بهترين رهبران آينده جهان وافغانستان، زنان خواهند بود

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6848
    Registration date : 2007-06-20
    20140524

    بهترين رهبران آينده جهان وافغانستان، زنان خواهند بود

    پست  admin

    شيرين نظيري


     زنان بهترين رهبران آيندۀ جهان


    فضاي همزيستي انسان ها، نيازمند مشارکت زنان و مردان درعرصه هاي سياسي، اجتماعي ،اقتصادي وفرهنگي است. به صورت ژرفترمي توان به اين مهم دست يافت که حذف يا به حاشيه راندن هيچ يک ازدوجنس در زنده گي واقعي انسان ها امکان پذيرنيست. ازينرو زنان ومردان بايد به همديگراحترام داشته ودرکنارهم براي شگوفايي سرزمين وسعادت مردم خود کوشا باشند.
    درگذشته هاي دوردرسراسرجهان اين ديدگاه که شايد روزي زنان زمامداراموردرجهان شوند. خنده‌دار، غيرواقعي وچيزي شبيه وقايع داستان‌هاي تخيلي به نظرمي‌رسيد.
    درآن زمان ها باور براين بود که زنان ظرفيت لازم را براي انجام ارزيابي‌هاي دقيق ومهم ندارند و زماني که لازم شود دروضعيت خيلي دشوار، تصميمي سختي اتخاذ کنند، احساساتي عمل مي‌کنند. به همين دليل وشايد هم دلايل مشابه ديگرگفته مي‌شد که آنها توانايي زمامداري و رهبري امور را ندارند. چنين نظري را ويژه گي‌هاي طبيعي زنان مي گفتند. اما شرايط در چند دهه اخير تغيير کرده و به همان نسبت، تفکرات، ايده‌ها و نظريات افراد هم عوض شده، البته نمي‌شود گفت که درهرگوشه جهان، از تغيير نقش زنان استقبال مي‌شود و آنها به راحتي مي‌توانند از قالب نقش‌هاي سنتي خارج گردند و يا به آساني از خلوت خانه‌ها بيرون بيايند. اما به هرحال گفته مي توانيم که اين حرکت وجنبش شکل گرفته است.
    اکنون مشاركت زنان در قدرت سياسي پديده تكراري و حل شده در جوامع غربي به شمار مي رود، زيرا آنان پس ازرنسانس و پذيرش اومانيسم، تفاوتي بين زن و مرد قايل نيستند، هر چند كه مشاركت سياسي زنان درغرب با فراز وفرود ها وچالش هاي فراواني روبروبوده است وجنبش آزادي زنان" فمينيسم" بعد از رنسانس پابه پاي گسترش علم و توسعه صنعتي، رشد يافته وگام به گام با برده باري وشکيبايي، اهداف فمينيستي خود را دنبال كرده اند، اما با تاسف بايد اعلام كرد كه زنان در اين كشور ها نيزازبخت واقبال كمتري براي كسب قدرت سياسي برخوردار بوده اند.
    دركشورهاي اسلامي برعکس کشورهاي غربي، مسئله رهبري زن با چالش هاي فراواني روبروست. علما و روشنفكران مسلمان برداشت هاي متفا وتي ازمتون ديني در مورد رهبري زن ارايه داده اند و نظريات آنان بجاي اينكه گره ازمشكلي بكشايد خود سردرگمي ديگري را بوجود آورده ومسله  تئوريك رهبري زن را به پرده ابهام فروبرده است. از اين جهت رهبري زن در جامعه اسلامي هيچ گاه از شفافيت لازم برخوردار نبوده بلكه آراء و نظرياتي كه در مورد رهبري زن ارايه گرديده نه درتفاهم ،بلکه درتقابل هم قرارگرفته است.
    دركشورهاي جهان سوم، بويژه دركشورهاي مسلمان، تفاوت ديگري با كشورهاي پيشرفته جهان نيزوجود دارد، زنان در كشورهاي جهان سوم با آنكه سرنوشت درسنت دارند، از نظرآماربيشترازكشورهاي غربي در راس هرم قدرت قرارگرفته اند. مانند اينديرا گاندي وسونياگاندي درهند، شيخ حسينه واجد وخالده بيگم در بنگلاديش، بي نظيربوتودرپاكستان ،كورازون اكينو و گلوريا آريودرفليپين و...
    حضوراين زنان درراس هرم قدرت، نه ازبستراومانيسم و قوانين رسمي دموكراتيك در كشورهاي شان بوده بلكه ريشه درسنت هاي رايج خانواده گي دارد. سيطره ي سلسله يك خانواده در يك كشور آنان را تا نوك هرم قدرت، بالا برده است. از اين جهت آنان نتوانسته اند تحول اجتماعي را به نفع زنان دركشورهاي شان بوجود آورند. درهمين كشورها سنت گراياني نيز با حكومت آنان به مخالفت برخواسته اند.
    برجسته گي هاي زنان دررهبري:

    مطالعات و پژوهش‌هاي بيشماري به روشني نشان مي‌دهد که قدرت گرفتن زنان در اداره امورهمه‌چيز را بهترمي‌کند. با مشارکت بيشتر زنان بخش تجاري سودآورترشده است، دولت‌ها بيش از پيش نماينده مردم هستند، بنيان خانواده‌ها قوي‌ترشده است، جوامع سالم‌ترو شاهد خشونت کمتروصلح وثبات وآرامش بيشترشده اند.

    بين هردو گروه زنان و مردان پژوهش کننده اين اتفاق نظر وجود دارد که زنان به شيوه‌اي متفاوت ازمردان، با افراد ارتباط برقرارمي‌کنند؛ آنها دقيق گوش مي‌کنند، از گفت‌ وگو ومذاکره استقبال مي‌کنند و زمينه اتفاق‌نظر بيشتري را در يک جمع فراهم مي‌سازند وامور را به شيوه تشريک مساعي و با کار گروهي پيش مي برند، اين عملکرد زنان يک قدم پيشتر از مردان است.
    زماني که زنان هدايت امور را دردست مي‌گيرند، احتمال زياد وجود دارد که درتصاميم شان به فکر وضعيت نسل آينده بيشترباشند. پذيرش وتاييد اين موضوع که زنان ومردان با کيفيت ومهارت‌هاي متفاوتي در اجتماع ايفاي نقش مي‌کنند، بحث ‌برانگيز بوده است و براي سال‌ها از زنان انتظار مي‌رفت که اگر به دنبال موفقيت هستند، همانند مردان فکر وعمل کنند.اما هرچه مي‌گذرد، تفاوت‌هاي زنان و مردان بيشترمورد توجه قرار مي‌گيرد والبته اين تفاوت‌ها به عنوان امتياز و نه نقاط ضعف زنان درنظر گرفته مي‌شود.
    زنان براي سال‌ها با استندردها و معيارهايي دوگانه ارزيابي شده ‌اند. به دستاوردهاي زنان ارزش واهميت کمتري داده شده و اشتباهات شان بيشتر به چشم آمده واختراعات واکتشافات شان ناديده گرفته شده است.
    حتا بعضي وقت‌ها اين خود زنان هستند که خودشان را دست‌کم مي‌گيرند وهيچ وقت براي کارهايي مثل درخواست ارتقاي مقام يا افزايش حقوق پيشقدم نمي‌شوند. با وجود اين چالش‌ها که همواره وجود داشته‌اند، منافع و مزاياي قدرت گرفتن زنان درعرصه‌هاي مختلف غيرقابل انکار است. آنها موتور محرک رشد اقتصاد جهاني هم به شمار مي‌روند.
    مطالعات وپژوهش هاي اخيرنشان داد که زنان نبايد براي موفقيت درعرصه‌هاي مختلف به دنبال تقليد ازمردان باشند. زنان با داشتن تنوع، درشيوه‌هاي مختلف براي ديدن و بررسي مشکلات ، شيوه‌هاي مختلف و متفاوتي از تحليل مسايل و يافتن راه‌ حل را جستجومي نمايند.
    زيرا شيوه خرج کردن منابع مالي بوسيله زنان ، متفاوت ازمردان است. ازجمله، وقتي زن‌ها پول بيشتري دراختيار دارند، خورد و خوراک خانواده‌ها سالم‌ ترو فرزندان شان وضعيت آموزشي بهتر وسرووضع آراسته تري دارند.
    زنان به سرمايه‌گذاري براي داشتن منابع آب سالم، مکاتب بهتر و ارتقاي خدمات بهداشتي اهميت بيشتري مي‌دهند. فعاليت‌هاي تجاري تحت مديريت زنان سودآوري بيشتري دارند و در مجموع، سرمايه‌گذاري برمشارکت بيشتر زنان، بيش از آن که براي شرکت‌ها و موسسه‌ها در سراسر جهان وجه تبليغاتي داشته باشد، اکنون درحال تبديل شدن به يک ضرورتِ داراي اهميت اساسي وتعين کننده است.
    نقش زنان درايجاد وحفظ صلح در جهان هم انکارناپذيراست. دروضعيت کنوني، نزديک به نيمي از توافقنامه‌هاي صلح در مدت 5 سال، زير پا گذاشته مي‌شوند که شايد يکي از دلايل اين عدم موفقيت، مشارکت نداشتن نيمي از جمعيتي است که در اين صلح نقش دارند. وقتي زنان پشت ميزمذاکره حضور مي‌يابند، به پرکردن فاصله‌ها وازبين بردن اختلافات کمک مي‌کنند ونتايج مثبتي به بارمي آورند.

    حضوروفعاليت زنان درعرصه هاي مختلف اجتماعي، باعث بهبود زنده گي تمام انسان ها درسراسرجهان شده و براي پيشبرد فرهنگ و تمدن بشريت فوق العاده موثربوده است.
     درافغانستان نيزموانع ومحدوديت هاي بيشماري فرا روي زنان قراردارد که مانع رهبري شان درسطوح کشورمي شوند. به گونه کل مي توان از انديشه هاي مردسالارانه، رسوم وعنعنات ناپسند،سوتعبيرها ازآموزهاي ديني ونداشتن تخصص ومهارت لازم زنان نام برد.
    چه عوامل باعث نبود مشارکت زنان دررهبري افغانستان شده است؟

     دردرازاي تاريخ ودرميان اقوام مختلف افغانستان براي ضعيف نشان دادن،جنس دوم بودن ،به حاشيه راندن زنان وپنهان نمودن هويت زنان اصطلاحاتي زيادي مانند:  کوچ،سياسر،عاجزه،بز،ضعيفه،حيوانان بکاررفته است. همچنين درباره مردان نيزعکس اين مفاهيم ؛ برصفات والاي مرد و ارزش ها وخلاقيت هاي مردانه گي استوارگرديده است. مانند:" جوانمرد،مردانه،نرانه،نرواري،شيرواري" اين اصطلاحات نشان دهنده‎ي شعور، شجاعت وتوانمندي ذاتي مردان وتضعيف نقش زنان بررهبري اموربوده است.
    بنا به همين دليل است که اين باورها و الگوهاي بينشي، منشا بسياري از مثال ها و نمادهاي ارزش انساني درزنده گي روزمره و آيين هاي اجتماعي قرار گرفته است. درکناراين باورها،
    تبعيض جنسيتي ، انديشه هاي مردسالارانه ،فرهنگ و رسوم ناپسنديده ونبود دسترسي زنان به امکانات درافغانستان باعث شده که هويت زن به رسميت شناخته نشده ودراذهان عامه، زن عنصري وابسته به مرد جاگزين شود. حتا شماري زناني ايکه شرايط دشواررا پشت سرگذرانيده وقد برافراشته اند.نمي توانند ازحقوق انساني خود بهره مند گردند وبرکرسي رهبري تکيه بزنند.
    زيرا باورداشتن به ناتواني و جنس دوم بودن زن، مهمترين معياردرنگرش اجتماعي و روش تربيتي مردان است که به مثابه‏ي يک فرايند طبيعي و زيستي پنداشته شده ونسل به نسل منتقل گرديده ودرحد وسيع آن مانع عملکرد زنان درعرصه هاي مختلف سياسي و اجتماعي شده است.

    پس ازسرنگوني حاکميت طالب ها و اساس گذاري نظام دموكراسي دركشور، حقوق وآزادي هاي زنان ومشاركت سياسي آنان درقدرت، يكي ازمسايل روز درافغانستان به شمارمي رود، زيرا قانون اساسي جديد كشوربراي مشاركت سياسي زنان درقدرت، تا حدودي هم زمينه هاي عملي را مساعد گردانيده ونهاد هاي بين الملي نيزبرمشاركت زنان درمقامات سياسي كشوري، تاكيد ورزيده اند. چنانچه ما شاهد هستيم که دردور گذشته وهمين اکنون انتخابات رياست جمهوري، زنان کانديد رياست جمهوري شده ودروازه هاي رهبري را تک تک زدند.
    به همه حال, ما کانديداتوري زنان براي انتخابات رياست جمهوري را به فال نيک گرفته وآن را نويد تازه وخوش آيند براي رهبري زنان درآينده افغانستان مي دانيم.
    اميد روزي رهبري حکومت افغانستان را زنان بعهده داشته وبا موفقيت وسربلندي آن را به قله هاي شامخ پيروزي برسانند.

    من به رهبري زنان ايمان دارم.
    بهترين رهبران آينده جهان وافغانستان، زنان خواهند بود.



                                                                                 

    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في السبت 5 مارس 2016 - 0:10  admin

    .

      اكنون الثلاثاء 25 يوليو 2017 - 8:38 ميباشد