جنبش روشنایی را چرا ؟ و کیها بخاک و خون کشانیدند !

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6848
    Registration date : 2007-06-20
    20160728

    جنبش روشنایی را چرا ؟ و کیها بخاک و خون کشانیدند !

    پست  admin




    جنبش روشنایی را چرا ؟

    و کیها بخاک و خون کشانیدند !
    بخش دوم
    تحت همین عنوان ؛ به اختصار و ایجاز تمام در حاشیه ای حادثه و تراژیدی متالم و فاجعه بزرگ انسانی در دهمزنگ کابل ؛ مختصرکلامی را نوشته بودم ؛ اما در ان برحه مختصر نمی شد که جزییات این قضیه رابیشتر واکاوی کرد .
    پاسخ به این سوال ؛ بسیار غامض نیست . با صراحت میتوان اذعان داشت که عاملین این تراژیدی در وجود سه طیف از تفکر و اندیشه ؛ نهفته است 
    طالبان ! چرا طالبان ؟ 
    در بخش اول عامل این قتلوکشتار فاجعه بار را در وجود طالبان به برسی گرفتیم . حالا بحث را بر محور دوم شرارت تمرکز میدهم که این محور شرارت سران مافیای هزاره است ! چرا سران هزاره ؟
    کلام را چنین می اغازم درین نوشته به خاطر صراحت و وضاحت به گفتمان , قطعن نه قصد اسایه ادب و تحقیر به دیگران ؛ بل میخواهم به واکاوی سیاسی و بدیهی این جنبش بپردازم و کمی بیشتر دلایل اینهم جدل را بین نسل نو و کهنه هزاره و تشیع در کل به سنجه گیرم .
    نسل جدید هزاره بخاطر فهم بالای که از متن تراویده های ذهنی سران مافیای خود ؛ دارند امروز را به میعار های دیروز به سنجه نمیگریند ؛ بل امروز را با مقتضیات کنونی جهانی مورد نقد و کاوش قرا داده وگذشته خود را برعکس ما حزبی ها بیرحمانه نقد میکنند واین وضع باعث شده که یک تقابل شدید فکری بین نسل نو و کهنه عرض اندام کند . تقابل که نمونه وحشت خود را در میدان دهمزنگ به نمایش گذاشت ؛ در حالیکه این تقابل و قد بر افرازی در حقیقت امر از جنبش تبسم اغاز گردیده بود و نسل نو هزاره بدون حضور رهبری و درخواست رهبران سنتی شان نشان دادند که قدرت واستطاعت بسیج کتله های وسیع هزاره ها را دارند . 
    نسل نو هزاره اذهان میدارندکه با از دست دادن فرصت های سوخته ؛ اعتقاد برین دارند که دیگر از وقت کشیهای که در طول چندین دهه بوسیله سران هزاره ها انجام یافته است ؛ جلو زده و نگذارند یک مشت از رهبران سنتی شان ؛ ازین فرصت ها برای خود و خانواده های خود و سوار بر توسن قدرت ؛ لذت ببرند و نسل هزاره را گوسفند وار به دنبال خود بکشند . این انتباه و بیداری را من درک میکنیم و این حرکت اغاز یافته بدون شک بدون از دست دادن چیزی ؛ نمیتوان چیزی را بدست آورد .
    چرا ؛ نسل نو هزاره بدین باور رسیده اند که رهبران شان فرصت های یک تلنگر و تکانه را از دست شان ربوده است . نسل نو هزاره در تقلا رهایی از چنگال اسارت بار این سران هزاره زیر بار قومی بودن این جنبش نه تنها قابلیت رشد را در خورد نمی بینند بلکه بدون شک از جانب سایر اقشار کشور بدیده شک و تردید نگاه میشوند ؛ چون همه میدانند که هیچ جنبش قومی در کشور نمیتوانند داعیه دار دیمکراسی همه گیر و مردمی باشد و ما دیدیم بسا احزاب قومی غیر از فاجعه چیزی نیافریدند ؛ افغانستان مال یک ملیت نسیت همه اقوام در آنکشور سهم مساوی دارند و برای یک دگر اندیش و روشنفکر ویک مبارزه شرم است که داعیه یک قوم را به کوله بار سیاسی بکشد . این اتهام نه تنها به احزاب قومی هزاره وارد است بلکه تاجک ها ؛ ازبیک ها و پشتون نیز احزاب متعدد قومی دارند که به وضاحت باید اذهان کرد که اینها جز جنگ و تنش قومی و هیچ داعیه دیگری ندارند . 
    سران قومی هزاره ها نیز ازین حلقه فکری فارغ نبوده اند و همه در جریان سالهای قبل از حاکمیت و اندی فارغ از حاکمیت همیشه در چانی زنی برای قوم خویش بوده اند ؛ اما نسل جوان شیعه و هزاره چون بهزاد ؛ عزیز رویش ؛ داود ناجی ؛ آصف اشنا و قیوم سجادی , ناحید فرید ؛ عارف رحمانی و ذوالفقار امید د ودیگران به این درک رسیده اند که برای مبارزه افغانستان شمول نمیتوان با داعیه قومی به پیش رفت یک ؛ و از جانب دیگران آنها در پی رهایی از اسارت ها و افسار های اند که رهبران سنتی شان بمثابه مافیای قدرت آنها را اسیر کرده اند ؛ چنانچه اگر وزیر میشوند باید از حلقه همین سران و خانواده این سران خارج نباشد و اگر مذاکره و گفتگو است باید با همین ها صورت گیرد و آنگاه فیصله آنها نیز برای کل هزاره های پذیرفته شود .
    نسل نو هزاره خوشبختانه این مسله را درک کرده اند . آنها میخواهند رهبری را در وجود خودشان ایجاد نمایند ودر همگرایی فکری با سایر ملیت ها پرسه بزنند .
    اما نسل کهنه کار سیاست گران هزاره با اشغال قدرت ؛ نه تنها تحکم قدرت را خانوده گی ساخته بلکه آنها خود و خانواده خود را به اولگارشهای مالی بزرگ تبدیل ساخته اند که به این ترتیب آینده قدرت نیز در دست همینها متراکم و محسور باقی خواهند ماند ؛ همین اکنون ببینیم این رهبران در پارلمان افراد خود را دارند در کابینه افراد خود را دارند در سفارت خانه افراد خود را دارند و به هیمن ترتیسب آینده سیاسی در چنگال اینها باقی خواهند ماند اینها نه بلکه همه مافیای قدرت سایر اقوام اصلا علاقه ندارند که نسل نو ظهور کرده وارد معادلات قدرت شوند بسیار واضح بگویم که درین چند سال از حاکمیت مجاهدین ؛ دولت مافیای کرزی و دولت فاسد کنونی فقط همین چند رهبری قومی است که حرف اول را میزنند ؛ چه از جانب پشتونها ؛ چه از جانب تاجک ها , چه از جانب هزاره ها و چه از جانب اوزبیکها 
    بناً درد جنبش روشنایی ؛ درد برق نیست ؛ درد فرق نسل کهنه سنتی و نسل نو استحاله گرا است ؛ رهروان این جنبش ؛ میخواهند درد های اصلی را منعکس سازند ؛ طنین صایشان میگویند ؛ درد ما برق نه بل درد نا فرق است . نسل نو هزاره علاوه بر اینکه این سوال را به دولت مطرح میکنند ؛ بلکه یخن رهبران خود را هم میگیرند انها میخواهند بدانند که تا چه برحه نسل کهنه قدرت را در انحصار خود میخواهند داشته باشند .
    پس با این ترتیب در آخرین فرصت رهبران نسل کهنه هزاره با پشت پا زدن به این خواست های مدنی نسل نو هزاره یکبار دیگر آنها را به قداره کوبید و در میدان رها کرد و با معامله با سیاست مداران حکومتی آنها را از پشت با قداره کوبید . 
    من باورمندم که اگر جنبش روشنایی بتواند سر پا به ایستد ؛ این یعنی الگو رهایی از چنگال رهبران سنتی – قومی و خانواده گی ؛ اگر چنین مامول تحقق پذیرد آنگاه نسل نوی سایر ملیت ها در تقلای رهایی از رهبران سنتی نیز به پا خواهند ایستدد و یک روال جدید از سیاست گری در افغانستان نهادینه خواهد شد .
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الثلاثاء 25 يوليو 2017 - 8:37 ميباشد