یادمانده هایی از جنگ جلال آباد. قسمت دوم بخش هشتم

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6924
    Registration date : 2007-06-20
    20160506

    یادمانده هایی از جنگ جلال آباد. قسمت دوم بخش هشتم

    پست  admin


    یادمانده هایی از جنگ جلال آباد 
    بخش هشتم
     - ۲-

    دراستانه تعرض متقابل

    از گزارش مسؤولین درمی یابم که رهبران نظامی و ملکی مجاهدین و جنرالان پاکستانی پس از نخستین روزهای تهاجم گسترده شان برجلال آباد ، دریافتند که دیگرنمی توان از تکتیک های چریکی جنگ وگریز که به آن مهارت داشتند دربرابر قوای مسلح افغانستان استفاده کرد ؛ زیرا آن تاکتیک ها کهنه شده وکارآیی خود هارا ازدست داده اند. بنابراین باید طرح تاکتیک جنگی نو و تازه یی را ریخت . باید با یک باز نگری کلی درتشکیل جبهات ، مهارت جنگی و اسلحه و تعداد بیشتر افراد و همآهنگ ساختن فعالیت های جبهات مختلف مجاهدین چه درسطح جلال آباد وچه درسطح کشوربه پیروزی دست یافت. از گزارش های مسؤولین کشف و امنیت دولتی بر می آید که آنان پس از ناکامی درنخستین حمله شان بر جلال آباد ، سازماندهی وتاکتیک پیشبرد عملیات رزمی را تغییر داده اند. آنان با دست یافتن به انواع جنگ افزار پیشرفته مانند دستگاه های پرتاب مرمی های ریاکتیف با برد 20 تا 40 کیلومتر ( موشک های سکر ) ، دستگاه های ضد تانک مجهز با مرمی های ریاکتیف نوع "میلان"، اضافه از 40 چین تانک و توپ های 37 و 57 میلی متری دافع هوا ، دستگاه های ارتباط مخابره ساخت امریکا وجاپان دارای توانایی های بیشتر نظامی شده اند و قادرهستند که شهر جلال آباد را پیوسته زیر پوشش آتش قرار دهند. زیرا همه روزه چندین هزارمرمی های تانک، ریاکتیف، توپچی وهاوان توسط موترهای لاری نظامی اردوی پاکستان به جلال آباد می رسد ومیان گروپ های مختلف مجاهدین تقسیم می شود. اما این راکت پراگنی وگلوله باری نه تنها بر مواضع نیروهای دولتی؛ بل برنواحی مسکونی جلال آباد به طور گسترده صورت می گیرد وچنان که در بالا گفته شد، باعث کشته شدن وزخمی شدن صدها باشندهء این شهرمی گردد. بدینترتیب درمی یابم که جنگیدن دریک نبرد روبه رو وآشکار، آن قدرها هم ساده وآسان نیست که مخالفان دولت می پنداشتند. زیرا با مرمی های ریاکتیف به روی شهرهای بی دفاع آتش کردن ، محاصره کردن و اعمال دهشت افگنی را به راه انداختن چیزی است و سازماندهی کردن یک جنگ تهاجمی تمام عیار چیز دیگر. ازسوی دیگر متوجه می شوم که پایداری قهرمانانه و حماسه آفرین قوای مسلح افغانستان ووارد نمودن تلفات بی شماربردشمن، سبب شده است که روحیه جنگی مخالفین درسطح بسیارنازلی سقوط کند. گفته می شود که تلفات به اندازه یی زیاد بوده است که شفاخانه های پشاور ظرفیت قبول کردن وتداوی آن همه زخمی را نداشته است. همچنان برمبنای اطلاعات کشف ودستگاه های استخباراتی کشور، گفته می شود که نارضائیتی های فراوانی از ناحیه دخالت خارجی هایی که درجنگ جلال آباد حضور دارند وبه مجاهدین کمک می کنند در صفوف مجاهدین بروز کرده است. زیرا این خارجی ها به ویژه عرب ها مانع می شوند تا مجاهدین مجروحان خود ها را ازصحنه جنگ بیرون بکشند وبه شفاخانه های پاکستان برسانند. مثلاً از اثر حمله هوا پیماهای محاربوی که بالای یکی ازپوسته های جلال الدین حقانی در همین تازه گی ها درولسوالی چپرهار رخ داده است،به تعداد 12 تن کشته و 23 تن زخمی شده بودند که پس از حادثه ، حقانی خواسته بود تا زخمی ها را برای معالجه به پشاور بفرستد؛ مگرعرب ها ازاین کار ممانعت کرده وزخمی ها را تیرباران کرده اند. کشتار زخمی ها نفرت وانزجاررا درمیان سایراعضای گروه حقانی برانگیخته است. همچنان گفته می شود که درپشاورموج اعتراض برضد اشتراک مهاجران افغان درجنگ جلال آباد به علت رسیدن اجساد شورشیان کشته شده و مجروحان دیگر بالا گرفته است. گفته می شود که پولیس پاکستان به مقصد سرکوب قیام کننده گان مهاجر افغان به روی آنان آتش گشوده است. درگزارش همچنان آمده است که برای آن که ازمظاهرات بیشترمهاجران جلوگیری شود، حکومت پاکستان پخش اطلاعات دربارهء تلفات نیروهای مجاهدین و اجیران عرب و ملیشه های خود را منع قرار داده است ؛ زیرا رقم درشت این تلفات مایه وحشت مردم پاکستان شده است. گفتنی است که بنابربعضی آمارها بیشتر ازهزاران تن کشته وزخمی نتیجه این نبرد بوده است .
    حمله دوم مجاهدین برجلال آباد :
     حمله نخستین مجاهدین وحامیان شان که به تاریخ 16حوت ( 6 مارچ ) آغاز شده بود، به مدت نزدیک به یک ماه ادامه یافت ودرنخستین هفته ماه اپریل فروکش کرد. اگرچه امیرحزب اسلامی ووزیر خارجه حکومت مؤقت ، آقای انجنیر گلبدین حکمتیار پیش ازشروع جنگ دریکی از مصاحبه هایش اعلان نموده بود که درظرف چند روز آینده مجاهدین پیروزمندانه وارد شهر جلال آباد خواهند شد؛ ولی چون چنین نشد،هنوز چندهفته از حمله اول مجاهدین وشرکا بر جلال آباد نگذشته بود که لوی درستیز حکومت مجاهدین مرحوم جنرال یحیای نوروزدریکی از کنفرانسهای مطبوعاتی اشتراک کرده واعتراف کرد :
     
    " حمله جلال آباد یک عمل نادرست ونا سنجیده شده بود؛ زیرا مدافعین وملیشه ها درجلال آباد سه برابر قوت های مجاهدین است واین ازنگاه نظامی یک اشتباه بود. جنگ جلال آباد طرح حکومت مؤقت و وزارت دفاع مجاهدین نبود زیرا هنگامی جنگ آغاز گردید که هنوز وزارت دفاع بدرستی آغاز به کار نکرده بود وبنابرآن انصافاً نباید وزارت دفاع را مورد ملامتی قرار داد. "
     
    ماهنامه مرکزاطلاعاتی افغان می نویسد که جنگ جلال آباد با سقوط ثمرخیل به تاریخ 6 مارچ آغاز و به تاریخ 3 اپریل فروکش کرده ؛ ولی مجاهدین پس ازنبرد های جدید با سربازان دولتی مناطق خرکاران وآدم خیل مربوط ولسوالی سرخرود در غرب جلال آباد را در اخیر ماه مارچ به تصرف خویش در آورده اند. جنگ تا همان تاریخ یعنی 3 اپریل ( 14 حمل ) ازطرف شرق نیز ادامه داشته ؛ اما بعد بنابر دلایل ذیل فروکش کرده است :
     
    – آماده گی کامل حکومت کابل برای دفع وطرد تعرض مجاهدین .
    – باز بودن شاهراه کابل- جلال آباد.
    – بازگذاشتن شاهراه سالنگ توسط احمد شاه مسعود .
    – آتش باری بلا وقفه توپخانه وبمباران ثقیل حکومت کابل.
    – عدم آماده گی درعملیات ، نبودن قومانده واحد وعدم تجربه در جنگ های رویاروی.
    – توقف ارسال مهمات جنگی از ایالات متحده امریکا و درنتیجه ازمیان رفتن تمام ذخایرآنان درسال 1986 دردیپوی " اوجری " در نزدیکی شهر راولپندی پاکستان.
     
    ( گفتنی است که دراین کمپ تمام سلاح ومهاتی که ازسوی امریکا برای مجاهدین کمک شده بود، دیپو شده ودرسال 1986 منفجر گردید. به گفته آغا شاهی یکی ازدلایل عمده انفجاراین دیپوی بزرگ آن بود که نظامی های پاکستان خود ها را ازمحاسبه سازمان نظامی سیا وارتش امریکا نجات دهند. بنابراین آنان اوجری کمپ را منفجر ساختند تا به امریکایی ها بگویند : همه امکانات نظامی وحتی راکت های استنگری که به مجاهدین تعلق داشت درنتیجه انفجار نابود شده اند.)
     
    درباره این که چرا حزب جمعیت اسلامی وبه ویژه شورای نظار درجنگ جلال آباد اشتراک نداشتند وچرا بزرگ راه سالنگ باز گذاشته شده بود، دیدگاه ها ونظریات احمد شاه مسعود چنین بود :
     
    مسعود ادعای احزاب ورهبران مجاهدین ومنابع مختلف خارجی را درباره سقوط زود هنگام دولت جمهوری افغانستان ردمی کرد واین پیش بینی ها راغیرواقعی وپیش ازوقت می پنداشت او اظهار می کرد که سقوط حزب دیموکراتیک خلق افغانستان با تغییر وتحول وضعیت نظامی نیروهای مجاهدین از حالت دفاع به حالت تعرض میسر است. اما این امر همآهنگی نیروها وایجاد ارتش تعلیم دیده ومنظم ، اکمالات تسلیحاتی ولوژستیکی می خواهد که دسترسی به آن درچندهفته وچند ماه ممکن نیست . به نظروی این آماده گی نیازبه چندین سال داشت. اما دربیرون از افغانستان که آی اس آی فعالیت محاربوی احزاب مجاهدین را پلان گذاری کرده وزیر کنترول داشت، بدون توجه به نظریات مسعود ، جنگ جلال آباد در16 حوت 1367 به راه انداخته شد،جنگی که احمد شاه مسعود با آن مخالف بودوآن راتباهی مجاهدین می پنداشت.
     
    درجای دیگراحمد شاه مسعود در باره این جنگ چنین گفته بود:
     
    " به نظر من پاکستانی ها به بسیار دقت زمان حمله به جلال آباد را درنیمه حوت 1367 درنظر گرفته بودند. زیرا درآن زمان در اکثر نقاط افغانستان برف بود و آن ها می خواستند جلال آباد را تصـرف کنند تا ما [ شورای نظار] نتوانیم به دروازه های شهر برسیم. جنگ جلال آباد جنگ میان مجاهدین و حکومت کابل نبود؛ بل که جنگ میان پاکستان – حکمتیار وحکومت کابل بود. جنگ جلال آباد به نام حکمتیار نوشته شده بود وبه همین دلیل زمانی که جنگ درجلال آباد آغازگردید، پاکستانی ها فکرمی کردند که آن شهر سقوط می کند وبه یکباره گی تمام مواد اکمالاتی را بالای ما قطع کردند وفکر کردند که به ما ضرورت ندارند. "اولیویه روا" پژوهشگر فرانسه یی در صص 79-80 کتاب " درس هایی از جنگ افغان شوروی " که توسط سلطان احمد بهین به فارسی برگردانیده شده است نیز درباره آن که با پیروزی حکمتیار درجنگ جلال آباد، تسلط حکمتیار به سایر احزاب تنظیمی تأمین می شود نوشته است :
     
    " هدف دوم تأمین تسلط حکمتیاربرسایر احزاب وقوماندانان داخلی از طریق دادن حد اعظم کمک ها به موصوف بود.آی اس آی قوماندانان داخلی را به حمله(در جنگ جلال آباد ) تشویق نمی کرد، زیرا ترس داشت که مجاهدین مستقل [ احمد شاه مسعود ] می توانند کابل را اشغال نمایند. نتیجه ناکامی تعرض جلال آباد بود که حکومت مؤقت را بی اعتبار ساخت وبه بقای رژیم نجیب الله مساعدت کرد."
     
    درحالی که حکمتیار در کتاب دسایس پنهان ... خویش نوشته بود که دراین هنگام ( زمان جنگ جلال آباد بهار 1368 ) مسعود به طورعلنی درسالنگ و جاهای دیگر با عملیات مخالفت می کرد؛


    احمد شاه مسعود می گفت :
     
    " درجلسه ششم شورای نظار اولین بار با یک هیأت پاکستانی دیدیم که به داخل افغانستان آمده بودند. مسأله عمده یی که آن ها تأکید می کردند عبارت از بسته شدن راه سالنگ بود و می گفتند که شاید جنگ از جلال آباد و پکتیا به طرف کابل آید وضرور نیست تا شما درجنگ کابل مداخله کنید، فقط وظیفه شما مسدود ساختن شاهراه سالنگ است وبرای این که درکابل مشکلات ایجاد نشود وبی نظمی نیاید درجنگ کابل سهم نگیرید. پاکستانی ها می گفتند حکومت کابل روحیه ندارد وجنگ حتمی نیست. باید در اطراف کابل بلند گو ها نصب شوند وبه عساکر گفته شود که تسلیم شوند وبدین صورت کابل سقوط می کند....آن ها پافشاری می کردند که شما فقط سالنگ را مسدود کنید. من به پاکستانی ها گفتم که شما هرقدر می خواهید می توانید از سمت جنوب قوای متحدین تان را به طرف کابل سوق دهید؛ ولی من حد اقل با ده هزار نفر از سمت شمال به طرف کابل باید بروم. به آن ها گفتم که اگر قبول می کنید خوب، درغیر آن استراتیژی شما وما جداست . "
     
    احمد شاه مسعود دلایلی دارد مبنی بربسته بودن بزرگ راه سالنگ :
     
     زمانی که از حمله برجلال آباد شنیدم به طرف پنجشیر حرکت کردم وبه پنجشیر وقتی رسیدم که جنگ جلال آباد تمام شده بود وحکومت تمام فشارش را بالای سالنگ وارد کرد تا راه را باز کند. درآن زمان سالنگ به دست ما بود وتنها دراثرتقاضای مردم کابل فقط به مواد ارتزاقی وخوراکی اجازه داده می شد که عبور کنند. آن ها اطلاع دادند که باید به صورت فوری سالنگ مسدود شود. من به ایشان گفتم که سالنگ تنها بروی کاروان های مواد ارتزاقی باز است ... بنابراین من نمی توانم مردم کابل را از گرسنه گی هلاک بسازم. .. پاکستانی ها دلیل شکست شان را درجلال آباد باز بودن راه سالنگ می دانستند، درحالی که به نزد ما گزارشات تاریخ وار موجود است که درطول جنگ جلال آباد راه مسدود بود وبعد از آن که حکومت تبلیغات کرد که گویا سالنگ باز شده است ، من به پاکستانی ها گفتم اگر سالنگ باز می بود پس چرا حکومت کابل یک ماه بعد از جنگ جلال آباد تبلیغات وسیع را به راه انداخت که گویا مؤفق به تسخیر سالنگ شده است وخبر نگاران را از کابل به سالنگ برد.
     
     اما حمله وسیع وگسترده دوم مجاهدین دراوایل ماه جون صورت گرفت. دراین حمله که با همآهنگی نسبتاً بهتری آغاز شد، مجاهدین جبهات اطراف جلال آباد را به شکل زیربین خود تقسیم کرده بودند :
     
    – محاذ ملی اسلامی مسؤول حمله به جبهات خوش گنبد.
    – حزب اسلامی واتحاد اسلامی مسؤول حمله به جبهات کاریز کبیر.
    – حزب اسلامی خالص مسؤول حمله به جبهات چپرهار و هده.
     
    درنوشته آقای حامد علمی درباره حمله دوم مجاهدین پیشین و حامیان شان بر جلال آباد برمبنای گفته های یکی دیگر از فرماندهان اطراف شهر جلال آباد، تصویر دیگری از این حمله داده شده است. این قوماندان می گوید که حدود چهار هزار مجاهد در غرب شهر جا به جا شده بود و قوت های دولتیی که از شهردفاع می کردند، از چهار طرف مورد یورش قرار گرفتند. دراین حمله مجاهدین جبهات شرقی مؤفقیت بیشتر به دست آوردند. ما نیز توانستیم تا کنون سی پوسته کمربند امنیتی را تصرف کنیم واضافه ا زچهار صد سرباز حکومتی در جبهات ما کشته شده اند. هشت تانک را به غنیمت گرفتیم واضافه از شصت تانک ووسایل نقلیه منهدم شده است. ( مگر درحالی که تعداد تمام تانک های فعال درگانیزیون جلال آباد 97 چین بود، پس چگونه می توان به گفته های این قوماندان باور کرد که مجاهدین درحمله دوم شان هشت تانک را به غنیمت گرفته وشصت تانک ( جمله 68 ) تانک را از صف محاربه خارج کرده باشند.
     
    نام های برخی از قوماندانان مولوی خالص درحملات اول ودوم بر جلال آباد و تنگی ابریشم:
     
    انجنییر محمود . سمیع الحق . قوماندان عبدالهادی . قوماندان محمد نسیم. انجنیر رمضان. قوماندان سیف الملوک . معلم اول گل. قوماندان نور آغا. حبیب الله. داکتر امین الحق. قوماندان حفیظ الحق .
     
    هنگامی که من به جلال آباد رسیدم، وضع نظامی به قرار ذیل بود :
     
    شهر درمحاصره قوت های مجاهدین ونیروهای ملیشه و عرب های رضا کار واجیر قرار داشت. عملیات را سه شورا که دراطراف شهر موقعیت داشتند، رهبری می کرد :
     
    – شورای کامه و چپرهاردر استقامت شمال شرقی وجنوب شرقی.
    – شورای سرخرود وخوگیانی در استقامت جنوب وجنوب غرب.
    – وشورای خیوه دراستقامت شمال. امافرماندهان مجاهدین در اطراف جلال آباد نظریات متفاوتی داشتند.
     

    مثلاً قوماندانان حکمتیار و مولوی خالص عقیده داشتند که تا فتح شهر باید بجنگند واسلحه بر زمین نگذارند، درحالی که فرماندهان محاذ ملی می گفتند که فشار نظامی تا هنگامی باید وارد شود که امکان دست یافتن به یک راه حل قابل پذیرش ومعقول سیاسی پیداشود. حمله دوم مجاهدین بر جلال آباد نیزبیشتر از یک ماه طول کشیده بود. به اساس گزارش های مسؤولین قرارگاه قوماندانی عمومی جبهه شرق درحمله دوم نیز مجاهدین نتواستند درتمام استقامت ها حتی یک مترهم گامی به جلو بردارند ویا کدام پوسته امنیتی قوای مسلح را سقوط دهند. برعکس آنان دراین درگیری های ماجرا جویانه متحمل تلفات سنگینی چه از ناحیه موجودیت ماین ها وچه از اثر ضربات سنگین هوایی ، راکتی وتوپچی شده اند.


    اين مطلب آخرين بار توسط admin در الثلاثاء 17 مايو 2016 - 23:12 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    avatar

    پست في الجمعة 6 مايو 2016 - 18:59  admin

    جهت مطالعۀ بخش مورد نظر بروی تصویر بخش کلیک شود.
    ****************************************


      بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد





     
    بخش اول جنگ جلال آباد


      اكنون الثلاثاء 21 نوفمبر 2017 - 15:57 ميباشد