګرانقدر کوچی عزیز دیروز ما وکاوش محترم امروز ما در هر حال شمارا از اینکه برای اولین بار انهم در فیسبوک بنام رفیق ګلزار کاوش معرفی شدم خوش شدم، عزیزم رفیق محترمم . باید پذیرفت سقوط حاکمیت حزب وطن با وصف اشتباهات فراوان که در برابر باورمندان حزب نمودند فرزندان اهل کار را بیکار ساخت سقوط درد اور به همه ما ومردم ما است کسی که سقوط اش نمود ویا کسی خودش ، خودرا سقوط داد ، به همه روشن و درد اور است، اول ـ در انزمان صاحب نام ونشان بودیم حال نه نام داریم ونه نشان وکسی اګر ادعا دارد و دور از وطن زندګی میکنند ، چه ارزش دارد این نام که ازمردم دور باشیم یقینآ هرګز زندګی دور از مردم ووطن ارزش ندارد ، باید قبول کرد همه ما نسل سوخته وقربانی شده هستیم ، زندګی ولو با ګرسنګی همراه باشد در وطن لذت بخش است نه دور از وطن حتی با پول فراوان،
    دوم ـ وطن جا بجا است شور نمیخورد، ولی ما شور خورد یم و سرګردان هستیم این بدان معنی است که وطن را ازدست داده ایم با وصف دودهه که در درد ودنج ګذشت ، با کسی حقایق پشت پرده وپیش پرده معلوم نباشد وعوامل ان معلوم نباشد تعجب اور است ، عمر شیرین همین بوده که ګذشت ، به همه اشکار است که سقوط حاکمیت از تضعیف حزب ما در وجود چند بی خرد شروع شد ، کسی به پشتون کسی به تاجک کسی به ازبک و کسی هم به هزاره پناه بردند حزب ، وطن ، اعضای حزب ومردم را فراموش کرد واین برکت همان حرکت نا سالم بوده که از ارزشهایی انسانی فاصله ګرفته شد، به شهدا بی حرمتی شد ونیرد عادلانه شهدا را جنګ بیهوده ګفته شد، زحمتکشان را فراموش کردند، و به دستان اهنین کارګر بی حرمتی شد، هر که به وطن می اندیشید خانه نشین شد، ودر اخر دشمنان ارمان والا وانسانی شهدا ومعلولین ما چهره های کثیف خودرا افشا ساخت کسی سخنګوی ودلګیر حزب اسلامی شد ، کسی سخنګوی ومحبوب القلوب جمیعت اسلامی وشورای نظار شد کسی هم با حزب وحدت پیوند خودرا اشکار ساخت ، ولی با افتخار باید ګفت همین جنرالان در وجود بریالی زنده یاد و عبدالحق علومی زنده یاد سعی نمود حزبی ها یی مومن و باورمند را جمع نمود واز فاجعه قتل عام حزبی ها جلو ګیری نمود بلی باید خودرا چنین بیخبر حساب نکرد حقایق روشن است،
    17. april kl. 18:18 · Synes godt om · 3

    Gulzar Kawesh دوست ګرانقدر شیرزاد عزیز با تشکر وسپاس از نوشته ونظر شما ،امادرباره خودم ودرمورد تخلص بنده چون کوچی وکاکړ نام قومی داشته من از آن صرفنظر کرده ترجیع دادم مانند ګذشته به تخلص کاوش خود که بسیاری هم زیرهمین تخلص میشناسمم وخوش میشوم داشته باشم . بازهم ممنون
    17. april kl. 18:31 · Synes godt om

    Zuber Sherzad خوب شد که منبعد رفیق کاوش شما عزیز را خطاب کنم حد اقل یک روز هم نګفتید به هر صورت شما نزد من با تمام برادران وفامیل محترم شما قابل قدر هستید هم از لحاظ شخصی وهم از لحاظ حزبی
    17. april kl. 18:49 · Synes godt om · 3

    Zuber Sherzad رفقای عزیز ونهایت ګران ارچ باور کنید وقت، وقت تهمت نیست وقت ، وقت اتصال است اګر وطن را دوست دارید راه درست انتخاب کنید اغوش پر محبت باید باز شود وطن به شما ضرورت دارد بدون شما دیدیم هیچکس نتوانست به وطن خدمت کنند دیګران تمام روز در فکر چور است ولی این شما بودید وهستید که با شکم خالی با وطن محبت کردید انسان از اشتباه خالی نیست هنوز وقت است جمع شوید وقت طلا است
    17. april kl. 19:35 · Synes godt om · 8
    avatar

    پست في الأحد 31 مايو 2015 - 1:14  admin

    .
    avatar

    پست في الإثنين 18 أبريل 2016 - 21:59  admin

    .
    avatar

    پست في الخميس 27 أبريل 2017 - 22:12  admin

    .

    پست   محتوى إعلاني


      اكنون الإثنين 23 أكتوبر 2017 - 0:52 ميباشد