دو برخورد و خط مشی متضاد در مسئاله ملی پښتونستان

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6882
    Registration date : 2007-06-20
    20170405

    دو برخورد و خط مشی متضاد در مسئاله ملی پښتونستان

    پست  admin




    به احتمال قرین به حقیقت، بر اساس دستور و سفارش سفارت های انگلیس و پاکستان در کابل،
    در این روزهای پسین باز شیپور خط دیورند و مسئاله پښتونستان و پښتونهای آنطرف و این طرف مرز به صدا در آمده و این مسئاله داغ مطرح و سخت بازار آن رونق یافته است.
    به همین مناسبت یادی از گذشته ها نموده و شماره ۲۵ جریده تابناک پرچم مورخ شنبه ۹ سنبله سال ۱۳۴۷ مطابق ۳۱ آگست سال ۱۹۶۸ ترسایی را مرور می کنیم که در این مورد چی نظر و موضعگیری داشت. شماری از درس های گذشته حتمی نیست که بازبینی شوند، فقط باید آنها را از دید امروز و مبرمیت شان را با معیار های امروزی سر داد و داوری کرد که آیا موضع گیری آن دوران درست بوده است یا خیر. چرا نتوانیم صدای خویش را امروز بلند کنیم و همان موضع را دفاع نماییم؟
    شرکت گسترده عزیزان در این بحث از دید من، موثر خواهد بود.
     
    ***

     
    ببرک کارمل
     
    دو برخورد و خط مشی متضاد در مسئاله ملی پښتونستان
    =================================
     
    یک مسئاله و دو برخورد و خط مشی متضاد:

     
    مسئاله پښتونستان و برخورد نادرست محافل حاکمه افغانستان:


    بنا بر نفوذ استعمار و سلطه طبقات حاکمه ارتجاعی و اداره استبدادی در کشور، بنا بر ماهیت طبقاتی حکومتهای افغانستان، برخورد هیئات حاکمه کشور در مسئاله ملی پښتونستان جهت و ماهیت نیم بند ملی و غیر دموکراتیک، نا استوار و نادرستی داشته و دارد که بصورت فورمول بندی شده، خطوط اساسی آن که قابل انتقاد شدید می باشد، قرار آتی است:
    - مسئله سرحد آزاد (پښتونستان آزاد) بعد از دهه اول استقلال در اثر توطئه خائنانه استعمار و ارتجاع، مطمح نظر و عمل قرار نگرفت، زیرا افغانستان نه تنها نتوانست در جبهه ضد استعمار و امپریالیزم به پا خیزد، بلکه در نتیجه، خود نیز بحیث یک کشور وابسته باقی ماند.
    - مسئله پښتونستان بر مبنای اصول علمی حل مسئله ملی و اصل « حق تعیین سرنوشت ملل تا سرحد جدایی » و در جریان واحد جنبش انقلابی ملی کشورهای تحت استعمار، همزمان با استقلال طلبی خلق های کبیر هند طرح نگردید و هیئات حاکمه افغانستان « عنصر وقت » را تشخیص نداد.
    در زمان تجزیه نیم قاره هند به دو کشور هند و پاکستان، ملت پښتونستان در اثر سیاست ددمنشانه استعماری در برابر انتخاب در راه مشکل مذهبی قرار گرفت، وقایع انقلاب در نیم قاره هند با سرعت فوق العاده بسط و توسعه می یافت و نیروهای ملی انقلابی خلق پښتونستان و بلوچستان برای تامین آزادی و استقلال در نضج و اوج نهضت خود بودند، ولی حکومت آنوقت افغانستان هنوز در کابوس استعمار گرفتار بود و به کوچکترین اقدام موثر در زمینه دست نزد. در حقیقت از لحاظ منطق زمان، تاریخ قیام ملی و حتی مسلحانه خلق پښتونستان بخاطر آزادی و استقلال، در همان اوضاع اغتشاش آمیز روزهای تجزیه هند بود. در آن زمان حکومت افغانستان از یکسو و نیرو های ملی،‌ انقلابی خلق پښتون و بلوچ از سوی دیگر موضوع استقلال ملی پښتونستان را توام با قیام بلادرنگ مسلحانه و یا غیر مسلحانه موثر طرح نکردند، که می توان آنرا یک اشتباه جبران ناپذیر تاریخی بشمار آورد. بالعکس مسئاله ملی پښتونستان از طرف هیئات حاکمه افغانستان وقتی مورد « توجه » قرار گرفت که دیگر استبداد و ستم ملی و سیاست خون و آهن حکومت دست نشانده امپریالیزم انگلیس یعنی پاکستان بالای خلقهای پښتونستان و بلوچستان تسلط یافته بود و جنبش انقلابی ملی مردم، وحشیانه سرکوب گردید (واقعه قهرمانانه و خونین چهارسده و زندانی شدن بیش از چهارده هزار آزادی خواه پښتونستان محکوم).
    - ده ها سال سیاست خارجی یکجانبه کشور و وابستگی آن با امپریالیزم از یکسو و اختناق جنیش آزادیبخش پښتونستان از سوی دیگر، باعث آن گردید که در نتیجه مسئاله ملی پښتونستان از جریان جنبشهای رهایی بخش ملی و مترقی جهان منفرد باقی ماند و مقام بین المللی را حایز نگردید.
    - در داخل افغانستان مسئله ملی پښتونستان بشکل دموکراتیک و ملی از پایین در میان خلق طرح نگردید، بلکه از « بالا » در تحت یکنوع نظارت پولیسی،‌ بصورت رسمی و تشریفاتی طرح شد و در نتیجه موانعی در برابر اقدام خلاق خلقهای افغانستان در زمینه نهضت نجاتبخش ملی پښتونستان بوجود آمد، در حالیکه در جریان دهه دوم بعد از استقلال، صدها فرزند صدیق وطن از اقوام مختلف کشور و قهرمانان آزادی جانهای خود را در راه رهایی سرحدات آزاد (پښتونستان) از یوغ استعمار کهن و ارتجاع فدا کردند و در زندانهای سیاه و یا در زیر چوبه های دار جان دادند.
    - طرح مسئله ملی پښتونستان از طرف محافل حاکمه کشور به نحوی صورت گرفت که از یکسو موجب استحکام استبداد و ارتجاع گردید و از سوی دیگر باعث شیوع افکار فاشیستی و شوونیزم عظمت طلبانه و تعقیب سیاست تبعیض در میان خلقهای نجیب و زحمتکش افغانستان شد و شور و شوق خلقهای کشور را در باره ضعیف نمود.
    - جنبش آزادیبخش ملی پښتونستان در یک مسیر و یک جریان با جنبش دموکراتیک و ملی ضد فیودالیزم و ضد امپریالیزم خلقهای افغانستان قرار نگرفت.
    - محافل حاکمه افغانستان سعی فراوان مبذول داشتند تا مسئله پښتونستان را در کنترول و انحصار فيودالهای مرتجع و مستبدین محلی و عناصر فاسد و رشوه خوار و معامله گران دو جانبه بین افغانستان و پاکستان و عمال کهنه کار استعمار و جیره خواران به پیش ببرند و هرگونه فعالیت نیروهای ملی و دموکراتیک و مترقی خلق را خنثی سازند.
    - محافل حاکمه افغانستان ابتکار بخرچ ندادند تا نهضت رشد یابنده آزادیبخش ملی پښتونستان با نبرد مسلحانه و قطعات پارتیزانی پښتونستان آزاد و مبارزات مسالمت آمیز پښتونستان محکوم در یک جبهه و در تحت یک رهبری واحد پیشاهنگ جنبش انقلابی ملی توام گردد.
    - محافل حاکمه افغانستان تصمیم نگرفتند تا طبق روحیه فیصله های شورای ملی دوره هفتم و دو لویه جرگه اخیر زمینه تشکیل حکومت آزاد ملی پښتونستان را تدارک ببینند.
    - هیئات حاکمه افغانستان قادر بدان نشد که از نفوذ و تجاوز روزافزون نیروهای استعمارگر پاکستان به پشتیبانی نیروهای سنتو و سیاتو، در راس آن امپریالیزم آمریکا، در سرحدات آزاد (پښتونستان آزاد) جلوگیری کند.
    این وضع از یکسو باعث تضعیف جبهات مبارزه رهایی بخش در پښتونستان آزاد گردید و از سوی دیگر بر تمامیت ارضی کشور لطمه وارد نمود.
    - حکومتهای افغانستان طی مدت بیست سال بعد از تجزیه هندوستان قادر نشدند که توجه جدی محافل بین المللی را بجانب جنبش آزادیبخش ملی پښتونستان معطوف سازند.
    این تنها اتحاد شوروی بود که از حل مسالمت آمیز مسئاله ملی پښتونستان بحیث پرنسیب دفاع کرد.
    موجز اینکه محافل حاکمه افغانستان از ترس بیداری خلقها و اوج گیری نیروی نهضت دموکراتیک و ملی در داخل و جنبش آزادیبخش ملی خلق پښتونستان و بلوچ پیوسته سعی کرده است تا سیاست صوری و نیم بند خود را تا حدود استحکام خویش و مقرون به صلاح و بنفع طبقه حاکمه افغانستان تعقیب و تایید نماید.
     
    ***


    برخورد و خط مشی دموکراتیک خلق در مسئاله ملی پښتونستان:


    تجربه تاریخ مبین این حقیقت تلخ و جانگداز است که استعمار و هیات های حاکمه مرتجع پیوسته سعی ورزیده اند تا بمقصد حراست امتیازات مادی و معنوی خویش و ایجاد تفرقه های ملی در میان خلق کارگر، از سیاست ستمگری ملی پشتیبانی کنند.
    علاوه بر آن امپریالیزم به اشکال کهن و نوین سیاست استعماری به کوشش خود برای تابع کردن ملل می افزاید و پیوسته به اتفاق هواداران داخلی خویش ستمگری ملی را تشدید میکند.
    این سیاست اسارت آور، در سیر تاریخ ملی افغانستان و پښتونستان به وضاحت دیده می شود.
    - تنها بر مبنای مبارزه طبقاتی و در جریان ساختمان نظام نوین اجتماعی امکان پذیر است که برنامه مترقی مسئاله ملی اجرا و برادری و اتحاد کامل خلقهای یک وطن واحد، بصورت داوطلبانه برقرار گردد و با جبران عقب ماندگی اقتصادی و فرهنگی و تساوی حقیقی در رشته های سیاست و اقتصاد و فرهنگ نفاق و تفرقه های ملی از بین برود.
    ستم ملی که محصول شرایط نظام های فئودالی و سرمایه داری و نفوذ و تسلط استعمار و امپریالیزم در جهان است، با تحقق اصل « حق تعیین سرنوشت ملل تا سرحد جدایی » از بین رفته میتواند.
    معهذا باید خاطرنشان ساخت که: « حل مسئاله ملی و حق ملل در تعیین سرنوشت شان تا سرحد جدایی و استقلال را نمیتوان با مسئاله صلاح بودن جدایی فلان با بهمان قوم و ملت، در فلان یا بهمان زمان مخلوط کرد. » مسئاله ملی فقط برا اساس مبارزه طبقاتی زحمتکشان و با ارتباط با مبارزه آزادیبخش ملی ضد استعمار و امپریالیزم میتواند بصورت علمی حل و فصل گردد.
    باید تذکر داد که مسئاله ملی همیشه خصلت یکسان ندارد و جنبه وظایف جنبش انقلابی ملی در دوره های مختلف رشد و تکامل اجتماعی و جنبش و انقلاب تغییر میکند.
    جریان دموکراتیک خلق افغانستان در مدت کوتاه حیات سیاسی خود، بر مبنای اصول و احکام جهانبینی علمی و بر اساس وظیفه ملی و بین المللی خویش، بشیوه مترقی و وطنپرستانه و دموکراتیک و ملی خط مشی خلاق و ابتکاری خود را در باره حل مسئاله ملی پښتونستان دلیرانه طرح کرده و آنرا از طریق مبارزه پارلمانی و خارج پارلمانی مجدانه در عرصه عمل قرار داده است.
    خطوط اساسی مشی دموکراتیک خلق در مسئاله ملی پښتونستان بر مبنای اصل مرامی دموکراتیک خلق که میگوید: « اشغالگران امپریالیست بریتانیا خط استعماری نام نهاد دیورند را در سال (۱۸۹۳ ع) بر قلمرو سیاسی افغانستان خلاف اراده خلقهای آن تحمیل کرد و در نتیجه یک قسمت از ساحه مملکت ما را از پیکر آن جدا نمود، از آن تاریخ تا کنون جنبشهای ملی ضد استعماری و امپریالیستی خلقهای پښتونستان بصورت مستمر و مداوم جریان دارد. نیروهای ترقیخواه دموکراتیک خلق افغانستان به پیروی از اصل « حق تعیین سرنوشت ملل » از جنبش رهایی بخش ملی خلقهای پښتونستان پشتیبانی میکند »، عبارت است از:
    ۱- دفاع پیگیر و دلیرانه از جنبش آزادیبخش ملی خلق پښتونستان و بلوچستان به رهبری نیروهای صدیق ملی و ترقیخواه دموکراتیک و پیشرو ضد ارتجاع و ضد امپریالیزم در یک جریان وسیع توام با جنبش دموکراتیک و ملی خلقهای افغانستان و مبارزه علیه هرگونه تمایلات فاشیستی و شوونیزم عظمت طلبانه و سیاست الحاق طلبی و تبعیض و ستم ملی.
    ۲- اتحاد و همبستگی تمام نیروهای طرفدار آزادی و استقلال و دموکراسی در داخل افغانستان و پښتونستان و بلوچستان در یک صف جهانی با بشریت مترقی پیشاهنگ و نهضت کارگری و نیروهای جنبش آزادیبخش ملی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین که در مبارزه با امپریالیزم و بخاطر صلح، استقلال ملی، دموکراسی و آزادی ملتها و سوسیالیزم به پیش میروند.
    ۳- مبارزه علیه پکت های نظامی سنتو و سیاتو در همجواری افغانستان و تایید پروگرام و خط مشی احزاب و نهضتهای ترقیخواه دموکراتیک ضد استعمار کهن و نوین و امپریالیزم در پښتونستان و بلوچستان و پاکستان.
    ۴- شرکت دادن و به شور و شوق آوردن خلقها، اعم از کارگران، دهقانان، پیشه وران، عناصر ملی ترقیخواه دموکراتیک و وطنپرست و روشنفکران در یک جبهه متحد آزادیبخش ملی پښتونستان و کوتاه کردن دست فئودالهای مرتجع، کمپرادورها، خائنین، مرتجعین و مستبدین در نهضت انقلابی ملی پښتونستان و بلوچستان.
    ۵- تا حدود امکان جستجوی طرق حل مسالمت آمیز مسئاله پښتونستان، بدون اینکه شکل دیگر مبارزه (قهرآمیز) از نظر انداخته شود.
    در خاتمه با بانگ رسا اعلام میگردد که حل مسئاله ملی پښتونستان و نهضت دموکراتیک و ملی افغانستان بالای یکدیگر تاثیر متقابل دارند.
    استقرار صلح درین منطقه جهان، تحکیم استقلال ملی، تامین آزادی و استقلال پښتونستان و بلوچستان قویا در شرایطی امکان پذیر است که: (۱) پیوسته سیاست و موقف بین المللی افغانستان بصورت روزافزون، نه تنها نسبت به سیاست خارجی ایران و بخصوص پاکستان ماهیت مترقی و ضد امپریالیستی نیرومندی را حایز باشد، بلکه بصورت روزافزون باید بجهت سیاست مترقی بسط و توسعه یابد، و (۲) در داخل، سطح آهنگ سریع رشد اقتصاد ملی و تکامل اجتماعی و فرهنگی و دموکراسی کردن کشور و ترقی اجتماعی و رفاه خلقهای افغانستان، بدون تبعیض و ستمگری ملی، وسیعا تامین گردد.
     

    پیروز باد جنبش دموکراتیک و ملی افغانستان و جنبش آزادیبخش ملی پښتونستان و بلوچستان در جریان عظیم جنبش های انقلابی جهانی ضد ارتجاع و ضد امپریالیزم.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الثلاثاء 19 سبتمبر 2017 - 17:52 ميباشد