ائتلاف جدید سیاسی یا معمای جدید سیاسی

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6924
    Registration date : 2007-06-20
    20170706

    ائتلاف جدید سیاسی یا معمای جدید سیاسی

    پست  admin


    ائتلاف جدید سیاسی یا معمای جدید سیاسی


    ائتلاف سیاسی جدید که چند روز قبل توسط دوستم، عطا محمد نور، محقق و صلاح‌ الدین ربانی در انقره اعلان موجودیت نمود، رباعی خیام را در ذهنم تداعی نمود، که گفته بود («خود کوزه و خود کوزه گر و خود گل کوزه ») افرادیکه، نه تنها از اعضای برحال کابینهء فعلی هستند، بلکه از کارمندان بلند پایهء آن نیزمیباشند، دست به ایجاد ائتلاف سیاسی جدید می زنند ؟؟؟
    به این معما چگونه می توان جواب دریافت نمود، که هم عضو برحال دولت بود و همزمان اپوزیسیون مخالف درون حکومتی بود ؟؟؟
    من به این گونه انسانها که خود را از جملهء نخبه گان کشور نیز می شمارند، حیران مانده ام، یا به واقعیت که چیزی از سیاست نمی دانند ویا آنکه توان درک واقعیت های موجود در کشور را ندارند و یا نمی خواهند درک نموده و قبول نمایند، که چگونه می شود، که هم خود شامل نظام بود و همزمان اپوزیسیون مخالف درون حکومتی آن نظام بود؟؟؟
     
    نگاه مختصر به گذشتهء تاریخی کشور:
    در دوره های حکومت های قبلی،یعنی پیش از حکومت مجاهدین، زمانیکه حزب دموکراتیک خلق افغانستان میان سال های 1978 الی 1986 قدرت دولتی را در دست داشت و حاکمیت دولتی آن توسط (تره کی ، حفیظ الله امین و ببرک کارمل) تمثیل می گردید.
    همه مخالفین آیدیولوژیکی و سیاسی آن دولت ها به شمول جهان متمدن، همه رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان را یکسره به «تک روی و تصاحب یکه تاز قدرت» محکوم نموده و همه مشترکن شمشیر مخالفت را از نیام بیرون کشیده و با تمام قوا و پشتیبانی بی دریغ جهان غرب«گویا» علیه ء یکه تازی های حزب دموکراتیک خلق افغانستان قرار گرفته و آنرا نه تنها به انزوای ملیء بلکه به انزوای بین المللی نیز کشانیدند.
     
    خواست جهان غرب برای مجاهدین:
    خواست اول متحدان آنزمان همین« مجاهدین» وادار کردن دولت مردان آنزمان افغانستان غرض برگشت به سوی یک دولتی « با پایه‌ های وسیع اجتماعی و سیاسی» در افغانستان بود، که گویا قدرت دولت ذریعهء یک کودتا غصب گردیده و دیگر نیرو ها شامل آن دولت نیستند؟؟؟
    به نظری جهان غرب دولت های که توسط تره کی ، حفیظ الله امین و ببرک کارمل هدایت و رهبری می گردیدند، مشروعیت قانونی نداشتند و آنها از حزب دموکراتیک خلق افغانستان می خواستند، تا حزب و دولت دست به عقب نشینی زده و باید که برای سایر نیرو های سیاسی کشور زمینه فعالیت های اجتماعی و سیاسی را مساعد گردانیده و اجازه ء کار و صلاحیت های وظیفوی را به همه ارگان های دولتی بدهند!!!
    تشکیل یک حکومت با پایه‌های وسیع، نسخه‌ای بود، که سازمان ملل متحد، دهه‌ ها قبل برای افغانستان پیچیده بود. سازمان ملل متحد از دهه‌ء هشتاد به این سو به این نتیجه رسیده بود که: «منازعه‌ء خونین افغانستان معلول نبود یک حکومت با پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی است. حکومتی که تمام گروه‌ها و احزاب در آن نقش داشته باشد و هیچ قشر اجتماعی و گروه سیاسی خودش را بیرون از آن حساب نکند.»
    تا آنکه همان حزب یعنی(حزب دموکراتیک خلق افغانستان و بعدآ وطن) با توجه به خواست های جهان غرب، که گویا«گروه های مجاهدین و سایر نیرو های بیرون از دولت اکثریت  مردم افغانستان را تشکیل میدهند» مجبور به اتخاذ سیاست نوین زیری نام «مصالحه ملی» گردانیده شد.
    داکتر نجیب الله در ایام زمام داری اش از ( 1986 الی 1990) بالاخره تن به آوردن تغیرات در شکل و شیوهء حکومتداری اش داد و تلاش ورزید، که دولتی را با «پایه های وسیع تری اجتماعی و سیاسی» با مخالفان نظامی و سیاسی اش بر پا ایستاد نماید.
    بالاخره حزب و دولت در تحت رهبری داکتر نجیب الله در اثری فشاری های ملی و بین المللی و منطقوی مجبور به پایه گذاری یک دولتی با قاعدهء وسیع گردید.
    داکتر نجیب الله به اشتراک یک تعدادی زیادی از غیری حزبی ها و حتا نیرو های دارای افکار متنوع سیاسی دولتی با «پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» را به وجود آورد و از همان لحاظ چوکی وزارت دفاع خویش را الی شش ماه در انتظار آمدن احمد شاه مسعود بدون تعین یک فرد خالی گذاشت.
    ولی آنهمه تغیرات، نه تنها که نتوانست قناعت یک تعدادی از افراد و اشخاص شامل در آن دم و دستگاه (خصوصآ جناب دوستم و یاران شانرا) برآورده سازد، بلکه ایشان با «بهانه تراشی ها و عین حرف ها و تهمت های که امروز نیز به آدرس غنی می فرستدد» در آن زمان علیهء رئیس جمهور نجیب الله قدعلم نمود.
    دوستم با گروه یی از همفکران و همراهان اش سر به نا فرمانی زد و تا آن دم پیش رفت، تا دولت و نظام را به بهانه «قوم گرایی رئیس جمهور و تغیر و تبدیل خود سرانه افراد و اشخاص از جانب رئیس جمهور و غیره حرف ها ) به سویی سرنگونی سوق داد.
    بدین ترتیب تجربهء حکومت داری با«پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» در ایام حکومت داری داکتر نجیب الله در اثری همین نافرمانی ها و بهانه گیری های جناب دوستم با جمعی از یارانش به ناکامی انجامید و سقوط داده شد؟؟؟
    سازمان ملل متحد برای افغانستان که از چند دهه به اینطرف « گویا» خود را در اعم و غم مردم افغانستان شریک دانسته، پیوسته اعلان داشته که،از این پروژه به اصطلاح «دولتی با پایه ‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» «همیشه » پشتیبانی نموده است و می نماید؟؟؟
    مجاهدین نیز پیوسته ادعا می نمایند، که در ایام حکومتداری شان تلاش ورزیدند، که حکومتی را قاعدهء وسیع به وجود بیآورند، که دارای «پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» باشد و از همان لحاظ هم صبغت الله مجددی و هم برهان الدین ربانی دوستم را نظر به گفتار حکمتیار گرچه که« یک ملیشای» دولت داکتر نجیب الله بود به شکلی از اشکال تحمل نمودند، در حالیکه جنگ های خونین میان گروهی ایشان هیچ گاهی و حتا تا آخر زمامداری شان پایان نیافت.
    دعوت و آوردن و گلبدین حکمتیار در پایان حکومت ربانی و تعین او به حیث صدراعظم کشور نیز ناشی از همان پندار مجاهدین، یعنی دولتی با «پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» بود، که بالاخره در اثری دوام زد و خورد ها و قتل و قتال ها حکومتداری شان دیگر دیر دوام نیافت و در آخرین حملهء که طالبان به تاریخ 26 سپتامبر سال 1992 به کابل نمودند، مجاهدین همه یکجا مشترکن کابل را مانده و به مناطق شان عقب نشینی نموده و بدان ترتیب کابل بدست طالبان افتاد.
    تجربهء دیگری از حکومت داری با «پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» در ایام حکومتداری مجاهدین (صبغت الله مجددی و برهان الدین ربانی) نیز در اثری جنگ های میان گروه یی مجاهدین به ناکامی انجامید و همه جهادی ها مشترکن از حکومت داری ساقط ساخته شدند؟؟؟
    طالبان که حکومت مجاهدین را حکومت « شر و فساد » نام نهاده بودند، در حالیکه به پندار «جهادیون» حکومت شان، یک حکومت با «پایه ‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» بود، ولی طالبان حکومت آنها را نه پذیرفته و به مبارزهء مسلحانهء شان الی سقوط کامل  کابل دوام دادند.
    تجربهء حکومت «تک روانه» و خود کامه که توسط گروه طالبان در افغانستان حاکم گردانیده شد، نه توانست بیشتر از 5 سال دوام بیآورد و در اثری یورش نیرو های نظامی ایالات متحدهء امریکا به کمک نیرو های نظامی(جنبش سمت شمال و نیروی مقاومت از پنجشیر) از پا در آورده شد ؟؟؟
    با پیروی از مشوره های سازمان ملل و هدایات جناب خلیل زاد، حامد کرزی رییس جمهور پیشین هم تلاش زیادی کرد، تا حکومتی که او رهبری می کند، دارای پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی باشد؟؟؟
    لخضر براهیمی نماینده‌ء ویژه‌ی سرمنشی سازمان ملل متحد برای افغانستان درسال ۲۰۰۲ گفت که :«اخراج این رهبران، سبب می‌ شود، که آنان به کوه بروند و جنگ را از سر بگیرند.»
    با وجودیکه کرزی سمپتی چندانی به مجاهدین جنبش و نیروی مقاومت از پنجشیر نداشت ، از روی مجبوریت 13 سال تمام دولت خود را با ترس و لرز از برآمدن مجاهدین به کوه ها سپری نمود و مجاهین هم به خاطری آنکه او را در هراس پیوسته نگاه داشته باشند، هر باری با استفاده از موقع رفتن به کوه ها را بیاد او داده و او را در واهمه و هراس نگاه داشتند.
    چنانچه که مارشال محمد قسیم فهیم، معاون اول رییس جمهور افغانستان روز سه شنبه سال 1392 که در جمع والیان افغانستان صحبت می کرد، گفت: «که اگر مورد ظلم قرار بگیرد، “سلاح می گیرم و به کوه بالا می شوم.»
    تجربهء حکومت داری با «پایه‌های وسیع اجتماعی و سیاسی» در ایام زمامداری کرزی (یکی از جهادی های که سمپتی، فراوان به طالبان داشت) نیز به ناکامی انجامید. دولت کرزی که در طی این اضافه از سیزده سال به اشتراک مستقیم مجاهدین رهبری و هدایت می گردید، نه توانستند با سرازیر گردیدن این ملیارد ها دالر افغانستان را به جنت روی زمین برای مردم آن تبدیل نمایند،ولی با تاسف فراوان و درد و دریغ که همین کرزی با خورد و برد مشترک با همین مجاهدین آنرا به جهنم روی زمین برای مردم افغانستان تبدیل نمودند؟؟؟
     
    من می خواهم به این سوالات جواب دریافت نمایم و آن اینکه:
    اضافه از چند دهه به اینطرف می گردد که این رهبران و فرمان دهان « جهادی» به شکلی از اشکال در راس رهبری دولت و کشور قرار دارند، تا چند دهه دیگر می خواهند ،این رهبران و فرمان دهان، بالای مردم حکروایی نمایند ؟
    از سه دهه اضافه تر به اینطرف این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای حکومت قرار داشته و کار نموده و آیا همین اضافه از سه دهه برای شان کفایت نمی نماید؟ یا آنکه اینها می خواهند تا زنده هستند، باید در راس حکومت ها قرار داشته باشند ؟
    و یا آنکه اینها می خواهند، که به دوام خودی شان اولاد های شان هم در راس قاعدهء دولت قرار گرفته و بالای مردم حاکمیت نمایند؟
    آیا اینها که خود را فرمان دهان و رهبران جهاد می شمارند ، متل مشهور را که میان مردم کشور مروج می باشد، نشنیده اند که می گویند « اگر آسیاب از پدر تان هم می باشد، باید به نوبت باشد».
    با حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای حکومت در طی این چندین دهه، نه تنها که زنده گی مردم افغانستان بهتر نه گردیده ، بلکه زنده گی اکثریت مطلق از ساکننان آن کشور را به فقر و گدایی نیز کشانیده اند؟
    حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای این حکومت ها در طی این چندین دهه شبکه ‌های فساد را چندین بار توانمند تر نموده، و امروز همه میدانند، که همهء این شبکه ها با همین سیاستمداران سنتی رابطه تنگاتنگی دارند ؟
    حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای حکومت در طی این چندین دهه زرع ، تولید و فروش مقداری بزرگی از مواد مخدر در افغانستان را چندین برابر نه گردانیده است؟
    حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای این حکومت ها در طی این چندین دهه، حاکمیت فاسدان را در افغانستان به نمایش نمی گذارد و حکومت را فاسد تر نه گردانیده و دولت مردان افغانستان را، دولت مردان آغشته به فساد به جهان معرفی نه نموده است؟
    حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای این حکومت ها در طی این چندین دهه، عدم حاکمیت قانون در کشور را، فرار از قانون و عدم پیگیری قانون گریزان را به جهان نشان نه داده است؟
    حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای این حکومت ها در طی این چندین دهه از عدم امنیت جانی، مالی و پولی در افغانستان حکایت تلخی ندارد ؟
    حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای این حکومت ها در طی این چندین دهه باعث ازدیاد انتحار ، انفجار، سرقت، قتل و ادم ربایی در افغانستان نه گردیده است ؟
    و بالاخره سوال آخر آیا حضور این فرمان دهان و رهبران جهاد در رده های بالای این حکومت ها در طی این چندین دهه کدام درد ملت و مردم رنجدیدهء افغانستان را مداوا نموده است؟
     
    راه حل و بیرون رفت از بحران:
    امروز همه مردم افغانستان به این عقیده رسیده اند، که وقت آن فرا رسیده، که همه فرمان دهان جهادی و رهبران فاسد جهادی که از چندین دهه به اینطرف، بالای گرده های مردم رنج دیدهء افغانستان سوار گردیده و چوشیدن خون مردم بیچارهء افغانستان، ملت و مردم شریف افغانستان را به گروگان گرفته، به تقاعد فوری و سریع سوق و همه ایشان را از همه ادارات و ارگان های دولتی بدور راند.
    نسل نو و جوان افغانستان که نه دست شان به خون کسی آلوده بوده و نه مانند فرمان دهان جهادی بی شرمانه حاضر به خدمت به ادارات استخباراتی کشور های جهان  و همسایه بوده، باید به پیش کشیده شوند.
    کشور را باید بالاخره از شری این رهبران فاسد جهادی و حاضر به خدمت به ادارات استخبارتی کشور های بیگانه رهانید.
    با تفویض قدرت و صلاحیت های بیشتری کاری برای جوانان کشور به شریان های ادارات دولتی افغانستان خون جدید را انتقال داد و هم سرنوشت کشور را به نسل بدون تقلب، رشوت و خیانت سپرد.
     
    نجیب الله عظیمی
    جولای سال 2017
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    موخذ:
    ـ «نسخه‌های کهنه»، جنجال‌های نو
    هشت صبح یکشنبه ۱۱ سرطان ۱۳۹۶ - فردوس کاوش
    ـ غنی یا ایتلاف جدید، کدام یک دست بالا دارد؟
    هشت صبح شنبه ۱۰ سرطان ۱۳۹۶ - فردوس کاوش
    ـ دوستم، عطا و محقق ایتلاف جدید تشکیل دادند؛ ارگ: طرح بدیل ارایه کنید
    هشت صبح شنبه ۱۰ سرطان ۱۳۹۶ - ظفرشاه رویی

    ـ آزمون ملی 20 ر 03 ر 1392 
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الثلاثاء 21 نوفمبر 2017 - 16:01 ميباشد