یاد مانده های جنگ جلال آباد، دامه بخش پنجم

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6924
    Registration date : 2007-06-20
    20160313

    یاد مانده های جنگ جلال آباد، دامه بخش پنجم

    پست  admin


    دامه بخش پنجم
    یاد مانده های جنگ جلال آباد:
     دیدگاه های یک عضو ارشد القاعده درباره جنگ جلال آباد :
    "غوغایی بربام جهان" نام کتابی است که مصطفای حامد یکی ازاعضای بلند پایه سازمان القاعده نوشته است ودرآن خاطرات خویش رادرمورد جهاد افغانستان شرح داده و ازجمله درمورد جنگ جلال آباد ونتایج آن سخن می زند. کتاب خاطرات مصطفی را داکتر عبدالعلی آل بویه لنگرودی و سید علی مرتضوی و علی چراغی ترجمه کرده اند و در 1387 ه. ش درتهران به چاپ رسانیده اند. مصطفی درمورد جنگ جلال آباد می نویسد که نمی توان جلال آباد را به تنهایی مورد ارزیابی قرار داد؛ بل این منطقه را باید به عنوان جزئی از افغانستان مورد بررسی قرار داد. او اگرچه خروج نیروهای شوروی ازافغانستان را یک شکست نظامی نمی داند، مع الوصف متذکر می شود که ناتوانی شوروی در اشغال کامل افغانستان ودرهم کوبیدن مقاومت مجاهدین شکست مفتضحانه یی برای آن ابر قدرت زمان به شمار رفته می تواند. وی می گوید چون هردو ابر قدرت به توافق رسیده بودند اختلاف میان مجاهدین و دولت کابل زمانی ممکن است که بین این دو نیرو توازن قدرت به میان آید یعنی نباید این منازعات با پیروزی کامل یک طرف وشکست کامل طرف دیگر به انجام برسد. از همین سبب بود که جنگ جلال آباد به راه انداخته شد : " ...امریکا تلاش می کرد تا فعالیت های مجاهدین را کنترول نماید تا مبادا آنان جنگ نظامی را به نفع خود فیصله داده ویک نظام مطابق خواست خود را روی کار آورند که دراین صورت آنان خود حل مشکل افغانستان را به عهده می گرفتند واین با موافقتنامه هردوابرقدرت درتضاد بود. درعین زمان امریکا نمی خواست تا مجاهدین را آن قدر ضعیف نگهدارد که حکومت کابل بر آنان چیره گشته وکمونیست ها با سیطره برافغانستان مسأله جنگ راحل کنند." وی پس از آن که دلایل نه چندان موجه وقابل پذیرشی را برای این عمل امریکا بر می شمرد، زیرعنوان تلاش های امریکا برای ضعیف نگهداشتن مجاهدین چنین می نویسد : " امریکا هیچگاه به مجاهدین فرصت نداد تا آنان فعالیت نظامی همآهنگ داشته باشند. طرح های عملیات همه توسط امریکایی ها تهیه می شد وافغان ها فقط ملزم به اجرای آن بودند. طبق توافقنامه امریکا وشوروی ( کدام توافقنامه ؟ ) مجاهدین نباید شهرهای بزرگ را تصرف می کردند. امریکا با کنترول مجاهدین ازاین امر جلوگیری می نمود.... با بررسی بیشتر تلاش های امریکا در ضعیف نگهداشتن نیرو های مجاهدین، می توان واقعیت جنگ جلال آباد را بیشتر دریافت. با اعمال کنترول بر نیرو های مجاهدین از سوی ایالات متحده، کمونیست ها توانستند به پیروزی هایی دست یابند که بدون دخالت امریکا این پیروزی ها برای شان ناممکن بود. به عنوان مثال کمونیست ها دردسامبر 1987 و جنوری 1988 م با کمک امریکا توانستند راه گردیز – خوست رافتح کنند وبرای امداد رسانی درجنگ استفاده کنند. ... اکنون باید مجاهدین در جلال آباد متحمل شکست شوند تا با تشکیل یک حکومت ائتلافی با کمونیست ها وعناصر دیگر درافغانستان موافقت می نمودند. ازنظر امریکا این شکست برای مجاهدین ضروری به نظر می رسید زیرا :

    1. با خروج شوروی ها از افغانستان، ملت افغان روحیه تازه یی یافته بودند وبه تشکیل یک دولت اسلامی امیدوار بودند.
    2. این امیدواری باید با شکست نظامی روبرو می شد تا مجاهدین ازبلند پروازی خود کاسته ودرمورد قضایا عاقلانه ترعمل می کردند.
    3.  حقیقت این بود که دولت مؤقت ورهبران احزاب هفتگانه همه گی با راه حل مسالمت آمیز وتشکیل یک حکومت فراگیر با مشارکت تمامی گروه ها موافق بودند؛ اما به خاطر این که ملت افغان با خروج شوروی به پیروزی امیدواربودند، آنان[ امریکایی ها ] به خاطرملت افغانستان واسلام نمی خواستند این رای را بپذیرند. بنابراین این مسأله را باید با یک شکست نظامی پوشش می دادند تا زمینه برای پذیرش این گزینه آماده می شد. خسارت های جانی مجاهدین درجلال آباد به حدی بود که تمامی پیروزی های اندک مجاهدین را تحت الشعاع قرارمی داد وبرای مجاهدین شکست بزرگی به شمار می آمد." وی درادامه می نویسد : " دراین جنگ نیروهای زیادی از شهر دفاع می کردند. این نیرو ها شامل 15000سرباز بودند که اکثر آنان در شوروی آموزش دیده بودند. نیروهای ملیشه نیزماموریت دفاع از شهر را به عهده داشتند . این نیرو ها 150 دستگاه تانک .200 دستگاه نفربر دراختیارداشتند واز هوا وزمین به وسیله توپخانه ها وموشک اندازها وهواپیما ها حمایت می شدند .



    " صرف نظر ا زدیدگاه های صایب ویا ناصواب این عضوارشد القاعده ، آن چه دراین نوشته او سخت دلچسپ وقابل توجه است، مسأله اشتراک ارتش پاکستان در جنگ جلال آباد است. حقیقتی که تا همین اکنون نویسنده گان وپژوهشگران هواخواه مجاهدین سابق به آن اعتراف نمی کنند؛ اما آقای مصطفی حامد در بخشی از کتابش به این حقیقت به صورت نمایانی چنین اشاره می کند :"



    ... درپی فاش شدن دخالت های ارتش پاکستان درجنگ های جلال آباد، ارتش پاکستان ودرمقدمه آن مقامات اطلاعات ارتش مورد انتقاد وحمله شدید حزب دموکراسی ( والی خان ) قرار گرفته بود. ارتش پاکستان هم به طور مستقیم دراین جنگ ها شرکت داشته وهم با ارسال نیرو واسلحه مجاهدین را مورد حمایت قرارداده بود. "
    واما : گزارش آمر سیاسی قول اردوی نمبر یک : درصفحه 367 اردو وسیاست چنین می خوانیم : آن روزکه شانزدهم حوت سال 1367 بود، در وزارت دفاع جلسه اوپراتیفی وزارت ادامه داشت . ساعت یازده روز یاد داشت کوتاهی را محمد شاه دگرمن یاور جنرال تنی برایش آورد. تنی آرام وخونسرد ازجایش برخاست وبه من که درپهلویش نشسته بودم گفت که جلسه را پیش ببرم واتاق را ترک کرد. بعد ازدقایقی مرا به نزد خود خواست وگفت بالای جلال آباد تعرض مجاهدین آغاز گردیده است. تمام پوسته ها سقوط کرده وشهردرآستانه سقوط است. او گفت جلسه را ختم کن والی آمدن من با جلال آباد تماس گرفته از وضع وحالت قطعات احوال بگیر و پیشنهادات قوماندانی قول اردو را یاد داشت کن. خودش با عجله وشتاب به طرف قرار گاه عالی قوماندانی اعلی قوای مسلح حرکت کرد. من به سختی با جنرال گل حبیب آمرسیاسی قول اردوی نمبریک به تماس شدم. نامبرده پریشان و مضطرب بود. او گفت : " امروز ساعت 7 صبح درحدود ده هزارنفرازباند های مختلف مجاهدین بالای پوسته های امنیتی سرخ دیواراز طریق فارم بریکوت، کامه، رودات، ثمرخیل ، دولت زی و کان و کترغی با اجرای انداخت های شدید راکت وتوپچی حملات خویش را آغاز کرده ودر اثر حمایت همین آتش ها به پوسته های امنیتی تقرب کرده، پوسته های خط اول را به سقوط مواجه ساختند. قومندان جدید فرقه یازده دگروال محمد احسان که به عوض نجیب الله** از مدت یک هفته به این سو، تعیین شده بود، سوق واداره قطعات را به دوش داشت. وی از موضوع به قوماندان قول اردوی نمبریک تورنجنرال بارکزی راپور داد واحتیاط فرقه را که درحدود یک تولی پیاده( 60 نفر ) بود، جهت اشغال مجدد پوسته های از دست رفته استعمال نمود. احتیاط ها نتوانستند وضع را تثبیت کنند واسیر یا سرکوب شدند. مجاهدین حوالی ساعت 9 صبح توانستند به طرف قرارگاه فرقه تقرب وپس از راکتباران آن ،اقدام به تصرف آن کردند. درقرارگاه فرقه عده یی از افسران وسربازان تحت رهبری قوماندان فرقه مقاومت نمودند؛ اما بعد از کشته شدن تعداد زیادی از افسران وسربازان قوماندان فرقه مجبور به ترک ثمرخیل ( قرارگاه فرقه یازده ) شد. دگروال احسان با سی نفر از افسران ومحافظین خویش از دریا عبور کرده به کامه رفتند و می خواهند خود را به جلال آباد برسانند. معلومات ندارم که زنده اند یا مرده؟ اما قوماندان قول اردو همین حالا با عده یی از افسران وسربازان به طرف محل حادثه حرکت کرد. اکنون شدید ترین آتش های توپچی ، راکت های ریاکتیف وانداخت های تانک ها بالای میدان هوایی ، قرارگاه قول اردو وشهر جلال آباد جریان دارد. تعداد زیادی از وسایط ، مهمات ، روغنیات درقول اردو ومیدان هوایی طعمه حریق شده اند . نتیجه این که خط اول مدافعه ما از طرف مجاهدین شکستانده شده ، پوسته های امنیتی کمربند دوم شهر نیز ازاستقامت ثمرخیل درحال گریز اند . پرسونل روحیهء جنگی خویش را از دست داده اند. وضع متشنج است و هیچگونه نظم وترتیبی وجود ندارد." من از وی پرسیدم که لوی درستیز و قطعات همراه وی که به سوی جلال آباد حرکت کرده بودند، فعلاً درکجا موقعیت دارند؟ گل حبیب جواب داد:" لوی درستیز صاحب امروز صبح درمنطقه فابریکه برق درونته رسیده وهمین که از جریان اطلاع حاصل کردند، فوراً حرکت کرده وهمین حالا خود را به میدان هوایی رسانیده اند. آنان سعی دارند تا یک خط جدید مدافعه " مدافعه عاجل " را درمحل مناسب به وجود آورند. .." ** - دگروال نجیب الله که از اهالی سهاک شیوه کی کابل بود ، ازسوی ریاست عمومی امنیت نظامی به اتهام داشتن روابط با حزب اسلامی حکمتیار گرفتار شده وازوظیفه اش که قوماندانی فرقه یازده ننگرهار بود، برطرف شده بود. بعد ها معلوم شد که سقوط پوسته های ثمرخیل نیز نتیجهء تفاهمی بوده است که پیش از تهاجم نیروهای ارتش پاکستان و مجاهدین با برخی ازافسران فرقه یازده صورت گرفته بود.


     شهنواز تنی ساعت یک بجه به وزارت دفاع برگشت وبه مسؤولین ریاست های وزارت دفاع وستردرستیز وظایف مشخصی سپرد. سپس قرار قوماندان اعلی را برای من و برخی از رؤسا توضیح نمود .


    دربرخی ازعناصر قرار قوماندانی اعلی قوای مسلح افغانستان چنین آمده بود :


     " لوی درستیزآصف دلاوربرعلاوه وظیفه اش به صفت قوماندان عمومی جبهه شرق تعیین می گردد. لوی درستیز باید هرچه زودتر خط مساعد را جهت مدافعه عاجل اتخاذ وجلو پیشروی دشمن را بگیرد. این خط مساعد باید از میدان هوایی جلال آباد به مسافهء2 الی 3 کیلومتر به طرف جنوب وجنوب شرق اتخاذ شده و درکمترین مدت ممکن با تحکیم نمودن مواضع وخطوط دست داشته به مدافعه احضار شده واکتیف مبدل شود. اعتبار ازهمین لحظه تمام پرواز های محاربوی با حجم و کثافت اعظمی به نفع جبهه شرق انجام شوند. محلات تجمع و مواضع آتشی دشمن مطابق کوردینات های جبهه شرق مورد ضربات اسکاد قرار داده شوند . غند 61 ضربتی از پوسته های دارالامان کشیده شده و این پوسته ها را پرسونل مؤسسات و قطعات تأمیناتی مرکز اشغال کنند. غند 61 باید فرداساعت 6 صبح همراه با قطاراکمالاتی مهمات وروغنیات ازکابل به سوی جلال آباد حرکت ودر طول راه وظیفه تأمین امنیت قطار را نیز به عهده گیرد. گروپ اوپراتیفی سروبی مسؤولیت دارد تا با تمام نیرو وامکانات خویش شاهراه کابل – جلال آباد را برای همیشه باز نگهدارد. در صورت سقوط حتی یک پوسته جنرال گلرنگ و سایر مسؤولین محاکمه شوند. اعتبارازهمین لحظه تمام نیروهای مسلح کشوربه حالت احضارات درجه یک درآورده شوند. ازتعرض وتهاجم پاکستانی ها ومجاهدین به قلمرو دولت مستقل وآزادیخواه جمهوری افغانستان استفاده وسیع تبلیغاتی صورت گیرد وطی اعلامیه یی درباره چگونه گی ، ابعاد گسترده واهداف شوم این تعرض آشکار پاکستانی ها به مردم افغانستان معلومات داده شود." تنی پس از توضیح برخی ازعناصر قرار قوماندانی اعلی قوای مسلح به همه رؤسا ومسؤولین وظایف شان را سپرد و به ریاست اوپراسیون وظیفه داد تا امر وزیر دفاع را مبنی بردفاع از شهر جلال آباد با اجرای مدافعه قاطع واکتیف و شکست ناپذیر ترتیب وتا قدمه کندک مستقل تکثیر کنند. سپس به من وظیفه داد تا شخصاً به قرارگاه غند 61 ضربتی درمهتاب قلعه کابل رفته وغند مذکوررا که به حال پوسته های امنیتی تیت وپراگنده بود و قابلیت حرکت نداشت در مدت 24 ساعت آینده ، برای اجرای رفتار به صوب جلال آباد حاضرکنم. گفتنی است که بسیاری از افسران این غند حزبی ها ( خلقی ) بودند واز جمله یاران جنرال تنی، بنابراین شاید به همین سبب هم بود که این غند که ازنامش پیدا بود تا همیشه فعال و حاضر به انجام ضربات آنی و نیرومند باشد، به شکلی از اشکال از وظیفه اصلی اش دور نگه داشته می شد تا قوتی باشد دراختیار وزیر دفاع برای روز مبادا. چنان که در کودتای تنی- حکمتیار ازهمین غند استفاده شد و پیش از کودتا نیز برخورد های لفظی بین تنی ورییس جمهور نجیب الله بر سر فرستادن همین غند به خوست آغاز گردیده بود که به زودی منجر به کودتای ضد دولتی تنی – گلبدین گردید. باری، درآن زمانی که این غند را با زحمات طاقت فرسایی برای حرکت آماده می ساختیم ، بیشتر از 300 نفر سرباز وافسر نداشت و سلاح ثقیله آن را نیز یک بطریه توپچی وپنج عراده تانک تشکیل می دادند؛ اما هرچه بود درآن شرایط یک موهبت بزرگی بود برای کمک به جبهه شرق. طیارات محاربوی نیز مطابق با امرسرقوماندانی با به کار بردن تمام ریزرف ها وامکانات و متمرکز ساختن تمام ضربات به نفع جبهه شرق توانستند در طول روز 16 وشب 17 حوت دوصد پرواز محاربوی را انجام دهند. چندین ضربهء اسکاد یا راکت های اوپراتیفی آر- 300 مطابق کوردینات های داده شده بالای محلات تجمع پاکستانی ها ومواضع آتشی شان وارد گردید. این ضربات امکان آن را فراهم ساخت تا قوماندان جبهه شرق خط جدید مدافعه را در دو الی سه صد متری جنوب ، شرق وغرب میدان هوایی جلال آباد به دست آورده ودر طول شب به تحکیم مواضع و خطوط جدید بپردازد. راپور محاربوی روز دوم محاربه : محل قومانده : میدان هوایی جلال آباد. ساعت : هفت صبح 17 حوت 1367 خریطه : 50000/1 گزارش دهنده :


    تورنجنرال محمد آصف دلاور، لوی درستیز قوای مسلح ج. ا. و قوماندان عمومی جبهه شرق.


    " دیروز 16 حوت بیشتر از ده هزار تن ازمخالفین جمهوری افغانستان همراه با صد ها تن افسران و ملیشه های اردوی پاکستان وداوطلبان کشورهای عربی و هزاران تن اهالی اطراف جلال آباد که به مقصد چور وچپاول وغارت شهر ریسمان ها را به کمر بسته کرده وترنگن ها وجوال ها را به دوش انداخته بودند، پس از اجرای انداخت های مکرر و متکاثف توپچی وراکت باران نمودن پوسته ها به نحو برق آسایی از سه استقامت بالای خطوط اول دفاعی شهر جلال آباد حمله ور شده ، هرگونه مقاومت را درهم کوبیده ، قرارگاه فرقه یازده را متصرف ، وسربازان تسلیم شده واسرا را درهمان محل سربریده و الله اکبر گویان به سوی میدان هوایی به صورت دیوانه وارهجوم آورده وحتی به حال دویدن درآمدند تا هرچه زودتر به شهربرسند وغارت وچپاول را آغاز کنند. زیرا ازطریق بلند گوها به آنان گفته می شد که همه سربازان دولتی یا تسلیم شده اند ویا فرارکرده وشهر بدون دفاع مانده است. ساعت دوازده روز جنرال بارکزی قوماندان قول اردوی نمبر یک توانست با قوت های احتیاط خویش خود را به حوالی ثمرخیل برساند وبرای چند لحظه یی جلو فرار سیل آسای سربازان را بگیرد. اما درهمین هنگام متأسفانه مورداصابت مرمی یکی از سربازان امنیتی اش قرار گرفته وبه شهادت رسید. درنتیجه فرار بیشتر شد و بی روحیه گی وبی نظمی گسترش یافت، چندان که من به مشکل توانستم قطعات در حال گریز را متوقف بسازم. فعلاً خط مدافعه درپنجصد متری جنوب ، جنوب شرق ، شرق و غرب میدان هوایی درکوردینات ها وراقم هایی که از طریق شعبه اوپراسیون گزارش داده شده ، اتخاذ گردیده است. محل سوق واداره قوماندانی عمومی جبهه شرق را قصداً درترمینل میدان هوایی انتخاب و جا به جا کرده ام، تا پرسونل موجودیت من وقوماندانان خویش را در میان شان احساس کرده وروحیه رزمی شان بلند برود. تعرض دشمن در طول این مدت چه دیروز وچه شب گذشته دراستقامت های دشت گمبیری، چپرهار و کامه دفع وطرد گردید وما درآن استقامت ها خطوط مساعد را جهت مدافعه سیال به دست آوردیم. لوای 37 کوماندو ولوای 8 که دراستقامت جنوبی ترین میدان هوایی جا به جا گردیده اند، تحت فشار زیاد قرار دارند به طوری که تا کنون چندین بار به محاربه مشت ویخن با بعضی ازباند های دشمن مجبور شده اند. حملات راکتی وتوپچی دشمن بالای تمام خطوط جبهه، محل قومانده، قول اردوی مرکزی وشهر جلال آباد دوام دارد. تا حال بیشتر از 5000 فیر مرمی سلاح ثقیل دشمن بالای این اهداف اصابت کرده است. اهالی ملکی بسیاری تلف شده اند. تلفات فوت های ما در حدود 200 نفر است؛ اما اسیر ولادرک زیاد داریم وتخنیک وسلاح فراوانی به دست دشمن افتاده است که راپور دقیق آن توسط هیأتی که تعیین کرده ام بعداً تثبیت و تقدیم خواهد شد. پیشنهاد ها : کوشش کنید تا هرچه زودتر درحدود یک هزار تن از نیروهای جنگ دیده و با تجربه را برای تقویت توانایی دفاعی جبهه از حساب سایر جبهات تهیه وبه جلال آباد بفرستید. مهمات توپچی " دی- سی " روبه خلاصی است، هرچه زودتر اکمال کنید. هلیکوپتر هارا هرچه عاجلتر جهت انتقال جنازهء مرحوم جنرال بارکزی وتخلیه سایر شهدا وزخمی ها بفرستید. تعداد پرواز های محاربوی کم است، بنابراین پرواز ها را باید طوری تنظیم کنید که درآسمان جلال آباد به صورت پیوسته دیده شوند تا مورال از دست رفته سپاهیان بازگردد. اسکاد بیشتربفرستید ؛ ولی مطابق پلان ما وکوردینات هایی که ما می دهیم. و اما نکتهء آخرین : از جانب افسران وسربازان جبهه شرق به شخص شما قومندان اعلی قوای مسلح ومردم افغانستان اطمینان می دهم که تا اخرین رمق حیات از سنگر های خویش دفاع کرده ونخواهیم گذاشت تا پای کثیف پاکستانی ها و مزدوران عربی به شهر جلال آباد همیشه بهار گذاشته شود.
    ***
    ا استماع گزارش جنرال دلاور درجلسه قوماندانی اعلی قوای مسلح کشور، پیشانی ها کمی باز شده و نفس های حبس شده در قفسه های سینه ها آزاد می شود . داکتر نجیب الله باردیگر با روحیه قوی و توانایی چشمگیرش درسازماندهی امور وسوق واداره عالی درراس نیروهای مسلح افغانستان قرار می گیرد و با پویایی وکیاست ومهارت کم نظیری جریان جنگ را رهبری می کند. او درهمان جلسه بعد ازمقمه کوتاهی چنین می گوید : رفقای قهرمان وسربازان دلیر ما، دیروز درجلال آباد دربرابر تعرض گسترده دشمنان قسم خوردهء استقلال و حاکمیت ملی کشورما به خوبی مقاومت کرده اند.توقف دشمن بعد ازآن یورش وتهاجم برق آسا ، درخطوط دست داشتهء فعلی انتظار برده نمی شد. این توقف درواقع به معنی شکست دشمن درنزد ما وهمه جهانیان تلقی گردیده است. بنابراین ضرور است تا این مؤفقیت را با تحکیم هرچه بیشتر مواضع وسنگر های خویش حفظ کنیم. یعنی قطعات وجزوتام ها را باید چنان درخاک گور کنیم که آنان با فیرده ها هزار مرمی نتوانند مواضع ما را تصرف کنند واین امردرصورتی میسر خواهد شد که قرارگاه ما با مساعی خسته گی ناپذیر شبا روزی خویش به جلال آباد کمک کنند. او درهمان جلسه پس از آن که برای هر یک ازاعضای قرارگاه وظیفه سپرد ، برای معاون اول وزیر دفاع نیز وظیفه سپرد تا بلافاصله به میدان هوایی بگرام پرواز کند. وظیفه او ( من ) این بود که امنیت همه جانبهء میدان هوایی بگرام را اتخاذ نموده وتعداد پروازهای محاربوی را بیشتر بسازد. زیرا راپور های ارگان های کشف واستخبارات می رسانید که مجاهدین می خواهند از طریق انداخت ها - درصورت توفیق سقوط بگرام- ، مانع بمباران قوت های شان درجلال آباد گردند ویا دست کم مصؤونیت پروازی هواپیماهایی را که از بگرام برمی خاستند ، با انداخت های راکت های سکر دربالای خط رنوی و ضربات استنگر بالای طیاره ها کاهش داده و بالای مورال رزمی پیلوتان قوای هوایی تاثیر منفی به جا گذارند. دربگرام سراسیمه گی وآشفته گی شدیدی به چشم می خورد. بیشترین تشویش از ناحیهء نفوذ مخالفین دردرون جزوتام های فرقه 40 بود که عمدتاً از قوت های قومی واهالی شمالی کابل تشکیل شده بودند. همچنان گزارش ها وحرف هایی درمورد ارتباط جنرال صنعت الله قوماندان نیروهای هوایی بگرام که یکی از پیلوتان برجسته ، خوش برخورد و با معرفتی بود وبرخی از پیلوتان طیاره های محاربوی با حزب جمعیت اسلامی افغانستان استاد ربانی شنیده می شد. اما من همین که به بگرام رسیدم، به سرعت پلان امنیت ومدافعه میدان هوایی را تدقیق نموده و ازپوسته های امنیتی بازدید کردم . پوسته هایی را که دارای امکانات ضعیف آتشی بودند، تقویت کرده و از امنیت نظامی طلبیدم تا عناصر مشکوک دراین پوسته ها را هرچه زودتر شناسایی وبه وظایف درجه دوم تأمیناتی تبدیل کنند. سپس محل قوماندهء خود را در فرقه 40 پیاده تاسیس کرده وبا پیلوت هایی که اجازه پرواز داشتند به صورت جداگانه ملاقات نموده، ایشان را ارحقیقت تعرض پاکستانی ها برسرزمین مان آگاه ساختم. خوشبختانه این اقدامات نتایج مؤثری را درقبال داشت . مثلاً تعداد پروازهای شب وروز درآن نخستین روزان وشبان تعرض حتی تا سطح 230 پرواز محاربوی بالا رفت وهمان طوری که درصفحات گذشته تذکر دادم یکی از این پیلوتان مصطفای شهید بود که پیش ازآن چندان مشهور نبود؛ ولی چون وی دراین جریان روزانه درمدت 24 ساعت بیشتر ار ده بار پرواز می کرد، به زودی مشهور ومحبوب سربازان وافسران جبهه شرق قرار گرفت. جورج آرنی نویسندهء کتاب " افغانستان گذرگاه کشورگشایان " قهرمانی این پیلوتان وتأثیرات قوای هوایی اردوی افغانستان را درجنگ جلال آباد چنین توصیف می کند : " نیروی هوایی افغان با شجاعت تمام درارتفاع کم بمبارد می کردند و مجاهدین می گفتند که پیلوت های آن روسی اند. ولی عدم موجودیت پناهگاه ها [ برای مجاهدین ] نیروی هوایی رژیم را مؤثر ساخته بود. " اکمالات مهمات طیاره وروغنیات آن نیز بعد از مدت کوتاهی مشکلی بر مشکلات دیگر که زائیدهء جنگ بود، به بار آورد. اما ماشین دولتی و جنگی دولت دوکتور نجیب الله چنان فعال گردیده بود که بر بسیاری از این دشواری ها غلبه می کرد و راه های برون رفت ازآن هارا پیدا می نمود. دوکتور نجیب الله درچنین مواقعی همانند شطرنج باز ماهری، هر حرکت مهره هارا درخانه های سیاه وسفید جنگ زیر نظر داشت و از کلیه توانایی ها وظرفیت های فکری وجسمی اش سود می برد؛ برای مات کردن حریفان قدرتمندش !


    ***

    ادامه بخش پنجم


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الأحد 20 مارس 2016 - 20:41 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في الأحد 13 مارس 2016 - 21:32  admin

    جهت مطالعۀ بخش مورد نظر بروی تصویر بخش کلیک شود.
    ****************************************


      بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد


      اكنون الثلاثاء 21 نوفمبر 2017 - 15:48 ميباشد