سال 2014، انتخابات و.....

    شاطر

    admin
    Admin

    تعداد پستها: 5932
    Registration date: 2007-06-20
    20131031

    سال 2014، انتخابات و.....

    پست  admin

    محمدالله  وطندوست
    سال 2014، انتخابات و پيمان استراتژيک نظامي
    بحش دوم
    در مورد انتخابات رياست جمهوري افغانستان که ماشالله بيست و شش و يا بيست و هفت کانديد ( کميسيون انتخابات اعلام

    !داشت که عدد بيست و هفت درست نيست بعد از بررسي معلوم شده که بيست و شش نفر کانديد مقام رياست جمهوري اند؟

    وارد کارزار رقابت شده اند. بايد متذکر شد که اين کانديدان عمدتا متشکل از جهاديان، تکنوکرات ها ،روشنفکران غرب زده، سرمايه داران تازه به دوران رسيده، بزرگان و متنذين قومي و استثنا يکي دو چهره روشنفکر خوش نام اند. ترکيب  کانديدان و معاونين شان اکثرا نه بر اساس درک و نظر مشترک در مورد کشور و آينده آن بلکه بر اساس روابط شخصي و منافع مشترک گروپي و شخصي بنا يافته و اکثرا شکننده است. اصولا سياست بازان کشور ما هيچگاهي نتوانسته اند ثابت کنند که آنان به عهد و قول خود وفا دارند و اتحاد هاي ايجاد شده را حتي در مرحله نهايت کوتاه حفظ مي نمايند. جبهات به اصطلاح ملي ايجاد شده در دوره گذشته رياست جمهوري و در دوره فعلي انتخابات قبل از نسج يابي از هم متلاشي شدند و چهره هاي تشکيل دهنده اين جبهات عليه يکديگر قرار گرفتند. گروپ ها ويا اتحاد هاي انتخاباتي نيز قبل از توافق به کانديد مشخص با معرفي کانديد هاي مختلف از هم متلاشي شده اند.
    اين وضع اسفبار از کجا ناشي مي شود؟
    به نظر مي آيد که عدم صداقت سياست بازان (نه سياست مداران) در برابر همديگر، تمرکز بر منافع شخصي و گروپي که با تبليغات منافع قومي همراه است، عدم موجوديت پلان و پرگرام کار در مورد آينده، عدم توجه به منافع مردم، عدم روشن بيني و بصيرت سياسي، آلودگي با فساد، انقياد از دستور بيگانگان و وابستگي به کشور هاي بيگانه عواملي اند که اتحاد ها را شکنند و تعهد ها را بي اعتبار مي سازد.
    مسله قوميت نيز يکي از مسايلي است که منحيث قطعه بازي در ميدان سياست افغانستان انداخته شده و هرکس مطابق نياز و توان خود از آن استفاده مي کند ورنه کيست که نداند جريان هاي فعلي که ادعاي دفاع و وکالت اقوام افغانستان را بدوش مي کشند زياد ترين ضربه را به قوم مورد نظر خود وارد مي نمايند و رقباي موجود و احتمالي خود را بي رحمانه از ميدان سياست بيرون مي کنند.
    جهاد نيز متاسفانه به چنين سرنوشتي دچار شده است. چند چهره مشخص بنام تيکه داران جهاد و دين در صحنه سياسي افغانستان از ساليان متمادي خود را تحميل نموده هرگونه جنايتي را بنام جهاد و دين مرتکب مي شوند. اگر از اعمال ننگين و فاجعه بار اين چهره ها  در زمان حاکميت جهاد در دهه نود بگذريم، در ده سال حاکميت به اصطلاح دموکراسي وارداتي نيز اين چهره ها صدر نشين حاکميت تشريف داشتند و بر اشغال وطن توسط چهل و شش کشور جهان مهر تاييد گذاشتند. اين جنابان در حاليکه بر ضد شوروي که بنابه خواست حاکميت قانوني افغانستان به کشور آمده بود گويا جهاد مي کردند و به زعم خود شان باعث نابودي کمونسيم شده اند,اما ده سال قبل تجاوز چهل و شش کشور غربي را پذيرا شدند و فتوا صادر کردند که اين اشغال از ان اشغال فرق دارد و اين کفاراز آن کفار جدا اند. چون اينجا به جاي يک کشور چهل و چند کشور يورش آورده آنهم نه بنابر اراده کدام مرجع افغاني بلکه به دستور امريکا اين سر دمدار جهاني صورت گرفته است، مي توان مورد تاييد قرار داد. الحق که از برکت اين حاکميت مافيايي هر کدام اين رهبران جهادي به ثروت هاي افسانوي دست يافته اند و در خوان سياست افغانستان صدر نشين شده اند  ورنه مردم افغانستان اگر حاکميت خود را بنابه اراده آزاد خود ايجاد مي کردند جاي اين جنابان با آن همه فجايع غير انساني بر بالاي دار مي بود و جايگاه هميشگي شان نيز قعر جهنم. از حلقه دار فعلا گريخته اند اما از قعر جهنم فکر نمي کنم راه نجاتي بيابند؟!

    خلاصه در ميدان کارزار انتخابات مسله قوميت و مذهب همچون دو دوره گذشته باز هم نقش خود را بازي خواهند کرد و دلالان اين دو عرصه نيز به نتايج مطلوب و دلخواه خواهند رسيد.
    يقينا با نزديک شدن روزهاي انتخابات تعداد کانديدان تقليل مي يابد و امتياز گيري ها و امتياز دهي ها ميان کانديدان عملي خواهد شد و بلاخره از دو سه کانديد مطرح کانديد مورد نظر امريکا سر برون خواهد کرد.
    زيرا گفته اند آهنگ به اراده کسي نواخته مي شود که فرمايش داده است. چون انتخابات و فرمايش انتخابات رياست جمهوري از جانب سرمدران امريکايي فرمايش داده شده بنابه تصميم آنان نيز به نتيجه خواهد رسيد.
    لهذا انتظار معجزه از صندوق هاي انتخاباتي بيهوده است. مردم ما فقط مي توانند در ميان بدتر و بد به انتخاب بد تن دهند و به اميد آينده هاي درخشان و نهادينه شدن  پروسه انتخابات به پاي صندوق هاي راي حاضر شوند و راي خود را اگر ممکن باشد بدون وابستگي به اشخاص و افراد به اراده آزاد خود به صندوق مورد نظر بريزند.
    لازم است از غيابت نيروهاي ملي، مترقي و دموکرات در عرصه انتخابات نيز تذکري بعمل آيد.
    در انتخابات گذشته چندين چهره از ميان نيروهاي ملي، مترقي و دموکرات بصورت جداگانه و بدون ارتباط باهم و در رقابت با هم در کارزار انتخاباتي وارد شده بودند که متاسفانه هيچ کدام راي قبل ملاحظه مردم را نتوانستند بدست آورند. اينکه اين چهره ها راي قابل توجه را نتوانستند بدست آورند از يک طرف تسلط کانديدان غير دموکراتيک و تسلط زوروزر در انتخابات مطرح بود و از جانبي پراگندگي اين نيرو ها و حتي جانب داري بخشي از اين نيرو ها از نيروهاي واپس گرا باعث تضعيف اين چهره ها گرديده بود.
    اما در انتخابات موجود، نيرو هاي ملي، مترقي و دموکرات بجاي خالي گذاشتن صحنه به واپسگرايان مي توانستند تحت شعارهاي معين وپلت فرم معين انتخاباتي با پيش کشيدن چهره يي مورد قبول اين نيرو ها وارد کارزار انتخاباتي مي گرديدند و از نظر تبليغاتي حداقل با افشاي چهره هاي ارتجاعي و ضد مردمي در بيداري اذهان مردم نقش خود را ايفا مي کردند و در توسعه و نهاديه شدن پروسه انتخابات که از اجزاي تفکيک نا پذير دموکراسي است رسالت خود را انجام مي دادند. متاسفانه بنابر پراکندگي ها، خودخواهي ها، شخصيت طلبي ها، فقدان بصيرت سياسي و عدم مسوليت پذيري در برابر مردم و تاريخ در چنين مقطع زماني که همه ذهن، عقل، توجه و شعور جامعه به انتخابات و پيمان استراتژيک نظامي و خروج نيرو هاي ناتو از کشور کشانيده مي شود، نيرو هاي ملي، دموکرات و مترقي خاموش اند. گويا اين حوادث وجريان ها به آنان هيچگونه ارتباطي ندارد. آنان در فرداي درخشان کشور که گويا خود بخود مساعد مي گردد حاضر صحنه خواهند شد و نقش خود را ايفا خواهند کرد. غافل از اينکه فردا ادامه امروز است و بي توجهي امروز و عدم ايفاي رسالت تاريخي، فردا شرمساري جبران ناپذيري را در قبال خواهد داشت. اگر حرفي در مورد جوانان به ارتباط مسايل ذکر شده گفته نشود فکر مي کنم واقعيت جامعه در نظر گرفته نمي شود.
    بايد متذکر شد که افغانستان يکي از کشور هايست که بيشترين نفوس آنرا جوانان تشکيل مي دهد. لهذا سرنوشت هرگونه انتخابات و هرگونه تصميم گيري در سطح ملي به جوانان مربوط مي شود. امروزاگردر موسئات فرهنگي، تعليمي و تحصيلي, اداري، مزرعه، کار خانه و بازار نظر اندازي شود در همه جا حضور جوانان پر رنگ است. بدون موجوديت جوانان حتي تصور حرکت چرخ اجتماع ميسر نيست. آيا اين جوانان بتناسب شعاع وجودي و نقش شان در اقتصاد و فرهنگ از جايگاه لازم در جامعه برخوردار هستند؟ آيا جامعه در قبال اين همه مفديت و کار آيي جوانان در رفاه و بهبود وضع آنان توجه لازم مبذول مي دارد؟ آيا اين جوانان در عرصه سياسي نيز فعال اند؟
    متاسفانه به تناسب شعاع وجودي شان در سياست نقش شان خيلي ضعيف است. در شورا به استثناي عده محدودي از جوانان اعم از مردان و زنان عمدتا چهره هاي جهادي_ مذهبي تسلط دارند وسناي کشور عام و تام در انحصار بزرگان قومي و مذهبي قرار دارد. در ميان چهره هاي کانديد رياست جمهوري به استثناي داود سلطان زوي و تيم وي و يکي دو کانديد ديگر غالبا چهره هاي ميانه سال و سالمند با افکار نه چندان دموکراتيک غالب اند. طبعيست  که در صورت موفقيت چهره هاي ياد شده در رياست جمهوري، جوانان باز هم در سياست کشور نمي توانند نقش شايسته خود را ايفا نمايند. در حاليکه جوانان از امکانات بالقوه فراوان براي تعين نتايج انتخابات برخوردار اند. تغيراتيکه در کشور هاي عربي در سال هاي اخير رخداد صرف نظر از نتايج آن عمدتا به ابتکار جوانان صورت گرفت. جوانان همانطوريکه در سراسر جهان با استفاده از تکنالوژي امروزمخابراتي در تشکل و برپايي نهضت ها نقش ايفا کرده مي توانند ، در افغانستان نيز مي توانند بزرگترين تغيرات را وارد نمايند. فکر کنيد اگر کارمندان جوان همه موسسات نشراتي کشور با شعار معين انتخاباتي در کارزار انتخابات سهم بگيرند و وسايل نشراتي خود را به نفع کانديد مورد اعتماد جوانان بسيج نمايند به چه نتايج بزرگي منجر مي گردد و يا جوانان شهر ها و به اصطلاح بازاريان يکروز بازار را به نفع کانديد معيني تعطيل نمايند و همه يکجا از يک کانديد پشتيباني نمايند چه کار بزرگي را مي توانند انجام دهند. يا جوانان روشنفکر اعم از محصلان ، موسسات تحصيلي و تعليمي، کارمندان عرصه روشنفکري، معلمان و استادان، مامورين جوان دولتي همگام با هم در پشتباني کانديدي اقدام نمايند مي توانند نتايج انتخابات را و راي پيش بيني سياستبازان رقم زنند و به نتايج غير قابل پيش بينين برسانند. به جوانان عزيز مشوره داده مي شود که با استفاده از تجارب کار و فعاليت جوانان دهه دموکراسي ظاهر شاهي از حربه قانوني اعتصاب، مظاهره، تشکل و اتحاد ها بهره جويند و نقش تاريخي خود را به شايستگي ايفا نمايند.
    علي الرغم فضاي تيره و تار کنوني، با وجود تسلط حاکميت مافيايي، فساد و دفاع سرمايه جهاني ازين حاکميت, آينده از جوانان است و سازنده واقعي وطن نسل جوان است و بس.
    بگذار نيروهاي واپس گرا، ارتجاعي، معامله گر و وابسته به اجانب به نيروي جوانان کم بها دهند و نيروي آنان را جدي نگيرند اما تاريخ ثابت خواهد کرد که اين همه نابکاري ها و اين همه فساد و تباهي بدست جوانان رشيد کشور نابود خواهد شد و به همت جوانان وطن فرداي درخشان نصيب مردم ستمديده ما خواهد شد. به اميد چنين فردا بايد امروز گام گذاشت و رسالت خود را ايفا بايد کرد.


    سال 2014، انتخابات و پيمان استراتژيک نظامي
    در محافل سياسي، اجتماعي، مذهبي، تعليمي و تحصيلي، در راديو ها و تلويزيون ها و در سايت ها و صفحات اينترنتي مربوط افغانستان، خلاصه در همه جا مسله خروج نيروهاي نظامي ناتو در سال 2014،انتخابات رياست جمهوري و امضاي پيمان استراتژيک نظامي افغانستان و ايالت متحده آمريکا مورد بحث است و همه مردم اعم از روشنفکران، دانشگاهيان، نظاميان،روحانيون، دولت مداران، سرمايه داران، بازاريان، دهقانان، کارگران و اهل کسبه در موارد ياد شده ابراز نظر مي نمايند و با پيش بيني هايي توام با خوش بيني و بد بيني و صدور حکم در موارد ياد شده تمايلات، آرزو ها و منافع خود را انعکاس مي دهند.
    بازار بحث چنان گرم داغ است که هيچ مسله يي در کشور بدون ارتباط به مسايل ياد شده مورد بحث قرار نمي گيرد و طبق گفته نويسنده خوب ما حليم يارقين، حتي مسله عروسي و نامزدي و کشت و کار و خريد و فروش روز مره هم به سال 2014 گره خورده است.
    آيا مسايل ياد شده واقعا چنان بحث انگيز، قابل تامل و با اهميت است که بايست مجموع حيات کشور به آن وابسته گردد و همه ذهنيت ها بدان معطوف گردد؟
    يقينا که مسايل سه گانه حايز اهميت جدي بوده، سال 2014 مي تواند سال سرنوشت ساز تلقي گردد اما اينکه مجموع روابط و مناسبات اجتماعي و جريان عادي و نورمال زنده گي روزمره هم وابسته به مسايل ياد شده تلقي گردد تا حدي مبالغه آميز است. سياست مداران اعم از دولتيان و اپوزسيون که متاسفانه آن ها هم در ماهيت دولتي اند، بازار بحث را گرم و گرمتر مي سازند تا مردم از مشکلات روز مره، از فساد گسترده اداري، از بيکاري روز افزون، از فقر کشنده، از بي عدالتي استخوان سوز، از عمق دره ايجاد شده طبقاتي، از ظلم و جنايات سازماند داده  شده، از تجاوز عريان بيگانگان، ازقلدري نظاميان امريکايي و انگليس، از استبداد خشن مذهبي و تجاوزبر حقوق زنان و غيره صحبت نکنند و حکمرانان بتوانند فارغ از دغدغه به حاکميت ننگين خود ادامه دهند.ورنه با اندک فکر مي توان پي برد که تصميم در مورد خروج نيروهاي نظامي از افغانستان، امضاي پيمان استراتژيک نظامي و حتي نتيجه انتخابات رياست جمهوري قبلا اتخاذ گرديده، آنهم نه در افغانستان بلکه در پايتخت کشور هاي ديگر.
    خروج نيرو هاي نظامي ناتوقبلا قطعي گرديده، اين نيرو ها همين حالا در حال ترک افغانستان اند و در سال 2014 اين پروسه خاتمه مي پذيرد. بحث درين مورد هيچ مسلي يي را تغير نمي دهد. اينکه بعد از خروج نيرو هاي ناتو، مخالفين مسلح دولت چگونه عمل خواهند کرد از همين حالا معلوم است. طالبان و حزب اسلامي حکمتيار با تمام نيرو و توان و با پشتباني بي دريغ آي اس آي پاکستان به عمليات تخريب کارانه خود شدت خواهند داد و بخش هاي آسيب پذير را تحت تسلط خود قرار خواهند داد. اپوزسيون مسلح که از برکت برادر خوانده گي جناب کرزي به نيروي قابل توجه تبديل شده و از آغاز به اصطلاح مبارزه با تروريزم تا امروز به نيرو مندي شان افزوده شده و حتي امروز به نيرويي تبديل شده که هم دولت افغانستان و هم امريکا براي کشاندن آنان به ميز مذاکره با هم به رقابت مي پردازند، بهيچ صورت حاظر نيست سلاح به زمين گذاشته و به حاکميت فاسد و بي کفايت امروزه اشتراک ورزد. اپوزسيون مسلح مخصوصا طالبان اميدوارند با خروج نيروهاي ناتو در قسمت عمده کشور حاکميت قرون وسطايي را تامين و شريعت خود ساخته شان را جاري سازند. حاکميت موجود با بزرگ نمايي طالبان و با سياست  برادر خوانده گي و با فراهم نمودن زمينه گسترش افکار طالباني در سراسر کشور، امکان تسلط مجدد آنان را مساعد نموده است. در دهات و قرا و ولسوالي ها و حتي در مراکز ولايات همين حالا ده ها و صد ها گروپ تبليغاتي طالبي بدون هيچ ممانعتي به پخش افکار طالباني مي پردازند و نيروهاي دولتي نه تنها عکس العمي نشان نمي دهند بلکه عملا بااغماض از فعاليت اين گروپ ها زمينه پيوستن جوانان را به صفوف طالبان و گروپ هاي تبليغاتي شان روز تا روز بيشتر مساعد مي سازند. چهار سال قبل در يادداشتي که از طريق سايت آريايي نشر شد، خاطر نشان نموده بودم که طالبان با فعاليت هاي گسترده تبليغاتي که در شمال کشور براه انداخته اند زمينه نفوذ خود را روز تا روز مساعد تر مي سازند. امروز عملا ديده مي شود که در اکثريت ولسوالي هاي شمال گروپ هاي تبليغاتي طالبان نتيجه مطلوب داشته افکار عمومي عليه آزادي زنان بسيج شده، عده يي خواهان محدوديت آزادي زنان مي شوند و با تجاوز بر حقوق زنان و دختران از جانب مردان فاميل هرروز فاجعه بوجود مي آيد.
    مي خواهم متذکر شوم که تسلط طالبان اين بار نه صرف با زور اسلحه بلکه با استفاده از تبليغات و تغير ذهنيت هموطنان ساده ما امکان پذير است و چنين زمينه را سياست برادر خوانده گي ريئس جمهور موجود مساعد نموده است.
    در مورد امضاي پيمان استراتژيک نظامي افغانستان و امريکا غوغاي تبليغاتي موجود صرفا و صرفا مصرف داخلي دارد و تيم حاکم ارگ نشين در راس ريئس جمهور از اين غوغاي تبليغاتي بخاطر بقاي خود و ادامه حاکميت فاسد کنوني سود مي برند و بس.
    جناب حامد کرزي که بر بال هلي کوپتر امريکايي به ارزگان و از آنجا به ارگ کابل انتقال داده شد و همين حالا هم به کمک نظاميان آمريکايي امنيت خود را تامين مي کند بهيچ وجه نمي تواند در برابر اراده کاخ سفيد ايستادگي نشان دهد. او ملزم به امضاي اين پيمان است و با تدوير لويه جرگه فرمايشي مي خواهد بار سنگين و ننگين اين پيمان را بردوش يک عده متنفذين قومي و قبيلوي بي خبر از همه جا بگذارد و گويا خود را برات دهد. در حاليکه حاکم مزدور و معاش گير ارگ نشين به هيچ صورت صلاحيت و امکان مخالفت با خواست و اراده کاخ سفيد را ندارد. مي خواهد به مردم وا نمود کند که او عنصر ملي و مستقلي است که حتي با ولي نعمت خود، با نيرويي که زمامداري کشور را به وي تحفه داده است مقابله مي نمايد؟! اين ترفند تبليغاتي مي تواند عده محدودي را فريب دهد اما اکثريت عظيم مردم ما چهره واقعي اين روباه جنگل را بخوبي تشخيص داده اند و نيات او را بخوبي درک مي کنند.
    پيمان استراتژيک نظامي که زمينه امضاي آن مساعد گرديده است، متاسفانه يکي از پيمان هاي اسارتباريست که سالهاي طولاني پاشنه آهنين نظاميان امريکايي را بر گرده مردمان ما تحميل خواهند کرد و قدرتمندان امريکايي را بر جان و مال و ناموس افغان ها مسلط خواهد ساخت. موجوديت نظاميان خارجي همانطوريکه در طول ده سال در قلع و قمع طالبان و ديگر تروريستان منجر نشد، در آينده نيز اين نيرو ها به نابودي طالبان کمکي نخواهند کرد. بلکه بر عکس مردم آزاده کشور ما لگد مال پاشنه آهنين آنان خواهند بود و حاکميت هاي فاسد و مردم ستيز با اتکا به اين نظاميان در کشور مسلط خواهند بود.
    پايگاه هاي  مظامي امريکا در هر نقطه يي از جهان باعث تشنج و بحران بوده از شمال افريقا تا شرق ميانه، از غرب آسيا تا جنوب شرق آسيا خلاصه در هر جاييکه نا آرامي، بحران، نا امني و جنگ هاي به ظاهر داخلي شعله ور شده پاي نظاميان آمريکايي در ميان بوده پايگاه هاي نظامي امريکايي نقش تشديد کننده بحران را بازي نموده اند.
    پايگاه هاي نظامي امريکايي در افغانستان نيز نمي تواند مستثني باشد و به صلح و آرامش خدمت نمايد. برعکس اين پايگاه ها باعث افزايش جنگ هاي داخلي و مداخلات بيشتر همسايه گان خواهد شد و بحران منطقوي را عمق بيشتر خواهد بخشيد. اگر امريکا خواهان تامين صلح پايدار در کشور افغانستان باشد و بخواهد لانه هاي ترور را در منطقه بکلي نابود کند که در ده سال گذشته با موجوديت يک صد و پنجاه تا دو صد هزار نيروي خا رجي اين امر ميسر نشد، مي تواند موجوديت نيروهاي ناتو را از طريق ملل متحد براي دو سه سال آينده تمديد بخشد و نابودي قطعي تروريزم را در سر لوحه وظيفه اين نيرو ها قرار دهد. در چنين صورتي نه تنها افغانستان بلکه پاکستان و منطقه نيز از شر تروريزم نجات خواهد يافت و هدف آمدن ناتو در افغانستان نيز برآورده خواهد شد و در آمريکا و ديگر نقاط دنيا نيز فاجعه 11 سپتامبر تکرار نخواهد شد. اما از آنجائيکه سرمايه  داران آمريکايي مخصوصا شرکت هاي بزرگ اسلحه سازي آمريکايي و اروپايي از افزايش تشنج، بحران و جنگ نفع مي برند و فروش اسلحه در سايه ادامه جنگ در نقاط مختلف جهان ميسر است هيچگاهي آرزو ندارند بحران افغانستان نقطه پايان يابد و بازار فروش اسلحه در منطقه ما کساد پذيرد. از جانبي کشوري که از پيروزي انقلاب اکتوبر در روسيه تا امروز آرزوي تسلط بر منطقه ما را بر سر مي پروارانيد، امروز به رايگان در منطقه داخل شده و حاکميت دست نشانده يي را در افغانستان مستقر ساخته است با چه منطقي آماده خواهد شد که از اين همه امکانات مساعد چشم بپوشد و منطقه را بر رقيبان واگذارد. لهذا امضاي پيمان استراتژيک نظامي افغانستان_ آمريکا قطعي و مسلم است. چانه زني ها و ملاقات هاي فشرده يي مقامات دو کشور، مخالفت هاي ظاهري ارگ نشينان همه و همه بخاطر فريب اذهان عامه مردم جهان مخصوصا اذهان ساده و بي غل و غش افغان ها است و بس. اما عواقب اين پيمان در دراز مدت به هيچ صورت به نفع افغانستان نبوده رنج و درد مضاعف را نسل امروز و فرداي کشور متحمل خواهد شد و چهره شاه شجاع هاي گذشته در برابر چهره سياه حامد کرزي سفيد خواهد گرديد.
    ادامه دارد...


                                                          »«  «»    «»     «»    »«      »«
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 26 نوفمبر 2014 - 4:54 ميباشد