روز جهانی مهاجرت و مهاجرین افغان

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6923
    Registration date : 2007-06-20
    20160628

    روز جهانی مهاجرت و مهاجرین افغان

    پست  admin

     
    روز جهانی مهاجرت و مهاجرین افغان
    بیستم جون روز جهانی مهاجرین نام گذاری شده است. کشور ما همانطوریکه در فساد اداری  کشت خشخاش , بی امنیتی  و بی قانونی حایز مقام های عالی  در جهان است ,از نظر تعداد مهاجرین در سراسر دنیا نیز مقام خوبی را داراست. وطن عزیز ما در سال ۲۰۱۵بعد از سوریه بیشترین جوانان ونیروی کار خود را روانه اروپا نمود که متاسفانه اروپاییان قدر این نعمت را ندانستند و از این نیرو بهره لازم نبردند!
    راستی در کشوریکه هیچگاه تعداد نفوس آن شمارش نشده  ,پیوسته اعداد موهوم در مورد ترکیب قومی ,نژادی ,مذهبی و منطقوی ارایه می نماید ,اقلیت ها و اکثریت های تخیلی از جانب دستکاه دولتی و چهره های تمامیت خواه و متعصب گاه نا گاه اعلان می گردد, تعداد مهاجرین هفت ملیون قید شده است . اینکه این احصاییه چگونه بدست آمده سوال بر انگیز است. با آنهم اگر سی ملیون نفوس فرضی را قبول کنیم ,هفت ملیون مهاجر در سی ملیون ,عدد بزرگ و قابل تاءمل جدی است. این عدد بمقایسه شصت و پنج ملیون مهاجر جهانی نیزدر سه دهه اخیر قابل دقت است.
    چرا از چهل سال بدین طرف افغان ها در سراسر دنیا پراگنده شده اند و هنوز هم این پروسه ادامه دارد؟
    اگر حافظه تاریخی خود را بکار اندازیم می توانیم بیاد بیاوریم که اولین گروپ مهاجرین عده محدودی از جوانان منسوب به سازمان جونان مسلمان یا اخوانی های وطنی بودندکه به پاکستان پناه بردندو از آنجا علیه حاکمیت مرحوم محمد داود خان بکمک دستگاه استخبارات آن کشور به تحریکات و عملیات مسلحانه آغاز کردند. گرچه تا آخرین روز حاکمیت محمد داود این اولین سر سپرده گان استخبارات پاکستان هیچ دستاوردی نداشتند ,اما بعد از حادثه هفتم ثور  و در اوج جنگ سرد نه تنها آي اس آي بلکه سی آی ای و ساواک نیز در کمک به آنان و تجهیز و تمویل شان ,دست بکار شد و دو همسایه در کمین نشسته ,به تشویق مهاجرت آغاز کردند.
    با ورود قوای شوروی به افغانستان زمینه بیشتر مهاجرت فراهم شد و افغان ها به تشویق تنظیم های ساخت پاکستان و ایران دسته دسته به این کشور ها رو آوردند و تحت تاثیر تبلیغات مخالفین به امید زنده گی بهتر و نجات از بی امنی و جنگ به ترک وطن کشانده شدند. چه جوانانی که با رویای نجات از جنگ و خون ریزی و فرار از سرباز ی در پاکستان و ایران بدام جنگ افروزان گرفتار شدند ونا خوسته در جنگ ضد دولتی شرکت ورزیدندو با اجبار به تخریب شهر, مکتب ,مسجد و خانه خود پرداختند.
    بدین ترتیب مهاجرت که از جنگ و و نا امنی آنهم بر افروخته شده از جانب تنظیم های اسلام گرا بکمک و برای نجات حمایت غرب و عرب و سازماندهی استخبارات منطقه آغاز شده بود در مدت کوتاه عده زیادی را وسوسه نمود و تعداد مهاجرین افغان در پاکستان و ایران به ملیون ها نفر رسید. چون محیط پاکستان و ایران برای عده یی از مهاجرین مخصوصا روشنفکران جاذبه و کشش لازم نداشت و از جانب تنظیم ها نیز این کتگوری مورد تعقیب و اذیت قرار می گرفت نا گزیر آنان روبه سوی اروپا و امریکا نمودند و مطابق پالیسی آن کشور ها به آسانی مورد پذیرش نیز قرار می گرفتند. اما زحمت کشان مخصوصا دهقانان و پیشه وران آنانیکه فریب تبلیغات دینی تنظیم های جهادی را خورده بودند منحیث چوب سوخت جنگ در اختیار تنظیم ها قرار گرفتند و صفوف جنگی آنان را تقویت نمودند.
    گرچه بعد از امضای توافقات جنیوا بین دولت افغانستان و پاکستان با میانجیگری ملل متحد و تضمین ایالات متحده امریکا و شوروی و آغاز خروج نیرو های مسلح شوروی از کشور,  عودت مهاجرین به کشور آغازشد ووزارت عودت مهاجرین در چوکات حکومت ایجاد وبه فعالیت معینی آغاز نمود. اما عدم صداقت غرب و شرکای منطقوی شان در تحقق معاهدات جینوا باعث ادامه جنگ و در نتیجه باعث رکود عودت مهاجرین شد.
    تسلط تنظیم ها ی جهادی در سرنوشت کشور بعد از سقوط حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان و جنگ کوچه به کوچه و خانه به خانه میان تنظیم های به اصطلاح اسلامی نه تنها مانع بزرگ عودت مهاجرین بود, بلکه سیل عظیم مهاجرت را دو باره باعث گردید و کشور را از سرمایه بزرگ خود که هماناتحصیل یافته گان و روشنفکران بود تخلیه کرد. روشنفکران اعم از دانشمندان ,استادان ,معلمان ,مامورین ملکی و نظامی در وحشت تنظیمی نا گزیر شدند علی الرغم همه آرزو مندی ها برای خدمت به وطن , سرحدات پاکستان و ایران را در پیش گیرند و از طریق این کشور ها و قسما کشور های آسیای مرکزی به اروپا روآورند.
    جالبست که پاکستان این دشمن قسم خورده مردم افغانستان خود علاقمند بود تا روشنفکران هرچه بیشتر کشور را ترک نموده از طریق آن کشور عازم اروپا و امریکا گردند.بعدهامعلوم     شد کهاین ترفند بخاطر تخلیه کشور از روشنفکران و زمینه سازی برای حاکمیت قرون وسطایی طالبان بکار گرفته شده بود تا در برابر حاکمیت جاهلانه و ارتجاعی طالبی حرکتی و مقاومتی صورت نگیرد.
     
    تسلط طالبان که در کشور با وحشت، دهشت و نسل کشی همراه بود باز هم سیل مهاجرین را براه انداخت و باز هم از طریق ایران و پاکستان زمینه مهاجرت مهیا و مساعد گردید و کشور در فقدان روشنفکران متعهد و رسالتمند از هرگونه جنبش و حرکتی محروم گردید. 
    آرامش و امنیت در ساحه تحت تسلط طالبان آرامش و امنیت زندان بزرگی را مانند بود که مرد مان همچون مردگان متحرک به این زندان حیات بسر می بردند و کوچکترین حرکتی و با شلاق و حبس و هتک حرمت و اعدام مواجه می شد 
    حاکمیت امریکایی_ جهادی بعد از حادثه یازدهم سپتمبر امیدواری کاذب را برای قطع جنگ و بازسازی بوجود آورد و عده زیادی از هموطنان مهاجر مخصوصا از پاکستان و ایران به کشور باز گشتند. اما دیری نگذشت که این امیدواری ها به یاس مبدل شد و مهاجرین عودت نموده دوباره به مهاجرت مجبور شدند 
    حاکمیت مافیایی کرزی و در آن ادامه آن حکومت وحدت ملی نیز نه تنها زمینه قطع جنگ، رفع بیکاری و زنده گی مصئون را نتوانست مهیا سازد بلکه خود به عامل عمده ادامه جنگ ، افزایش بیکاری و گسترش انواع فساد تبدیل شد و سیل عظیم مهاجرت را باعث گردید. اینک امروز نیز جوانان تحصیل کرده که نیروی اصلی اعمار و بازسازی کشور محسوب می شوند ناگزیراند نسبت بیکاری و فقر فاحش راه مهاجرت در پیش گیرند و با قبول هرگونه خطر تا سرحد نابودی و مرگ ناخواسته در اعماق اوقیانوس ها ,اروپا را مرجع آمال و آرزو ها دانسته با قرض و وام و فروش سرپناه فقیرانه ,خود را به دروازه های اروپا برسانند. اما با تاسف و درد می بینند که این دروازه نیز مسدود است و در کشور یونان در بدترین شرایط در زیر خیمه هایی که از خیمه های برافراشته شده در پاکستان ذلت بار تر است، شب و روز می گذرانند. 
    کشور های اروپایی مدعی حقوق بشر علی الرغم کنوانسیون های بین المللی مهاجرت، کوچکترین اعتنایی به وضع تاسف بار آنان نداشته بر طبل عدم پذیرش مهاجرین هرچه بیشتر می کوبند و مهاجران را با سرنوشت گنگ و مبهم به حال خود گذاشته اند. در حالیکه حق مهاجرت و جایگزینی در کشور دلخواه برای هر انسان تسجیل شده و از نظر انسانی پذیرفته شده است اما اروپای دموکرات و بشر خواه در تحقق این حق تبعیض و تعصب روا می دارد و مردمان آسیایی مخصوصا مسلمانان و در میان آنان افغان ها را مستحق مهاجرت و پذیرش نمی داند. 
    در برابر چنین بی عدالتی بایست سازمان های حقوق بشر ، فعالین مدنی کشورهای اروپایی و مهاجرین پذیرفته شده در این کشور ها صدای اعتراض خود را بلند نموده در دفاع از حق مهاجرین به مقاومت های مدنی بپردازند تا باشد که هزاران مهاجر بی سرنوشت و معروض با خطر از وضع موجود نجات یابند و همچون همه انسان ها در شرایط عادی و نورمال به زنده گی خود ادامه دهند. 
    از جانبی کشور های غربی مخصوصا امریکا و انگلیس که باعث بر افروخته شدن آتش جنگ و ادامه نا امنی در افغانستان و دیگر نقاط جهان شده اند از نظر اخلاقی مکلفیت دارند در خاموش نمودن آتش جنگ و تامین امنیت مساعی به خرج دهند و از حمایت مستقیم و غیر مستقیم سازمان های افراطی اسلامی که خود زمانی برای مقابله با شوروی سابق ایجاد نموده بودند دست بکشند. 
    این امر زمانی میسر است که بشریت منحیث المجوع در صف واحد به دولت های سلطه گر فشار وارد نمایند و آنان را مجبور به تمکین در برابر خواست بر حق مردم مبنی بر تامین صلح و قطع جنگ در کشور های جنگ زده سازند. در غیر ان پدیده مهاجرت سالهای طولانی ادامه خواهد داشت و انسان های فراوانی را با انواع محرومیت ها و مشکلات مواجه خواهد نمود.
    محمدالله وطندوست
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 20 نوفمبر 2017 - 19:44 ميباشد