مناظرۀ اشرف با وجدانش

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6848
    Registration date : 2007-06-20
    20151214

    مناظرۀ اشرف با وجدانش

    پست  admin



     درخفامیگفت با خود رازدل
     اشرفا! بشنو کمی  آواز دل
    توکی بودی قبل ازآنکه من شوی
    صاحب ارگ ،مالک مآمن شوی
    هیچ بودی آن زمان ای کره خر
    گر نمی بود جان کیریی بی پدر
    تا هنوزهم عقده مند، پرکینه ئی
    در حقیقت مثل یک بوزینه ئی
    خنده هایت مه مۀ بزگونه است
    شمله هایت شاخگون وارونه است
    ننگ میهن تسبیح ودستار تو
    مایۀ خندیدن است ، گفتار تو
     ازتو مردم گر بپرسند، بی حیا!
    از کجا کردی نواسه ، بر خدا؟
    بار دیگر مثل خود گفتار کن
     آن چرند را بازهم  تکرارکن
    یک کمی کوشش نما، آدم شوی
    از چنین لا طائلات بی غم شوی
    صاحبِ ارگ این سخن هارا شنید
    شوکه آمد بر سرش، ازجا پرید
    گفت کِیَم من این نصایح بهرچیست
    آنکه در گوشم رسید آواز کیست
    گفت وجدان، این منِ  پژمرده ام
    یک کمی هم باتو، شوخی کرده ام
    این سخن ها بین ما مانَد همیش
     وقت چوراست دررهِ غارت به پیش
    مسعود حداد
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأربعاء 26 يوليو 2017 - 6:47 ميباشد