برنامه ی ویژه تحت عنوان افغانستان 30سال بعد،آیا ما پیروزشدیم ویا شکست خوردیم؟

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6848
    Registration date : 2007-06-20
    20170226

    برنامه ی ویژه تحت عنوان افغانستان 30سال بعد،آیا ما پیروزشدیم ویا شکست خوردیم؟

    پست  admin



    برگردان به فارسی : رفیق جیلانی گلشنیار
    بخش: پنجم 
    برنامه ی ویژه تحت عنوان افغانستان 30سال بعد،آیا ما پیروزشدیم ویا شکست خوردیم؟
    کانال یک تلویزیون فدراتیف روسیه
    الکساندرخینشتین مشاور درنهاد گارد روسیه اظهارنمود:
     کسانیکه می گویند که اعزام قوای محدود اتحاد شوروی به افغانستان بدون موجودیت دلایل قناعت بخش صورت گرفته است ویک تصمیم اشتباه آمیز بود،من به هیچ وجه به آن موافق نیستم.
     وقتیکه می گویند،اعزام قوا بخاطر محو تروریزم و سرنگونی دیکتاتورها کار خوب است، پس حفیظ الله امین یک دیکتاتور خون آشام به سبک قرون وسطایی بود که هزاران انسان بیگناه را اعدام وبه قتل رسانید.
     امین جاسوس معلوم الحال سی آی ای بود،از اینکه شما عضویت امین را در سازمان استخباراتی آمریکا،معما می دانید،من نمی خواهم که بالای شما بقبولانم که وی یک جاسوس بود.ولی آنچه درموجودیت اسناد به اثبات رسیده موضوع جداگانه است.در این رابطه سه ارگان معتبرکشور:کمیته مرکزی حزب،سفارت اتحاد شوروی در کابل واستخبارات شوروی(کی.گی.بی)باارائه ارقام وفاکت های مستند تثبیت ساخته بودند که امین جاسوس سی آی ای بود.سفارت ما در کابل با بررسی های رسمی ومستند بیان داشته بود که امین جاسوس سی آی ای بود.
     باریس نیکولایویچ پناماریوف منشی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحادشوروی شخصآ این موضوع را تحت بررسی و تحقیق قرارداده بود وتثبیت کرده بود که امین شامل سازمان جاسوسی سی آی ای بود.
     وقتیکه امین شروع به تطبیق برنامه های آمریکا کرد،این عمل وی واضح نشان می داد که وابسته به سی آی ای است،این مطلب برای سیاست مداران اتحاد شوروی چندان خوش آیند نبود.ما در مقابل عملی قرار گرفتیم که نمی توانستیم نسبت به آن بی تفاوت باقی بمانیم.منطقه ای که در زیرزنخ ما قراربود به درد سرتبدیل شود وبزرگترین صدمه وضربه را برما وارد کند،دیگرراهی وجود نداشت،به جز اعزام قوا،این یگانه انتخاب بهتر برای اتحادشوروی بود.
    فرستادن قوا به افغانستان کارمعقول بود ویا اشتباه،گذشت زمان به اثبات خواهد رسانید.
     مابه آنجا رفته بودیم نه بخاطر جنگ بامردم افغانستان،بلکه جنگ ما برعلیه مداخله آمریکا و متحدین بین المللی آن بود.
     نیروهای افغانستان با پشتیبانی قوای محدود اتحاد شوروی برتمام اوضاع تسلط داشتند.وضع جنگ زمانی تغییر خورد که آمریکایی ها برای تروریستان راکت استنگر کمک کردند.
    درسال 1986 در اولین عملیات محاربوی سه چرخبال ما را سقوط دادند.قبل از این،نیروهای دولتی افغانستان وقوای محدود اتحادشوروی درفضای افغانستان حاکم بودند وبرای آمریکایی ها وتروریستان این حالت خوش آیند نبود.بدین لحاظ راکت استنگر را در اختیار آنها گذاشتند.هرگاه کمک های مستقیم ارگان های نظامی واستخباراتی آمریکابه شورشیان صورت نمی گرفت اصلأجنگی وجود نمی داشت.آمریکایی ها ومتحدان شان،چین،عربستان سعودی و9 کشور دیگر ائتلاف نامقدس را ایجاد کردند وکمک های سرسام آور به تروریستان می رسید.به غیر از راکت استنگر،انواع واقسام راکتها،توپ ها وسلاح ومهمات به تروریستان کمک می شد.
    تنها آمریکا تا سال 1985 سالانه 750 ملیون دالر کمک می کرد ودر این جنگ 52 کشور بطور مستقیم شرکت داشتند وکمک مالی ونظامی می نمودند.57 درصد بودیجه سی.آی .ای در جنگ افغانستان به مصرف می رسید.بن لادن همراه با تروریستان کشورهای عربی توسط آمریکایی ها به افغانستان فرستاده شد که امروز یکی از سرسخت ترین دشمن درجه اول آمریکا است،اکنون نمی دانم که زنده ویا مرده است.
     قوای محدود اتحادشوروی مطابق به نورمها وپرنسیب های ملل متحد به افغانستان اعزام شدبود وبه دعوت رسمی دولت افغانستان صورت گرفته بود. حضورامروزی45 کشوردنیا در افغانستان که از طرف هیچ یک از دولتهای افغانستان دعوت نشده اند، ولی برخلاف تمام نورمها وبرنسیب های بین المللی درآنجا حضوردارند.
     تعجب آور خواهد بود، هرگاه امروزدرافغانستان یک همه پرسی صورت گیرد،معلوم خواهد شد که چه تعداد مردم به طرفداری کدام کشور رای می دهند،آمریکا،انگلیس ویا شوروی(روسیه).مامتیقن هستیم که اکثریت مردم افغانستان مخالفت شدید و نفرت بیشتربه انگلیسها دارند نسبت به دیگرکشورها ودر قدم دوم آمریکایی ها خواهد بود.
     تجارب جنگ افغانستان واشتباه ما درسی باشد برای رهبران دولتی ما در سیاست های آینده خود وتا به صورت درست ازآن استفاده نمایند،مثلیکه اکنون در سوریه از آن استفاده می شود.باید مسئولین و رهبران دولت برای مردم و کشورخود جوابده باشند.
     این آقایانی که در بحث امروز حضور دارند و می گویند که در رابطه به دنباس و روسیه جدید نباید مداخله نمود وهیچ کاری به آن نداشته باشیم باوجود اینکه نیروهای روسیه در آنجا حضور ندارند،بازهم این وجیبه ی مااست که دنباس وروسیه جدید را کمک کنیم واز این حالت نجات بدهیم.
    درسال 1985 اولین ملاقات گرباچف با ریگن در ژنیو صورت گرفت.گرباچف در روز اول ملاقات خود باریگن به صورت غیر مترقبه گفت که ما قوای خود را از افغانستان بیرون می کشیم.بدون اینکه شرایط بیرون کشیدن قوا را با وی مطرح کرده باشد،ریگن با پیشنهاد گرباچف توافق نشان داد.بعداز این توافق ریگن امر فرستادن راکت های استنگر را به تروریستان افغانستان امضا نمود وتسلیم دهی راکتها شروع شد.گرباچف به حیثیت وآبروی مردم وکشورما ضربه سنگینی را وارد نمود.در این ملاقات امکانات زیاد وجود داشت که حیثیت و آبروی مردم وکشور ما حفظ شود،هرگاه گرباچف با بی مسئولیتی وخوش خدمتی در توافقات خود با ریگن گردن خم نمیکرد،حوادثی که بعد از آن به وقوع پیوست،جبران ناپذیر است و خیانت گرباچف نسبت به مردم وکشورما ومردم افغانستان وبه شخص نجیب الله،هیچگاهی قابل عفو نخواهد بود.
     پایان
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الثلاثاء 25 يوليو 2017 - 8:38 ميباشد