مروری بر کتاب ماموریت سقوط

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6923
    Registration date : 2007-06-20
    20170421

    مروری بر کتاب ماموریت سقوط

    پست  admin


    علی داریوش
    مروری بر کتاب ماموریت سقوط
    نوشته گیری شرون
    ترجمه: اسدالله شفایی
     
    قسمت سوم


    من قبلاً با احمد شاه مسعود ومهندس عارف در پاریس نیز دیدارها وملاقات های داشتم ونیز در کابل وتالقان وپنجشیر با احمد شاه مسعود وبعض از مسؤلین وی را چند بار دیدار و ملاقات های نموده بودم، احمد شاه مسعود در پاریس مهمان دولت فرانسه بود که ترتیبات آن از سوی ( سرویس امنیت داخلی فرانسه، D.S.T ) فراهم شده بود حمایت می شد، آژانس های استخباراتی فرانسوی سرویس امنیت داخلی و سرویس امنیت خارجی ( استخبارات D.G.S.T ) از احمد شاه مسعود و همراهان او پذیرائی و حمایت می نمودند.
    ورود تیم ویژه ماموران وافسران C.I.A تحت سر پرستی من به پنجشیر وآنهم پس از مرگ احمد شاه مسعود وسپس تیم های دیگر نخستین جرقه های امید را در دل فرماندهان، قوماندانان وافراد مسعود باز هم زنده کرد واکنون پول هنگفتی، میلیون ها دلار به فرماندهان ارشد چون جنرال قسیم فهیم، داکتر عبدالله، مهندس عارف، عطامحمد نور، جنرال دوستم، حامد کرزی، اسماعیل خان در هرات، کریم خلیلی در بامیان، رسول سیاف در گلبهار، بسم الله خان در جبل السراج و ... توزیع و پرداخت شد و با تمام آنها تماس و روابط پنهانی مجدداً برقرار شد. و ما توانستیم با دوستان و همکاران  سابق خویش بدون مشکلی معرفی شویم.
    در دره پنجشیر و مربوطات شورای نظار: با داکترعبدالله، جنرال قسیم فهیم، عطامحمد نور، جنرال بسم الله خان، یونس قانونی، داکتر عبدالرحمن، ممتاز صافی، جان محمد مدیر پایگاه، مهندس عارف رئیس استخبارات مسعود، حفیظ، جنرال بریالی، فرمانده امیر محمد  و دیگر مسؤلین و فعالین سابق تماس و روابط مجدد برقرار گردید، بار دیگر پنجصد هزار دلار به مهندس عارف دادم. 
    جنرال قسیم فهیم، داکتر عبدالله، مهندس عارف، جنرال بسم الله خان و ... را بار باری بطور خصوصی دیدار و ملاقات نمودم، ممتاز نقش ترجمانی را داشت، داکتر عبدالله را از سالها قبل ارتباط وآشنائی داشتم وبارها او را دیدار وملاقات کرده بودیم، یک میلیون دلار باز هم باردیگر به داکتر عبدالله وجنرال فهیم دادم، داکتر عبدالله ومهندس عارف به این نظر بودند که از وجود جنرال فهیم صرفاً در جنگها استفاده شود، همینکه قدرت دولتی را بدست ما بسپارید جنرال فهیم را باید به حاشیه راند. بار دیگر بستۀ یک میلیون دلاری را به آنها دادم واما آنها هرکدام پول بیشتری توقع وطمع داشتند. همکارم کریس از نزدیک با حفیظ وماموران و فرماندهان ایتلاف تماس برقرار میکرد وجنرال فهیم سعی وتأکید داشت تا ایرانی ها از روابط وهمکاری ما با C.I.A واز حضور مخفیانه تیم ویژۀ سازمان C.I.A که وارد درۀ پنجشیر شده اند متوجه و مطلع نشوند.
    در اثر اشتباهات ارتش آمریکا بعضا مناطق وغیرنظامیان بمبارد ومردم بیگناه کشته می شدند، لذا رهبران وفرماندهان بویژه بسم الله خان، رسول سیاف ودیگر فرماندهان وقوماندانان با دریافت پول هنگفت دلار وحفظ روابط سابق با سازمان سیاه بی سر وصدا از همچو حوادث واشتباهات آمریکا چشم پوشی میکردند.       
     ( پرداخت و توزیع تمام این همه دالرها، امتیازات، مقام وموقف بلند وکلیدی، صلاحیت واختیارات بی چون وچرا، امکانات مادی ونوازش ها پیشاپیش برای حق السکوت وخاموشی رهبران، فرماندهان وقوماندانان جهادی در مناطق مختلف برای تمام رهبران، فرماندهان وقوماندانان گروه های جهادی صورت میگیرد، تا بطور مداوم از شورش وتظاهرات مردم علیه جنایات بیشمار، اعمال ضد انسانی واقدامات حکومت آمریکا ومتحدین آن جلوگیری نمایند وبهر قیمتی پرده پوشی وبرای تحقق اهداف وپلان های ضد ملی وضد انسانی استعمارگران آمریکا وناتو صادقانه کوشش وهمکاری نمایند ودر بدل این همه خدمات خاینانه ومزدوری شان، امتیازات وامکانات بی حد ومرز اربابان ومالکان خودرا بدست می آورند.)
           
    آقای گیری شرون همچنان میگوید: «رسول سیاف که شدیداً مشتاق دیدار وملاقات با ما بود از طریق همکارم کریس وسیلۀ بی سیم رابطۀ مجدد او با ما برقرار شد. فردای آن من وکریس به همراهی حفیظ بدیدن رسول سیاف به گلبهار رفتیم، سیاف از ما پذیرائی واستقبال گرم ودوستانه نمود، رسول سیاف دوست وهمکار قدیمی سازمان سی. آی. ای ویکی از هفت رهبر بزرگ مجاهدین اسلام بود، او اعتقاد وباورمستحکم به بنیاد گرایان وهابی سعودی دارد، گروه تروریستی اسلامی فلیپینی که در سال 2002 سه نفر آمریکائی را بگروگان گرفته بودند به افتخار وی خود را ابوسیاف نام نهاده بودند.
    طی جنگهای فاجعه بار داخلی بویژه در سالهای 1992 –1994  گروه های مجاهدین اسلامی، قسمت های زیادی افغانستان را تخریب وبه ویرانه مبدل کردند وهزاران انسان بیگناه وملکی کشته ونابود شدند، رسول سیاف اعتبار ونفوذ خود را از دست داد، از سوی دیگر او روابط نزدیک و دوستانه با اُسامه بن لادن و گروه تروریستی وی داشت، ما وسازمان سی. آی. ای بدرستی دریافتیم که رسول سیاف در مقابل پول ونوازش C.I.A هرکاری برای ما انجام خواهد داد. ...
    بستۀ بزرگ وهنگفت دلاری را به رسول سیاف دادم، همینکه بسته بزرگ دلار را پیشروی رسول سیاف گذاشتم او چنان خوشنود شد که چشمانش فراخ شد ونزدیک بود از حدقه بیرون آید، رسول سیاف بار دیگر تعهدات وروابط وهمکاریهای خود با C.I.A و دولت آمریکا تجدید نمود، او در حالیکه پول وامتیازات بیشتری از سی. آی. ای توقع وطمع داشت مجدداً قول وقرار داد که بدولت آمریکا همکاری و خدمت میکند.
    من و کریس هنگامیکه در گلبهار مصروف دیدار وملاقات با رسول سیاف بودیم، همکارانم هریک، مورای و ستان به همراهی ممتاز بدیدار وملاقات جنرال بسم الله خان به سمت جبل السراج رفتند، بسم الله خان که در بالای تپه انتظار آن سه نفر ماموران C.I.A آمریکائی را داشت، از آنها باگرمی پذیرائی واستقبال نمود. وسایر کارمندان ومجاهدین دور واطراف بسم الله خان همچنان برای پذیرائی مأموران سی. آی. ای با جنب وجوش زیاد به پذیرائی ایستاده بودند، فرمانده محلی نیز در کنار بسم الله خان بود.
    در پنجشیر برای تمام تیم ( جاوبریکر/ الاشه شکن) لباس های محلی پیراهن وتنبان، دستمال وپتو وکلاه پکول آماده شده بود وجان محمد بدستور مهندس عارف مسؤل استخبارات شورای نظار تهیه نموده بود تا موجودیت ماموران C.I.A افشا نشوند و اما باز هم ما چهرۀ متفاوت خارجی داشتیم، البته قبلاً نیز ماموران وتیم های استخباراتی سی. آی. ای بارها در پنجشیر وجاهای دیگری با احمد شاه مسعود وفرماندهان ورهبران مجاهدین اسلامی دیدارها و مأموریت های مخفیانه انجام داده و هر باری پول و امکانات کافی در اختیار آنها گذاشته بودند، من چند باری در پنجشیر پول هنگفت وامکانات کافی در اختیار مهندس عارف، فرماندهان و مسؤلین جهادی شورای نظار قرار دادم، وروز هفتم اکتوبر همکارانم کریس وستان بازهم برای دیدار رسول سیاف به گلبهار رفتند ...
    تیم ما یعنی تیم ( جاو بریکر) طی این مدت بیش از چهار صد Report و گذارشات استخباراتی را به مرکز سازمان C.I.A به آمریکا فرستادیم، ما انواع مختلف افزار وماشین آلات وتکنالوژی های پیشرفته ونقشه های دقیق در اختیار داشتیم، موقعیت ها وکوردینات های مطلوب را برای اهداف و نشان گیری طیارات وارتش آمریکا از قبل به مرکز سی. آی. ای فرستادیم، قرار ما برآن بود که سفر داکتر عبدالله را برای انجام وظایف و مأموریت مخصوص به واشنگتن فراهم کنیم، داکتر عبدالله قبلاً نیزبرای انجام مأموریت های ویژه بطور مخفیانه به واشنگتن سفرهای انجام داده بود.
    تیم های ویژه استخباراتی سازمان مرکزی سی. آی. ای در مناطق مختلف افغانستان در پیشاپیش برای هجوم ویورش وسیع وگستردۀ ارتش ایالات متحده آمریکا بشدت فعال وزمینه سازی وفراهم آوری های استخباراتی با تطمیع وتوزیع پول ودلار هنگفت به رهبران، فرماندهان وقوماندانان مؤثر جهادی اسلامی را انجام میدادند ودر پی آن نیروهای ارتش و نظامیان ایالات متحده آمریکا بصورت بسیار وسیع وگسترده بعد از ساعت نُه شب با حمله به مواضع وسنگرهای القاعده وطالبان به افغانستان یورش آوردند.
    ما در شمال افغانستان، عطامحمد نور را در مقابل جنرال دوستم تحریک، تقویت وحمایت کردیم وجنرال دوستم را تحت مراقبت قرار دادیم، زیرا او ازبیک بود وقبلاً برای رژیم کمونیستی نجیب الله خدمت میکرد. واما دومین تیم ویژۀ C.I.A بنام الفاء در مزار شریف با جنرال دوستم پیوست، ولی جنرال قسیم فهیم، مهندس عارف، داکتر عبدالله ودیگر فرماندهان تاجیک بشدت جنرال دوستم را رد میکردند و اورا قبول نداشتند وعطامحمد نور را در مقابل وی در مزار شریف علم میکردند، و مدعی برآن بودند که هیچ تیم و یا ماموران سی. آی. ای ، امکانات وامتیازات آمریکا به دیگران یعنی بغیر از تاجیک (شورای نظار و گروه جمعیتی ) تعلق نگیرد، در واقع حمایت یکطرفه وروابط نزدیک تیم های ویژه C.I.A به تاجیکها تنها این امکانات را فراهم میکردیم و میکنیم که: (افغانها در اختلاف شدید و رقابت با یکدیگر، برای منافع آمریکا بهتر و بیشتر برای اهداف ما کار و تلاش کنند.)
    وبار دیگر میلیون ها دالر به داکتر عبدالله، جنرال قسیم فهیم، مهندس عارف، عطامحمد نور و فرماندهان دادیم تا این اختلاف را کنار بگذارند و برای اهداف سی. آی. ای صادقانه و دقیق تر علیه القاعده و طالبان اقدام عملی کنند، در هر سخن و برنامه بایست پول هنگفت به آنها بدهیم، این عادت افغان هار ا از قبل بخوبی میدانستیم که برای هر تجدید پیمان و برای هرکار و عمل ایشان فقط با پول و نوازش و امتیازات مطلب حاصل میگردد. بار دیگر پول هنگفت دلاری به عطامحمد نور، مهندس عارف و دیگر فرماندهان شورای نظار دادم تا بیش از پیش خوبتر برای ما فعالیت نمایند، ناراحتی و اختلافات آنها با جنرال دوستم رفع گردد، زیرا پلان و برنامه های ویژۀ سی. آی. ای و اقدامات آمریکا علیه القاعده و طالبان متضرر می شد، اما فرماندهان تاجیک به این موضوع اهمیت نمیدادند و پیهم در تلاش حصول منافع گروه تنظیمی خود بودند.
    بار دیگر روزی بخانۀ داکتر عبدالله در دره پنجشیر که بسیار انتظار ما را داشت رفتیم ومهمان او بودیم، خانۀ زیبائی در داخل دره بود، همکارم ریک، جنرال فهیم، مهندس عارف وممتاز صافی نیز با من بودند، وبازهم یک میلیون وهفتصد هزار دلار برای داکتر عبدالله وجنرال فهیم دادم وبه آنها اطمینان دادم که ما مقادیر کافی پول با خود آورده ایم و علاوه برآن روزانه پول ودیگر نیاز مندیهای ما منظماً میرسد، یعنی به نوعی به آنها تفهیم نمودم که دلار های ما تمام نمیشود.

    ادامه دارد
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking


      اكنون الإثنين 20 نوفمبر 2017 - 3:23 ميباشد