داستان غم انگيز

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7037
    Registration date : 2007-06-20
    20080430

    داستان غم انگيز

    پست  admin

    اگر غم را چو آتش دود بودی
    زمین تاریک بودی جاودانه


    شب تمام خوابم نبرد هزار ها سوال لاینحل درذهنم تا هنوز با عث آزار روح من میشود . برای اینکه این غم بزرگ و سنگینی این جنایت غیر قابل تصور یک مرد و یک پدر را از دل خودم بیرون بریزم دست به ترجمه این مطلب از روز نامه های آلمانی امروز صبح زدم.
    با خودم هزار ان بار شکر این را بجا آوردم که خداوند و دست قدرت مرا زن آفرید و از دعوا یی خدایی کردن و بم و آتش بر سر مردم ریختن و ادم ها را در کوره ها گداختن ملت ها را تیت و پراگنده کردن تشنه قدرت بودن و دعا را سنگسار کردن و از کله ادم ها مناره ساختن و پسر بچه ها را رقاصدن و بلاخره به او لاد یا جگر گو شه خود تجاوز کردن و او را مدت ۲۴ سال بی گناه زندانی کردن در امانم . در تاریخ بشر افتخار این را دارم که هیچ زنی مرتکب چنین عمل زشت و قبیح نشده است



    داستان غم انگیز دختری که ۲۴ سال زندانی بود

    پدری که 24 سال دختر ش را در زیر زمینی خانه اش زندانی کرد و در این مدت از او صاحب هفت فر زند شد
    جالب ترین خبر روز و درد ناکترین حادثه که تا هنوز در تا ریخ بشر یت نظیر نداشت در شهر( امشتتین) کشور اطریش روی داده است .
    (یو سف اف) مرد هفتاد و سه ساله است که از24 اگست سال 1984 به این طرف دختر هژده ساله اش الیزابت اف را در زیر زمینی منزلش زندانی میکند و بعد چند روز خبر گم شدنش را در اعلان میکند. الیزابت از پدرش هفت فر زند بدنیا آورد طبق اظهار نظر الیزابت یکی از این اطفال چند روز بعد از تو لد بخاطر عدم تدارکات صحی و مواظبت درست میمرد .و جسدش تو سط یو سف اف سو زانده میشود .
    اولین د ختر که از این پدر و دختر بدنیا آمده است کریستین 19 ساله میباشد . که بتاریخ 19 اپریل 2008 در حالت کما تو سط یو سف به بیمارستان منقل شد
    و بیماری این دختر که تمام 19 سال عمرش را در زیر زمنی بسر کرده بود با حس افشا شدن راز سر به مهر یو سف گردیده است .
    (مو نیکا)( لیزا)( الکساندرا) سه کودکی بودند که بعد از تو لد تو سط پدر برای مادر الیزابت خانم او ل یو سف آورده شده بود تا از انها مواظبت شود . البته با هر طفل که برای ( رو زه ماری خانم یوسف ) اورده میشد یک نامه نیز در دسترس بوده است که لطفا از اطفال من پرستاری کنید .
    اما یک دختر و دو پسر کریسیتن 19 و شتی فان 18 با فلیکس که پنجمین سال زندگی اش بود در زیر زمینی با مادر شان بسر میبردند و در این مدت گرمی خورشید نو رمهتاب و وزیدن باد را روی جلد شان حس نکرده بودند .اینها در تمام این مدت رد زیر زمینی بسر برده اند و از نعمت سواد نیز بی بهره مانده اند . تنها راهی که انها را برای زنده ماندن کمک میکرد دروازه یک متری برقی بود که تو سط کود مخصوص هر روز یکبار باز میشد تا یو سف برای شان آب و نان بیاورد . این پدر و در عین حال پدر کلان سه کودک دیگر را شامل مکتب کرده و تمامی مسوولیت انها را که درحقیقت دنیای دو م خودش بود بدوش داشت . از نظر صحی کاملا سالم بوده و در در سها ی مکتب نیز به بهترین وجه پیشرفت داشتند . اینها بدون اینکه بدانند یک خواهر و دو برادر شان در زیر زمینی خانه شان بسر میبرند زندگی نو رمال را پیش میبردند .


    م شفا
    ولفسبورگ جرمنی
    29.04.2008
    منبع : سایت روزنه


    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    avatar

    پست في الأربعاء 30 أبريل 2008 - 7:16  admin

    زندگى دوگانه بى نظیر مرد اتریشی






    بسیارى از روزنامه هاى آلمان و اروپا در تفسیرهاى امروز خود (۲۹ آوریل) به حادثه باورنکردنى در یک خانواده اتریشى پرداخته‌اند.





    پدراین خانواده در شهر کوچکى دراتریش، به مدت ۲۴ سال دختر خود در را در زیرزمین خانه اسیر کرده و به عنوان همچون کنیزی برای بهره‌گیری جنسی در خدمت خود گرفته بود. از دختر، ۷ فرزند به دنیا آمدند که سه فرزند همچنان تا کشف جنایت در زیرزمین زندگى مى کردند و از ارتباط با دنیاى خارج محروم بودند. آنچه این واقعه را منحصر به فرد مى سازد، تنها بیرحمى و زیر پا گذاشتن معیارهاى اخلاقى نیست، بلکه انرژى عظیم مخربى است که این مرد ۷۳ براى زندگى دوگانه خود به کار گرفته است.



    روزنامه ”راین تسایتونگ“ چاپ آلمان درباره نحوه اجراى این جنایت در یک خانواده اتریشى مى‌نویسد:

    «ظاهراً اینطور به نظر مى رسد که ما هر ساله مجبوریم تصور خود را از شرارت انسانى بسط دهیم. آیا به هیچ چیز در این دنیا دیگر نمى توان اطمینان داشت، دنیا بیش از پیش رو به خشونت مى گذارد و انسان ها روز به روز بدتر از گذشته مى شوند؟ این مطالب تنها سخنانى آرامش بخش براى ما هستند. ما، انسان ها باید از آشویتس هیتلر، اردوگاه هاى کار اجبارى استالین و مزارع مرگ پل پوت به اندازه کافى درباره سویۀ سیاه روح انسانى درس گرفته باشیم. ردولف اگ (Rudolf Egg) ، روانشناس در امور جنایى، در مورد این پدر یا پدر بزرگ دیو سیرت از اتریش بر این نظر است که انسان ها قادر به انجام امور باورنکردنى در معناى خوب و بد آن هستند. این روانشناس عامل این جنایت را انسانى به غایت قدرت طلب ارزیابى کرده که خانواده خود را همچون اموال شخصى دانسته و براى پیشبرد خواست هاى خود با توسل به قهر و ارعاب سرانجام هر گونه مقاومتی را در هم شکسته است.»



    روزنامه فرانسوى ”لا پروانس“ در تفسیر سرگذشت باورنکردنى این خانواده اتریشى چنین تفسیر می‌کند:

    «سوا از انزجار از این عمل باید اشاره به ترس خاموشى از این مرد منحرف داشت که خانواده خویش را بنا به امیال خود به خدمت گرفته بود. این مرد براى تحقق امیال جنسى خود دختر و تمام خانواده خویش را مطیع ساخته بود. آنچه در این میان غیر طبیعى و بیمارگونه است این مسئله است که او با شیوه هاى غیراخلاقى و با رفتارى دهشتناک به امیال خود جامه عمل پوشانده و در این میان واقعیت را نیز دیگرگونه جلوه داده بود. این پدر منحرف مطمئناً به دختر و فرزندان مشترکشان اینچنین تلقین مى کرده که آنان تشکیل خانواده اى نیکو را داده که در آن همه یکدیگر را دوست مى دارند.»



    روزنامه انگلیسى ”تایمز“ درباره زندگى دلهره آور و همزمان غم انگیز یک خانواده اتریشى می‌نویسد:

    «باید میان احترام به حریم خصوصى و بى تفاوتى صرف تفاوت گذاشت. در انگلستان دوچرخه سوارى توسط اتومبیلى زیر گرفته مى شود و در جا در خیابان جان خود را از دست مى دهد. رانندگان دیگر به جاى لحظه اى درنگ و کمک به او با کج کردن مسیر به راه خود ادامه مى دهند. گله انسانى در مقایسه با آدم منفرد بندرت احساس همدردى و مسئولیت از خود نشان مى دهد. حال مردم اتریش براى تصویب قوانین جدید فریاد سر برآورده اند، اما قوانین جدید نیز نمى توانند مانع از انجام اعمال دهشتناک شوند. ابعاد انزجار از این سوایى در شهر کوچک آمشت تن (Amstetten)، بسیار بزرگ است. اما درسى که از این تراژدى مى توان گرفت اینست که یک جمع انسانى بدون مراوده و ارتباط با یکدیگرشایسته نیست که نام جامعه را بر خود بگذارد.»



    روزنامه آلمانى ”نویه اوزنابروکر تساتونگ“ با ناباورى درباره ماجراى دلخراش خانواده اتریشى می‌نویسد:

    «آیا ما مواجه با یک زندگى دوگانه بى نظیر هستیم؟ پذیرش این مسئله مشکل است. آیا واقعاً همسر این مرد و فرزندان بالغ نمى توانستند پرتگاه موجود در خانه را ببیند؟ و یا اینکه نمى خواستند که آنرا دریابند؟ این مسئله ناشى از چه بود، از ترس و یا از بى تفاوتى؟ چرا همسایگان درباره دختر خانواده که ظاهراً به فرقه اى دینى پیوسته ولى در اصل به عنوان برده اى دراسارت بسر مى برد، پرسش نمى کردند؟ اما ادارات دولتى نیز درباره محل اقامت این دختر جوان دست به بررسى جدى نزدند. پرسش هاى بیشمارى درباره مسئولیت مشترک در گذشته وجود دارند. پاسخى روشن در این زمینه اینچنین است: به دقت نگاه کنید و روى خود را بر نگردانید. سخن گفتن دراینباره آسان ولى انجام آن بسیار مشکل است. اهمیت این ماجرا براى رسانه هاى عمومى نیز حد معینى دارد. به خاطر احترام به سرنوشت قربانیان این حادثه وحشتناک رسانه ها باید با حساسیت بیشترى بدان برخورد کنند.»





    شهرام اسلامی





    منبع "دویچه ویله


    avatar

    پست في الأربعاء 30 أبريل 2008 - 7:22  admin


      اكنون الثلاثاء 22 مايو 2018 - 0:36 ميباشد