مروری بر کتاب ماموریت سقوط

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6923
    Registration date : 2007-06-20
    20170328

    مروری بر کتاب ماموریت سقوط

    پست  admin


    علی داریوش
    مروری بر کتاب
    ماموریت سقوط
    نوشته گیری شرون
    ترجمه: اسدالله شفایی
    قسمت اول
    آقای گیری شرون در کتاب ( مأموریت سقوط )، از مطالب مهم و راز های نهفته پرده برمیدارد و چهره های جاسوسان و مزدوران سازمان سی. آی. ای را در افغانستان معرفی وافشا مینماید. گذشته از این موضوع، از اعترافات گیری شرون برمی آید که دستگاه C.I.A مدتها قبل از حادثه یازدهم سپتامبر 2001 در تلاش و تدارک ایجاد و استقرار مخفیانۀ پایگاه های خود در پنجشیر ومناطق مختلف افغانستان بوده است. لذا بدانگونه که بسی صاحب نظران و پژوهشگران جهان حادثه یازدهم سپتامبر را با شک وتردید دیده و آنرا ساخته وبافتۀ خود حکومت ایالات متحده آمریکا میدانند، احتمال قوی میرود که حادثه یازدهم سپتامبر یک پلان از پیش ساخته شده و بهانۀ برای تهاجم استعماری و استراتژی  ایالات متحده آمریکا و متحدین ناتو بوده باشد.
    چرا نخستین تیم ویژۀ ماموران و افسران سازمان سیاه C.I.A وارد پنجشیر شدند؟ و چگونه اولین پایگاه مخفیانه سی. آی. ای به همکاری مستقیم جاسوسان وعوامل آن در پنجشیر استقرار یافت؟    
    اهداف استعماری و شیوه های استخدام جواسیس و مزدوران افغانی: سازمان جهنمی سی. آی. ای - C.I.A - چرا و چگونه با اقدامات گسترده علیه حکومت طرفدار شوروی در کابل، به همکاری رهبران وفرماندهان جاسوس وغلامان زنجیری، گروه های هفتگانه مجاهدین اسلامی افغان را با تحریک واحساسات دین ومذهب بگونۀ تحقیر آمیز وشرم آور به بازی میگیرند وبعنوان افزارکار آنها را  برای رسیدن به مقاصد پلید خود به کار میبرند و با کدام شیوه ها و کاربرد، رهبران، فرماندهان و قوماندانان "مجاهدین راه اسلام" را برای اهداف شوم و ضد انسانی استخدام و به حیث جاسوسان و غلامان سر سپرده ازاین عناصر وطنفروش و خاینین ملی استفاده میکنند.
     ( با وجود حکمفرما بودن فضای خفقان وروحیه استعمار بر جو سیاسی افغانستان، دگر اندیشان معتقد هستند که دنیای امروزی، مردم سالاری یعنی دموکراسی فراگیر ترین نوع نظام سیاسی بشمار می آید و یگانه راه بیرون رفت از این ظلمت و تاریکی چند قرنه است. متأسفانه تاریخ معاصر کشور ما اغلب آغشته به حوادث یا ارزش داوری های رایج است، دیدگاه های تاریخی استوار و منسجمی هنوز در عرصه تفکر در جامعه افغانستان بستر ماند گاری نیافته اند. گاه پدیده و رویدادی در یک مقطع نکوهش و محکوم و نفرین میشود و همان پدیده و رویداد در مقطعی دیگر در معرض ستایش و تمجید قرار میگیرد، گاه تنها راه بیرون رفت از واپس ماندگی ها و درماندگی ها را انقلاب وکودتا میدانند، گاه با شیفتگی از تحول تدریجی سخن می رانند، معیار ها در بیشتر موارد با توجه به شرایط روز تنظیم می شوند نه با اتکا بریک دیدگاه تاریخی.       
    سقوط فاشیسم اسلامی طالبان در افغانستان و عقب نشینی القاعده به مناطق مرزی پاکستان، در باره ی حادثه یازدهم سپتامبر و عملیات آمریکا برای بر اندازی رژیم فاشیستی طالبان در افغانستان آثار متعددی به نگارش در آمده است، اما واقعاً «ماموریت سقوط »، گذارش لحظه به لحظۀ این عملیات را از زبان کسیکه در نخستین روز های پس از انفجار نیو یورک و واشنگتن از سوی سازمان استخبارات مرکزی آمریکا سی. آی. ای به افغانستان ماموریت یافت تا برای ورود نیروهای هوائی و زمینی ایالات متحده آمریکا و ناتو در عرصه کار زار زمینه سازی و مخالفین طالبان و القاعده را با پول و سایر امکانات وسیع تطمیع و تحریک نموده با خود همآهنگ کند.
    جنرال گیری شرون رئیس بخش مهمی سازمان مرکزی سی. آی. ای در کتاب « ماموریت سقوط » جزئیات مهمی در باره عملیات سازمان استخباراتی سی. آی. ای ایالات متحده آمریکا در افغانستان از زبان خود در مورد ارتباطات و استخدام افراد و اشخاص دخیل در قضیه و مجموعۀ عملیاتیکه سابقۀ آن به سالها پیش از ظهور طالبان و بدوره حکومات طرفدار شوروی و قدرت گیری مجاهدین باز میگردد. جنرال گیری شرون رئیس یکی از بخش های مهم سازمان استخباراتی سی. آی. ای که در گذشته ها نیز نقش مهمی در برنامه تقویت و استخدام گروه های مجاهدین علیه نیرو های شوروی و دولت کابل و نیز همآهنگی این برنامه با پاکستان را در طول این دوره داشته، زمانی هم مسؤل عملیات در ایران بوده است. جنرال گیری شرون نویسندۀ کتاب ( ماموریت سقوط ) افشا میکند و روایتگر بسیاری از رویداد های است که سازمان سیاه در آن دست داشته و اما تا اکنون مقامات استخباراتی آمریکا از اشاره به جزئیات آنها خود داری کرده اند.
             و اما قبل از آن باید به این مسئله توجه مبذول داشت که:
     حادثۀ یازدهم سپتامبر معمّا و درامه ای با سناریوی ساخته و بافته ی خود ایالات متحده آمریکا که در آن بهانه و اهداف پلید و استرتژی استعمار بوضوح مشهود است، هنوز هم در پردۀ ابهام قرار دارد و هنوز هم به سوالات متعددی پیرامون آن پرداخته نشده و پاسخ منطقی نیافته است ... 
     جهان شاهد و گواه آنست که اُسامه بن لادن دوست بسیار نزدیک و همکار اعتمادی آمریکا و متحدین آن بود و از همدیگر در برابر نیرو های شوروی و حکومات کابل حمایت میکردند و متفقاً می جنگیدند و آن سالهایکه اُسامه بن لادن با هزاران افراد مسلح و تروریست عربی با گروه های مجاهدین و در سنگر و جبهات مجاهدین اسلامی و سپس با فاشیسم اسلامی طالبان یکجا و در کنار هم میجنگیدند برای آمریکا و متحدین آن خوش آیند بود و اُسامه بن لادن چهره ممتاز و قهرمان بی نظیر خوانده می شد ...
     گروه ها و تفنگ سالاران جهادی و مجموع تنظیم های جهادی، القاعده و گروه تروریستی آن، طالبان و فاشیسم اسلامی طالبان، گروه تروریستی و سفاک داعیش و ... همه و همه از ساخته ها و بافته ها و درامه سازی های ایالات متحده آمریکا و بریتانیا است ...
           ماموریت سقوط رژیم طالبان با اعزام یک تیم مجهز از ماموران و افسران مجرب و کار شناسان ماهر سازمان استخباراتی سی. آی. ای تحت فرماندهی و سر پرستی جنرال گیری شرون بعنوان یکی از سابقه دار ترین و کارکشته ترین آنها بطور مخفیانه شب هنگام وسیلۀ طیارات هیلیکوپتر های مخصوص به  ( پنجشیر ) اعزام میگردند، این تیم ویژۀ سازمان سیاه درست هشت روز پس از حادثۀ یازدهم سپتامبر با مأموریت نابودی طالبان و القاعده وارد درۀ پنجشیر افغانستان میگردند. به فشردۀ چند مطلبی از این کتاب می پردازیم:
            چرا این تیم سازمان استخباراتی سی. آی. ای بصورت مخفیانه با طیارات مخصوص در نیمۀ شب وارد پنجشیر می گردند ؟؟؟       
    گیری شرون افشا می نماید که:
    « فعالیت های گسترده سی. آی. ای در دوره پس از کودتای سال 1357 خورشیدی در افغانستان با رویکار آمدن حکومت طرفدار شوروی که در آن به سابقۀ روابط این سازمان با گروه های مختلف مجاهدین و فرماندهان و قوماندانان و رهبران گروه های مجاهدین افغانستان پرداخته می شود.
    گیری شرون می پذیرد و افشاء مینماید که: سی. آی. ای با سازمان استخبارات ارتش پاکستان آی. ایس. آی در استخدام وتحریک رهبران مجاهدین و مداخلات از کانال های مختلف علیه افغانستان همکاری و فعالیت های مشترک داشته و از آن روز های اول پس از کودتای 1357 خورشیدی پیهم و مسلسل فرماندهان، قوماندانان و رهبران گروه های مختلف جهادی را در بدل پول، اسلحه و امکانات مادی تحریک، استخدام و روابط دوستانه با آنها برقرار شده بود.
    لذا سازمان سی. آی. ای نخستین تیم عملیاتی خود را به سرکردگی گیری شرون به دره پنجشیر پرتاب می نمایند. زیرا تمام فرماندهان، رهبران و فعالان جهادی دوستان و آشنایان قدیمی و تطمیع شدۀ سازمان سیاه هستند و آنها با تیم های آمریکائی همکاری خواهند کرد. جنرال گیری شرون و تیم وی ترور احمد شاه مسعود، دوست نزدیک و همکار وفادار و دیرینه ی سازمان سی. آی. ای که فقط دو روز قبل از حادثه یازدهم سپتامبر ترور شد اظهار افسوس نموده و میگوید حتی در سازمان مرکزی سی. آی. ای در آمریکا ترور احمد شاه مسعود را با تأسف و نگرانی یاد آوری نموده ضایعه میخواندند، سی. آی. ای همکار و مهرۀ خوب خود را از دست داد.
    سی. آی. ای میلیون ها دالر به فرماندهان و قوماندانان جهادی در پنجشیر و مربوطات شورای نظار و برای هریکی از فرماندهان ایتلاف شمال بویژه برای داکتر عبدالله، جنرال فهیم، عطامحمد نور، جنرال بسم الله مهندس عارف و ... و پول هنگفتی برای  رسول سیاف در گلبهار پرداخت نمود و. ...      
    علاوه بر این تیم در پنجشیر، تیم های دیگر ماموران و افسران مجرب سی. آی. ای بنام الفا در مزار شریف در کنار عطا محمد نور و جنرال دوستم، و تیم دیگری سی. آی. ای در ترینکوت ولایت ارزگان در کنار حامد کرزی، تیم دیگری در ننگرهار به همکاری و حمایت فرمانده عبدالحق، تیم دیگری در بامیان به حمایت کریم خلیلی، تیم دیگری در خان آباد در کنار رهبران و فرماندهان گروه مجاهدین اسلامی و تیم های دیگر در مناطق مختلف افغانستان به فعالیت و اقدامات سریع آغاز بکار نمودند.
    گیری شرون بزبان فارسی رایج در افغانستان بخوبی صحبت میکند و با خصلت و مسایل افغانی بخوبی آشنائی دارد. او میگوید دونفر عربی تحت پوشش خبر نگار که سفر آنها تا نزد احمد شاه مسعود ازطرف رسول سیاف و به معرفت سیاف ترتیب و سفارش شده بود، ترور احمد شاه مسعود بوسیلۀ همین دو نفر عربی فرستادۀ رسول سیاف صورت گرفت، من با احمد شاه مسعود روابط حرفه ای طولانی داشتم و خبر بد تر از آن برایم این بود که مسعود خلیلی مشاور سیاسی ارشد وی نیز در این حادثه مجروح شده، مسعود خلیلی همکار حرفوی و دوست نزدیک من بود.
    جنرال گیری شرون افشاء میکند و میگوید: « بیاد دارم در سال 1978  ( پس از    کودتای ثور 1357 خورشیدی ) آلن ولف رئیس سازمان مرکزی استخبارات سی. آی. ای در اسلام آباد به ما گفت رژیم طرفدار شوروی را در افغانستان میخواهد بر اندازد، تلاش و پلان برای این منظور همان روز و از همان اتاق گردید، آنروز چهار تن از ما با آلن ولف اطراف میز نشسته بودیم، آلن ولف برای بکار اندازی این پلان و هدف وارد اسلام آباد گردیده بود. آلن ولف میگفت و به این باور بود که تجارب و آزمایشات از گذشته های دور و نزدیک این موفقیت را برای ما در پی دارد که به افغانها پول و اسلحه و امکانات مادی بدهید و آنها را نوازش کنید بنام دین و مذهب بر انگیزانید بالاخره مقاصد ما را بر آورده می سازند و آنها از درون علیه یکدیگر آنقدر میجنگند که پایانش معلوم نیست ؟.     
    وقتیکه در این ماموریت سقوط بسوی پنجشیر حرکت میکردیم، گوفر رئیس سازمان سی. آی. ای در دفتر خود باز هم سخنان مشابهی چناچه آلن ولف در سال 1978 در اسلام آباد گفته بود، آقای گوفر بازهم در مورد خصلت و عادت افغانها میگفت، و ما به این موضوع فکر میکردیم که آمریکا و متحدین آن پس از آنکه حکومت طرفدار شوروی خاتمه یافت و نیروهای شوروی بیرون شدند، گروه های مجاهدین را بحال خودش  رها کرد، و ما تشویش از آن داشتیم که با گذشت این فاصلۀ طولانی آیا بازهم رهبران و فرماندهان و قوماندنان گروه های مجاهدین اسلامی بازهم با ما همکاری خواهند کرد ؟؟ ... گوفر اطمنان داد و به این باور بود که در هر زمان و مکان با پرداخت پول و اسلحه و امکانات مادی و نوازش ... احساسات مذهبی و جنگهای قبیلوی و داخلی در افغانستان آتش افروخته و آماده است.»


    ادامه دارد
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 20 نوفمبر 2017 - 19:44 ميباشد