عوامل ایجاد اتحادیه اروپا و سر نوشت آینده آن

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6923
    Registration date : 2007-06-20
    20160420

    عوامل ایجاد اتحادیه اروپا و سر نوشت آینده آن

    پست  admin

     
    عوامل ایجاد اتحادیه اروپا و سر نوشت آینده آن
    قسمت سوم
    سرازیرشدن سیل پناهندگان کشورهای جنگ زده تهدید بعدی برای فروپاشی اتحادیه اروپایی محسوب شده میتواند. ۲۸عضو اتحادیه اروپا سیاستی را که درآغاز درارتباط پذیرش پناهندگان اتخاذ داشته اند درین اواخرواضح گردید که موفقانه نبوده است. ازهمین جهت بعضی از کشورهای عضو دوباره میخواهند به سیستم گذشته برگردند وسرحدات خودرا کنترول ویا مسدود نمایند.
    درحقیقت اروپای منحیث یک ایدآل، یک اروپای بدون سرحدات، با سیاست آنها درقبال پناهندگان درحال فروپاشی است. چنین یک اروپا درشرایط موجود، با موجودیت جنگها، با داخل شدن هزاران پناهنده جهت زندگی با امن وخوب امکان ندارد. هرقدریکه سرحدات بسته گردد وکنترول شدید صورت گیرد با آنهم پناه جویان کشورهای جنگ زده و کشورهای ناامن راهی این قاره میگردند.
    به همین خاطربحران پناهندگان بیکی ازپرابلم های اساسی اتحادیه اروپا مبدل گردیده است. زیرا تعداد ازکشورهای عضو اتحادیه مثلا پولند وهنگری مخالف پذیرش پناه جویان اند. درحالیکه آلمان درابتدآ سرحدات کشورش را بازنموده وپناهندگان سیل آسا وارد این کشورشدند که بعد از انتقادات کشورهای عضواتحادیه اروپا، دوباره سرحدات را مسدود نمودند. درنتیجه روی دست گرفتن اقدامات جدید آنها، کشورهای اروپای شرقی و یونان را با سیل از پناهندگان مقابل ساختند، این موضوع باعث اختلافات میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا گردیده است زیرا بیشتر این کشورها طرفدارپذیرش پناهندگان نیستند. این اختلاف ‌نظرها بین کشورهای عضو اتحادیه درحقیقت یک زنگ خطر دیگربرای ازهم پاشیدن اتحادیه اروپا است.
    دونالد ترومپ (کاندید ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا ازحزب جمهوری خواه ) در سخنرانی خود بحران پناهندگان را دراروپا نگران کننده دانست. وی اظهار نمود که این پروسه فروپاشی اتحادیه اروپایی را نزدیکترمی سازد وی سیاست انجلا مرکل صدراعظم آلمان را مسئول این بحران دانست. او اشاره نمود که " این تراژیدی که فعلا تمام قاره اروپا را احتوآ نموده است و پناهندگان سیل آسا و به شکل یک موج عظیم داخل اروپا گردیده اند، همه ازاشتباه خانم مرکل و سیاست او بوده است". سال گذشته تقریبآ بیشترازیک میلیون پناهنده صرف داخل آلمان شدند. قسمیکه دیده میشود درین اواخر آلمانها اظهار میدارند که آنها کشورشانرا با وضع موجود درست نمیشناسند. هرگاه ازورود پناهندگان دراروپا بشکل معقول، درست وهدفمند جلوگیری صورت نگیرد امکانات زیاد موجود است که اروپا با تغیر کلی مواجه گردد و یا به عباره دیگر با داخل شدن موج پناهندگان، اروپا هویت اصلی خودرا ازدست بدهد. برعلاوه موج پناهندگان امکانات وقوع حوادث و حملات ناگواررا هم درقبال خواهد داشت (چنانچه حوادث پاریس درنوامبر۲۰۱۵ وحوادث بروکسل درماه مارچ سال جاری) که ادامه چنین حوادث درحقیقت پایان اتحادیه اروپا خواهد بود. زیرا به اساس گذارش «دیپاتمنت هومهلاندسکورتی» که درین اواخربه نشر رسیده است تعداد زیاد از تروریستان داعش داخل اروپا گردیده است زیرا سرحدات باز گذاشته شد و آنها به آسانی توانستند، داخل اروپا گردند. برعلاوه ازین گذارش برمی آید که فعلا فرانسه اضافه تر از ۲۰۰۰ و المان ۱۳۰۰ نفرازین گروپ را شناسایی کرده و آنها را تحت نظرگرفته اند.
    سرازیرشدن پناهندگان درهمه کشورهای اتحادیه اروپایی٫ بخصوص اروپای جنوبی باعث تشویش ونگرانی مردم این کشورها گردیده است، آنها ناراحت اند که مبادا مناطق آنها به مکانی مبدل گردد که هزاران پناهنده درآنجاها بودوباش پیدا نموده ودرنهایت هویت اصلی اروپا واین مناطق به مخاطره مواجه گردد. برعلاوه این کشورها به این عقیده اند که تمام مسئولیت نباید متوجه یک کشورگردد بلکه همه کشورهای اتحادیه اروپا درین مورد سهم قابل ملاحظه ایفأ کنند. به همین منظور بعضی ازین کشورها مخالف پذیرش پناهندگان اند. حتی درین اواخرسوال طرح میگردد که آیا این کشورها هنوزهم دراتحادیه اروپا حاضر اند، باقی بمانند و یا آنرا ترک خواهند نمود. مثال برجسته آن انگلستان است.
    باآنکه خانم انجلا مرکل صدراعظم آلمان ازهرجانبی بخاطر سیاست بدون سنجش وی به ارتباط پناهندگان مورد انتقاد قرارگرفت، باآنهم بوسیله آقای ژان کلود یونکر(رییس کمسیون اتحادیه اروپایی)عملکرد وی تآئید گردید. وی اظهار داشت " تاریخ عملکرد خانم مرکل راتقدیر وستایش خواهد کرد." وی به ارتباط قراردادی که بین اتحادیه اروپا وکشورترکیه به امضآ رسید، خوشبین است زیرا تعداد پناهندگانی که میخواهند جانب اروپای غربی مهاجرت نمایند کاهش خواهد یافت درحالیکه بعضی ازکشورهای اتحادیه اروپا ازین موافقتنامه راضی نیستند. زیرا امتیازات که برای ترکیه قایل شده اند بنظر آنها بیش ازحد است.
    نظر به پیشگویی های نشرشده٫ الی سال ۲۰۲۰ درحدود ۳،۶ میلیون پناهنده دیگروارد آلمان خواهند شد. بازنمودن سرحدات آلمان که باعث سرازیرشدن موج پناهندگان گردید، تآثیرات منفی بالای ساحات اقتصادی واجتماعی کشورهای اروپایی بجا گذاشت. احزاب راستی کشورهای اروپایی وهم تعدادی ازمردم اروپا مخالف پذیرش پناهندگان، بخصوص پناهندگان کشورهای اسلامی اند. زیرا آنها به این عقیده اند که پناهندگان این کشورها، تآثیرمنفی بالای فرهنگ اروپا خواهند گذاشت. همچنان تعدادی معتقد اند، سیاستی که خانم مرکل درقبال بازگذاشتن سرحدات و پذیرش پناهندگان روی دست گرفت امکان فروپاشی اتحادیه اروپا بیشترمیگردد.
    سال گذشته آلمان با بازگذاشتن سرحدات اش ازپناهندگان استقبال گرم نموده که درنتیجه تعداد زیادی پناه جویان(۱٫۱ میلیون) وارد این کشورگردیدند، ولی بعد ازمدت کوتاه درسیاست اش تجدید نظرکرده و سرحدات اش را دوباره مسدود نمود. درین اواخر درسرحدات اروپا برای جلوگیری از دخول پناهندگان ازسلاح هم استفاده صورت گرفته است. که این عمل مورد تآیید حزب راستی کشورآلمان هم قرار گرفت. فراموکه پتری رئیس حزب پوپولیستی آلمان اظهار داشت "برای تآمین امنیت سرحدات، استفاده ازنیروی مسلح درموارد اضطراری مطابق قانون است".
    موضوع دیگر که احتمال فروپاشی اروپا را قویترمیسازد، خروج انگلستان ازاتحادیه اروپا است. چنانچه دونالد تآسک، رئیس شورای اروپائی درآخرین نشست سران کشورهای عضو اتحادیه هوشدارداد که بحران پناه جویان و خروج انگلستان ازاتحادیه اروپا، خطر بزرگ برای فروپاشی اتحادیه اروپا خواهد بود. قسمیکه آقای تآسک اشاره نموده است درشرایط فعلی مهم ترین مسئله موضوع انگلستان است. ازبررسی تاریخچه اتحادیه اروپا برمیآید که این اتحادیه اززمان بدوتأسیس آن مشکلات و پرابلم های مختلف داشته که گاهی سطحی و گاهی هم بغرنج بوده است اما طی چند سال اخیر با موجودیت مشکلات مختلف النوع تهدید فروپاشی این اتحادیه جدی ترشده است هرگاه ازابتدا تا امروزاین مسئله را بررسی کنیم دیده می شود که کشورانگلستان برای اتحادیه اروپایی اهمیت بسزا دارد. زیرا لندن یکی ازشهرهای مهم تجارتی بعد از نیویورک است. انگلستان ازابتدا هم حاضر نبوده که جزکشورهای شنگن باشد درآن زمان این موضوع اروپا را متزلزل ساخته بود. انگلستان کشوربزرگ تجارتی ومالی است که از طریق بانکهای که درین کشوروجود دارد مبادلات مالی و تجارتی مهم صورت میگیرد به همین منظوراروپا با بودن انگلستان دراتحادیه اروپایی اهمیت خاص قایل است درحالیکه اکثریت مردم این کشورنمیخواهند که کشورشان عضواتحادیه اروپا باقی بماند زیرا مردم این کشوربه این عقیده اند که پرابلم های موجود اتحادیه اروپا مربوط آنها نبوده وهم نمیخواهند درین پرابلم ها شامل گردند وازابتدآ تا حال چندین مرتبه خواستار خروج کشورشان ازین اتحادیه گردیده اند. بهمین ارتباط آقای دیویدکامرون صدراعظم انگلستان اقدام به یک همه پرسی همگانی نموده است. آقای کامرون شخصآ طرفدار خروج انگلستان ازاتحادیه اروپا نیست ونظربه اظهارات وی، این همه پرسی تصویرواضحتر به ارتباط سرنوشت کشورش خواهد داد. ازجانب دیگر سرمایه‌گذاران هم طرفدارهمه پرسی همگانی فوری اند زیرا این حالت نامعلوم برای آنها وسرمایه‌گذاری شان زیان آور است.
    ****
    کشورهای اتحادیه اروپایی با وجود داشتن شباهت ها ونکات مشترک دربسیاری مسایل باهم اختلاف نظرها هم دارند.
    کشورهای یونان، اسپانیا و پرتگال ازهمان آغاز دراتحادیه اروپا باعث بروز پرابلم ها گردیده اند. این کشورها با داشتن قروض و کسربودجه هنگفت که داشتند٫ باعث کاهش ارزش پول اروپا "یورو" شدند ودرنتیجه تهدید بزرگ برای فروپاشی این اتحادیه گردیده که به کمک کشورهای عضو اتحادیه، بخصوص آلمان وفرانسه ازفروپاشی اتحادیه اروپا جلوگیری بعمل آمد.
    اتحادیه اروپا که از۲۸ کشورعضو تشکیل شده٫درحقیقت شباهت به میزمدوری دارد که اعضای آن ازنظراقتصادی، سیاسی، نظامى و فرهنگی با هم تشابهات واختلافاتی دارند که اختلافات فراوان باعث میگردد دربسیاری موضوعات و تصامیم جاروجنجال های پیش آید. این اختلافات درساحات مختلف بین این کشورها ملاحظه میگردد. طورمثال:
    - موضوع پذیرش پناهندگان؛
    - موضوع جنگ سوریه، تعدادی ازکشورها به این عقیده اند که بشارالسد برکنار گردد، درحالیکه عده دیگر طرفداربرکناری وی نبوده وخواست شان صرف مبارزه مشخص علیه تروریزم است.
    - در قبال رابطه با روسیه وآمریکا هم اختلافات درسیاست این کشورها موجود است. این شباهت ها واختلافات تازه نبوده بلکه سالها است که وجود دارد.
    با افزایش کشورهای عضو دراتحادیه اروپا، طبعأ اختلافات هم بیشتر میگردد. آیا با اختلافاتی که در داخل این اتحادیه موجود است و روز بروز بیشترمیگردد، امکان دارد اتحادیه اروپا به زندگی اش ادامه دهد؟
    آیا امریکا که ازابتدا تا بحال ازموجودیت اتحادیه اروپایی منحیث یک کشور بزرگ سرمایه داری ناراضی بوده است دررشد وتقویهً اتحادیه اروپایی سهم خواهد گرفت؟ زیرا امریکا به هیچ صورت
    ازموجودیت یک نیروی جدید بنام اتحادیه اروپا که باعث زیان اقتصادی و سیاسی وی گردیده، استقبال نکرده، بلکه درصدد آن خواهد بود تا آنرا به شکل ازاشکال به سقوط مواجه ساخته و یا نابود کند.
    درین اواخرازمحبوبیت اتحادیه اروپایی دربین مردم کاسته شده است زیرا وقایع وحوادث ناگوار که درطی چند سال بوقوع پیوست تآثیرات سئوازخود بجا گذاشت. وضع امنیتی این کشورها با وجود اقدامات جدی بوسیله مسئولین امنیتی شان بازهم روز به روز نا امنتر گردیده است. مردم این کشورها با ترس و نگرانی زندگی می کنند ازاعتماد وخوش بینی که قبلا نسبت به پناهندگان داشتند، کاسته شده است. درمحلاتی که دولت کمپ پناهندگان را بخواهد جابجا کند، با اعتراضات شدید مردم مقابل میگردد. انفجارات وسئو قصدهای اخیردرکشورهای اروپایی (فرانسه و بلجیم) انزجاروبدبینی مردم راعلیه پناهندگان بخصوص پناهندگان کشورهای اسلامی بیشتروشدید تر ساخته است.
    بهمین ارتباط درین اواخر دیده میشود که درکشورهای اتحادیه اروپایی به ارتباط مسایل متعدد همه پرسی همگانی راه اندازی میگردد. چنانچه به اساس پلان طرح شده قراراست در۲۳ جون سال جاری درانگلستان دررابطه با بودن و یا اخراج این کشورازاتحادیه اروپا، همه پرسی همگانی برگذار گردد. با خارج شدن احتمالی انگلستان ازاتحادیه اروپا، سوال خلق میگردد٫ آیا دوام موجودیت یک اتحادیه اروپای قوی ومستحکم امکان پذیراست؟ به اساس پیش بینی روزنامه Financial Times درحدود ۴۳ فیصد ازمردم این کشورطرفداربودن و۴۱ فیصد طرفداراخراج ازاتحادیه اروپا اند ومتباقی افراد هنوز درتردید اند.
    طویکه قبلا هم تذکرداده شد، آمریکا ازموجودیت چنین یک نیروی بزرگ و توانمند که باعث تضعیف موقف اقتصادی وسیاسی وی درسطح جهانی گردیده است، راضی نبوده وشرایط را برای فروپاشی این اتحادیه درخفا سهل ترخواهد ساخت. چنانچه مقامات و دستگاه جاسوسی امریکا به ارتباط حوادث که دراروپا بوقوع پیوست، معلومات واطلاعات کافی دراختیارداشتند ولی از گذاشتن این اطلاعات بدسترس مقامات اروپایی خودداری نموده و یا اینکه این معلومات را ناوقتر دراختیارآنها قرارداده اند. که این خود بیانگر دید امریکا در قبال اتحادیه اروپایی است.
    هرگاه اتحادیه اروپا فرو پاشید، درقدم اول کنترول سرحدات بین کشورهای اروپایی دوباره تنظیم و برقرارمیگردد که این پروسه برای همهُ کشورهای اتحادیه اروپایی، مصارف هنگفت درقبال دارد. درحقیقت این مصارف ضرربزرگ اقتصادی برپیکر کشورهای اتحادیه اروپایی خواهد بود. چنانچه نظربه ارقام پیش بینی شدهُ کمیته پلان گذاری کشورشاهی هالند الی سال ۲۰۲۰ برای تنظیم و برقرار نمودن سرحدات، مصارف این کشور درین ساحه به ۹ میلیارد یورو بالغ خواهد گردید که تقریبا باعث کاهش ۱٫۳ فیصد عایدات داخلی کشورمیگردد، درحالیکه کشورآلمان سالانه ازین مصارف ۵ میلیارد یوروضررخواهد نمود.
    تعدادی زیادی ازکشورهای اروپایی درین اواخربمنظورجلوگیری ازورود پناهندگان سرحدات شانرا کاملا مسدود نموده و یا کنترول شدید را آغاز نموده اند.
    با درنظر داشت اینکه کشورهای اتحادیه اروپایی سالانه مکلف اند مقدار پول به اتحادیه اروپایی که درحقیقت این مبلغ شکل پول حق العضویت اتحادیه اروپایی است، بپردازند (طورمثال هالند سالانه ۴ الی۶ میلیارد یورو) هرگاه اتحادیه اروپا فروپاشد درین صورت کشورهای فعلی عضو اتحادیه اروپایی باید عضوبازارمشترک اروپا گردند چون این کشورها ازنظر صادرات وابسته با همدیگر اند ازین لحاظ بدون هم بوده نمیتوانند. همچنان برای داشتن عضویت دربازارمشترک اروپا هم باید پول حق العضویت پرداخت، عضویت دربازارمشترک اروپا رایگان نیست (طور مثال کشورناروی که فعلا عضویت این بازارمشترک را دارد، سالانه باید ۲٫۸ میلیارد یورو بپردازد. پس فروپاشی اتحادیه اروپایی مصارف گزاف برای این کشورها هم درقبال خواهد داشت.
    با در نظرداشت سوالاتی که قبلا طرح گردید و نکاتی که درفوق ذکر گردید، احتمالی فروپاشی اتحادیه اروپایی احساس میگردد اما نباید فراموش کرد که درمدت چند سال اخیر اینگونه تهدید ها جهت فروپاشی این اتحادیه چندین مرتبه بوقوع پیوسته است که در نتیجهُ تلاشهای اعضای اتحادیه اروپا ازفروپاشی اتحادیه جلوگیری به عمل آمده است.

    نوشته: داکترنظیفه «توخی»
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 20 نوفمبر 2017 - 23:17 ميباشد