سه سروده تازه «سفر خاطره انگیز ، روز گار سخت و هم میهن عزیز م»

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6848
    Registration date : 2007-06-20
    20150810

    سه سروده تازه «سفر خاطره انگیز ، روز گار سخت و هم میهن عزیز م»

    پست  admin





    سه سروده تازه  
     
    سفر خاطره انگیز
    سفری داشتم زمانی پیش
    تا شوم فارغ از غم کم و بیش
    رفته بودم بکشوری زیبا
    چون بهشت یگانه ی د نیا
    دیدم آنجا اصول و پایه ی زیست
    فارغ از مشکلی کی کیست کی چیست
    همه با علم و فهم ودانا بود
    خیلی عالیتر از اروپا بود
    سخت جویا شدم که کاری کیست
    این ترقی وپیشرفت از چیست
    گفتند هشتاد سال پیشتر ازین
    رسته گشتیم زتا جران دین
    از شر دزد و فنده منتالست
    وارهیدیم ازین پدیده زشت
    رفته آنها بسوی دوزخ شان
    ما بخود ساختیم جنت مان
    وای بر مردمان خسته  و زار
    خسته از ارتجاع واستکبار
    رزم سر تا سری سزد آنجا
    جنبشی با همی شود آنجا
    تا مگر خفته ها شوند بیدار
    فارغ از ارتجاع واستکبار
    در پیی اتحاد وحق خواهی
    گرم تابد فروغ آزادی
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
    روز گار سخت
    چه روزی سخت آمد بر سری ما
    رسیده دشمنان پشت دری ما
    درین عصری که کیهان شد مسخر
    به گِل ماندست هنوز پای خری ما
    جهان بر روز گاری ما بخندد
    ولی ماییم و حال ا بتری ما
    دو تا سر نصب در بالای یک تن
    چه باشد « پرده های » دیگری ما
    زیک دین « سه » نمایش آفریدند
    دریغا ، زین دل «خوش با ور ی» ما
    بنام ملیت تقسیم کردند
    زمین و آسمان کشوری ما
    به اسم دوستی ما را تبه کرد
    جناب ی دشمن زور آوری ما
    بنام پاکسازی از تبهکار
    به غارت رفت گنج و گوهری ما
    چه وقت بیدار گردد، دیده از خواب
    چه وقت آگاه شود گوش کری ما
    چه وقت آید که باران سعادت
    بشوید کینه را، از دفتری ما
    خروشد نسل پیشاهنگ میهن
    بتابد باز، ماه و اختری ما
    نه من مورم ، شاهینیست کارم
    اگرچه بشکسته ، بال و پری ما
    ولی روزی به قله باز گردم
    شود خورشیدها همسنگری ما


     
     
     
     
     
     
     
     
     
    هم میهن عزیز م
    هم میهن عزیزم ، بشنو صدای ما را
    باشد که چاره سازیم ، آلام و رنجها را
    یک دین وسه نمایش ،طالب کنار داعش
    بر خاک وخون کشیدند ، انسان بیگناه را
    آمد اجیر ومزدور ، اعراب و آی اس آی
    با مقصدی تجاوز ،اشغال خاک مارا
    بازیگران قدرت ،با سیاست دوگانه
    بازی کنند نقش ی ، یک بام دو هوا را
    دیروز گفته بودیم ،کاین جنگ جنگ دین نیست
    گوش زمانه کر بود ، نشنید صدای ما را
    گفتم که ای برادر ، هوشیارِ جانِ خود باش
    روزی مباد افتی ، در کام اژدها را
    حالا که خود بدیدی ،برقصد جانت آمد
    وقتش فقط همین است ،جنبان ریشها را
    بگذشته ها گذشتست ، حالا چه کرد باید
    از کینه و کدورت ، شوییم قلبها را
    اکنون که وقت آنست ، همه وطنپرستان
    بهر دفاع میهن ، با هم شویم یا را
    مدا فعان میهن ، یکجا شوید، یکجا
    با اتحاد سازید ،نابود حمله ها را
    کل جهان بسوزد ، در شعله های آتش
    گر شعله ور بسازند ، این قلب آسیا را
    هر گز نمی توانند ، این نو کران خارج
    زار و زبون بسازند ، فرزند آریا را
    با عزم صد برابر ، با وحدتِ سرآسر ،
    سرتا سري بسازیم ، این سنگر ی دفاع را
    عبدالوکیل کوچی     
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 26 يوليو 2017 - 6:45 ميباشد