یادی از استاد میر اگبر خیبر

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6885
    Registration date : 2007-06-20
    20160416

    یادی از استاد میر اگبر خیبر

    پست  admin




    یادی از استاد میر اگبر خیبر 

    سی و هشت سال از شهادت مظلومانه استاد میر اگبر خیبر می گذرد و زخم ناسور این ترور خاینانه همچنان روان همرزمان، دوستان و خانواده وی را می آزارد. این شخصیت وارسته پس از سالها محرومیت، کار و مبارزه در یک برهه خیلی حساس تاریخ افغانستان به دستان ناپاک دشمنان مردم به خون غلتید و تبعات ناشی از این ترور، وضعیت اجتماعی و سیاسی افغانستان را کاملن دگرگون ساخت و صفحه جدیدی را در تاریخ افغانستان گشود. صفحه یی که فرازکمتر و نشیب فراوان داشت و در این دوران و مبارزه دشوار، آرمانهای خلق ستمدیده افغانستان برآورده نگردید و رنجهای بیکران آنها همچنان ادامه یافت. پس از این ترور، مردم قربانی های زیادی را متحمل شدند و هزاران سپاهی حزب دموکراتیک خلق به خاطرتحقق این آرمانها، جانهای شرین شان را از دست دادند و هنوز هم پس از این همه سالها قربانی می دهند و ارتجاع ستمگر، غارتگر و متحجر همچنان بر سرنوشت مردم حکم می راند. 
    با استفاده از این فرصت، چشمدید خود را از این صحنه بسیار تکان دهنده با دوستان عزیز شریک می سازم. 
    از تصادف روزگار در آن شب نامیمون، من و خانمم پس از بازگشت از خانه خسرم به سواری موتر به طرف منزل در مکروریان کهنه روان بودیم که دفعتن متوجه گردیدم که جسدی در کنار سرک پهلوی مطبعه دولتی افتیده و شماری از افسران و سربازان در کنار آن ایستاده اند . من سخت تکان خوردم و سرعت موتر را بسیار آهسته کردم تا ببینم که چه رخ داده است. آنان با خشم به من اشاره کردند که بدون توقف و هر چه زودتر از آنجا بگذرم. چنین کردم؛ ولی از پیش چارراهی مکروریان برگشتم و سرک به طرف صحت عامه را ادامه دادم تا بتوانم باردیگر از چارراهی صحت عامه داخل این دوسرکه شده و از آنجا به سرک اصلی که این حادثه رخ داده بود، برگردم. این بار تعداد آنانی که در سرک حضور داشتند و بخشی از آنها به دور جسد حلقه زده بودند بسیار بیشتر شده بود. من شماری از اراکین بلند رتبه ارگانهای امنیتی دولت را دیدم که با هم مباحثه داشتند. به هر حال من اجازه نیافتم که موتر را متوقف سازم و بار دیگر با خشونت دستور دادند که هر چه زودتر آنجا را ترک بگویم.
    از دیدن این صحنه سخت متاثر و متالم شده بودم و درک کردم که این پیکر در خون خفته ار کدام شخص عادی نیست و حتمن تروری صورت گرفته و یکی از شخصیت های برجسته این وطن کشته شده است.
    مقامات حکومت و ارگانهای امنیتی برای این که این ترور را بی اهمیت جلوه دهند، چنین وانمود می کردند که گویا از حادثه قتل آگاهی نداشتند و نمی دانستند که در آن شب، خیبر ترور شده است و آن قتل را بمثابه یک قتل عادی وانمود می کردند. به همین منوال جسد را آنجا گذاشتند و رفتند، تا پس از آن توسط پلیس محل و از طریق یک عضوی از خانواده مقتول و یا دوستانش شناسایی شود و بر اساس آن عمل نمایند و چنین هم کردند. در حالی که من شخصا این اراکین بزرگ دولتی را به شمول وزیر داخله وقت قدیر خان، با همان موتر فولکسواگون مخصوصش در ان صحنه ی فراموش ناشدنی دیدم که بالای پیکر به خون تپیده و به خاک خفته استاد حاضر بودند و سخت سراسیمه و نارام. البته این بدان معنی نیست که گویا آنها در این ترور نقش داشته اند. فردا صبح آگاهی یافتم که آن جسد در خون خقته از استاد ما میر اگبر خیبر بود و من در آن شب نا میمون دوبار از کنار جسد به خود آلوده وی گذشته بودم.
    چند روز پیش از این حادثه ی بسیار جانسوز، من با استاد شهید میر اگبر خیبر در منزل شان وعده ملاقات داشتم و این شخصیت فرهیخته و ارجمند با همان صمیمت و مهربانی همیشه گی، نگارنده را پذیرفتند و با کمال دقت و توجه به حرفهای ناچیز من گوش دادند. 
    روان شان شاد، راه شان همیشه گلگون و رهروان شان سر افراشته باد. 

    دستگیر صادقی
    16 اپریل 2016







    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأحد 24 سبتمبر 2017 - 10:52 ميباشد