ارگ یا چشمه سار مرگ؛

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6938
    Registration date : 2007-06-20
    20170605

    ارگ یا چشمه سار مرگ؛

    پست  admin




    ارگ یا چشمه سار مرگ؛   
     
    درست پس از تهاجم آمریکا در افغانستان و استقرار رژیم حامد کرزی ،بیش از یکنیم دهه است که " ارگ " ریاست جمهوری افغانستان در راستای دکترین اصلی جورج بوش "جنگ باتروریسم " آبشار خون را براه انداخته است.
    راه اندازی فاجعهٔ بزرگ وقتل عام صد ها تن از شهریان بیگناه کابل در محلهٔ عمدتأ دیپلماتیک در وزیر اکبر خان کابل که در نوع خود بیسابقه میباشد، پیام آور وزش شدید ترین طوفانهای جنایتبار در کشور بوده و آرایشگر رویکرد نوین برای نفت افشانی بیشتر" جنگ نیابتی"افغانستان تلقی میگردد.
    هرگاه چشم انداز میزان گسترهٔ  بحران ودامنهٔ فزونبخش شیوع تروریسم را درست پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا در سایه ارتش انکشور وناتو مورد کنکاش قرار دهیم ،یگ گراف وحشتناک صعود تروریسم رادر قالب پروژه  طالب وداعش وسائر گروه های تروریستی، میتوان در تابلوی جنگ افغانستان رسامی نمود.
    باتوجه به استراتیژی آمریکا،سایهٔ آن بردولت موجود و چگونگی موقعیت ژئوپولتیک افغانستان و رویکرد رقابت های جهانی ابرقدرتهای جهان، بیگمان اکثر این رخداد های ناگوار ، کشتار های انسانی،جنگ های نیابتی،ایجاد پایگاه های تروریستی،فساد دامنگستر وتزئید حجم تولید مواد مخدر به مثابه لوکوموتیو این جنگ ویرانگر توسط کاخ نشینان وتیمهای اختاپودی ومافیای آن مدریت میگردد. 
    باصراحت باید اذعان داشت که دولت موجود به مثابه حافظ منافع غرب ودنباله رو استراتیژی آن در افغانستان هرگز قادر نخواهد بود تا اجندای صلح را برگزیند
    بایک چشم انداز ساده وبا توجه به دکترین جهانگشایانه وهژمونیک امریکا میتوان بخوبی دریافت که آمریکا در هوا و اقلیم صلح در عرصهٔ جهانی ومنطقوی‌ جان میبازد.
    استراتیژی امریکا در افغانستان،سیاست جنگ، تجاوز،مداخله وتشدید تنشهای منطقوی ورقابتهای سیاسی واقتصادیست،لذا دولت موجود تحت رهبری غنی-عبدالله مامور صحنه آرایی،خشونت وبحران افرینی برای مشروعیت حضور دراز مدت آمریکا وتغییر وچرخش استراتیژیک نوین امریکا تحت اداره دونالد ترامپ برای گزینش استراتیژی جدید واعزام بیشتر نیروهای آمریکا برای جلوگیری از سقوط نظام موجود،لشکرکشی وزور آزمایی های منطقوی ودرهم شکستن مرز های آسیای میانه خواهند بود.
    افغانستان به سرعت به سوریه دوم مبدل میگردد. با این تفاوت که مردان سلحشور ووطندوستی چون« بشار اسد »قهرمان ومردم آگاه سوریه بخاطر دفاع از مادر وطن  دربرابر تروریسم شجاعانه به پاخاستند و بدینوسیله با اتکابه شمشیر بران ، حمایت متحدین خویش را درین پیکار عادلانه برتافتند، اما بطرز درد انگیز ،کاخ نشینان کابل وتیم جفاکار وتروریست پرورآن در همبستگی وتبانی با تروریسم علیه مردم خویش شمشیر کشیده اند. 
    انگار هیچ افقی در درازنای این شبستان تاریک به نظر نمی رسد.تنها روزنهٔ که نجات کشتی سرنوشت مردم را بشارت میدهد،ظرفیتهای بزرگ ملی است که بطرز عمدی وطراحی شده در برابر چالشهای تنازعات قومی قرار داده شده است.
    دولت حامی تروریسم است
            ‌‌‌                                    .................................
    شواهد معتبر وانکار ناپذیر موجود است که دولت «ضد وحدت ملی » به رهبری غنی -عبدالله حامی سرسخت تروریسم بوده ودر تبانی با طالب ،داعش وسائر گروه های بنیادگرا و تروریست علیه منافع ملی وعلیه مردم  افغانستان قرار داشته وهمه مناطق ومردمان بیگناه مانرا از وادی هلمند گرفته تا کندهار ،پکتیا ،خوست ، ننگرهار،بدخشان،تخار ،بلخ فاریاب ....به حیث قربانیان این جنگ نیابتی آماج قرار داده اند.


    تیم ارگ  درین راستا چندین رویکرد را برای حمایت صریح از تروریسم برگزیده است:
    -گمارش چهره های مشکوک،بیکفایت وفاسد  در رائس ارگانهای امنیتی ودفاعی وقدمه های سرنوشت ساز دولت.
    -اکمالات تسلیحاتی ولوژستیکی گروه های تروریستی از طریق گذر گاه های زمینی وانتقال گروهی  تروریست های پاکستانی برای تدارکات نبردهای شمال کشور.
    -سقوط شهر ها وولسوالی ها واکمالات غیر مستقیم گروه های تروریستی.
    کاربرد هلیکوپتر های ناشناس( !) در تحت پیشرفته ترین رادار های امریکا وکنترول مرزهای فضای افغانستان بوسیله پایگاه های نظامی آمریکا  برای اکمالات گروه های تروریستی در اکثر ولایات شمالی وولایتهای پروان ،هرات،غزنی ...وسکوت مرگبار دولت مداران افغانستان و فرماندهان آمریکا در زمینه ؛
    هرگاه مجموع سناریو های فریبنده ورخداد های فاجعه بار را در چهارچوب استراتیژی غرب وآمریکا در کنارهم به تصویر درآوریم ،معلوم میشود که" گروه های تروریستی "لشکراستراتیژیک اصلی واولی و"ارتش ملی" افغانستان با عدم اکمالات وتجهیزات دیر پا به مثابه قربانیان جنگ ،جایگاه فرعی را در ساختار دولت موجود واسپانسر های خارجی ان احراز میدارد .
    خاستگاه راهبرد تروریستی
                                                ...................................
    نزدیک به نیم سدهٔ اخیر اردوگاه غرب بویژه ایالات متحده آمریکا،برای تحقق اهداف راهبردی خویش از" تروریسم اسلامی " به حیث سلاح استراتیژیک استفاده میبرند.
    به قول پروفسور میشل چوسودوفسکی اقتصاد دان ،نویسنده و استاد دانشگاه «اتاوا»در کانادا" «جهانی ساختن جنگ» یکی از پروژه های هژمونیک ایالات متحده امریکا بوده و آمریکا درین استراتیژی بطور همزمان دوفاکتور اصلی یعنی تهاجمات نظامی و عملیات های مخفی استخباراتی را بکار میبرد.چنین گزینه ها تا کنون در شرق میانه،اروپای شرقی،صحرای جنوب افریقا،آسیای مرکزی وشرق دور بکار رفته وکشور های افغانستان،،فلسطین،اکراین ،سوریه وعراق را آماج قرار داده است.
    درفش دروغ 
    ...................
    درفش دروغ    ویا" فالز فلگ" رویکردعوامفریبانه ایست که  توسط دولتها،با انجام حوادث فاجعه بار مصنوعی،کشتار شهروندان بوسیله گروه های تروریستی خودی بخاطر تغییر افکار عامه ،برقراری نظام های دیکتاتوری وپولیسی،تغییر و آرایش ذهنیتهای عامه برای تغییر استراتژی سیاسی ونظامی وراه اندازی تهاجمات,اشغال  وسقوط دولتها ،ایجاد "استراتیژی ترس انگیز"وگُم ساختن پل پای دولتها در راستای حمایت شان از تروریسم  صورت میگیرد.
    پروفسور میشل چسو دوفسکی تحت عنوان "جنایت سازی دولت " مجموع حملات تروریستی پاریس،نیس،برلین و بروکسل رادر وبگاه گلوبال ریسرچ در خصوص حملات تروریستی وکشتار تراژید انسانی به مثابه انگیزه ساز تغییر پالیسی واستراتیژیکی که به مدد ناوگان های  رسانهٔ به چرخش می افتد ،مورد پژوهش قرار داده وانها را محصول ساز وکارهای استخباراتی دولتهای مربوط دانسته خاطر نشان میدارد که" بسیاری مردم در کشور های غربی بیخبر اند که حکومت های خود شان حامی تروریسم بوده وآنها را حمایت مالی مینمایند. انها از یکسوباتروریسم وداعش در نبرد اند واز سوی دیگر انها را حمایت مینمایند".
    درین خصوص یکی ازملیاردر ها و استراتژیست های امریکا بنام داوید راکفلر در سخنرانی خویش در «شورای تجارتی» ملل متحد بیان داشت :"ما در آستانه تحولات جهانی قرار داریم ،انچه که ما نیازمند آنیم ایجاد بحران بزرگ است ،انگار ملتها نظم نوین جهانی را خواهند پذیرفت".
    پرواضح است که‌انچه در افغانستان در مدار پروژه های تروریستی درچرخش است،کاپی استراتیژی جهان غرب است.
    جنایت بزرگ وسازمان یافته «چهار راهی زنبق»که حدود دوصد کشته وهفتصد زخمی از خود بجا گذاشت در آستانه تغییر استراتیژی امریکا در نقطهٔ حساسی که جهانیان صدای انرا شنید، بوقوع پیوست وبا توجه به سطح تدابیر شدید امنیتی در آن محله وکاربرد بزرگرترین عملیات پیچیده تروریستی با حفظ تبلیغات دولت ، سوالهای فراوانی را بر میتابد. بازتاب هیولای جنایتبار حادثهٔ خونبار وزیراکبر خان در گذرگاه تاریخ از گریبان قاتلین بیرحم  سربدر خواهد اورد وچهرهٔ خون آلود دستان آلودهٔ  را به نمایش خواهد گذاشت.
    شواهد محکم ومعتبری موجود است که ایالات متحده آمریکا ودولت خونتا وجهنمی پاکستان در خصوص  افغانستان در یک تبانی مرگبار قرار داشته و منافع مشترک شانرا در آینده افغانستان گره زده و طی چهار دهه است که دولت خون آشام پاکستان  بیدریغ در هر گوشه و کنار کشور جویبار خون را براه انداخته است.
    سیاست سکوت وتساهل جویانه کاخ سفید در برابر جنایات گستره پاکستان در افغانستان وتوافق هردو کشور در خصوص استقرار پایگاه حکمتیار در کابل مبین این استراتیژی مرگبار است.
    رخداد ها حول چرخش های سیاسی ونظامی واوج بحران امنیتی در کشور وماورای آن با استقرار راکتهای استراتیژیک اسکندر روسیه در پایگاه تاجیکستان و هوشدار اخیر روسیه به امریکا برای حمایت از تروریست ها وعدم بهربرداری ژئوپلتیکی امریکا از رخدادهای خشونتبار وزیر اکبر خان، همچنان پرسش جدی انکشور  از ناتو در خصوص اکمالات تروریسم بوسیله هلیکوپتر های ناشناس درکشور نشان میدهد که افغانستان در آستانه جنگ" اصلی "واستراتیژیکی میان ابرقدرتهای بزرگ وکشور های منطقوی  قرار دارد.بدون شک امضا کنندگان پیمان امنیتی با امریکا و مدیران این جنگ نیابتی مسئول همه جنایات وریزش خونهای سیل آسای مردم افغانستان خواهند بود.
    سناریوی سوریه وعراق دارد در افغانستان ورق میخورد ،این ابر طوفانزا که درچهره تروریسم ،داعش وطالب تجسم یافته است ،زمانی بر فراز این ملت زخمی وبیدفاع  چیره گردیده است که دولت افغانستان با ایجاد افتراق شدید در میان نیروهای ضد تروریستی، به حاشیه کشانیدن ومجازات ساختن فرماندهان وطندوست مانند جنرال دوستم در یک دسیسهٔ طراحی شده ،تبانی با حامیان اصلی تروریسم وتضعیف پایه های دولت وسقوط مرگبار اعتماد سیاسی وملی وتقویت پایگاه های تروریسم درشمال،جولانگاه بزرگی را برای عملیات اردوگاه تروریسم در افغانستان  پدید اورده است.
    راهکار های نجات
                                                              .....................


    -تشدید فشار های دامنه دار مدنی در چهارچوب نظم اجتماعی برای تغییر مهره ها،سیاستها واستراتیژی ها؛ 


    -ایجاد کمیته های مردمی،برانگیختن قیامهای مردمی در امر بسیج وهمبستگی مردم ودفاع متحدانه از ولسوالی ها،شهر ها وولایات وایجاد صندوق های تعاون برای هزینه های دفاعی؛
    - طرح مقدمات سیاسی،ایجاد ایتلاف های سیاسی ،اتحاد های سیاسی وایجاد جبهات بزرگ فارغ از رنگ های قومی و ایدئولوژیک برای دفاع مستقلانه و لاجرم ایجاد بدیل بایسته وملی برای دولت تروریست پرور موجود.
    - راهیابی وهمسوی خطوط واحد رسانه یی وتمرکز نقش 
    قلم بدستان برای آفرینش ها وانگیزه های دفاعی و میهندوستانه وتشدید خود آگهی مردم برای سمت یابی وبسیج اجتماعی  ؛
    به پندارم یگانه راهکار های دفاعی در وضع موجود همین مولفه ها خواهد بود،بگذار دوستان عزیز، نخبگان و میهندوستان گرامی انرا غنابخشیده رسالت بزرگی را در قبال مادر وطن بسر رسانند.
    درود بی پایان بر روان پاک شهدای عزیز وزیر اکبرخان؛؛
    برهمه مادران ،پدران برادران و خواهران گران ارج وهمه بازماندگان دردآلود تسلیت باد؛؛


    عارف عرفان 
     لندن /جون ۲۰۱۷
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 11 ديسمبر 2017 - 19:01 ميباشد