قسمت چهارم راز هاي پشت پردۀ سقوط جمهوري افغانستان

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6868
    Registration date : 2007-06-20
    20130522

    قسمت چهارم راز هاي پشت پردۀ سقوط جمهوري افغانستان

    پست  admin


    رازهاي پشت پرده
    سقوط فاجعه بار کابل در ثور سال
    1371

    توضيح مختصر پيرامون رازهاي پشت پردۀ سقوط جمهوري افغانستان:
     آنطوري که در لابلاي اين نوشته ها باربار تذکر داده شده، هدف اصلي و نهايي مطرح ساختن اين بحث تنها و تنها وضاحت دادن به رويدادهاي يک مرحله حساس تاريخ کشور است نه تحقير و توهين و يا وارد کردن اتهام به رهبران و بلند  پايگان دولت و حزب. زيرا با گذشت بيش از بيست سال از سقوط اندوهبار جمهوري افغانستان تنها مخالفين حزب دموکراتيک خلق افغانستان (حزب وطن) پيرامون چگونگي اين سقوط کتب، رسالات، جزوه ها و مضاميني را به نشر رسانيده اند که اکثريت مطلق آنها توأم با مبالغه، غلو، قهرمان سازي جهاد و مجاهدين بوده است. نويسندگان خارجي نيز به تأسي از سياست دول و ادارات اطلاعاتي آن کشورها که در جهت حمايه "جهاد" و برعليه مردم افغانستان بود؛ از همان موضع مجاهدين، رويدادها را توضيح و تشريح و به نفع آنها مطالب را توجيه نموده اند. در مقابل بلند پايگان حزب و آنهاي که سکانهاي رهبري حزب وطن (حزب دموکراتيک خلق افغانستان) و آنهاي که مسئووليت امور دفاعي و امنيتي وطن و مردم را عهده دار بوده بطور اسرار آميز در مورد سکوت اختيار و طي اين مدت کوچکترين مطلبي را در مورد وضاحتي نداده اند.

    از آنجاي که به گفته يي وطني پاي اکثريت ما از لحاظ سني در پاي گور است و عدۀ هم قبلاً از بين ما رفته اند، ادامه اين گونه سکوت ها و مهر برلب زدن ها جز تائيد ادعاهاي مخالفين نتيجۀ ديگري را بار آورده نميتواند. صفوف و سپاهيان حزب که در پهلوي ساير هموطنان هميشه ثقلت اصلي جنگ و نبرد را بر ضد نيروهاي اهريمني به دوش کشيده و قرباني هاي بيشماري را در دفاع از وطن و مردم داده اند؛ بدبختانه در وقت و زمان از مذاکرات پشت پرده در جريان قرار داده نشده اند. هرگاه در زمان حاکميت استدلال بزرگان حزب و مسئوولين ارگانهاي امنيتي و دفاعي در مورد سريت و محرميت مذاکرات و معاملات مورد پذيرش سپاهيان و صفوف حزب قرار ميگرفت؛ با سقوط  جمهوري افغانستان که خلاف خواست و ارادۀ آنان صورت گرفت، ديگر هيچ نوع مصلحت انديشي، دليل تراشي و بهانه آوردن قابل قبول نبوده و اين گونه سکوت و خاموشي اسرار انگيز دلالت بر معاملات و زدوبندهاي پشت پرده مينمايد.

    ادامه اين گونه سکوت اسرار آميز با سپري شدن بيش از بيست سال از سقوط جمهوري افغانستان گاهي چنين سوال را مطرح مي نمايد که مبادا اين لب گشودن آنها نيز وابسته به اجازه(...) باشد. !
    "هرگاه ريگ در کفش کسي نيست و يا کسي هم سير نخورده است" بايد با جرئت و شهامت وطنپرستانه و صادقانه بدون عقده گشايي  و وارد کردن مسئوليت بر ديگران و خاصتاً آنهاي که به ابديت پيوسته اند و امکان دفاع از آنها سلب گرديده است، چگونگي رويدادهاي مربوط به سقوط جمهوري افغانستان وضاحت داده شود؛ حتي اگر در همين مقطع زماني به ضرر شخصي و فردي اين بلندپايگان و رهبران باشد. زيرا زماني که حقايق توام با اضافات از مراجع ديگري بازگويي شود که ميشود؛ ادعاهاي مسئولين و گردانندگان حزب و دولت گوش شنوايي نخواهد داشت.

    با در نظر داشت اين سخن برتولد برشت «آن که حقيقت را نمي داند نادان است و آن کس که حقيقت را ميداند و پنهان ميکند، جنايتکار است»، رهبران و بلند پايگان دولت و حزب ( معاونين رياست جمهوري، وزرا و معينان وزارت هاي ثلاثه قواي مسلح، معاونين واعضاي بيروي سياسي و دارالانشاء حزب وطن) نگذاريد که نسل هاي بعدي خاموشي شما را محکوم و در مورد شخصيت و کارنامه هاي شما ادعاهاي دشمنان وطن را حقيقت بدانند!


    ♦♦♦
    آنطوري که در بخش هاي قبلي "رازهاي پشت پردۀ سقوط جمهوري افغانستان" بصورت فشرده مطالبي از زبان کرياب نماينده خاص حزب اسلامي در مورد اينکه نجيب الله پيشنهاد داشت تا قدرت را به حزب اسلامي انتقال دهد و ادعاي گلبدين مبني بر مراجعه چندين باره داکتر نجيب الله شهيد به آدرس خودش و اين که آخرين پيام مرحومي را پنج روز قبل از استعفايش وانمود کرده است؛ نوشتيم. در همين راستا از مسئولين امور و آنهاي که در جريان مذاکرات و ارتباطات قرار داشته و از جزئيات اين تماس ها آگاهي داشتند تقاضا نموديم تا در مورد صحت و سقم اين ادعاها روشني اندازند که تا حال در مورد از جانب آنان خاموشي اسرارانگيز ادامه داشته است.
    براي پي بردن به رازهاي سقوط فاجعه بار جمهوري افغانستان، موضوع را پيگيري نموده و بر کتاب "دسيسه هاي پنهان، چهره هاي عيان" نوشتۀ گلبدين حکمتيار نظر مي افگنيم که در بخش هاي ازآن مطالبي پيرامون سقوط دولت در ماه حمل و ثور1371  نگاشته شده است .

    گلبدين بحيث دسيسه ساز ماهر که از حمايه همه جانبه سازمان اطلاعاتي پاکستان (آي. اس آي) بر خوردار است؛ در بخشي از کتاب ذکر شده از تمهيد کودتا در زمان امين و نيز به تفصيل در مورد کودتاي شهنواز تني پرده برداشته که مستند برآن ميتوان گفت که ادعاهاي نماينده فعالش سيد ادريس مبني بر نصب مخابره هاي حزب اسلامي در اطاق استراحت وزير داخله جمهوري افغانستان و مذاکرات خاص سترجنرال محمد رفيع آريايي با گلبدين در چهارآسيا  در آستانه سقوط دولت قرين به حقيقت بوده و سکوت اشخاص نامبرده شده درمورد نيز دلالت بر تائيد آن ادعاها است. (1)

    گلبدين ادعا نموده است «...نجيب بعد از آنکه درک کرد کودتايي عليه او در شرف وقوع است با حزب اسلامي تماس گرفت و پيشنهاد کرد که حزب اسلامي به حيث حزب بزرگتر با سهم بيشتر در حکومت و آقاي حکمتيار را به حيث برادر بزرگ ميپذيريم، مشکل افغانستان در نتيجه توافق ميان حزب وطن و حزب اسلامي حل ميگردد، ضرورتي به توافق ميان سائر احزاب نيست. بايد همين دو گروه حکومت ائتلافي تشکيل دهند.»

    «پنج روز قبل از استعفاء خود، نجيب بارديگر به حزب اسلامي افغانستان پيغام فرستاد که حزب وطن بزرگترين حزب کشور است، پنجصد هزار عضو دارد، قدرت عملاً در اختيارش است، نبايد از ما توبۀ دسته جمعي خواسته شود، ما مسلمانيم و ميخواهيم مشکل کشور از طريق حکومت ائتلافي ميان دو جناح اصلي بحران (حزب اسلامي و حزب وطن) حل گردد. نجيب در آخر تهديد کرده بود که اگربا طرح ما توافق نکنيد ما بکاري متوسل خواهيم شد که باعث ندامت شما خواهد شد. ما قدرت را به ظاهر خان يا به کسي منتقل خواهيم کرد که براي شما تعجب آور و مايه بروز مشکلات زيادي خواهد شد که در آنصورت مسئوليت بدوش آقاي حکمتيار خواهد بود. نجيب تکراراً پيغام فرستاد که بهتر است قبل از آن که فرصت را از دست داده باشيم با آقاي حکمتيار ملاقات بالمواجه صورت گيرد که طي آن همۀ مشکلات حل و اختلافات راي مرفوع خواهد شد»
    (صفحه 85 ـ 86 کتاب ذکر شده)

    پيرامون اين ادعاهاي گلبدين به جز از محمد اسحق توخي نزديکترين همکار داکتر نجيب شهيد کسي ديگري نميتواند روشني اندازد. بنابران مکلفيت وظيفوي، ملي و حتي اخلاقي وي است تا در مورد صحت و سقم اين ادعاها وجزئيات اين تقاضاها روشني انداخته و رازي از رازهاي سقوط جمهوري افغانستان که داکتر شهيد يکي از جملۀ هزاران هزار قرباني آن است بر ملا گردد.
    اين جملۀ داکتر شهيد «... اگر با طرح ما توافق نکنيد ما بکاري متوسل خواهيم شد که باعث ندامت شما خواهد شد...» آيا نميتواند ده ها گونه تعبير گردد و تنها با توضيحات نزديکترين راز داران وي در روزهاي اخير سقوط حاکميت روشن شده ميتواند و بس.

    در بخش ديگر کتاب، گلبدين مدعي تماس مخابروي سليمان لايق در روزهاي قبل از سقوط دولت است چنانچه مينويسد:

    «از جانب کابل، سليمان لايق با ما تماس مخابروي گرفت و به تعقيب آن هيئت هاي تحت رياست جنرال رفيع وزير دفاع سابق به سرخاب آمدند، يک سخن سليمان لايق بطور خاص قابل ياد آوري است که از من پرسيد؛ اعتراض شما بر ائتلاف چيست؟ در حال که ديگران با آن موافق اند و بحران تنها از همين راه حل مي شود. جنرال رفيع روي اين نکته تأکيد داشت که که حزب اسلامي از حمله بر کابل منصرف شود و از طريق مذاکره بر يک ادارۀ مشترک به توافق برسيم...» (صفحه 90 کتاب ذکر شده)

    هرگاه در مورد مطلب ذکر شده سليمان لايق  به تفصيل توضيح ندهد که به هدايت کدام مقام حزبي و دولتي و از کدام طريق اين تماس برقرار گرديده بود آيا ميتوان معماي چگونگي سقوط جمهوري افغانستان را دانست؟

    گلبدين در بخش ملاقات بار دوم با جنرال رفيع، مينويسد:

    « ...نامبرده[جنرال رفيع] به کابل برگشت، مگر زمامداران کابل بجاي اينکه با اين طرح توافق نمايند، از يکطرف قوتهاي جبهه ائتلافي را از شمال به کابل سوق دادند و از طرف ديگر وزير خارجه نجيب اعلان نمود که اگر حزب اسلامي بر کابل حمله نمايد، پاسخ دندان شکن به آن خواهيم داد. جنرال رفيع بارديگر آمد و براي من دو پيشنهاد، يکي رسمي و يکي شخصي داشت، پيشنهاد رسمي اش اين بود که شوراي عالي دولت با طرح شما موافقه ندارد، شوري اصرار ميورزد که بايد اداره مشترک ساخته شود و از حمله بر کابل خودداري شود و ميان شما و ما مذاکرات ادامه يابد و پيشنهاد شخصي اش اين بود که بعضي ها با طرح شما موافق اند، مگر ديگران خصوصاً هواخواهان ببرک غير از حکومت مشترک و ائتلافي به طرح ديگر راضي نميشوند. رفيع علاوه کرد: من اعتراض شما را نيز در مجلس مطرح کردم که چرا نيروهاي ائتلاف شمال را به کابل انتقال داده ايد؟ آيا معني اينکار اين نيست که شما با توسل به زور قصد باقيماندن در قدرت را داريد؟ برخي از اعضاي مجلس از اين مسئله آگاهي نداشتند و برخي ديگري گفتند که اينکار بر اساس کدام فيصله خاصي نشده است و تعداد آنها نيز آنقدر نيست که مايه تشويش باشد...» (صفحه 91 کتاب ذکر شده)

    در اين جملات که گويا جريان جلسه شوراي عالي دولت و حتي موضع گيري اعضاي آن به اطلاع گلبدين رسانيده شده است؛ مطالبي زيادي ضرورت به توضيح دارد. از همه اولتر بايد موجوديت و ترکيب شوراي عالي دولت وضاحت يافته و صراحت داده شود که منظور از آن شورا همان شوراي عالي دفاع از وطن است و يا شوراي ديگري دولتي.
    خوشبختانه از طريق سايت هاي متعدد آگاهي يافتيم که سترجنرال رفيع بعد از خاموشي و انزواي سياسي طولاني بارديگر قدم به ميدان سياست گذاشته و در جلسه وسيع پالتاکي پيرامون وحدت حزب وطن مطالبي را بيان داشته اند که اين آغاز را فال نيک دانسته و در قدم نخست اميدواريم نامبرده از رويدادهاي مربوط به سقوط جمهوري افغانستان و ملاقات هايش با يکي از جناح هاي درگير در جنگ و يکي از مسئولين ويراني کابل و کشتار بيش از شصت هزار باشندۀ آن روشني اندازند.

    همچنان آيا وقت آن فرا نرسيده است تا ساير اشتراک کنندگان جلسه شوراي عالي دولت بنوبه خود در مورد صحت و سقم گذارش جنرال رفيع ابراز نظر نمايند؟  
    ـــــــــــــــــــــ
    1. کتاب عبور از آتش :
    http://pendar.forums1.net/h38-page


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در السبت 23 أبريل 2016 - 17:01 ، و در مجموع 13 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في الأربعاء 20 أبريل 2016 - 23:36  admin

    جهت مطالعۀ کتاب بروی پشتی آن کلیک شود.
    ****************************************


      بخش اول جنگ جلال آباد

    avatar

    پست في الخميس 27 أبريل 2017 - 22:13  admin

    .

    پست   محتوى إعلاني


      اكنون الإثنين 21 أغسطس 2017 - 6:58 ميباشد