یاد مانده های جنگ جلال آباد، دامه بخش پنجم ـ۳ـ

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6848
    Registration date : 2007-06-20
    20160325

    یاد مانده های جنگ جلال آباد، دامه بخش پنجم ـ۳ـ

    پست  admin


    روز های دشوار
    -۳-

    بخش پنجم 
    سترجنرال پروفیسور محمود قارییف ( گرییف ) که درهنگام جنگ جلال آباد، دگرجنرال و سرمستشار نظامی اتحاد شوروی وقت در افغانستان بود، درباره دشواری های آن روزگار درکتاب معروفش " افغانستان پس از بازگشت سپاهیان شوروی " که به وسیله ء مترجم چیره دست و تحلیلگر مسایل سیاسی آقای عزیز آریانفر برگردان شده است، چنین می نویسد : " نبرد درجلال آباد بیش از دوماه به درازا کشید. پس ازهرناکامی یا وخامت اوضاع تقاضای نومیدانه درخواست کمک بلند می شد. مگردیگر نیرویی نبود تا به جلال آباد اعزام گردد. من با جنرال های افغانی به نواحی مختلف کابل رفتم. بیشتر با جنرال رفیع یا جنرال دلاور( اما به نظر می رسد که قارییف درنوشتن نام جنرال دلاور دراین جااشتباه کرده باشد. زیرا اگر دلاور درآن نخستین روزهای جنگ درکابل بود وباوی به نواحی مختلف شهر کابل سرمی زد، پس در جلال آباد چه کسی جبهه را سوق واداره می کرد. به نظراین نگارنده شخص دومی شاید دگرجنرال افضل لودین بوده باشد که درآن موقع قوماندان عمومی گارنیزیون شهرکابل بود. ) تانیروهای ذخایراستفاده ناشده را بیابم. سرانجام روزی گذرما به یک کارخانه کوچک تعمیرجنگ افزار افتاد. ما درآن جا نزدیک به هفتاد دستگاه زرهپوش، خود رو ونفربرزرهی وبیش از یک صد دستگاه توپ را یافتیم که همه از کار افتیده بودند.انواع دیگرجنگ افزارنیز کم نبود.کارخانه به علت این که سیم های برق کارنمی کرد ازکار افتاده بود. بسیاری ازکارگران به علت این که مزد کارشان پرداخته نشده بود، کارخانه را ترک گفته بودند. فشرده سخن کارخانه بسته بود. من به رییس جمهور پیشنهاد کردم تا به این کارخانه برود. رییس جمهور با آشنایی با کارخانه وبررسی وضعیت ، دستور های بایسته را درباره راه اندازی خط برق رسانی، تسریع ترمیم جنگ افزارها وجمع آوری پرسونل برای تشکیل یک تیپ (لوا ) جدید زرهپوش، یک غند توپخانه ویک غند پیاده داد. ما هرروز اجرای دستورهای رییس جمهور را مراقبت می کردیم وپیوسته بر وزیران برق، دفاع ودیگرارگان ها فشارمی آوردیم. سپس هنگامی که دیگر یگان ها ( جزوتام ها ) تشکیل گردیدند، مترصد تمرینات آنان دراردوگاه بودیم تا این که آنان را به جلال آباد فرستادیم . افزون برآن برای جبران تلفات نفراتی از مزار شریف ، هرات ودیگر نواحی کشور به جلال آباد گسیل شدند." افزون براین دشواری ها، مشکلات دیگری نیز وجود داشت که حتی بیشتر از آنچه سترجنرال گرییف برشمرده است، حایز اهمیت بود که می توان از قطع شاهراه کابل- جلال آباد درحصهء تنگی ابریشم، یا حملات گاه وبیگاه جنگجویان احمد شاه مسعود بالای پوسته های امنیتی شاهراه سالنگ یا حمله بالای برخی از شهر ها به منظور مصروف ساختن قوای مسلح افغانستان درچندین جبهه یاد آوری کرد. درست همان استرتیژیی که جنرال اختر عبدالرحمن طرح کرده بود : ستراتیژی " مرگ از هزار جناح " . دگروال یوسف رییس اداره بخش مجاهدین آی اس آی درصفحه 249 کتابش " تلک خرس " این استراتیژی را چنین شرح می دهد : " ما، قبل از انفصال جنرال اختر از ریاست آی اس آی یک استراتیژی عملیاتیی را رویدست گرفتیم که درعرصه ماقبل ومابعد خروج شوروی ها جریان داشت. هدف این استراتیژی سقوط کابل بود. اگر مردم کابل واگرنیروهای افغانی [ شاید منظور دگروال یوسف نیروهای نظامی افغاان بوده باشد ] مقیم کابل راه می دادند، درآن صورت ما رباینده گان جنگ بودیم ؛ ولی امکان آن را درحمله مستقیم جستجو نمی کردیم ؛ بل شهر کابل باید به حال یک محاصره کامل درآورده می شد. یعنی با قحطی آرد، مواد غذایی ومواد سوخت وهمچنان با قلت پرسونل عسکری باید به انحطاط سوق داده شده واز وسایلی که به واسطه آن می رزمید، محروم ساخته می شد. صرف وصرف درنتیجه همین اقدامات بود که آن ها باید تسلیم می شدند ویا این که به رهبران کمونیست شان هجوم می بردند. ما دراین فکر نبودیم که مجاهدین آماده یک حمله " منظمی " اند ویا درآوردن آن لازم باشد. ما متفق بودیم که استراتیژی مرگ ازهزارجناح باید درتاکید بیشتر شان درکابل وخطوط اکمالاتی آن همچنان ادامه یابد. نقشه بیست ودوم نشان می دهد ( مراجعه شود به کتاب تلک خرس ) که ماچه طرح هایی در نظر داشتیم. کابل باید ذریعه پایگاه های مجاهدین که وقتاً فوقتاً حملات نیز ازآن صورت می گرفت، به حال محاصره درآورده می شد..... تأسیس یک تعداد مواضع بازدارنده درسرتاسر راه های ارتباطی از سرحد شوروی تا کابل واز جانب کندهار به کابل درنظر گرفته شد تا از انتقال سهولت های لوژستیکی به رژیم جلوگیری نماید. قویترین انسداد راه درنواحی تونل سالنگ که نقطه اصلی اختناق کابل پنداشته می شد، ایجاد می گردید... "
    اما در جریان جنگ جلال آباد این انسداد بارها وبارها درشاهراه کابل – جلال آباد به وسیله مجاهدین وحامیان ایشان صورت گرفت. مثلاً درحمله یی که به تاریخ 21 جوزای 1368 درتنگی ابریشم صورت گرفت، آنان توانستند یکی از کاروان های اکمالاتی نظامی – ملکی را به آتش بکشند. نظامی – ملکی به خاطر آن که درعقب این کاروان موترهای ملکی درحرکت بود. موتر های مینی بوس مسافربری و موترهای لاری وبارداری که معمولاً اموال و امتعه تجارتی بازرگانان ودکانداران را به مناطق شرقی کشور انتقال می دادند. آنان برعلاوه نظامی ها افراد ملکی اعم از کودکان، دختران وزنان و پیرمردان را نیز به شهادت رسانیده وداغ ننگ دیگری بر دامن پرخون شان به جا گذاشته بودند.
    تلفات وضایعات قطار اکمالاتی مذکور به شرح زیر بود :
     اسیر: 269 تن ازاهالی ملکی ( شامل کودکان وبانوان ) که ازجمله این اسیران چندین تن زن ودختررا به کوه بالا کرده وبالای آنان دسته جمعی تجاوز کرده بودند. اسرای نظامی 87 تن . جمله : 356 تن.
    شهید : 58 تن شهید از اهالی ملکی ( شامل کودکان وزنان ) و 56 تن ازجمله نظامیان.جمله 104 تن.
    زخمی : 54 تن ازجمله اهالی ملکی( شامل اطفال وبانوان ) و 48 تن پرسونل نظامی. جمله 102 تن.
    لادرک : 21 تن از اهالی ملکی ( شامل کودکان وزنان ) و 63 تن از نظامیان . جمله 84 تن.
    جمع کل تلفات انسانی : 646 تن .
     ضایعات وسایط ومواد مادی ولوژستیکی : وسایط حریق شده : 125 عراده شامل تانک ها، زرهپوش ها، تانکر های مملو از ممر و سرویس های مینی بوس ملکی ولاری ها با اجناس بازرگانی. اما این تنها یک زخم کوچک بود که بنابرا ستراتیژی طرح شده توسط آی اس آی بر پیکر زخمی قوای مسلح ودولت افغانستان وارد می شد. زخم های دیگری مانند حمله مجاهدین بالای قطعه 666 کوماندو درخوست نیز توانایی وقابلیت های رزمی رژیم را به چالش می کشانیدند وآسیب های جبران ناپذیر وارد می کردند. درآن حمله که بنابر کمک ورهنمایی افسران ارتباطی وعوامل نفوذی مجاهدین صورت گرفت وبه پیروزی رسید، بیشتراز یک صد تن افسر وسرباز شهید، زخمی ، اسیر ولادرک گردیده و 408 میل سلاح پیاده به دست مجاهدین افتاده بود. اما اگرچه همه این حوادث زخم های خونین برپیکر قوای مسلح افغانستان وارد می کرد ؛ ولی درپهلوی آن دولت نیزهزاران زخم بزرگ وکوچک دراین گوشه وآن گوشهء کشور برمجاهدین سابق و حامیانش وارد می نمود که به حیث مشت نمونه خروار می توان از اصابت راکت اسکاد بریکی از قرارگاه های مجاهدین درمنطقه سروبی یاد کنیم :
    رحیم وردگ و جنگ جلال آباد : گروپ های جنگجوی مجاهدین که گهگاهی بالای پوسته های امنیتی تنگی ابریشم حمله کرده و کاروان های تدارکاتی نظامی و غیر نظامی را به آتش می کشیدند، بارها مورد حملات راکتی وتوپچی اردوی افغانستان قرارمی گرفتند. آقای حامد علمی درسلسله گزارش هایش به رادیوی بی بی سی دربارهء یکی ازاین ضربات مرگبارکه درحاشیه جنگ جلال آباد اتفاق افتاده بود، چنین می گوید : " گوینده خبر فارسی بی بی سی : گزارشی مبنی بر حمله راکتی حکومت کابل بالای یک قرارگاه مجاهدین درشرق افغانستان تائید شده است. منابع خبری مجاهدین می گویند که حکومت کابل علیه تجمع نیروهای شان از اسکاد استفاده نموده است. اینک حامد علمی از پشاور به جزئیات این گزارش نظر انداخته که تقدیم می کند. یکی ازمراکز مجاهدین دو روز قبل هنگامی مورد حمله راکتی حکومت کابل قرار گرفت که فرماندهان وافسران ارشد مجاهدین درمورد قطع عملیات قطع شاهراه کابل – جلال آباد درمنطقه منی درصد کیلومتری شرق شهر کابل مشغول گفتگو بودند. فرماندهان نظامی که از پشاور به این منطقه رفته و مجاهدین محلی تصمیم داشتند تا سلسله عملیات مشترک را به راه انداخته وگردهم آیی اضافه از صد مجاهد را تشکیل داده بودند. ساعت 4 عصر بود که صدای مهیب دراثرانفجار راکتی درنزدیکی محل تجمع آن ها شنیده شد. لحظه بعد اجساد مجروحین وکشته شده گان و غریو مجاهدین وفرماندهان همه جا را فرا گرفت. وبه زودی دریافتند که شش تن کشته و25 تن دیگر مجروح شده اند که درمیان مجروحین جنرال رحیم وردک معاون فرمانده نیروهای محاذ ملی اسلامی افغانستان و داکتر شاهرخ گران آمر مجاهدین این گروه درولایت کابل شامل بودند. مقامات محاذ ملی اسلامی گفته اند که تصمیم شان مبنی بر قطع شاهراه با همکاری سایر گروه ها عملی خواهد شد؛ اما نگفتند که درکنار قطع شاهراه کابل – جلال آباد قصد حمله برمراکز وپایگاه های حکومتی دراین ولایات را دارند یا نی ؟ " مدت ها بعد پس ازآن که داکتر نجیب الله نتوانست درنیمه شب 27 حمل 1371 خورشیدی کشور را به صورت پنهانی ترک بگوید وبه دفتر اسکاپ ملل متحد درکابل پناهنده شد؛ جنرال رحیم وردگ که همصنفی من درلیسه حبیبیه کابل و پوهنزی پیاده حربی پوهنتون بود، لنگان لنگان به دفترم در گارنیزیون کابل آمد. وی که به کمک چوب دست قدم بر می داشت وبا تأنی و آخ و وای نشست وبرخاست می کرد، دربرابر پرسشم که" چرا می لنگی ؟" ، همین سخنانی را گفت که حامد علمی سال ها پیش در بی بی سی گزارش داده بود؛ اما هنگامی که او سخن می گفت وبا شرح وبسط و آب وتاب فراوان از حادثه اصابت راکت سخن می گفت ؛ من به فکر همان دختران وبانوانی بودم که در حادثهء 21 جوزای 1368 توسط همین رزمنده گان راه حق ! به کوه ها برده شده وبالای شان تجاوز صورت گرفته بود: ای کشته کی را کشتی تا کشته شدی زار؟
    درارتباط به بازبودن و یامسدود بودن شاهراه کابل- جلال آباد سخنان خنده آور محمدانورجگـد لک آمر مجاهدین سروبی را نباید ناخوانده گذاشت واین مبحث را بست. او که درحال حاضر درحکومت حامد کرزی والی ولایت قندوز است، زمانی دربرابراین پرسش که اگر شاهراه کابل – جلال آباد را مسدود ساخته اید، پس این همه قطار های اکمالاتی که هرروز وارد شهر می شوند، از کدام راه به جلال آباد می رسند ؛ گفته بود که این تکتیک حکومت کابل است : " .. آن ها دست به مانور جدید زدند، طوری که شبانه موتر ها وتانک های شان رابه منطقهء درونته می فرستادند و روزانه آن ها را داخل شهر جلال آباد می کردند وچنان وانمود می ساختند که شاهراه باز است وکاروان های نظامی از کابل می رسد . این تاکتیک حکومت اولاً روحیه مدافعین واهالی را بالا برد و از طرف دیگر درصفوف شکنند مجاهدین درز عمیق ایجاد کرد وسال ها سوء ظن وبی اعتمادی بین مجاهدین دیده می شد . " این حرف ها به خاطری خنده دار است که درآن شرایطی که یک قطره تیل پیدا نمی شد و حکم کیمیا را داشت، قوماندانی جبهه شرق مواد ممر از کجا تهیه می کرد تا برای رفت وبرگشت شبانه این همه وسایط تا منطقه درونته کفایت کند؟ درارتباط با بزرگ راه کابل سالنگ دریکی از نوشته های جناب رزاق مامون نویسنده ،پژوهشگرو آگاه درمسایل سیاسی که به ارتباط قتل احمد شاه مسعود نوشته شده ؛ آمده است که امریکا قبل ازآغاز یورش برجلال آباد، نیم ملیون دالر دراختیار احمد شاه مسعود قرار داد تا با شروع عملیات جنگی مشترک مجاهدین ، عرب ها وقطعات پاکستانی برجلال آباد، بزرگ راه سالنگ را مسدود کند تا ارتش رژیم داکتر نجیب الله ازحیث تدارکات جنگ درتنگنا بیافتد وشهر جلال آباد به دست مهاجمان سقوط کند. مسعود با آن که پول ارسالی امریکا را دریافت کرد؛ اما حین جنگ هیچ حمله یی بر گذرگاه استراتیژیک سالنگ انجام نداد . این حادثه خشم سیا را برانگیخت. کابل را باید با بلند گو ها تصرف کرد : یکی دیگر از مشکلاتی که فرا راه دولت و قوت های مسلح کشور قرار داشت، تبلیغات روز افزونی بود که پیوسته وهر روزه توسط رادیو های جهان منجمله بی بی سی و صدای امریکا وآلمان برضد دولت جمهوری افغانستان انجام می یافت. پاکستانی ها بعد ازخروج نیرو های شوروی از افغانستان به مجاهدین می گفتند که اگر چند لودسپیکر را درشهر کابل و درجوار قشله های نظامی نصب کرده و به عساکر بگویید که تسلیم شوند، کابل سقوط می کند. آنان می گفتند که چون حکومت کابل روحیه جنگی ندارد بنابراین سران شان فرار کرده و حکومت را به شما ( مجاهدین ) می سپارند. بنابراین تصور عمومی چنان بود که کابل بعد از خروج نیروهای شوروی بلافاصله سقوط می کند . مثلاً یکی ازافسران اردوی پاکستان به احمد شاه مسعود گفته بود که کابل را می توان با بلند گوها فتح کرد. اما مسعود گفته بود که چون ما درداخل کشور هستیم می دانیم که گرفتن یک پوسته چقدر مشکل است، چه رسد به گرفتن کابل! اما شاید از اثر همین اوهام وخیال ها بود که جنرال حمید گل پاکستانی و گلبدین حکمتیار افغانی تصور می کردند که جلال آباد در ظرف یک هفته سقوط می کند وبعد از آن نوبت کابل می رسد. حامد علمی می نویسد که دریکی از جلسات قوماندانان مجاهدین درپشاور سخن از مدت مقاومت حکومت کابل مطرح گردید.
     یکی از قوماندانان حاضر درجلسه می گفت :
     " چند هفته قبل از جنگ جلال آباد جلسه یی به اشتراک قوماندانان جهادی ننگرهاردریکی از دفاتراداره استخبارات نظامی پاکستان درشهر پشاوردایر گردید. درآن جلسه قوماندانان مشهور ننگرهار مانند انجنیر غفار، حضرت علی انجنیر محمود، حاجی شاه نور، حاجی شمال خان، محمد زمان، سیدمحمد پهلوان و چند تن دیگراشتراک داشتند. علاوه برقوماندانان ننگرهارمن نیزدعوت شده بودم زیرا ساحه عملیاتی من شاهراه کابل – جلال آباد بود. درآن جلسه یکی ازافسران نظامی پاکستانی به نام"جنجوعه" نیز منحیث شاهد حضور داشت. بحث روی موضوع جلال آباد آغاز شد و قوماندانان به این نظر بودند که شهر جلال آباد درظرف کمتراز یک هفته سقو ط می کند.." حاجی دین محمد معاون یونس خالص ووزیر اطلاعات درحکومت مؤقت مجاهدین می گفت که اردوی افغانستان جهت خودرا تغییرمی دهد ودرحملهء نهایی بالای کابل سهم می گیرند. او گفته بود که شهریان کابل با ما هستند وبه ما در طول این همه سال ها اطمینان داده اند که با ما هستند. پس زمان آن رسیده است که گفته های شان را درعمل پیاده کنند وکار مارا آسان سازند. اما اگرچه جنگ درجلال آباد بیداد می کرد وخشک وتر را می سوزانید، ماشین حکومت داکتر نجیب الله همچنان فعال بود که کمتر کسی ازغیرنظامیان بوی جنگ را درکابل استشمام می کردند. زیرا جلو قحطی گرفته شده بود. معاش ماهوار مامورین ومواد کوپونی شان درست در وقت معین حواله وتادیه می شد. برق وآب وجود داشت. مکتب ها و دانشگاه ها باز بودند. پروازهای هواپیماهای آریانا به داخل وخارج کشور جریان داشت. نماینده گی های سیاسی بسیاری کشورها در کابل باز بود وهیچ سفارت ویا قنسولگریی به مناسبت جنگ جلال آباد مسدود نشده بود وچنین به نظر می رسید که درکابل وشهرهای دیگر افغانستان خورشید در زمان معین همچنان از شرق کشور برمی خیزد و انوار طلایی آن برهمه آفاق وانفس به یک سان می تابد وبه همه زنده گی وحیات بخشیده وسرانجام درافق های غرب کشور غروب کرده وناپدید می شود.
    بازتاب جنگ جلال آباد در دهلیزهای دیپلماتیک :

     دوست عزیزم، محمد عمر محسن زاده که درآن هنگام به حیث مسؤول سفارت افغانستان در اتریش کار می کرد، درباره بازتاب این جنگ در دهلیزهای تو درتوی دیپلماتیک طی نامه یی برایم چنین نوشته اند : رفیق گرامی سلام ! " روزگاری جنگی درگرفت" را خواندم . یادکرد تان را از حماسهء پرافتخار جلال آباد می ستایم وازابتکار گردآوری فاکت ها ، خاطره ها ودیدگاه های درون وبیرون میهن ما درباره آن صمیمانه استقبال می کنم. یقین دارم که نگارش مدون جنگ در" جبهه شرق" گرد وغبار نشسته برروی یکی از برگ های درخشان تاریخ سیاسی – نظامی کشور مارا خواهد زدود وباذکر زوایا و کارنامه های غرورآفرین ، ایمان وپایداری فرزندان راستین وطن دردشوارترین لحظات تاریخ در روشنی بیشتر قرار خواهد گرفت. باید درکار گرد آوری مواد واسناد ، اشخاص آگاه ورسالتمند بسیج گردند. من درجریان جنگ جلال آباد دروطن نبودم واز سوی حکومت متبوعم وظیفه داشتم تا با تاسیس سفارت ونماینده گی دایمی جمهوری افغانستان درویانا - اتریش به حیث شارژدافیر درعرصه سیاسی – دیپلوماتیک فعالیت کنم. اضطراب دراین جبهه با " جبهه شرق " مشابهت داشت. زیرا مجاهدین هفتگانه به کمک آی اس آی و متحدین منطقه یی وغربی خود حکومت جلای وطن راتشکیل نموده وبرای کسب به رسمیت شناسایی به تعرض گسترده دیپلوماتیک آغاز نموده بودند. این که این تعرض چگونه در اتریش ودیگر کشورهای اروپایی به شکست مواجه شد، بحث جداگانه یی است و امیدوارم روزی به ارزیابی و پژوهش گرفته شود. منظور من دراین جا تنها اشاره به فضای متشنج ونا آرامی است که درآن روزها وجودداشت ودرجمع دیپلومات ها (کوردیپلوماتیک ) همه انتظار سقوط حاکمیت جمهوری افغانستان را می کشیدند. زبان دیپلوماتیک ، حالت چهره وحرکت دست وبدن کارمندان سیاسی مطالب زیادی را افاده می کرد. چند روز پیش ازآغازجنگ در" جبهه شرق " وزیر خارجه وقت ، عبدالوکیل به نماینده گی های سیاسی دراروپا هدایت داده بود تا به ژورنالیستان بیرونی ویزه مسافرت صادر ننمایند. درمیان ژورنالیست هایی که آرزوی خبرگزاری از رویداد های افغانستان را دااشتند، یکی هم داکتر مصطفی دانش وتیم معیتی اش به نماینده گی از تلویزیون دوم آلمان بود. آقای ماخان شینواری شارژدافیر سفارت افغانی دربن که بعداً به مجاهدین پیوست، از دادن ویزه به آن ها ابا ورزید. دانش ناگزیر به این جانب مراجعه نمود . درحالی که چند ساعتی بیش دراختیار نداشتیم ، من باقبول مسؤولیت واعتماد کامل به رزمنده گان قهرمان جبهه شرق، نه تنها ویزه لازم را اجرا نموده بل درفراهم آوری مقدمات سفرتیم تلویزیون یاد شده نیزهمکاری نمودم.درآن هنگام لازم بود که جهان نیزما را سرازنومی شناخت وبه توانمندی های مان باور می کرد. ازبخت خوب این کار صورت گرفت ودانش هم رسالتش را به شایسته گی انجام داد . او از جنگ در ننگرهار گزارش زنده ومستندی را که حاکی از پیروزی قوای مسلح جمهوری افغانستان وشکست پاکستان ومجاهدین وابسته به آن بود، تهیه نمود ودرتلویزیون های المان، سویس واتریش به نمایش گذاشت. شاید این فلم یکی ازدقیق ترین وخوب ترین گزارش ها درباره " جبهه شرق " باشد که هم عملیات هوایی وزمینی وهم فرار سربازان پاکستانی و مجاهدین را نشان می دهد. متأسفانه من این فلم کوتاه ومستند را دراختیار ندارم ؛ ولی باورمندم که دربایگانی تلویزیون دوم المان مو جود باشد. رفقای ما درالمان شاید بتوانند آن را ازطریق مصطفی دانش ویا مستقیماً ازتلویزیون یاد شده به دست آورند. مشاهده آن حتماً برای شما جالب خواهد بود. گذشته از این من دررابطه با حوادث آن روزها کنفرانس های مطبوعاتی متعددی را برقرار نموده وبرخی گزارش های روزنامه های اتریش رادراختیاردارم . اگر به آن ها ضرورت باشد، می توان دراختیارشما قرار دهم. درفرجام اندیشه های تان را بلند، قلم تان را توانا تر و تندرستی تان را کامل تر می خواهم. با بهترین تمنیات رفیقانه عمر محسن زاده


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در السبت 2 أبريل 2016 - 18:43 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في الجمعة 25 مارس 2016 - 17:45  admin

    جهت مطالعۀ بخش مورد نظر بروی تصویر بخش کلیک شود.
    ****************************************


      بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد


      اكنون الثلاثاء 25 يوليو 2017 - 8:43 ميباشد