سپتامبر یکی از سیاه ترین روز هایی در تاریخ افغانستان

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6848
    Registration date : 2007-06-20
    20151001

    سپتامبر یکی از سیاه ترین روز هایی در تاریخ افغانستان

    پست  admin




    سپتامبر یکی از سیاه ترین روز هایی در تاریخ افغانستان
     بیست وهفتم سپتامبر روز هجوم طالبان به شهر کابل ، کابل بی دفاع با دروازه های خالی وشام تیره وتار با سکوت مرگبارآمدن طالبان به همراهی دشمنان سوگند خورده افغانستان یعنی جرنیلان پاکستانی با قبیله مسلح دهشت افگن ،تندرو وقاتل مردم افغانستان گذشته از همه قاتلین داکتر نجیب الله .
    قتل داکتر نجیب الله بدست خون آلود طالبان در واقع اهانت بزرگ به تاریخ افغانستان ،به جنبش چپ ودموکراتیک افغانستان ، ودر نهایت به ملت نجیب افغانستان بود . قتل داکتر نحیب الله ریس حزب وطن در حقیقت توهین بزرگ به حزب د خ ا حزب وطن و دولت جمهوری افغانستان ومردم آزاده آن به حساب میرود که با همدستی استخبارات جهنمی ، آی اس آی پاکستان وگروه های اجیر شده آنها حریم سیاسی افغانستان را جریحه دار ساخت .واما داکتر نجیب الله به جاودانگی پیوست .
    قاتل به قتل ، روی سیاه زمانه  شد
    اما  نجیب  الله  شهید  جاودانه  شد
    تاریخ جنبش مبارزات آزادی خواهی افغانستان گواه بر آنست که در حزب دموکراتیک خلق افغانستان تحت رهبری زنده یاد ببرک کارمل رهبر فرزانه حزب دموکراتیک خلق افغانستان ، کادر های برجسته یی ظهور کرده است که یکی از آنها زنده یاد داکتر نجیب الله بود و در عرصه سیاسی جایگاه والایی داشت.زنده یاد داکتر نجیب الله منحیث ریس حزب وطن وریس جمهور افغانستان بتاسی ازمشی سیاسی ح د خ ا در راستای  مصالحه ملی ونیرومندی قوای مسلح کشورتلاش های فراوان نمود . زنده یاد داکتر نجیب الله شخصیت برآزنده سیاسی ودارای خلاقیت وکاردانی با مدیریت وکارآیی سیاسی برای همه قابل درک بود . خلاقیت ،خرد وتوانایی با ابعاد گوناگون شخصیت اش که کار تاریخ است و ثبت خواهد شد  .
    واما چیزیکه درحال حاضر لازمه گفتن دارد هما نا شرایط موجود ی که پس از فرو پاشی حزب وطن همه را سرگردان خود ساخته است اندکی به آن مینگریم . آنچه ما پس از فروپاشی حزب وطن وحاکمیت دموکراتیک آن از دست داده ایم مهمترین وحیاتی ترین چیزی نسبت به همه همانا وحدت حزبی ، که با خون های دل رهبران وشهیدان راه آزادی ایجادگردیده و منحیث امانت تاریخی ومیراث کبیر وطنپرستی در پیشگاه اعضای حزب باقی ماند ه بود . که در نگهداری این امانت بزرگ ضعف کم آبیش کلیه اعضای حزب وطن بر ملا میگردد .
    متاسفانه  در حال حاضر حتا فرهنگ نقد سالم نیز مشکل آفرین شده است ،هستند کسانیکه  پیرامون شخصیتهای رهبری ودیگر مسایل فقط به جهات عمده افتخارات ودستاوردهای کاری وکارکردهای رهبران بسنده میکنند ولی باید در نظر داشت که رهبران فرشته های آسمانی نبودند بلکه انسانهای فوقالعاده یی بودند که حزب وجامعه را رهبری میکردند . بدون بررسی همه جانبه ی عملکرد های گذشته نگرش های تازه و راه حل های بعدی امکان پذیر نخواهد بود. بنا بر آن یاد آوری از ضعفها وکاستی های گذشته (نه به معنای دشمنی ونی به خاطر تعلقیتها) بلکه کوشش برای کاربردی تجارب مثبت ، ما را به هدف نزدیک خواهد ساخت .
    حزب دموکراتیک خلق افغانستان بمثابه یک حزب ترقی خواه وصلحدوست ، خد متگزاروعدالتخواه ، مشارکت مردم را در قدرت سیاسی وآشتی ملی را با مخالفان داخلی همواره در دستور کار خود داشت . همه اعضای حزب د خ ا عملا مدافع صلح و آشتی وآرامش بوده اند چنانچه سیاست صلحامیز حزب  در پلینوم های حزب بخصوص پلینوم پانزدهم کمیته مرکزی حزب ما تصریح گردیده بود  . عودت قطعات شوروی سابق نیز از همان آغاز کار در سرلوحه کار حزب ودولت قرار داشت که پس از ششماه موجودیت قوای شوروی در افغانستان برای نخستین بار توسط زنده یاد ببرک کارمل اعلام گردید وپس از یک سال بار دیگر طی اعلامیه رسمی دولتی عودت مرحله وار قطعات محدود نظامی شوروی به اتحاد شوروی وقت  پیشنهاد وبگوش جهانیان رسانیده شده بود . وامادر زمان حکومت زنده یاد داکتر نجیب الله درامتداد سیاست صلح خواهانه حزب ودولت بنا به (خواست خود دولت شوروی ) مفکوره عزیمت قوای شوروی تحقق یافت .
    همچنان تلاش بخاطر ثبات اوضاع در کشور مشی مصالحه ملی وچیز دیگری بنام باز سازی ( وارده ) از خارج با سرعت شتابنده وبدون چون وچرا و (مباحث که اصول اصلی حزب بود) رویدست گرفته شد . سیاست مصالحه که اعضای رهبری حزب به توضیح وتطبیق آن موظف گردیده بودند .در جلسات رهبری مورد تایید وتصویب قرار میگرفت واما، هیات رهبری در میان صفوف حزبی خود را بی خبر انداخته با سکوت از کنار آن میگذشتند بعضی از مقامات حزبی چیزی را که خود فیصله میکردند خود به آن بیبا ور بنظر میرسید ند .
    تنها زنده یاد یعقوبی که در یکی از جلسات فعالین در شهر کابل ضمن توضیح سیاست مصالحه ملی نسبت به دیگران یک گام به پیش گذاشته گفت (ما با دشمنان خود آشتی میکنیم حتا با دشمنان آشتی نا پذیر ) در حالی که دشمنان آشتی ناپذیر پلان تسخیر قلب آسیا را از ولینعمتان پاکستانی وحامیان خارجی خود داشتند . همچنان روشنفکران شهری دارای دوکیس ، بدور این تنور گرم مصالحه چنان پیچیده بودند که ( داستان نوکر خان ونوکر بادنجان را بیاد می آورد ) با یک سر وهزار زبان چون دلسوزان مهربانتر از مادر جلوه نمایی میکردند وطرف تفقد قرار میگرفتند .  یکی ازین رفقای جرار که اخیرا به همه کاره تبدیل شده بود با وقاحت تمام میگفت (زمانی ببرک کارمل گفته بود که اگر کمکهای بیدریغ وبجای اتحاد شوروی نمیبود نقشه افغانستان درمیان  نقشه دنیا تغیر میکرد . حالا شوروی ها به کشور خود بر گشته اند افغانستان بجای خود هست ) موصوف با این اظهارات ونظیر آن پاداش گرفت . در حالی که رفتن قوای شوروی خواست همه اعضای حزب بود ولی همین رفیق در روز آمدن قوت های شوروی که از جانب شاد روان ترکی وحفیظ اله امین تقاضا گردیده بو د بیشتر از هر کس دیگر استقبال میکرد .این رفیق غافل از آن بود که ( قبل از آمدن قطعات نظامی شوروی در افغانستان ) کشور ما  در جنگ اعلام ناشده از جانب پاکستان قرار داشت وهمین اکنون نیز همان جنگ علیه خاک ما ادامه دارد . بنا بر آن  بوضاحت دیده میشودکه پیشبینی های رهبر فرزانه وطن زنده یاد ببرک کارمل در رابطه تجاوزات دشمنان افغانستان روز تا روز به اثبات میرسد که دشمنان صلح در افغانستان بکدام بهانه ،حیل ونیرنگها جنگ را آغاز کردند وچرا به پایان نمیرسد؟ این ادامه همان جنگیست که زنده یاد کارمل فقید پیش بینی میکرد وادامه همان استراتیژی ایست که قبلا تذکار داده شد .البته شهید داکتر نجیب الله هم در رابطه به حوادث ، پیشبینی های  خود را داشتند که همه آنها پس از شهادت موصوف به تحقق پیوست ولی تفاوت پیش بینی هایش با کارمل فقید درین بود که بگونه مثال ( ببرک کارمل در رابطه به صلح ،مبتکر صلح ومصالحه بود واما به دشمن آشتی ناپذیر جا خالی نمیکرد .) واما داکتر نجیب الله شهید در جریان تطبیق سیاست مصالحه ملی به جانب مقابل امید وار بود که این گزینه خود روند مصالحه را از جانب دشمنان به شکست مواجه میکرد چنانچه دیده شد که .
     پس ازعودت قطعات نظامی شوروی بکشور شان ، و امضای توافقات ژنیو که عبارت قطع کمکها به طرفهای درگیر جنگ وقضایای افغانستان بود بوسیله غربیها  وپاکستان اجرا نشد واجرای یک جانبه  توافقات ژنیو از طرف شوروی ها وحکومت افغانستان خود( کم توجهی به نیت گرباچف ازین وضعیت) و(نادیده گرفتن دوام کمکهای جنگی به پاکستان توسط غربی ها ) کار را به نقطه غیر قابل علاج کشانید و برغم تلاش های مذبوحانه خارجی در یک صف نامقدس برای ساقط ساختن دولت قانونی افغانستان ، باز هم سیاست مصالحه بطور یکجانبه وشتابنده تا نقطه بی برگشت به پیش کشیده شد .
    ا ما پیش از فرو پاشی حزب وحکومت داکتر نیب الله فرصتهایی هم داشتیم که با مراجعه به ( خرد جمعی حزب ) وتحکیم وحدت وصفوف حزبی با داشتن نیروی سرشار از عشق وطنپرستی  ولشکر آبدیده وافسران مجرب و آگاه در میدان ( مصالحه ودفاع از وطن) بقای نیروی دموکراتیک وحزب مردمی را تضمین میکرد . سوریه یکی از نمونه های بارز آن بشمار میرود .
    همچنان پس از فرو پاشی حزب وطن نیز فرصتهایی داشتیم که همه را از دست دادیم وآن اینکه اگر رهبران دلسوز حزب وطن با توجه به خرد جمعی حزب واهمیت دادن به نظریات صفوف حزبی وبا شهامت سیاسی  در راه یکپارچگی صفوف حزبی پا به پیش میگذاشتند ، حالت موجود آوارگی مردم ، دربدری ، تلفات بزرگ انسانی واز دست دادن امکانات ( تا این حد ) بالای حزب ومردم تحمیل نمی گردید  . آنانی که در میدان قدرت همه کاره بودند وحالا نیز چون فیلسوفان کم نظیر تاریخ به دنیا نگاه میکنند ( ( وازتمام ر خداد های خونبار عظیم کشور وقتل عام مردم بدست جلادان پاکستانی ومداخله گران ومتجاوزین خارجی تنها« زبان » را دیده میتوانند )) وبه آن پیچیده اند .
    گفته میشود که همین اکنون بیشترین اعضای حزب در داخل وخارج از کشور منتظر صدای رهبران قبلی حزب هستند که با فراخوان وطنپراستانه آنها بسوی یکپارچگی ونجات وطن جان تازه گرفته از آن استقبال بعمل می آورند . آنها بدرستی درک کرده اند که وحدت صفوف حزبی ضامن بقا وتشکل آنها بدوریک آرمان واحد زمینه ساز قوت مندی وتوانایی جنبش چپ ودموکراتیک کشور خواهد بود که بر بنیاد آن میتوانند بحیث یکی از طرف های قضایای مربوط به کشور قرار بگیرند . این را همه میدانند که تمام پرابلم های جاری در بین جنبش چپ ودموکراتیک کشور و حزب وطن همانا سکوت رهبران قبلی است . با توجه به شرایط کنونی کشور هر انسان موثر که بخاطر نجات وطن از حالت کنونی ، کوشش های موثر وهدفمند خود را دریغ کند تاریخ هرگز آن را نخواهند بخشید . بگزار مردم افغانستان بدور ترقی خواهان عدالت پسند ونسل جوان وبادرد کشور همچون عاشقان دلباخته وطن همدیگر را در آغوش گرفته صفوف متحد ونیرومندی را بوجود آورند تا وطن از فاجعه جنگ وخونریزی نجات یابد .
    در اخیر بایک نتیجه گیری ساده گفته میتوان که با توجه به مسایل جنگ وصلح مدت چهارده سال در افغانستان ، کارایی و گزینش سیاست های معقول ومتفاوت  نتایج حاصله وتجارب تاریخی بمیراث مانده از آن نشاندهنده آنست که  .
    ــــ کم بها دادن به استراتیژی جنگ توسط عده یی از دولت مردان افغانستان .
    ــــ خوشباوری های عده یی از دولت مردان به وعده های میانخالی خارجی ها .
    ــــ تعقیب سیاست کور کورانه پیرستروی کادرکشوری غیرقابل مقایسه با اتحاد شوروی ــــ تند روی وشتابزدگی درتطبیق بیچون وچرای سیاستهای هرچند معقول واماغیرعملی .
    ــــ تطبیق سیاست مصالحه ملی بطور یکجانبه وکم بها دادن به پیشرفت های تجاوز کارانه دشمنان افغانستان .
    ــــ عدم ایستادگی اعضای بر حال رهبری ح د خ ا حزب وطن در سنگردفاع از دستاورد های صلحامیز و وحدت نیروهای حزبی وصفوف حزب د خ ا حزب وطن .
    که در پیامد های بعدی آن معلوم گردید که
    عجز سازمان ملل متحد از پشتیبانی پروسه صلح در افغانستان .
    عجز سازمان ملل متحد از حفظ جان شهید داکتر نجیب الله در دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد درکابل .
    کوتاهی ساز مان ملل متحد در مورد انتقال داکتر نحیب الله به کدام جای امن دیگر  
    کوتاهی میخاییل گرباچف در تعهداتش راجع به روند صلح ومصالحه در افغانستان
    کوتاهی گربه چف در رابطه به نجات جان داکتر نحیب الله وانتقال آن به نقطه امن وبکار گیری نفوذ واعتبارات بین المللی اش درین زمینه .
    آشتی نکردن دشمنان سوگند خورده افغانستان با دولت دموکراتیک وقانونی افغانستان وعدم پیوستن ایشان به پروسه صلح .
    ادامه جنگ وخونریزی عمال پاکستانی وگماشتگان مزدور آن در افغانستان .
    وده ها مسایل دیگر در رابطه به جنگ وصلح که گذشته از همه تاکید بر مصالحه امریست مهم وضروری .  واما مصالحه با کی ،در کجا در چه شرایطی ودر چه زمانی وبا کدام مختصاد ومشخصات .   

    عبدالو کیل کوچی 
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 26 يوليو 2017 - 6:46 ميباشد