خاطرۀ از زندان پلچـرخی

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6923
    Registration date : 2007-06-20
    20161221

    خاطرۀ از زندان پلچـرخی

    پست  admin


    به مناسبت بزرگداشت از مرحلۀ نوین قیام مسلحانۀ ثور این خاطرۀ خودرا از زندان پلچرخی با دوستان شریک میسازم .
    پنجم ماه جدی ۱۳۵۸ مطابق ۲۷ دسمبر ۱۹۷۹۹:
    در ساعات بعد از ظهر این روز طیارات غول پیکری از فراز زندان پلچرخی با پرواز بسیار پائین طوریکه فهمیده میشد که دقیقه یی بعد برای نشست به رنوی میدان هوایی کابل آماده هستند می گذشتند. پرواز ها تقریباً پیهم و بدون وقفه بود . پرواز های طیاراتی که به خود افغانستان تعلقی نداشت بسیار عجیب و معما گونه به نظر میرسید، بطور خاص برای ما زندانیان که یکسال و چند ماه آزگار را در چهاردیوار سلول های نمناک زندان گذشتانده بودیم و از حالات و اوضاع کشور چندان آگاهی نداشتیم، حل این معما سختتر و دشوارتر جلوه مینمود .به همه حال وقتی آفتاب به غروب رفت، زندانیان همه وارد دخمه هایشان گردیده و بعضاً در دهلیزهای تنگ و تاریک و رهروها به تماشای تلویزیون های خود مشغول گردیدند.
    در پروگرام آن شب تلویزیون، نمایش فلمی بنام وطن اعلان گردیده بود، همینکه گویندۀ تلویزیون در انانس خویش کلمۀ فلم را به زبان آورد، تلویزیون غیرمترقبه خاموش و نمایش قطع گردید.
    هنوز دقایقی از خاموشی تلویزیون نگذشته بود که از فیر های ممتد و بلا انقطاع سلاح های مختلف اعم ازخفیف و ثقیل در اطراف محبس پلچرخی محشری به پا گردید.
    پهره داران دهلیزها که استمراراً به کشیک مشغول بودند، به یکباره گی مفقود الاثر گردیدند. در پاری از شب که هنوز فیرهای ممتد و بلا انقطاع سلاح های ثقیله و خفیفه دوام داشت، شخصی به نام بازمحمد را که میگفتند در پارلمان افغانستان وکیل ولسوالی خوست بود، دروازهً سلولی را که چهار نفر پرچمی هریک خیرمحمد شیرزی (بعداً رئیس مخابره وزارت دفاع)، دادمحمد افسر پولیس ، نورعلی خان شخص ملکی و این قلم در آنجا به بند کشیده شده بودیم، دق الباب کرد، در را کشودیم .وکیل صاحب را که در طول مدت زندانی بودن ما به جز ترش رویی از وی چیزی ندیده بودیم، با تبسم ملیح و جبین کشاده ما را مخاطب قرار داده فرمودند که از رادیوی کوچکی که با خود دارم صدای کارمل صاحب را شنیدم که سقوط حاکمیت حفیظ الله امین را به سمع هموطنان رسانید. من، تحولی را که به وقوع پیوسته است به شما که رفقای ایشان میباشید تبریک
    میگویم. ما از شنیدن این خبر تعجب انگیز وی، اظهار تشکر کردیم و برای حفظ ماتقدم دروازه را از داخل بسته و کلید را نزد خویش نگهداشتیم.
    فردای آنشب تاریخی، پر ماجرا و هیجان انگیز که خواب به چشمان هیچ زندانی یی راه نیافته بود، دروازه سلول را گشوده به دهلیز نظر انداختیم، عساکری را مشغول کشیک دیدیم که آشنا به نظر نمی رسیدند ولی از علایم و نشانهای شان فهمیده شد که به اتحاد شوروی وقت تعلق دارند. با گذشت چند ساعت دیگر آنها نیز از نظر غایب گردیده و رفقای موُظف در وزارت داخله با بس های نفر بر به محبس پلچرخی آمده تعد ادی از رفقا را از زندان ذریعۀ بس های مذکور تا تعمیر رادیو افغانستان انتقال دادند که من نیز در میان آنها بودم. وقتی بس ما به سوی شهر در حرکت بود در دو طرف جاده پوسته های از قوتهای ناشناس که ملبس با یونیفورم های نظامی و سلاح های در دست یا شانه و بغل به مشاهده میرسیدند که با لباس های گرم و کلاه های مخصوص و موزه های نه چندان ظریف، در اراضی باز و برهنه ایستاده و بعضاً در آن سرمای بی امان آتشی افروخته و خویشتن را با آن گرم میکردند.
    همینکه بس در مقابل تعمیر رادیو افغانستان توقف نمود با بعضی از رفقای که در آنجا گردهم آمده بودند برخوردیم که با یک دنیا گرمی ما را در آغوش کشیده و با محبت دوستانه و رفیقانه از ما استقبال کردند.
    بعد از این دید و وادید محبت آمیز با رفقا، یکی ازرفقای ارجمند محمد سلیم سلیمی بعدا آتشۀ نظامی در هند
    ذریعۀ موتر شخصی اش مرا تا منزلم واقع در عقب سرای هراتی انتقال داد که جمعی غفیری از دوستان و آشنایان و اعضای خانواده ام با بیقرای انتظار آمدن مرا میکشیدند، با ورود من در محوطه، قیامت کوچکی برپا شد، فریاد ها و شیون های خوشی ؛ خواندن دعا ها وادای شکرانه گی ها برای زنده ماندنم فضای محوطه را پر کرد .دوستان و اعضای خانواده را یگان - یگان به آغوش کشیده و ابراز محبت کردیم و بدین سان مشقت ها، شکنجه ها و حقارت هاییکه با وجود بیگناهی از جانب امین و امینی ها بر من و هزاران مثل من وارد آورده شده و تحمیل گردیده بود به پایان رسید و باردیگر نسیم ملایم آزادی را در ریه های زخمی و درد آلودم احساس کردم.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 20 نوفمبر 2017 - 19:46 ميباشد