یاد مانده های جنگ جلال آباد بخش پنجم

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6882
    Registration date : 2007-06-20
    20160306

    یاد مانده های جنگ جلال آباد بخش پنجم

    پست  admin




    یاد مانده های جنگ جلال آباد

    بخش پنجم
    -۱-
    میله گل نارنج وجنگ :

    جنگ جلال آباد درست درزمانی صورت گرفت که جلال آبادیان برای اشتراک درمیلهء گل نارنج خود هارا آماده می ساختند. اما این میله که درست درآستانه نخستین روزهای سال نوبرگزار می شود ودرآن نه تنها مردم مشرقی بل بسیاری ازشهریان کابل نیز اشتراک می کردند، مرا به یاد خاطره یی می اندازد که به قول شیخ اجل حضرت سعدی، " درایام جوانی چنان که افتد ودانی" اتفاق افتاده بود :
    تازه با سردار حیدررسولی که درآن وقت دگروال بود و مدیرمکلفیت در ریاست تشکیلات اردو، آشنا شده وتوسط وی برای اجرای کودتای ضد سلطنتی دعوت شده بودیم که آن اتفاق رخ داد : یک روز مانده به سال نو وعید نوروز بود. درآن وقت من درقطعه انضباط شهری قوماندان تولی بودم.عصر آن روز قرار بود با اعضای خانواده وبعضی ازدوستان واقارب نزدیک برای گذشتاندن سال نو به جلال آباد برویم و درزیر درختان نارنج یکی ازنارنجستان های زیبای آن بلاد نوروزومیلهء گل نارنج را تجلیل کرده وروح وروان مان را با عطرخوشبو ودلپذیر گل نارنج تر وتازه سازیم. ساعت دوی بعد ازظهر چهار شنبه بود که وظیفه را ترک کرده ومی خواستم به سواری موترشخصی خود به منزل بروم وپس ازتبدیلی لباس با خانواده ام همان روز به سوی مشرقی حرکت کنیم. موترم را چند روز پیش تراز جرمنی آورده بودم و هنوز نمبر پلیت ترافیکی نداشت. دریشی «برتیه» نظامی به تن داشتم و دربازوی آستین لباسم علامت سرخ انضباط شهری قوای مرکز دوخته شده بود. آن روزهم برسبیل عادت درهنگام راننده گی کلاه نظامی ام را از سرم کشیده ودر کنار دستم گذاشته بودم. تازه سگرتم را آتش زده ودود آن را بااشتیاق فرو می بردم که ناگهان هارن های بلند وپیهمی از پشت سرم بلند شد. دراین هنگام من درست درمقابل سینمای آریوپ رسیده بودم. از یکسو جاده تنگ بود واز سوی دیگر چون درمقابلم موتر دیگری قرار داشت ، به هارن موتر عقبی اهمیتی قایل نشدم. اما پس از چند لحظه کوتاه موترشورلیت بزرگی که به عوض نمبر پلیت ترافیک کابل، پلاگ سرخی داشت از من پیشی گرفت و چند متر دورتر توقف کرد. تازه فهمیده بودم که موترپادشاه است و نزدیک بود که از ترس با موتر پیشرویم تصادم کنم؛ امادرست درهمین لحظه شمس الدین خان مرحوم که درآن موقع جگرن ویاور پادشاه بود ، دوان دوان به موترم نزدیک شده وبه من گفت :" تورن صاحب! ترا اعلیحضرت خواسته اند. " من که دست وپای خود را گم کرده بودم، بدون آن که کلاهم را برسر بگذارم به موتر شاه نزدیک شده ورسم تعظیم اجرا کردم. دراین مدت پولیس های حضور تمام جاده را بسته بودند وسعی داشتند تا از ازدحام مردم که لحظه به لحظه بیشتر می شد، جلوگیری کنند.
    محمد ظاهر شاه در سیت پیشرو پهلوی راننده ودر سیت عقبی موتر، جنرال مراد علی خان رییس تعمیرات وزارت دفاع و رحیم خان پنجشیری مصاحب وهرکارهء شاه نشسته بودند. شاه سیگار برگی به لب داشت ودود وبوی نا خوش آیندی فضای موتر را انباشته بود. از شدت خشم رنگ صورت شاه کبود شده بود. وی با نگاه غضبناکی به سرتا پای من نگاه کرد و گفت: " ضابط صاحب تو تمام قوانین ومقررات مملکت را زیر پا گذاشته ای. : - دروقت رسمی ودرموتر شخصی درشهر وبازار چکر می زنی. – موترت نمبرپلیت ندارد، شاید لایسنس هم نداشته باشی... – سرت لچ است وسگرت درکنج لبت وبا این همه موتر پادشاه را نیز راه نمی دهی ؛ زیرا ضابط انضباط هستی و خود را پادشاه این شهر می شماری.ولی مگر دوپادشاه دریک اقلیم می گنجند ؟ خوب حالا همرایت چه کنم؟ " اما من که از سخن گفتن بازمانده بودم و شاید هم رنگ صورتم به مرده ها می مانست؛ نمی دانستم چه خواهد شد. درست درهمین وقت شاه سرش را با تأسف شور داد و به مرادعلی خان ناصری گفت : "شما چه می گویید ؟ " مرادعلی خان به سوی رحیم خان پنجشیری نگریست ورحیم خان گفت :" جزایش را باید قوماندان صاحب قوایمرکزتعیین کند." شاه زهرخندی کرد وبه شمس الدین خان گفت : این ضابط را درقطعه اش حبس کنید وبه عبدل ( سردارعبدالولی ) بگویید که با من تماس بگیرد " سپس به راننده اش دستور داد تا مثل همیشه به سوی کاریز میر حرکت کند. 
    موتر شاه که بوق زنان و تنوره کشان دور شد ، شمس الدین خان که دوست وهمبازی من در شطرنج بود و بارها برای شطرنج کردن به سلام خانه که زمانی وضع الجیش قطعه انضباط بود می آمد به من گفت : " کجا می رفتی ؟ مگر نشه بودی که اینقدر هارن های بلند را نشنیدی ؟" گفتم : " می خواستم بروم به جلال آباد برای تماشای میلهء گل نارنج ! " اما او مثل این که از رازی خبرداشته باشد با لحن رازناکی گفت : " میله ؟ راستی به میله می رفتی یا به کدام جلسه ویا جای دیگر ؟ " بعد حرفش را خورد وگفت : برو درقطعه ات باش وتا امر ثانی هیچ جا نرو وبه کسی هم چیزی نگو . " بعد ها پس از پیروزی کودتای 26 سرطان گفت که ما راپور داشتیم که چند افسر قطعه انضباط نیزدرجمله کسانی اند که با حیدر جان رسولی ارتباط داشته و برای کودتا به رهبری داوود خان آماده می شوند. اما من همین که به قطعه رسیدم به اکبر خان بریدمن ( پسرجنرال انورخان قوماندان فابریکه حربی) که ضابط تولی من ونوکریوال قطعه در آن شب بود، گفتم که چه واقع شده است. بعد در دایره تولی ( دفتر قوماندان تولی ) نشستم و منتظر تیلفون یاور پادشاه شدم.
    نمی دانم چه واقع شد وچه کسی شفاعت کرد که ناوقت شب شمس الدین خان تیلفون کرد و گفت : "اعلیحضرت ترا بخشید. هر جایی که می خواهی می توانی بروی. " ومن که دست کم منتظر عتاب وخطاب سردار ولی و جزای شدید انضباطی بودم، درحالی که از تغییر رای شاه سخت به حیرت افتاده بودم ، سحرگاهان همان شب با خانواده ام به سوی جلال آباد حرکت کردم . دربازگشت نیز سردار ولی مرا نخواست وچیزی نپرسید؛ زیرا بعدها گفته شد که اگرچه شاه تا عصر همان روز بالای زمین وزمان قهر بود؛ ولی زمانی که قدمش را درگلخانهء کاریزمیرمی نهد ومی بیند که درخت نارنج گلخانه اش ، برای نخستین بارگل داده است، گل از گلش می شگفد ، قهر وغضبش را فراموش می کند و ناوقت های شب به شمس الدین خان می گوید: " آن ضابط را از حبس رها کن وبه عبدل هم چیزی نگو ! " 
    اما چگونه جنگ در آستانه میله گل نارنج درجلال آباد رخ داد ؟ : 
    - دیدگاه های حامد علمی : 
    معاون سخنگوی رییس جمهور کرزی ،آقای حامد علمی که درآن روزو روزگار خبرنگاربخش فارسی رادیوی بی بی سی بود وسال ها به صفت ژورنالیست کارکشته و با جرأت در جبهات جنگ رفت وآمد داشت و عکس وخبر ومصاحبه تهیه می کرد، درمورد شروع جنگ جلال آباد دریک سلسله نوشته ها ویادداشت هایش که سال ها پیش در برخی از سایت های افغانی نشر شده بود، چنین می نویسد :
    " ... طوری که گفته آمد، مجاهدین بدون آماده گی وقومانده واحد برق آسا به سوی ثمرخیل به راه افتادند وپایگاه های نظامی واقتصادی آن جا بدون مقاومت درخور توجه به تاریخ 6 مارچ 1989 به دست شان افتاد. سقوط اسرارآمیز ثمرخیل مجاهدین را در دروازه های شهر قرار داد وهنوز مجاهدین جبهات شمالی ، شمال شرقی و جنوبی آماده گی حمله بر شهر را نداشتند که مجاهدین جبهات شرقی که اکثراً به تنظیم های محاذ ملی اسلامی [ پیر سید احمد گیلانی ] حزب اسلامی مولوی خالص وحزب اسلامی حکمتیار وابسته بودند، به طرف میدان هوایی وسایر پوسته ها پیشروی کردند. روز هفتم مارچ درحالی که اکثریت نیروهای اصلی مجاهدین جبهات شرقی مصروف جمع آوری اموال غنیمتی وانتقال اسرا به عقب جبهه بودند،مجاهدین ذخیره [نیروهای احتیاط یا ریزرف های مجاهدین ] وکسانی که به شوق تسخیر جلال آباد بدون هر گونه آماده گی وتمرین حتی بدون اسلحه ومواد خوراکی سرازیرشده بودند به طرف میدان هوایی جلال آباد حرکت کردند. یکی از فرماندهان مجاهدین چشم دیدش را بیان کرده می گفت : " صد ها نوجوان، جوان وپیرمرد تازه نفس را دیدم که بعد از سقوط ثمرخیل به طرف میدان هوایی جلال آباد درحرکت هستند. اکثریت را نمی شناختم که کی ها هستند واز کجا پیدا شده اند. یک بار فکر کردم که شاید در درخت های فارم غازی آباد به عوض زیتون ، نفرروئیده باشد. دراول از دیدن این افراد خوشحال شدم وفکر کردم مجاهدین من هستند. با خود گفتم بیجا می گفتم که سه هزار مجاهد تحت قومانده من است، اگر بگویم یک روزی سیصد هزار مجاهد تحت فرماندهی من بودند، دورازحقیقت سخن نگفته ام. اما بعد معلوم شد که افراد بی مسؤولیت وایله جاری هستند که به شوق غنیمت وتسخیر جلال آباد روان هستند"
    اما آقای حامد علمی چند سطر پایین تر دربارهء میخکوب شدن نیروهای مجاهدین درچند متری میدان هوایی جلال آباد چنین می نویسد: 
    "... درسومین روز سقوط ثمرخیل حقیقت قوا وحضور نیروها، آتش توپخانه ، بمباران هوایی وقدرت جنگی کابل بر مجاهدین و حامیان جنگ جلال آباد معلوم گردید ودیده شد که حکومت کابل برای حمله مجاهدین بر جلال آباد آماده گی کامل داشته است. درکتاب تلک خرس نوشته دگروال یوسف درباره آماده گی حکومت کابل و آرایش قوت ها احصائیه یی آمده است که مجاهدین تا ماه مارچ 1989 در حدود پنج تا هفت هزار تن افراد خویش را درتپه های اطراف جلال آباد جمع نمودند. چه حمله قریب الوقوع آن ها موجب کدام حیرانی نبود. چون احتمال آن از طریق وسایل ارتباط جمعی به کثرت شنیده می شد. قشله جلال آباد به خوبی می دانست که چه محتمل الوقوع است . فلهذا کلیه تدابیر مقدماتی را اتخاذ نمود. بر تحکیم وتقویت هرچه بیشتر فرقه یازدهم افزوده شده ونیروهای دیگر امدادی در اطراف خطوط دفاعی متمرکز ساخته شد. مرکز سوخت گیری، شبکه سیم خاردار وماین گذاری بر شهر جلال آباد حلقه زدند. خط دفاعی بیرونی خصوصاً درقسمت شرقی تا به 20 کیلومتر رسانده شد. در سرتاسر شاهراه نمبر یک که تا کابل ممتد بود پوسته های کثیر دفاعی تاسیس شد. " 
    درنوشتهء آقای حامد علمی درباره چگونه گی اجرای جنگ چنین می خوانیم :
    " با پیشروی مجاهدین به طرف میدان هوایی درشرق وآغازآتش باری ، عدم تجربه کافی درجنگ های رویارویی برمشکلات افزود . جنگ جلال آباد با سقوط ثمرخیل سایر جبهات ، حملات توپخانه وبمباران ثقیل حکومت آغاز گردید. به تاریخ دهم مارچ ساحات میدان هوایی وقول اردو منظماً زیر ضربه قرار گرفت. مجاهدین نتوانستند تا به پیشروی شان ادامه بدهند. زیرا علاوه بر استعمال اسلحه سنگین وبمباران حکومت کابل، عدم هماهنگی درعملیات ، نبودن قومانده واحد درششم مارچ آغاز گردید وگزارش های منابع مختلف مجاهدین حاکی از آن است که این جنگ به تاریخ 3 اپریل فروکش کرد. " 
    ماهنامه مرکز اطلاعاتی افغان دراین باره چنین می نویسد : 
    " به تاریخ 17 الی 20 مارچ پوسته های حکومتی درمناطق خرکاران و آدم خیل مربوط ولسوالی سرخرود درغرب جلال آباد مورد حمله قرار گرفت واین پوسته ها بعد از مقاومت به دست مجاهدین افتاد. حملات مجاهدین از طرف شرق ادامه داشت؛ اما بعد از تاریخ 3 اپریل جنگ درشرق نیز فروکش کرده است ودرحال حاضر اضافه از 12 هزار مجاهد دراطراف شهر جلال آباد جا به جا هستند وحکومت درشهر جلال آباد از طرف شمال به پل بهسود، از طرف جنوب به میدان هوایی ، از جانب غرب به زیارت ناصر شاه آغا واز شرق به فارم های غازی آباد محاط گردیده است."
    استیوکول درجنگ اشباح : 
    در صفحه 181کتاب جنگ اشباح نوشتهء استیوکل درباره نقش آی اس آی و سی آی ای درزمینه پلان گذاری وچگونه گی اجرای این جنگ چنین می خوانیم :
    " آی اس آی پنج تا هفت هزارتن را دراطراف جلال آباد آماده کرده وخواهان راه اندازی حملات وسیع برای تصرف آن شهر بود. آن ها برای یک جنگ رو در رو آماده گی گرفته بودند که با جنگ های سابق مجاهدین که غالباً درآن ها از تکتیک بزن وبگریز استفاده می شد، به کلی متفاوت بود. حمید گل به بوتو وعده داده داد که جلال آباد در ظرف یک هفته سقوط خواهد کرد. بوتو می گوید که حمید گل چنان پرشور وبا اعتماد صحبت می کرد که او فکر می کرد ممکن جلال آباد در ظرف 24 ساعت سقوط کند.حمید گل می گفت آتش بس درجهادعلیه پیروان مارکسیست وجود ندارد.اومی گفت : جنگ تا آن وقت باید ادامه یابد که دارالحرب به داراسلام تبدیل شود." 
    درادامه می خوانیم که سی آی ای برای عملی کردن این پلان وارد عمل می شود وماموران سی آی ای و آی اس آی برای عملی کردن برنامه بارها با هم ملاقات ومذاکره می کنند. سیا پلان دارد تا راه میان کابل وجلال آباد را برای رسیدن به پیروزی درجنگی که پلان کرده اند، قطع کند. بدین منظور سی آی ای ماین های مخصوصی را که به شکل مخروطی ساخته شده بود، وارد می کند تا از اثر آنفجار آن درجاده حفره های عمیق به وجود آید. برای این منظور افسران سی آی ای از نقشه های ماهواره یی استفاده کرده و به افسران آی اس آی نشان می دهند که در کدام خم ها وپیچ های جاده به خصوص درتنگی ابریشم منفحر ساخته شوند تا کاروان های دولتی را که ازاین راه می گذرند، نابود سازند. همچنان استیوکل می نویسد که قوماندانان از سی آی ای خواستند تا برای شان موترهای دوسیتهء تویوتا برای انجام عملیات بدهند و سی آی ای هم ، چندین صد از این نوع موتر های جاپانی را خریداری نمود تابه عملیات درجنگ جلال آباد کمک نماید واما برای پاک کاری میدان های ماین دراطراف پوسته های دشمن از قاطرهایی که درعقب آن ها دستک با تناب بسته شده بود، کار گرفته می شد. درصفحه 182 جنگ اشباح استیوکول در رابطه به شروع جنگ چنین می نویسد :
    " ... با آب شدن برف هزاران جوانی که برای عملیات جلال آباد ازکمپ های مهاجران استخدام شده بودند، به جنگ روآوردند؛ اما دراثرتیراندازی نیروهای رژیم وپرتاب بم های ساخت شوروی توسط پیلوت های نجیب ازپا درآمدند. تعدادی از راکت های اسکاد توسط مشاوران شوروی که پس از خروج رسمی نیروهای شوروی درکابل باقی مانده بودند برمواضع مجاهدین شلیک گردید. پیشروی مجاهدین به سوی جلال آباد متوقف گردید وبحث وجدال درمورد این که نیروهای کدام قوماندان درکدام محل مستقر شوند درمیان قوماندانان آغاز گردید. افسران آی اس آی درحمله شرکت داشتند. اما درحفط وحدت مجاهدین ناکام شدند. یک هفته گذشت؛ اما جلال آباد سقوط نکرد. جلال آباد برای دوهفته وسه هفته ایستاده گی نمود؛ اما حمید گل به حکومت بوتو اطمینان می داد . تلفات مجاهدین زیاد گردید. تعداد زخمی ها وکشته های مجاهدین به هزاران نفر رسید؛ اما جلال آباد وفرودگاه آن دردست نیروهای نجیب باقی می ماند. با وجود خرید بم های مخصوص وخرید موتر ها برای قوماندانان ، راه سروبی مسدود نگردید. نجیب که ازمقاومت نیروهایش درجلال آباد خورسند بود، درمقابل خبرنگاران درکابل ظاهر شد وازموضع قدرت حرف زد."


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الأحد 13 مارس 2016 - 21:28 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في الأحد 6 مارس 2016 - 0:54  admin

    جهت مطالعۀ بخش مورد نظر بروی تصویر بخش کلیک شود.
    ****************************************


      بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد


      اكنون الثلاثاء 19 سبتمبر 2017 - 17:51 ميباشد