یاد مانده های از جنگ جلال آباد، بخش ششم

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6923
    Registration date : 2007-06-20
    20160406

    یاد مانده های از جنگ جلال آباد، بخش ششم

    پست  admin


    یاد مانده های از جنگ جلال آباد
    بخش ششم
    - ۱ –


    اشتراک پاکستانی ها وعرب ها درجنگ جلال آباد : ازآن جایی که هیچ اثر وگزارش تاریخی درمورد جنگ های سالیان اخیر درافغانستان، بدون بازتاب دادن نقش خصمانه و دخالت های مستقیم ویا غیر مستقیم کشور های همسایه، به ویژه همسایه آزمند مان پاکستان ، نمی تواند کامل باشد؛ بنابراین دراین مختصر کوشش می شود تا به صورت فشرده چند سطری درمورد ابعاد این مداخله درجنگ های افغانستان و به خصوص درجنگ جلال آباد تقدیم گردد.یعنی درمورد جنگی که همین چند روز پیش تلویزیون دولتی وتلویزیون های شخصی وخصوصی افغانستان بانمایش فلمی که قهرمان آن وزیر دفاع دولت کنونی( عبدالرحیم وردک ) بود، آن را " پیروزی مجاهدین درولایت ننگرهار " عنوان کردند. درحالی که تا همین لحظه هیچ نویسنده، پژوهشگر وگزارشگری اعم ازعرب و عجم ، مجاهد و غیرمجاهد، پاکستانی و یا امریکایی وانگلیسی این جنگ را پیروزی نی؛ بل شکست بزرگ مجاهدین در جنگ جلال آباد می شمارند و می پندارند. بگذریم : اگرچه تا دیروز برخی از پژوهشگران و نویسنده گان جبهه فرهنگی مجاهدین پیشین ، از وجود نیروهای عرب ووهابی های سودانی ، الجزایری ، مصری و اشتراک ملیشه های پاکستانی در جنگ جلال آباد و جنگ های خوست ، پغمان ، تنگی واخجان ، گردیز وسایر جبهه های جنگ افغانستان انکار می کردند ؛ ولی امروز دیگرهمه می دانند که سازمان جهنمی استخبارات نظامی پاکستان برای پیروزی در جنگ های افغانستان و به ویژه جنگ جلال آباد از تمام امکانات وتوانایی های خویش استفاده کرده بود.
     
    نقش آی اس آی از طریق به کارگیری محرمانه پرسنل نظامی پاکستان در لباس مجاهدین افغان و اشتراک16 جنرال پاکستانی جهت سوق واداره جنگ جلال آباد دیگر بر کسی پوشیده نیست. همچنان آموزش و تجهیز وتسلیح مجاهدین و طراحی عملیات های نظامی آنان و گسیل نمودن نخبه ترین نظامیان پاکستانی به عنوان مشاور برای قوماندانان مجاهدین اظهر من الشمس است. اشتراک وسایط آتشدار فرقه های 11 و18 پاکستانی و اکمالات مهمات و مواد لوژستیکی جنگ توسط وسایط وپرسونل این فرقه ها در داخل مرزافغانستان بارها وبارها ازطریق رسانه های آن زمان در سطح جهانی بازتاب یافته بود. امروزه دیگر کسی نیست که ازبرپایی هفت اردوگاه آموزش نظامی برای مجاهدین پیشین درخاک پاکستان چیزی نداند. در سازمان جهنمی استخبارات نظامی پاکستان ازجنرال پرویز کیانی گرفته تا جنرال اختر عبدالرحمان و جنرال حمید گل ؛ کسی یافت نمی شد که درمسأله ناتوان ساختن نظامی و اقتصادی دولت های وقت افغانستان عقیدهء دیگری داشته باشد. این سازمان که درسال 1948 پس ازنخستین جنگ بین هند وپاکستان توسط یک جنرال انگلیس که ریاست ستاد ارتش ( ستر درستیز ) پاکستان را به عهده داشت، شکل گرفت، ارگانی است که هرسه نیروی دفاعی پاکستان ( قوای زمینی، هوایی وبحری ) رازیر پوشش امنیتی خویش قرار داده ووظیفهء آن دفاع از مرزهای جغرافیایی وایدیولوژیکی پاکستان است. گفتنی است که دردورانی که جنرال حمید گل 1987- 1989رییس این سازمان جهنمی بود، آی اس آی به اوج قدرت خویش رسیده بود. جنرال حمید گل مذکور یکی از طراحان جنگ جلال آباد ویکی از طرفداران پرشور پیروزی سریع مجاهدین یا در واقع پیروزی پاکستانی ها دراین جنگ بود. همچنان وی درتولد نیروی سیاه وچرکین طالبان نقش اساسی داشت وبه همین سبب به عنوان پدر طالبان یاد می شود. این مطلب نیز گفتنی است که سازمان جهنمی آی اس آی در دوران جهاد با سازمان سی آی ای ( سیا ) امریکا همکاری مستقیم داشته واز همدیگر تأثیر پذیر بوده اند . همچنان این سازمان به حیث یک ارگان برتر امنیتی نقش مهمی را درتحولات سیاسی – نظامی کشورش ایفا کرده است . ازجمله دربرکناری وروی کار آمدن حکومت ها در چند دهه اخیردر پاکستان. دربارهء رؤسای سازمان استخبارات نظامی پاکستان شاید این نکته ها نیز جالب باشند : اختر عبدالرحمن از سال 1980 الی 1987به حیث رییس آی اس آی خدمت کرده است که طولانی ترین زمان خدمت دراین پست را تشکیل می دهد. جنرال حمید گل ازسال 1987 الی 1989 رییس این اداره بود و آن ارگان را به اوج قدرت وصلاحیت رسانید. پس ازوی جنرال اسد درانی ازسال 1990 تا 1992 و جنرال احمد شجاع پاشا از سال 2008 تا 2012 رییس این اداره جهنمی بودند. گفته می شود که درحال حاضر شخصی به نام جنرال ظهیر الاسلام رییس این سازمان شده است. دربارهء اشتراک اردوی پاکستان در جنگ های افغانستان به ویژه درجنگ جلال آباد کافی است پرسیده شود که اگرارتش پاکستان درشعله ورساختن این جنگ ها دخیل ودست دراز نمی داشت ، چگونه بیش از چهارملیون مرمی ریاکتیف و موشک های زمین به زمین وضد طیاره درظرف هشت ماه پس از بازگشت سپاهیان شوروی بالای شهرها ، روستا ها و تأسیسات نظامی دولت جمهوری افغانستان ازسوی مخالفین دولت ریخته می شد؟ ( نگ به ص ۳۲۲ جنگ درافغانستان ) اگر اکمالات مجاهدین پیشین توسط چند قاطر ویابوی چموشی که درفلم " پیروزی مجاهدین درجنگ جلال آباد " نشان داده می شود، اجرا می شد، پس برای انتقال این چهار ملیون مرمی ریاکتیف و موشک های زمین به زمین بی ام ۱۲ سال ها نی بل قرن ها ضرورت بود. درحالی که نه تنها حامد علمی در نوشته اش از وجود لاری های عظیم اکمالاتی ارتش پاکستان جهت اکمالات مهمات مجاهدین خبرمی دهد؛ بل نویسنده گان بی طرف دیگری نیز مانند استیو کول درزمینه معلومات جامعی تقدیم داشته اند . حامد علمی در بخشی ازنوشته می نویسد : " .. لاری های عظیم با راننده گان پاکستانی اکمالات مجاهدین را به عهده دارند وعمدتاً اکمالات از طرف شب صورت می گیرد ...... بنابر ادعای یک فرمانده مولوی خالص که مسؤول اکمالات مجاهدین شهر است، روزانه 60 لاری سلاح [ مهمات ] به تنظیم وی داده می شود. " درص ۲۰۸ جنگ اشباح نیز درمورد این که چگونه اکمالات مجاهدین پیشین را آی اس آی وارتش پاکستان انجام می دادند ، چنین می خوانیم : .. درماه اکتوبر۱۹۹۰ سی آی ای ازیک اقدام یک جانبهء دیگر آی اس آی اطلاع حاصل کرد. چندین صد موتر پاکستانی که چهل هزار راکت دوربرد زمین به زمین [ سکر ] را حمل می کرد، از مرزگذشت وجانب کابل حرکت نمود.حکمتیار می خواست با راکت باران بی سابقه خویش پایتخت را به تسلیمی وادارد. " درص ۲۱۰ همان کتاب چنین می خوانیم :" ..سی آی. ای به پاکستانی ها هدایت داد که لاری های بیشتری را با استفاده ازراهی که جدیداً ساخته شده بود، برای مسعود ارسال دارند.


     به اساس امر مستقیم سفارت امریکا مسعود اولین دستهء محدود راکت های ستنگر را به دست آورد. دریک مرحله دوصد وپنجاه لاری مهمات مرز را به قصد پنجشیر ترک گفت. " ارسال اسلحه ء ثقلیلی که برای تشدید جنگ ها وپیروزی مجاهدین از سوی سی آی ای تهیه شده بود؛ نیز بدون همکاری مستقیم ارتش پاکستان وسازمان استخباراتی نظامی آن به داخل خاک افغانستان ناممکن بود. مثلاً فرستادن تانک های ت- ۶۲و تی-۷۰ که از نیروهای صدام حسین درجنگ خلیج به دست آمده بود ویا برای انتقال توپ های ۳۷ م م و ۵۷ م م نیز به راننده تانک ، نشانزن و لاری های بزرگ ضرورت بود که مجاهدین دراختیار نداشتند. این نکته ها هم گفتنی اند که دراین بازارمکاره تولید ، فروش وارسال اسلحه برای نابودی وازپا درآوردن دولت نوپای جمهوری افغانستان کشور های دیگری مانند چین ومصر ودیگران نیز نقش برجسته یی داشته اند. نقشی که مصری ها بازی می کردند، دلایل ویژه یی داشت؛ زیرا مدل ومارک اسلحه یی که تولید می کردند، روسی بود و این امر باعث می شد تا ایالات متحده امریکا ارسال جنگ افزار ومهمات جنگی را به مجاهدین پیشین انکارکند. بدینترتیب بخش اعظم جنگ افزارهایی مدل روسی که به دست تنظیم های جهادی می رسید درفابریکه های اسلحه سازی مصر مونتاژ می شد واین درحالی بود که بسیاری از پرزه جات خرد وبزرگ آن جنگ افزارها را کمپانی های بزرگ کشورهای غربی و ایالات متحده امریکا به سفارش وهمکاری سازمان استخباراتی سی آی ای تولید می کردند. مثلاً کارخانه " سکر " درمحلی درنزدیکی قاهره شروع به تولید نوع مصری موشک های زمین به هوای نوع سام ۷ روسی ، موشک های زمین به زمین ، ماین های ضد تانک وماشیندار های کلاشنیکوف آکا -۴۷ کرد؛ اما چون برخی ازاین جنگ افزارها مانند راکت اندازها، ماشیندار های ثقیل، ماشیندارهای چهار میلهء دافع هوا به صورت درست کار نکرده واکثراً انقطاع می نمودند، بنابراین" اداره دفاع " با همکاری سیا ترتیباتی اتخاذ کرد تا این جنگ افزارها درفابریکه های امریکایی تولید شوند. از کشورچین نیزموشک های ۱۰۷ م م که توسط سیا خریداری شده بود به مجاهدین می رسید .منزل مؤثر این موشک ها ۹ کیلومتر بود وازسکو های پرتاب خارج از خطوط دفاعی نیروهای دولتی وشوروی پرتاب می شدند ؛ ولی این موشک ها به عوض این که به تأسیسات نظامی آسیب برسانند ، به منازل مسکونی مردم برخورد کرده وتلفات زیادی به وجود می آوردند. از جنوری ۱۹۸۰ که چین نیزموشک های سام – 7 تولید می کرد، ا این اسلحه نیز برای سرنگون ساختن هلیکوپترهای روسی و افغانی استفاده می شد ؛ اما بنا بر گفتهء جنرال ادوارد مایر که از سال ۱۹۷۹تا اواسط ۱۹۸۳ لوی درستیز اردوی امریکا بود، چون این جنگ افزار ها کارآیی ومؤثریت لازم را نداشتند، کمپانی هوایی " هوگس " بنا براصرار ویلیام کیسی به تولید بخش انفجاری آن ها پرداخت تا درموشک های ساخت مصر تعبیه شوند. کیسی همچنان به مایر گفته بود که قصد دارد تولید سام -۷ را به کمک فرانسه و بریتانیا افزایش دهد. ( دیده شودصفحه ۸۱ "پشت پرده افغانستان")
     
    اما ابعاد این مداخله و کمک به مجاهدین چنان گسترده بود که سی آی ای برای انتقال مواد مادی نظامی مجاهدین پیشین و ذخیره سازی سلاح ومهمات درداخل مرز های افغانستان -- بر علاوه تهیه موترهای پیکپ برای قوماندانان وموترهای لاری برای انتقال اسلحه ، مهمات و مواد مادی-- ، به عوض قاطرهایی که به نسبت حمل موشکهای استنگروبلوپایب انگارمعیوب و چموش شده و یا از اثر بیماری های همه گیر حیوانی مرده باشند ، تعداد زیاد قاطر را از ایالت " تنسی " با هواپیما های بویینگ ۷۴۷ به پاکستان انتقال داده بود. درحالی که درآن طرف مرز، ملک ملک را خرگرفته بود !! تا اوایل ۱۹۸۶ دگروال یوسف که از سوی آی اس آی مسؤول امور نظامی مجاهدین بود، شبکه وسیعی از کمپ های آموزش نظامی را برای مجاهدین در نزدیکی های سرحدات با افغانستان ایجاد کرده بود. بنابر گفته های دگروال یوسف در سال ۱۹۸۵ به تعداد ۱۷۷۰۰ ودر سال ۱۹۸۶ به تعداد ۱۹۴۰۰ تن در این کمپ ها آموزش دیده بودند و درسال ۱۹۸۷ یعنی زمانی که دگروال موصوف از آی اس آی تبدیل شد، تعداد این افراد آموزش دیده در داخل خاک پاکستان و در کمپ های آی اس آی به ۸۰ هزار مجاهد و عرب های اجیر و داوطلب می رسید. همچنان بر اساس معلومات ستیوکول نیز در این کمپ ها سالانه هژده هزارمجاهد آموزش جنگی می دیدند که شامل تنظیم های جهادی و رزمنده گان داوطلب واجیرعربی بود . دراین کمپ ها نخست صورت استفاده ازاسلحه خفیفه و تکتیک ( تعلیم وتربیه منفرده ودلگی ) تعلیم داده می شد و بعد ازختم بهترین های شان برای دوره های تخصصی انتخاب و تعلیم وتربیه می شدند. همچنان برای جنگ های شهری، فرش نمودن ماین، استعمال راکت های زمین به زمین وزمین به هوا ونشانزن های ماهر را درصنف ها واردوگاه های نظامی ویژه یی تحت تعلیم وتربیه قرار می دادند. جنرال یوسف نویسندهء کتاب " تلک خرس " که یکی ازدستیاران اصلی جنرال اخترعبدالرحمن رییس آی اس آی بود نیز دربارهء آموزش، تسلیح و تجهیز مجاهدین می نویسد : " من به حیث رییس شعبه افغانی در آی اس آی نه تنها مسؤولیت آموزش وتسلیح مجاهدین را به عهده داشتم؛ بل که عملیات شان را نیز طراحی می کردم.... ما درطی سال ۱۹۸۳ ده هزارتن اسلحه ومهمات را تسلیم شدیم، درحالی که این رقم در ۱۹۸۷ به ۶۵هزار تن می رسید. قسمت عمده این اسلحه از چین، مصر وبعد ها اسراییل سرازیرمی شد که به احزاب هفت گانه مقاومت تحویل داده می شد... هدف ما نه تنها خروج شوروی ها ازافغانستان، بل که طرد کمونیست های افغانستان از کابل بود.... روی همین ملحوظ بود که کابل باید مشتعل می گردید وتباه می شد. ..این بود سرمنزل مقصود ما ." بنابر گفتهء استیوکول سرانجام: " سی آی ای و آی اس آی - برای تصرف خوست - استراتیژیی را انتخاب کردند که درگذشته ( در جنگ جلال آباد ) ناکام شده بود.این استراتیژی عبارت بود از حمله همه جانبه بریکی ازشهر های مرزی با شرکت مخفی نیروهای مسلح پاکستان.( دیده شود صفحه ۲۱۷ جنگ اشباح) درآن سال ها جهاد افغانستان در دنیایی از پول غطه می خورد. درسال 1986 کنگره ه امریکا 480 ملیون دالر کمک مخفی را به جهاد افغانستان تصویب کرد و درهمان سال عربستان سعودی نیزهمین مقدار پول را برای جنگ درافغانستان فرستاد. درسال ۱۹۸۷ کنگره مقدار کمک هایش را به ۶۳۰ ملیارد دالربالا برد که اکثر این کمک ها از طریق سازمان استخباراتی نظامی پاکستان به رهبران جهاد داده می شد ویا درجیب های جنرالان پاکستانی ریخته می شد. مقدار کمک های داده شده به هر قوماندان از۱۰ هزار دالر تا صد هزار دالرمی رسید . از سوی دیگر اگرچه مسأله اشتراک ارتش وملیشه های پاکستانی درجنگ جلال آباد حاجت به اثبات ندارد و نویسنده گان خارجی و پژوهشگران داخلی ودولت وقت افغانستان دراین زمینه اسناد وشواهد قابل پذیرش ارائه کرده اند، با وصف آن هم نگاهی به بیانات پروفیسور حضرت صبغت الله مجددی می اندازیم و این مبحث را به خاطر جلوگیری از طولانی شدن آن می بندیم .

    حضرت صبغت الله رهبر تنظیم نجات ملی افغانستان که به صراحت گویی و به اصطلاح عوام" تـُرت گویی" شهرت دارد و حرف دلش را بدون ماستمالی و تمجمج بیان می دارد، سال ها پیش یعنی به تاریخ 24 جنوری سال ۲۰۰۱ درهنگام مصاحبه یی باهفته نامه " امید " که درامریکا نشرمی شود، درمورد دخالت واشتراک ارتش پاکستان در جنگ های افغانستان چنین گفته است : " ... من از علمای پاکستان گلهء بسیار دارم؛ [ زیرا ] همین ها وهمین بدبخت ها بودند که جنگ را درافغانستان دامن زدند وطالب روان کردند ونفر روان کردند وجنگ ها زیاد شد در افغانستان تا افغانستان به دست پاکستانی ها بیافتد وخلاص! .. درحالی که توقع داشتیم به جای ارسال قوه واسلحه ، مجلس صلح وثبات مردم مسلمان افغانستان را دایر کنند. من یک روز از زبان آنان نشنیدم که این ها دربیانات وفیصله های شان بگویند که عسکر وملیشه پاکستان برآیند از افغانستان.، عرب ها برآیند از افغانستان ....مولانا سمیع الحق ومولانا فضل الرحمن چیز هایی کردند درحق افغانستان که افسوس درپاکستان نیستم که روبروی شان می گفتم . لاکن مخالف مداخلهء خارجی ها هستیم درافغانستان. ملیشه اش می آید و عسکرش می آید و جنگ می کند درافغانستان که صدها سند ثبوت آن را داریم "


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الإثنين 11 أبريل 2016 - 2:43 ، و در مجموع 3 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في الأربعاء 6 أبريل 2016 - 0:35  admin

    جهت مطالعۀ بخش مورد نظر بروی تصویر بخش کلیک شود.
    ****************************************


      بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد


      اكنون الإثنين 20 نوفمبر 2017 - 23:20 ميباشد