اردو و سیاست (در سه دههء اخیر افغانسـتان)

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6886
    Registration date : 2007-06-20
    20160828

    اردو و سیاست (در سه دههء اخیر افغانسـتان)

    پست  admin

     


    مقدمه
    اردوی افغانستان در مسیر تاریخ
    الی کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲خ
    -۱-
    تاریخ افغانستان که از سپیده دم تمدن جهانی آغاز می شود با تاریخ تشکیل و پیدایش لشکرها، افواج و اردوهایی که یکی بعد از دیگری زاده می شدند و در امر دفاع از مردم ، آزادی و استقلال این سرزمین در برابر جهان گشایانی که به سوی سرزمین ثروتمند و افسانه یی هندوستان در حرکت بودند و می رزمیدند ارتباط پیوسته و عمیقی داشته است، که نمی توان یکی را از دیگری مجزا دانست. همین که از مقاومت و ایستاده گی مردم ، در برابر تهاجمات سکایی ها ، پارتها، هون های سفید، مغول ها، تاتارها، ازبک ها صحبت می کنیم در واقع لشکرها ، افواج، سپاه ها و اردوهای مردمی صحبت می کنیم که با گردهم آمدن جوانان سلحشور ، بیباک و آزادی خواه تشکیل می یافتند و صفحات زرین تاریخ را از حماسه و پایمردی های خویش مزین می نمودند. یا گذشت زمان قوماندانان نخبه و سرداران جنگی در آن تولد می یافتند، رشد می کردند و به پهلوانان پیل تن با نام و اعتباری تبدیل می شدند و قیادت سپاه را به عهده می گرفتند .
     
    این اردوها از ساده ترین تشکیلات برخوردار بودند و بنابر مقتضیات عصر و زمان با تیر و کمان، سنگ و فلاخن، نیزه و شمشیر مجهز می گردیدند و به مقابل دشمنان آزادی کشور خویش می رزمیدند و اما دریغ و حیف بسیار که هنوز تاریخ روشنی درباره این راد مردان دلیر و این اردوهای مقاومت و آزادی بخش در دست نداریم.
     
    بدون شک از ایجاد اولین اردوهای مقاومت الی تشکیل یک اردوی نیرومند و سربلند در قرن هژدهم که قیادت آنرا میرویس خان هوتکی در دست داشت قرن ها و سده های زیادی سپری میگردد. قرن ها و سده هایی که رزم ها و نبردهای افغان ها علیه نیروهای متجاوز و اشغالگر در آن تجلی داشت و خونهای پاک سپاهیان عاشق آزادی و انسان ، دامن قرون را شسته بود. اما بازهم حیف و دریغ که ما در روزگار خود، درباره این جان های فدا شده و این سرهای به خون نشسته چیزی نمی دانیم و هرگز طوری که آرزو است نخواهیم دانست.
     
    در قرن هژدهم اولین اثار و علایم یک اردوی متشکل منسجم و با کمیت و کیفیت چشمگیری در تاریخ کشور ما ثبت می گردد که تحت فرماندهی میرویس خان شمشیر می زند و در برابر اردوی بزرگ و اشغال گر ایرانی آن زمان به پا خاسته است. تاریخ و لو به صورت مختصر، اما با امانت و صداقت از پیروزی ها و افتخارات بزرگ این اردو سخن می زند. از اسلحه و تجهیزات ابتدایی و تشکیلات ساده و مختصر آن حکایت می کند و چهره های بعضی از سرداران مشهور آنرا معرفی میدارد.
    شاه محمود هوتکی سردار جنگی دیگری است که ۲۸ هزار نفر سپاه دارد ودر گلنا آباد می جنگد ، اصفهان را متصرف می شود و حتی دایره رزم ها و نبردهایش پشت استعمارگران روس و ترک را میلرزاند. او با اردویی به این امر موفق می گردد که تمام تجهییزات موثر و ثقیل حربی او را فقط چند ضرب توپ سبک معروف به "زنبورک" تشکیل میدهد.
     
    تاریخ را ورق میزنیم و به احمد شاه(بابا) این سپه سالار و نظامی جسور بر میخوریم ، کسی که اساس و بنیاد دولت با ثبات و متمرکز را در کشور نهاد که ایجاد یک اردوی مقتدر و جدید در تحکیم پایه های سلطنت و کشور گشایی های وی رول عظیمی بازی کرد. او بود که لشکر قومی و سپاه دایمی را با هم در آمیخت و با آنها ده بار برای جنگ به هندوستان لشکر کشید. در جنگ "پانی پت" پیروز شد. به هرات و مشهد تاخت و بلخ و بدخشان را از دست امرای محلی بیرون نمود. گرچه خصوصیت جنگهای وی در هندوستان ، جنگهای غیر عادلانه بود؛ ولی این مقتضی عصر و زمان بود. او بود که یک اردوی ۷۰ هزار نفری را با تجهیزات کافی توپ های سنگین و سپه سالارجسور و بیباک مانند سردار محمد جان خان برای پسرش تیمور شاه به ارمغان گذاشت. تیمور شاه از یمن و برکت این اردو توانست قیام ها و شورش ها را سرکوب نماید و شیرازه سلطنت نوبنیاد ابدالی را حفظ کند. او هم به نیشاپور و مشهد لشکر کشید، با پادشاه بخارا درآویخت. همه را مطیع و منقاد ساخت و متصرفات پدر را حفظ نموده و از تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشور صیانت نمود ، تا جایی که حیثیت و اعتبار کشور به اندازه یی بلند رفت که دولت سدوزایی در نیمه دوم قرن هژدهم از جمله، قدرت های بزرگ شرق محسوب می گردید.
     
    متاسفانه این اردوی عظیم ، با تجربه و نیرومند بعد از مرگ وی به اثر نفاق ، خانه جنگی ها، برادرکشی ها و جاه طلبی های پسرانش به زودی قطعه ، قطعه و پارچه پارچه شد و از آن در جنگ و ستیز علیه همدیگر استفاده کردند، وحدت ملی خدشه دار شد و کار به سقوط دولت سدوزایی ها منجر گردیده ، زمینه دخالت و نفوذ اجانب مهیا گردید . عدم موجودیت یک اردوی واحد الی زمان امارت امیر دوست محمد خان باعث هرج و مرج و ملوک الطوایفی گردید.
     
    امیر دوست محمد خان در دوره دوم امارت خود کوشید تا یک اردوی منظم را به وجود آورد. در آن وقت عساکر منظم افغانستان را دفتری یعنی سپاهی تنخواه خور یاد می کردند که شامل سواران افغان ، فارسیوان پیاده افغان، فارسیوان هزاره و ازبک بود و تعداد آن از سی هزار نفر تجاوز نمی کرد. ازاین اردو امیر موصوف صرف برای تحکیم قدرت و حفظ جان خود و خانواده اش استفاده می کرد و نتوانست یا نخواست که از اردوی مذکور در جنگهای عادلانه علیه انگلیسها برای استرداد استقلال کشور ، تحکیم وحدت ملی و حراست ارضی افغانستان استفاده کند.
    به قول میر غلام محمد غبار در دوران امارت امیر دوست محمد ، اردوی منظم و دایمی به وجود آمده ، انکشاف نمود و تحت تعلیم و تربیت نظامی قرار گرفت. اردو با یونیفورم نظامی ملبس گردید و از نظم و دسپلین عسکری برخوردار شد. صنوف ثلاثه ، پیاده ، سواری توبچی در آن ایجاد گردید و در قلعه تازه بنیاد شیرپوروضع الجیش گرفت.
     
    مرحوم غبار می نویسد. «اردو مشتمل بود بر ۵۷غند پیاده ، بیست غند سوار ، ۲۶ بطریه کوهی، سواری و فیلی که مجموعاً یک اردوی پنجاه هزار نفری را که به شکل دایمی و عصری استخدام می شد، در بر میگرفت . در امور سوق و اداره اردو بر علاوه افسران افغانی از افسران و جنرالان هند و انگلیس استفاده می گردید. از ان جمله بودند: سردار بهادرخان ، فتح علی خان، غلام نقشبندخان، افسران هندی . معاش افراد پیاده هفت روپیه و معاش افراد سوار ۱۴ روپیه بود.»
     
    اردوی امیر شیر علی خان با وصف آن که تعلیم دیده و مجرب بود به نسبت ضعف اراده و عدم تعادل مزاجی امیر شیر علی خان که نسبت وفات پسر دلخواهش شهزاده و ولیعهد عبدالله به آن مواجه گردیده بود، در جهادی که علیه انگلیس ها اعلان شده بود، اشتراک داده نشد و امیر شیر علی خان با دستپاچه گی و تذبدب خاطر به تاشقران و بعداً به ترکستان رفت و شیرازه اردوی وی از هم پاشید.
     
    امیر عبدالرحمن خان مقام خاصی برای تشکیل یک اردوی منظم دایمی در بین دیگر امور دولتی قایل بود و هفته یک روز را برای امور لشکری تشخیص داده بود . میر محمد صدیق فرهنگ در کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر تعداد اردوی آن وقت افغانستان را به شرح آتی بیان می کند.
    «قوای پیاده ، هشتاد دسته، هر دسته ۷۰۰ نفر جمعاً ۵۶۰۰۰ نفر
    قوای سوار، چهل دسته، هر دسته ۴۰۰ نفر جمعاً ۱۶۰۰۰ نفر
    قوای توپخانه یکصد بطریه هر بطریه ۱۰۰ نفر جمعاً ۱۰۰۰۰ نفر
    محافظین شاهی :
    پیاده چهار دسته هر دسته ۱۰۰۰ نفر جمعاً ۴۰۰۰ نفر
    سوار سه دسته هر دسته ۸۰۰ نفر جمعاً ۲۴۰۰ نفر
    جمله پرسونل اردوی امیر عبدالرحمن خان ۸۸۴۰۰ یا نود هزار نفر بود . این نیرو غیر از نیروی امنیت و پولیس بود و بزرگترین اردوی منظم دایمی را تا آن زمان در تاریخ افغانستان تشکیل می داد. بر علاوه وی ماشین خانهء کابل را که مرکب از شعبات ریخته گری ، توپ سازی ، تفنگ سازی، تولید باروت و کارتوس ، اسلحه سرد، ضراب خانه و غیره بود جهت انکشاف و رفع حوایج اردوی جدید بنیان گذارد. امیر در قسمت اسلحه نیز تنها بر کمک انگلیس ها اتکاء نداشت ، بل که یکتعداد توپ و تفنگ را توسط عمال خود از فابریکه های آلمان و فرانسه خریداری نموده و رویهمرفته یک اردویی را از نگاه قوت آتش ، نظم و دسپلین که بر لشکرهای قومی تفوق داشت به وجود آورد.» اما امیر عبدالرحمن خان، هرگز ازاین اردو ، برای رهایی کشورش از یوغ استعمار استفاده نکرد ؛ بل آن را به مقابل مردم هزاره جات ، نورستان و سایر اقوام بی دفاع و بی پناه کشور به کار برد...
     
    در زمان امیر حبیب الله خان بعضی انکشافات در اردو به وجود آمد. از آن جمله در سال ۱۹۰۹ مکتب حربیه برای اکمال کادر افسری اردو در کابل تاسیس شد که در آغاز ۱۵۰ نفر شاگرد داشت و بعدها الی ۹۰۰نفر به رتبه تولیمشری الی کندک مشری فارغ التحصیلان را در اردوی افغانستان تقدیم می کرد که تحت نظر سپه سالار محمد نادر خان نشات می نمودند.امیر مذکور تشکیلات پیشین اردو را که در زمان پدرش به وجود آمده بود ، بر هم زد و سپاه پایتخت را به دو لوا تقسیم کرد . هر لوا مرکب از غند و هر غند مشتمل بر چهار هزار عسکر بود که جمعاً ۲۴ هزار سپاه دایمی را در کابل تشکیل می داد و وظیفهء آن بیشتر از همه امنیت شخص شاه و خانواده و تحکیم نظم و امنیت داخلی بود.
     
    در زمان امیر امان الله خان به غرض تقویهء اردوی افغانستان اسلحهء جدید از آلمان انگلستان ، ایتالیا و بلجیم توسط برگد محمد عظیم خان ( مشهور به برگد عظمیو) نمایندهء خاص اعلیحضرت امان الله خان خریداری گردید که عبارت بودند از تفنگ های ۱۲ تکه انگلیسی ، تفنگ های دوازده تکه لچک آلمانی برای پیاده و سواری، تفنگ های پنج تکه ایتالوی برای پرسونل و مرتبات توپچی ، تفنگ های پنج تکه بلجیمی برای ژاندارم و پولیس ، توپ های ۶ پن ، توپ های ۹ پن قاطری که (از روسیه خریداری شده بود) توپ های ۱۰۵ م م صحرا که موسوم به ۳۶ پن و جلوی بود و توسط شش راس اسپ کش می شد ، توسط وی از فرانسه خریداری شده بود. مزید بر آن اتریشی ها چهار ضرب توپ برای امیر غازی بخشش کرده بودند که در محاربه تل شرکت کرده و هر سال در جشن استقلال گل پوش می شدند. بر علاوه فابریکه کروپ آلمان یک میل تفنگ نفیس برای برگد موصوف تحفه داده بود و نامبرده آنرا به اعلیحضرت امان الله خان تقدیم کرد و شاه آن را برای ولی خان دروازی بخشش کرده بود که سرانجام به دست حبیب الله کلکانی رسیده بود.
     
    بعدها برای دومین مرتبه اسلحه جدید از راین میتال جرمنی و فابریکه ء سکودای چکوسلواکی «توپها و تانکهای سبک» توسط جنرال محمد عارف خریداری گردید. در سالهای بعدی اسلحه و مهمات عسکری طوری که میدانیم از اتحاد شوروی وقت خریداری گردید که در فصول بعدی به آن پرداخته خواهد شد.
     
    میر غلام محمد غبار می نویسد که اردو در زمان امان الله خان انکشاف چندانی ننمود تنها ایجاد قطعه نمونه ، استخدام افسران و معلمین ترکی ، اعزام بعضی افسران جهت تحصیلات عالی نظامی به ترکیه و کشورهای خارجی و خریداری چند بال محدود طیاره و چند توپ دور برد را میتوان نام گرفت . او می نوسید که شاه به عوض آن که اردوی منظم و قدرتمند را به وجود آورد به استخدام خارجی های مسلمان در اردو مانند محمود سامی و دادن صلاحیت سوق و ادارهء اردو به آن ها آگاهانه و یا نا آگاهانه اردو را تضعیف نمود. (محمود سامی قواندان قول اردوی کابل بود).
     
    محمد صدیق فرهنگ به تایید سخنان غبار می افزاید که : «امان الله شاه که بعدها از جنگل منگل میبایست به تقویهء اردو که شرط اول تطبیق برنامه اصلاحات وی بود می پرداخت توجه لازم مبذول نداشت . هرچند که یکمقدار اسلحه جدید به شمول طیاره از خارج وارد گردید؛اما اقدام ضروری جهت تربیهء افرادی که سلاح مذکور را به کار ببرند صورت نگرفت.»
     
    بدینسان تاریخ نگاران از اردوی افغانستان آهسته آهسته نام می گرفتند و از نقش و رول آن در رزم ها و جنگ عادلانه و آزادی بخش یاد می نمودند. از اردویی ګه گاهی از آن برای سرکوب مخالفین استفاده می کردند ، زمانی شورش ها، قیام ها و رزم های مردمی و خلقی توسط آن سرکوب می شد و به مقاصد ضد مردمی و حفظ منافع طبقات حاکم و ستمگر وسعت و انکشاف میبافت و روزگاری هم توسط آن خون های بیگانه گان به منظور منافع ملی و تمامیت ارضی کشور ریخته می شد.
     
    اما اردو در تمام این دوران از سیاست دور نگهداشته شده بود . اطاعت کورکورانه از اجرای اوامر قوماندانان ومافوقان کاملاً رعایت می شد . افکار و عقاید مترقی و نوین در اردو در نطفه خفه می گردید و تمایلات آزادیخواهانهجوانان اردو ، که گاهی به صورت تکروانه و گاهی به صورت گروپی تبارز می کرد با شدت، خشونت و سبعیت خاصی پاسخ میبافت. نفوذ افسران و مشاورین خارجی (هندی و ترکی) در آن اندک بود و سربازان و افسران اردو پارساترین مسلمانان دیار خویش تلقی می گردیدند و مظاهر زنده ، اعتماد و وفاداری نسبت به ولینعمتان خویش شمرده می شدند.
     
    اردوی افغانستان بارها و بارها در جنگهای عادلانه و رهایی بخش اشتراک نموده، نقش وطنپرستانه خویش را در جنگ های افغان وانگلیس بازی نمودند که با دریغ، شرح تمام این جنگ ها و نبردها درین نوشته ها ناممکن و از طرف دیگر از هدف اصلی کتاب حاضر بدور است . زیرا که هدف من دادن تصویر مختصری برای خوانندهء گرامی که مشتاق دانستن نقش و رول اردوی افغانستان در حوادث گوناگون، کودتا های پی در پی و تغییرات شگرف سیاسی در سالهای اخیر است میباشد. زیرا که خود افسر اردو بوده ام شاهد زندهء وقایع و حوادث گوناگون. بنابرآن بعد از مرور مختصری در جنگ های آزادی بخش استرداد کشور و حوادث نظامی زمان اعلیحضرت امیر امان الله خان غازی و امیر حبیب الله کلکانی و محمد نادر خان می پردازیم به انکشاف اردو در زمان سلطنت محمد ظاهر شاه و داخل شدن اردو، در سیاست.
    ***

    در بخش مقدمه به صورت گسترده یی از آثار غلام محمد غبار و میر محمد صدیق فرهنگ استفاده شده است.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 25 سبتمبر 2017 - 15:45 ميباشد