لجام گسیختگی سرشار یا دانش حقیر

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6868
    Registration date : 2007-06-20
    20170503

    لجام گسیختگی سرشار یا دانش حقیر

    پست  admin


    قسمت پنجم
    رهپو زیر عنوان: «مشتی از کنش های ضد مردم سالاری ح د خ ا،» چنین مینگارد:  «به باورم سبب اساسی همان ساختار ایدیولوژیک مارکسباور روسی از یک سو و وابستگی به شوروی از جانب دیگر بود. نشانه های این امر را که ح.د.خ.ا. در آن نقش مهم بازی کرد به فراوانی می توان دید. بارز ترین نمونه اش همراهی با کودتای داوود، می باشد که به این نظام نقطهٔ پایان گذارد.» 
    آقای رهپو ! به این واقعیت تاریخی نگاه کنید:
     ببرک کارمل بعد از توضیح و خوشبینی کامل به آینده ء ح د خ ا به محمد داوود می گوید: «چون شما مطابق قانون اساسی حق فعالیت سیاسی ندارید اگر بخواهید میتوانید از سه طریق استفاده کنید:
    ۱۱-یک روزنامه یا جریده بنام شخص دیگر امتیاز بگیریدو نظریات خود را به نشر برسانیدتا زمینه ء فعالیت سیاسی به شما میسرو مساعد گردد.
    ۲۲-اگر امکان داشته باشد با اعلیحضرت مفاهمه نمایید تا شما را جهت خدمت بیشتر به مردم، نایب السلطنه مقرر نمایند.
    ۳۳-کودتا: روش مبارزه و ایدیولوژی ما به کودتا متضاد بوده و هرکس درین راه اقدام کند به مخالفت و ضدیت با او قرار خواهیم گرفت.
     محمد داوود که از توصیه های ببرک کارمل رنجیده بود ....» .(تاسیس و تخریب اولین جمهوریت. حسن شرق. ص ۱۵۹) رهپو از نقش روشن ح د خ ا در براه اندازی نا آرامی ها در معارف،حضور در اتحادیه محصلان،تظاهرات خیابانی، به ویژه تظاهرات سال ۱۹۷۰ خیابانی علیه اسپیرو اگنیوبا تندی انتقاد میکند. رهپو تا کنون نمیداند که تظاهرات علیه اسپیرو اگنیو صرف به ابتکار نجیب ووکیل بدون دستور حزب صورت گرفته بود که در کتاب اخیرجناب وکیل تسجیل است. لطفااز کتاب «پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان» ، نوشته وکیل درصفحه ۱۰۰۰، بخوانید: «اسپیرو اگنیو در اواخر ماه دسمبرسال ۱۹۶۹وارد کابل میشود.یک روز قبل از آمدن اسپیرو اگنیو ، عده یی از کادر های پرچمی پوهنتون بدون اینکه موضوع را با رهبری حزب در میان بگذارند تصمیم گرفتند که دست به تظاهرات علیه اسپیرو اگنیو بزنند. دانش آموزان دانشگاه کابل، تحت رهبری خلیل زمر،داکتر نجیب الله و عبدالوکیل، بدون اجازه و خبررهبری حزب، دست به تظاهرات میزنند.برموترحامل اسپیرو اگنیومعاون ریس جمهور امریکا، با تخم میزنند و شعار : از ویتنام خارج شوید؛ میدهند.» 
    این است واکنش ببرک کارمل در برابر وکیل و داکتر نجیب الله :
     «... اما بدانید که شما هردو از جمله کسانی استید که از یک طرف بخاطر وقف و فداکاری تان برای حزب ، باید تقدیر شوید؛ اما از طرف دیگر ودرعین زمان تیر باران گردید! زیرا بدون آگاهی رهبری حزب، خود سرانه به ماجراجویی دست زده اید. شما هم باید مانند سایر جریانات سیاسی عمل می نمودیدودست به اعمال ماجراجویانه که باعث عصبانیت امریکایی هاودولت گردیده،نمی شدید. »ص ۱۰۲همان کتاب.
    رهپو در جایی از بیانیه ببرک کارمل ذکر میکند: 
    «کارمل در جلسه ء ماه جولای۱۹۷۱۱شورای ملی بیان داشت: ارتجاع سیاه راست افراطی و شعله افروزان چپ افراطی عملاََ زیر لوای انتی سویتزیزم (ضد شوروی) در یک جبهه با جناح راست ومحافل و سازمان های جاسوسی داخلی و خارجی در تبانی و توطیه اند تا روابط نیک و حسن همجواری افغانستان و اتحاد شوروی را برهم بزنند.». 
    آقای رهپو!
    کجای این بیانیه خلاف منافع مردم افغانستان است؟ چه عیبی درین بیان خردمندانه و هوشیارانه می بینید؟
    باز هم رهپو:
     «درهنگام بحث روی گرفتن قرضه از بانک جهانی،کارمل،امین وهوادرانش درشورا،به مخالفت برخاستند.آنان به روشنی گفتند،ما، با تاسیس این بانک ۲۰۰ (!) در صد مخالف هستیم.،، امین در بیانیه اش گفت، ٫٫ این تنها موضوع بانک نیست. مسالهٔ استقلال ملی و زنده گی مردم و سرنوشت افغانستان است. ما تمام دسایس و طرح های گوناگون هیات حاکمه و قدرت های مستبد افغانستان و نفوذ فلاکت آورامپریالیزم به سر کرده گی امریکا رادرافغانستان فاش می سازیم،،آنان حتا جلسه شورا را ترک گفتند.این امر تا ماه مارچ ۱۹۷۳،دوام نمود.» 
    آقای رهپو!
     مگر حادثه های تاریخی فاجعه بار یک و نیم دهه ء اخیر، این واکنش کارمل و پیش بینی های امین رادر رابطه با ناتو، کمیته سیصد، بانک جهانی، وال استریت و سد ها انستیتوت های جهانخوار غرب در کشور، به نظر شما تا هنوز هم ثابت نساخته؟ ایا بانک جهانی همین اکنون کشور ما را به روسپی خانه دنیا و مافیای مواد مخدر وجنگ سالار، الیگارشی مالی مبدل نکرده؟
     بازهم به سراب خیالات رهپو میروییم: «جای شگفتی این است که آنان آن گاهی که درصف نیروی های مخالف قرار داشتند،در بارهٔ آزادی ومردمسالاری فریاد سرمی دادند وگلو پاره می کردند.از فضای آزادی بیان در جریان انتخابات آزاد بهره می گرفتند و از منبرپارلمان تیر نقد را بردیگران رها می نمودند. اما، همین که به کودتای داوود پیوستند، در برابراین اقدامش که همه روزنه های آزادی بیان را بست ودهن ها را مهر وموم نمود،کوچک ترین صدای اعتراض را بلند ننمودند. به باورم دلیل اساسی، نفرتی بود که سنگ پایهٔ ایدیولوژی شان را نسبت به هر نوع آزادی برای دیگران می ساخت.» 
    جناب رهپو، تصور نمیکنید عقده کشی ،انسان را کل و کور میسازد؟
     ح د خ ا در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفته بود. تمام نیرو های اخوانی و ارتجاع منطقه هر لحظه در پی نابودی رژیم سیکیولار نخستین جمهوری بودند. هر عمل مخالف آن آب در آسیاب دشمن کشور، یعنی آی اس آی ، ارتجاع بین المللی و ملا های مفلوک دیوبندی به پیمانه ء اشک های ماتم زده و حسرت بار شما نسبت به گذشته میریخت. نیرو های آگاه و هوشیار سیاسی ، منجمله رهبری ح د خ ا یک گزینه داشتند: دفاع بی چون چرا از مشی خطاب به مردم افغانستان و نظام جمهوریت. این را حالا کودن ترین انسان جامعه درک میکندولی نمیدانم عقل شما چرااز درک حادثه های آن روزگارتا این پیمانه کوتاه می آید؟
     این جا به تناقض گویی های رهپو بنگرید: «به باور من در همین دههٔ مردمسالاری بود که نیرو های دگر گون خواه، پا به زمین نبرد گذاشتند. آنان با بهره گیری از این فضای باز، به پخش آگاهی دست زدند.» ندانستم ، کدام نیرو ها؟ 
     بازهم میروییم به دُر فشانی های جناب رهپو: «از این فضا نیرو های چپ و راست ـ هر دو در بند ایدیولوژی بودند ـ بیش ترین بهره برداری را نموده و همینان بودند که تخم استبداد بعدی را در وجود کودتای داوود، ۱۹۷۳، وامین، ۱۹۷۸، کاشتند. به این گونه آنان به جای فراهم ساختن زمینه برای نهادینه سازی ساختار مردمسالاری،در خط تنفر بی پایه، ـ زیر اثر تبلیغات اردوگاه گویا سوسیالیزم ـ از ساختار اقتصادی سرمایه داری، اژدهای استبداد را تغذیه کردند. سیالهٔ این نگاه را تا کنون در ذهن وارثان (!) شان، جریان دارد.» 
    جناب رهپو!
     نمیدانم کم از کم با ابتدایی ترین اساس های جامعه شناسی و الفبای دیالکتیک تاریخ آشنایی دارید ، یا خیر؟ تخم استبداد در کشور ما ریشه های چند هزار ساله دارد: در ساختار نظام جامعه و شکل های موزاییک قبیلوی، عشیره یی ، تول و تلوار، ساختار نا متجانس و ترکیب های قومی یعنی همان شیوه ء تولید آسیایی ،شعور، روان و فرهنگ جامعه، خشونت و فوندامنتالیزم مذهبی و سنتی، آهنگ رشد قهقرایی اقتصادی و سایر بنیاد های هستی ساز جامعه. تخم استبداد را حزب نکاشت و اگر با دیدهء بصیرت ، نه شرمساری و خجالت نسبت به گذشته های تان ، به کودتاها بنگرید، رهبری سالم و هوشیار حزب و پرچمی ها هرگز از هردو کودتا ، کمترین حمایت نکردند.آنها هردو بار در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفتند. به این حقیقت تاریخی توجه کنید:
    وکیل در ص ۱۳۶۶ کتاب خویش چنین مینویسد: «از چهره های دیگر کودتای داوود ، فیض محمد وزیر داخله ی جمهوریت... بود. دوستان نظامی اش از موصوف برای اشتراک در کودتا دعوت به عمل آوردند.از موضوع ببرک کارمل و میر اکبر خیبر توسط ذبیح الله زیارمل اطلاع حاصل یافتند و آنها هم به شدت عکس العمل نشان دادندو به ذبیح الله زیارمل دستور دادند تا وی را از اشتراک در کودتا بر حذر داشته و موقف اصولی حزب را در مقابل کودتا به وی توضیح نماید.ولی فیض محمد مشوره رهبری پرچمی ها را قبول نکرد...».
     جناب رهپو ، حالا بگویید که سیاله ی بی خبری و بیسوادی و یا دروغ پراگنی برای فرصتی دیگر، ذهن کی را کور و مغز کی را منجمد ساخته است؟
    ادامه دارد.
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 21 أغسطس 2017 - 6:50 ميباشد