یاد مانده هایی از جنگ جلال آباد. قسمت دوم بخش ششم

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6885
    Registration date : 2007-06-20
    20160416

    یاد مانده هایی از جنگ جلال آباد. قسمت دوم بخش ششم

    پست  admin


    یاد مانده هایی از جنگ جلال آباد.
    بخش ششم
      -۲-
        واما عرب ها :
     ویلیام کیسی رییس سازمان استخبارات ( سیا ) امریکا توانسته بود با سه اقدام مهم جنگ را درافغانستان شدت بیشتر ببخشد: - قانع ساختن دولت وسنای امریکا برای فرستادن موشک های ضد هوایی استنگر به افغانستان.- سازماندهی حملات چریکی به جمهوری های سوسیالیستی اتحاد شوروی پیشین مانند تاجکستان وازبکستان توسط نیروهای مجاهدین حزب اسلامی گلب الدین حکمتیار که مؤفقیت چندانی در پی نداشت. –  دعوت ازمسلمانان افراطی ازسراسر جهان به پاکستان و پس ازدیدن دوره آموزش نظامی ، گسیل کردن آنان به صفوف مجاهدین افغان.
    بنابراین به تأسی ازهمین طرح دولت پاکستان و سازمان استخباراتی نظامی آن کشور به این فراخوان لبیک گفتند و به تمام نماینده گی های سیاسی آن کشور در تمام جهان دستور دادند تا برای کسانی که خواهان سفر به پاکستان باشند وبخواهند درکنار مجاهدین بجنگند، ویزای دخول به کشور را برای شان صادر نمایند. به این اساس درشرق میانه سازمان اخوان المسلمین ، درعربستان سعودی " مجمع جهانی اسلام " و همچنان مسلمانان تند رو فلسطینی نیرو های شان را سازمان داده وبا پاکستان تماس گرفتند.  سازمان استخباراتی نظامی پاکستان ( آی اس آی ) و جماعت اسلامی پاکستان برای آنان درصدد تهیه وسایل اقامت و تدارک برنامه های آموزشی شده و کمیته های ویژه پذیرایی را به وجود آورده وآنان را تشویق نمودند تا به گروه های مجاهدین به ویژه به حزب اسلامی حکمتیار بپیوندند. به گفتهء احمدرشید نویسنده کتاب" طالبان ، نفت وبازی بزرگ- ص۲۰۴" سرمایه ها ی لازم برای اجرای این طرح از سوی آژانس اطلاعاتی عربستان تأمین می شد. بدینترتیب دردرازای سال های ۱۹۸۲ و ۱۹۹۲ حدود۳۵۰۰۰افراطی مسلمان از ۴۳ کشور اسلامی خاور میانه ، شمال و شرق افریقا ، آسیای مرکزی، و شرق دور درجنگ افغانستان وهمراه با مجاهدین پیشین اشتراک کردند. هزاران مسلمان افراطی دیگر از کشور های مختلف در صد ها مدرسه جدیدالتاسیس پاکستان ودر امتداد مرز افغانستان که حکومت ضیاء الحق از آنان حمایت مالی می کرد به تحصیل علوم دینی مشغول شدند که درطول جهاد تعداد شان به بیشترازیک صد هزارعرب ومسلمان افراطی می رسید . ولی پیش از فروریختن مرکز تجارتی جهانی در امریکا به وسیله همین افراطیون مسلمان، هنگامی که پیامد های منفی این گرد همایی از برژینسکی معروف مشاور سابق امنیت ملی امریکا پرسیدند درپاسخ چنین گفته بود :
     " از نگاه جهانی به تاریخ چه چیزی اهمیت بیشتر داشت؟ طالبان یا سقوط امپراطوری شوروی ؟ وجود تعداد مسلمان آشوبگر یا آزاد سازی اروپای مرکزی وپایان جنگ سرد ؟ "
       نخستین رزمنده عرب در افغانستان :                               
      ازجمله عرب هایی که برای نخستین باربه فتوای جهاد علیه موجودیت قطعات محدود اتحاد شوروی وقت ودولت افغانستان جواب مثبت دادند، یک جوان الجزایری یی بود به نام ابو جمعه باالنور که بعد ها خود را عبدالله انس نامید. انس که رهبری یک حزب اسلامی را درالجزیره به دوش دارد باری درلندن گفته بود که پروگرام ها وپلان های دهشت افگنی واعمال تروریستی اسامه بن لادن به شهرت نیک هزاران جنگجوی عرب که درجهاد افغانستان اشتراک داشتند ، صدمه زد و به بدنامی این جوانان منجر گردید. عبدالله انس درسال ۱۹۸۴ زمانی که ۲۵سال داشت و معلم تعلیمات قرآن بود ، با مطالعه خبر فتوای جهاد دریک کتابخانه الجزیره به افغانستان  سفر نمود. انس که درحال حاضر درلندن زنده گی می کند ، به یاد می آورد که مردم بعد از شنیدن خبر جهاد، از خود سؤال می کردند که افغانستان درکجاست؟ چگونه می توان بدانجا رفت و قیمت تکت طیاره چند خواهد بود؟ اما انس که  درهمان هنگام برای ادای حج به مکه رفته بود می گوید که درمکه امام های مسجد ها دربارهء جهاد افغانستان با حرارت واحساسات فوق العاده سخنرانی می کردند. درهما نجا بود که انس به وسیله یکی از دوستانش با عبدالله عزام آشنا می شود. با شخصیتی پویا و دانشمندی که درعربستان عرب ها را برای رفتن به افغانستان تشویق وتنظیم می کرد. عبدالله انس خود را به عبدالله عزام معرفی می کند و پس از چند پرسش ازوی درباره حقیقت جهاد افغانستان و ضرورت جنگیدن بر ضد شوروی سابق و دولت آن زمان افغانستان از عزام ؛ قانع می شود که درجنگ بر ضد کفار شرکت کند. بنابراین در ظرف یک هفته خود را آماده ساخته به اسلام آباد می رود . پنج سال بعد با کوچکترین دختر عزام ازدواج می کند و درهمان اسلام آباد با یک مهمان سعودی به نام ابو عبدالله که کس دیگری به جز اسامه بن لادن نیست؛ معرفی می شود.
      عبدالله عزام :
     استیو کول درجنگ اشباح صفحه ۱۴۵کتابش می نویسد که عبدالله عزام یک دانشمند عرب بود و از اسامه و ایمن الظواهری مشهور تر. وی درمنطقهء جنین درفلسطین به دنیا آمده ودردهه هفتاد ازدانشگاه ازهرمصر دوکتورا به دست آورده بود. او درتبعید با محمد قطب آشنا شده وازوی تأثیر پذیرفته است؛ چندان که به مبلغ اندیشه هایش مبدل شده بود. عزام دردهه ۷۰ دردانشگاه اسلام آباد به تدریس آغاز کرد و بعدها درسال ۱۹۸۴ به خاطرترتیب وتنظیم امور رزمنده گان عربی که برای اشتراک درجنگ ها بر ضد دولت افغانستان به پشاور می آمدند، نقل مکان کرد.
     درباره زنده گی وکارنامه ها ونقش عبدالله عزام که یکی ازشخصیت های معتبر ومشهور وکلیدی اعراب درجنگ های افغانستان ویکی از حامیان مجاهدین سابق است، نه تنها استیوکول ؛ بل نویسنده گان وپژوهشگران زیادی ابراز نظر کرده و درموردش به تفصیل نوشته اند که بازتاب آن ها دراین مختصر نمی گنجد. دراین جا همینقدر کافی است بدانیم که عبدالله عزام طرفدار تدریجی تغییر نظام ها در کشور هایی مانند مصر، عراق ، اردن وغیره بود و دیدگاه هایش با دیگاه های کسانی که تغییرات را از طریق قوه وزور می خواستند تفاوت ماحوی داشت. بنابراین او که درابتدا دوست و مشاور اسامه بن لادن بود، بعد ها به خاطر نزدیکی اسامه با بنیاد گراه هایی مانند گلبدین حکمتیار ازوی فاصله گرفته بود ونسبت به آینده بن لادن تشویش داشت. اما بنیاد گرا ها سرانجام عبدالله عزام را در روز ۲۴ نوامبر وقتی که می خواست همراه با دو پسرش وارد مسجدی برای ادای نماز جمعه شود، از اثر انفجار یک بمب از پیش جا به جا شده کشتند ؛ اما بن لادن ازفرصتی که به دست آورده بود، استفاده کرد و توانست عبدالله انس داماد عبدالله عزام را کنار زده و رهبری تشکیلات عرب ها را به دست آورده وسازمان جدیدی را پی نهد.دراین زمینه ستیوکول درص ۱۹۳ جنگ اشباح چنین  می نویسد :  
     " بن لادن وطرفداران رادیکال او این سازمان  جدید را القاعده نام گذاری کردند. قاعده نام کمپ عرب ها در جاجی بود ونام گذاری این تشکیل به نام آن کمپ به خاطر زنده نگهداشتن نقش بن لادن درجهاد علیه شوروی در اذهان بود."
    شهزادهء تروریست :
    شهزاده که یکی از نام های مستعار اسامه بن لادن است، دریک خانواده متمول و نزدیک به دودمان سلطنتی خانواده آل سعود در ماه مارچ ۱۹۵۷ در شهرریاض پایتخت عربستان سعودی به دنیا آمد. او درارتباط با حملات تروریستی فراوانی درسراسر جهان متهم است. ازجمله در بمب گذاری های۷ اگست ۱۹۹۸ درسفارتخانه های امریکا دردارالسلام ( تانزانیا ) ونایروبی ( کینیا )، حمله بر کشتی جنگی یو اس اس کول، حمله معروف یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون. او بنیاد گذار سازمانی است که به منظور جنگ ( غزو ) وجهاد بر ضد اتحاد شوروی درافغانستان ایجاد شد.  درعین زمان این سازمان متشکل از شبکه های تروریستی اسلامی شد که تصور می کنند درگستره مبارزات تروریستی شان درسراسر جهان می توانند تاثیرات، دخالت ها ونفوذ غیرمسلمانان  یعنی غربی ها وبه ویژه ایالات متحده امریکا را درامور کشور های اسلامی کاهش دهند .
     اسامه که پسر هفدهم محمد لادن از خانم سوری اش بود در دانشگاه عبدالعزیز درجده به تحصیل آغاز کرد و توسط معلمان مصری واردنی این دانشگاه که وابسته به اخوان المسلمین بودند آموزش دید. درسال دوم عبدالله عزام فلسطینی رهبر روحانی حماس معلم او بود. همچنان محمد قطب برادر سید قطب از جمله معلمین اسامه بود. بنابراین درهمین دانشگاه بود که اسامه درباره جهاد وضرورت آن آگاهی پیدا کرد. وی پس از فراغت از دانشگاه در رشتهء اقتصاد و مدیریت درسال ۱۹۸۱ به پاکستان سفر کرد ودرموسم حج با رهبران مجاهدین آشنا وملاقات کرد و رهبران جهاد چون وی را مرد پولدار وخراج و شخصیت با نفوذی در دربار پادشاه سعودی یافتند به وی دل بستند و به هرخواهشش لبیک گفتند. 
    باری،  به سازمان اطلاعاتی سی آی ای اطلاع رسید که درشهر پشاور پاکستان گروهی تحت نام مکتب خدمات تشکیل شده است که هدف آن استخدام عرب ها درجنگ افغانستان و پشتیبانی از مجاهدین است. درآن گزارش گفته شده بود که این سازمان مستقلانه عمل کرده و خانه ها وکمپ های فراوانی را درمرزهای با افغانستان خریده ودراختیار رزمنده گان خویش قرار داده است. در گزارش آمده بود که رییس این سازمان یک عرب جوان وثروتمند است که اسامه بن لادن نام دارد. سیا پس از تدقیق این خبر ازصحت داشتن این حرکت خشنود شد، زیرا ماموران سیا به این عقیده بودند که به هر اندازه یی که افراد ضد شوروی بیشتر باشد به همان اندازه جلو گسترش نفوذ شوروی در جهان گرفته می شود. درسال ۱۹۸۵ و۱۹۸۶ تعداد عرب ها زیاد شد وسی آی ای در صدد شد تا از آنان یک قطعه یی به نام قطعهء خارجی ها تشکیل دهد؛ ولی بنابر عللی که برما معلوم نیست از این امر منصرف شد. اما به صورت عموم دولت امریکا به استخدام مزدوران وداوطلبان عربی نظرمساعد داشت واز این که بن لادن ملیونر بادادن ماهانه ۳۰۰ دالر معاش به این جنگجویان توانسته بود آنان را برای شکست دادن نیروهای اتحاد شوروی بسیج کند، راضی به نظر می رسید.
     دیری نگذشت که سی آی ای از افزایش جنگجویان عرب، اندونیزیایی، مالیزیایی و ازبک ها برای جنگ در افغانستان اطلاع یافت و واقف گردید که تعداد قابل ملاحظه ء جنگجویان الجزایری ، سودانی و اردنی درکمپ های حکمتیار و سیاف در پکتیا آموزش نظامی می بینند. درسال ۱۹۸۹ سی آی ای تعداد عرب های اجیروداوطلب را درپکتیا ۴۰۰۰ تن تخمین کرده بود که اکثریت شان رابطهء نزدیک با سیاف داشتند وازحمایت عربستان سعودی ومؤسسات خیریهء خلیج برخوردار بودند. جلال الدین حقانی نیزیکی ازرهبرانی بود که رابطهءنزدیک با این عرب ها داشت. او میزبان نخستین دسته های عرب درسال ۱۹۸۷ بود. وی با اسامه بن لادن و افسران سی آی ای مستقیماً تماس داشت و از پایگاه های وی برای آزمایش سلاح و تکتیک های جدید استفاده می شد. حکمتیار نیز درجلب وجذب تعداد بیشترعرب ها به خاطر تماسش با اخوان المسلمین جهانی نسبت به احمد شاه مسعود واستاد ربانی پویا تر و مؤفق تربود.
     دریک اقدام دیگر دربیست کیلومتری مرز با پاکستان درمنطقه جاجی از طرف سی آی ای یک مرکز مخابره برای مجاهدین درنزدیکی کمپ عرب ها تاسیس شد. دراین جا سنگرها و مواضع مستحکم و صوف ها برای ذخیرهء مهمات نیز ساخته شده بود. درشمال این منطقه ارتفاعات توره بوره قرار داشت که ازآن به عنوان مرکز فرماندهی برای جلال آباد کار گرفته می شد. درهمین منطقه کمپ های زیادی مربوط به حکمتیار ورسول سیاف نیز وجودداشتند. اما کمپ های آموزش عرب های مربوط به بن لادن در ۳۰ میلی جنوب توره بوره در منطقهء جاجی موقعیت داشت.
    جنگ جلال آباد وعرب ها :
    مصطفی حامد یکی ازاعضای بلند پایه القاعده درکتاب خاطراتش به نام "غوغایی بربام جهان " درباره نقش عرب ها در این جنگ می نویسد که چون شرکت مجاهدین درجنگ جلال آباد یک خطا بوده است، بنابراین نیروهای عرب که هیزم سوخت این جنگ بوده اند نیز نمی توانستند سرنوشت جنگ را به سود مجاهدین رقم بزنند وپیروزی را برای آنان به ارمغان بیاورند. او دراین رابطه چنین می نویسد :
     " .. بل که بهتراین است که بگوییم نیروهای عرب خود باعث تعجیل این شکست است وبیشتر قربانیان جنگ را نیروهای عرب تشکیل می دهد. تلاش آن ها برای بر انگیختن روحیه واحساسات مجاهدین عرب ومسلمین برای به دست آوردن پیروزی درجلال آباد خود نتیجهء جز شکست نخواهد داشت.  وممکن است جوانان غیورمسلمان را از جهاد منصرف کنند."
    وی پس ازآن که درمورد قربانیان بی شمارعرب های اجیر وداوطلب درجنگ جلال آباد مطالبی بیان می کند، دربارهء نتایج این جنگ برای جهاد و جوانان عرب چنین می نویسد :
      " .. اکنون نوبت آن است که از تجربیات و حوادث جنگ جلال آباد به نحو احسن استفاده نمود به شرط آن که رهبران مجاهدین عرب این جنگ رابه درستی ارزیابی کنند وتحلیل گران هم به قصد استفاده از تجربیات این جنگ را از لحاظ سیاسی ونظامی مورد بررسی قرار داده وخطا های این جنگ را مشخص نمایند وراه حل هایی را که باید دراین جنگ به کار گرفته می شد، به روشنی بیان نمایند. بدون شک می توان گفت که مشارکت درجنگ جلال آباد یکنوع هدایت افراد به سوی کشتار گاه است. تعلیمات کنونی مجاهدین درتوانایی فنی وتاکتیک های جنگی خلاصه می شود. بنابراین این افراد شاید در جنگ مهارت خوبی کسب کرده باشند؛ اما از آن جا که آنان ازنظر فکری برای این جنگ آماده نشده اند بعید به نظر می رسد که بتوانند فرماندهی عملیات را به عهده گیرند. ایجاد روحیه جنگاوری بدون ایجاد آگاهی درافراد نه تنها برای گروه مفید نمی باشد بل که ضررآن بیشتر از دشمنان است. شهادت طلبی که درنهایت به شکست دشمن منجر نشود، یک نوع ماجراجویی است که دردنیا هیچ سودی برای اسلام نخواهد داشت. عناصرعربی که از این جنگ جان سالم بدر بردند، اگر همین گونه به فعالیت های خود ادامه دهند درنهایت به شبه نظامیان کوته نگر تبدیل می شوند که هرفرد خائن و جاهلی که ادعای رهبری کند، می تواند به آسانی آنان رافریب دهد. عناصر عربی که باید درافغانستان فرماندهی حرکت های جهادی را به عهده بگیرند، خود فاقد تعلیمات کافی برای فرماندهی هستند ونمی توانند اوضاع سیاسی و نظامی را به خوبی درک نموده ودرمیدان جنگ وسیاست تصمیمات درست اتخاذ کنند.. "
    این عضو القاعده که معلوم می شود دل پرخونی ازآن رهبران عرب که جوانان عرب را برای جنگ درجلال آباد درازای پرداخت ۳۰۰ تا ۴۰۰دالر معاش ماهوار اجیر کرده اند، دارد؛  درهمین بخش خاطراتش می نویسد که چون واقعیت های جنگ افغانستان به ویژه جنگ جلال آباد برای جوانان معصوم عرب به درستی از طرف آنان تشریح وتوضیح نشده است، بنابراین درحق آنان ظلم شده  وبه صورت بیهوده وظالمانه به کشتارگاه افغانستان کشانیده شده اند. آقای مصطفی می نویسد که درجنگی که هیچ نظمی وجود ندارد، ما خود نباید عامل بی نظمی دیگر باشیم و به تنظیم های جهادی افغانی نباید اجازه دهیم تا ما را به سوی این چنین جنگ ها بکشاند. بنابراین عرب ها برای جهت دهی به فعالیت های جهادی خود در افغانستان به اقدامات عاجلانه ء ذیل دست بزنند :
     " ۱- آنان باید سریعاً نیرو های خود را ازجلال آباد بیرون کنند؛ زیرا جلال آباد به یک کشتارگاه تبدیل شده است که تعداد قربانیان آن درتاریخ جنگ های افغانستان بی سابقه می باشد.
    ۲- تعیین رهبری واحد برای تمامی حرکت های جهادی عرب درافغانستان.
    ۳- تشکیل مجلس شورای نظامی که این مجلس از صلاحیت های نظامی، سیاسی ودینی برخوردار باشد.
    ۴- تعیین استراتیژی مشخص.
    ۵- عرب ها باید با تأمین مالی نیروهای مجاهدین تمامی آن ها و با ساز وبرگ نظامی را درکنترول خود داشته باشند.
    ۶- تعیین مکان عملیات و نحوه مشارکت مجاهدین عرب دراین عملیات، به نحوی که بیشترین استفاده ممکن از این فرصت ها برای پیشبرد اهداف جهاد درافغانستان وکشور های عربی به دست آید.
    ۷- تعیین فرماندهی عملیاتی وتقسیم وظایف برای هریک به صورتی که فرماندهان عملیات وافراد، همه به قوانین واصول جنگی پابند باشند ودراین مورد با جدیت عمل نمایند؛ زیرا که حرکت های جهادی عرب تلفات وخسارات زیادی را درجنگ جلال آباد تحمل کرده اند.
    ۸- گسترش حوزه فعالیت های مجاهدین عرب وشرکت دادن آن هادرتعیین استراتیژی عملیات ها ونظر خواهی از آنان درمورد نحوه اجرای عملیات وبررسی نتایج عملیات هایی که صورت می گیرد ودرنهایت بهره گیری از افراد درجهت ارتقاء روند کار ها.
    ۹- هر فردی ازعرب ها که درافغانستان است، در مورد قربانی شدن جوانان عرب که به اثر تبلیغات گمراه کننده وسایل تبلیغاتی پشاور به افغانستان آمده بودند، مسؤول می باشند. درجنگ های اخیر تعداد زیاد جوانان ما که با گروه های افغانی همکاری می کردند به شهادت رسیدند. البته این تعداد کشته ها نتیجه جنگ نیست، بلکه هرج ومرج حاکم درمیان مجاهدین وعدم وجود توانایی وهمچنین نفوذ افراد دشمن درمیان آنان عامل اکثراین قربانی ها نیز به شمار می رود. این نحوه اداره کردن جنگ یک جنایت است که درنتیجه مسلمانان رغبت خود را به جهاد از دست داده ودیگر مجاهدین نمی توانند اعتماد مردم را جلب کنند...
    درپایان باید بگویم که تمامی زمینه های پیروزی اسلام در افغانستان مهیا بود واین خود مسلمان ها بودند که این زمینه ها را ازبین بردند. به درستی که تجربه جنگ افغانستان با تمامی رخداد های آن بزرگترین مدرسه جهادی است که بعد از قرن ها به وجود آمد واکنون وظیفه جوانان مسلمان است که با استفاده از این تجربه ها خون هایی را که دراین جنگ ها ریخته شده است، به ثمر برسانند وبکوشند تادرآینده نزدیک اسلام را به پیروزی کامل برسانند واین کاربرای خداوند آسان است."
      اما این رهبران عرب کی ها بودند که از اثر اشتباهات شان – آن طوری که مصطفی حامد می گوید – جلال آباد به گورستان عرب ها تبدیل شد؟  شاید منظور وی عبدالله عزام واسامه بن لادن باشند که اولی رابا دو پسرش درمدخل مسجدی کشتند ودومی را نیروهای ویژه امریکایی به تاریخ دوم ماه می 2011 در شهرک ایبت آباد در نزدیکی اسلام آباد پاکستان.


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الخميس 21 أبريل 2016 - 2:50 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في السبت 16 أبريل 2016 - 17:25  admin

    جهت مطالعۀ بخش مورد نظر بروی تصویر بخش کلیک شود.
    ****************************************


      بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد


      اكنون الأحد 24 سبتمبر 2017 - 10:55 ميباشد