خصوصی سازی جنگ با استفاده از سربازان مزدور

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6921
    Registration date : 2007-06-20
    20170817

    خصوصی سازی جنگ با استفاده از سربازان مزدور

    پست  admin


    خصوصی سازی جنگ با استفاده از سربازان مزدور
     
    اداره ترامپ  مساله طرح جدید استراتژی امریکا در قبال افغانستان را از مدت طولانی به این سو مورد بررسی قرار داده و  بنابر گفته مسوولان امور، گزینه های متفاوت از خروج کامل سربازان آنکشور تا خصوصی سازی جنگ در این کشور جنگ زده را روی میز کار شان گذاشته اند. در عمل تیم ترامپ در قصر سفید به دو دستگی دچار گردیده، به این معنی که مشاور ارشد استراتژیک وی استفن بنن با داماد و مشاور ارشد ترامپ جرد کوشنر بیشترینه به خصوصی سازی جنگ در افغانستان پا می فشارند و مک ماستر مشاور امنیت ملی قصر سفید و جیمز متیس وزیر دفاع آن کشور با این طرح موافقت ندارند. چنین معلوم می شود که طرح خصوصی سازی بنابر مصارف بسیار کمتر برای دولت امریکا و کاهش مسوولیت های جنگ، بیشتر مورد توجه و علاقمندی شخص رییس جمهور امریکا قرار گرفته است. بنابر آن در استراتژی جدید امریکا در ارتباطه به جنگ نا تمام و به گونۀ شکست خورده آنکشور در افغانستان، اگر نه همه یی جنگ، بل یک بخش بسیار بزرگ آن به سکتور خصوصی (سربازان مزدور شرکتهای امنیتی) سپرده خواهد شد.
    در این راستا نقش بنیانگذار شرکت خصوصی بلک واتر که حالا تاثیر زیادی در سیاست سازی های جنگی امریکا دارد و عملا در پنتاگون وظیفه مشاورتی گرفته، بسیار برجسته می باشد. آقای اریک پرنس به این باور است که می توان با 5.500 سرباز مزدور، 8.500 سرباز موجود امریکایی را که وظیفه رهنمایی و آموزش 350.000 نفر از نیروهای ملی امنیتی افغانستان را بعهده دارند، تعویض نمود. با این حساب مصارف جنگ در افغانستان را که برای ایالات متحده امریکا سالانه بیش از 42 بلیون دالر تمام می شود به 10 بلیون دالر کاهش داد. برعلاوه ساختار اجرایی را به گونه یی تغییر داد که تمام نیروهای سیاسی، رزمی و امنیتی و حمایه وی زیر اداره یک نفر نماینده خاص امریکا بر طبق نمونه «وایسرای» دوران استعماری بریتانیا در هند، در آورده شود. سفیر سابق امریکا درافغانستان رونالد نیومن این طرح را احمقانه خوانده و شماری از سیاستگران افغانستان نیز با این طرح مخالفت ورزیده اند. اما دولت افغانستان تا اکنون بنابر اینکه این طرح تا هنوز بصورت رسمی مطرح نشده، از ابراز نظر در باره آن خودداری می نماید. شاید می دانند که در تعیین استراتژی امریکا در قبال افغانستان، این به اصطلاح دولتمردان کابل چندان نقشی نخواهند داشت و صرف به یک مجری ساده مبدل خواهند گردید.
    برای شناخت بهتر از ماهیت سربازان مزدور و موسسه های بزرگی که این سربازان را استخدام می نمایند، بهتر است این مساله را کمی بیشتر مورد بررسی قرار دهیم.
    سرباز مزدور یا Mercenary به نیرویی نظامی یا شبه نظامی گفته می شود که بدون انگیزه های ملی ـ میهنی و فقط در برابر دریافت دستمزد بصورت پیمانکار جنگی عمل می کند. این شغل در زمره قدیمی ترین مشاغل تاریخ بشر به شمار می رود. در طول تاریخ جنگ ها، حتا گاهی مزدوران در مقابل کشور مطبوع خویش نیز خدمات جنگی ارائه کرده اند. امروزه بیشترینه ارتشهای جهان از سربازان حرفه یی که در واقع به استخدام ارتش در می آیند و انگیزه های ملی و میهنی دارند، استفاده می کنند.
    در اواخر قرن بیستم و تا اکنون بنابر تشدید بحران های داخلی تحمیل شده و تداوم جنگ در شماری از کشورهای که ثبات شان برهم خورده، به صدها شرکت خصوصی امنیتی بوجود آمده اند که سربازان مزدور فراملی را از جمله آنانی که در جنگ پرورده شده اند و با کشتار و خونریزی عادت کرده اند و از این عمل لذت می برند، در برابر یک مقدار پول معیین از سرتاسر جهان استخدام نموده و از آنها در تداوم جنگها و سرکوبهای مخالفان استفاده می برند. نقش این سرازان مزدور در بازی جنگهای کنونی روز تا روز بسیار بزرگ و با اهمیت تر شده است.
    پدیده ارتش مزدور که حالا زیاد رسانه یی شده، یک مقوله ایست که فقط با بروز اختلافات درون قدرتهای استعماری به گونه مثال در عراق و افغانستان برجسته گردید، وگر نه این ارتش های مزدور سالهاست که فعالیت می کنند و از طریق دولتها و سازمانها با اسم و رسم هم مورد استفاده قرار می گیرند. یوگسلاوی یکی از مثالهای عمده عملکرد شرکتهای مزدور در جریان جنگ های داخلی آنکشور بود. پاپوا نیوگینی، سیرالیون، جنوب منطقه عربی، کویت و کشورهای امریکای مرکزی نمونه های از دخالت مزدوران فراملی در این مناطق هستند. این ارتش های مزدور برای اجاره کنندگان یک نفع بزرگ دارند و آن این که کشته شده گان این ارتش ها که امروز تنها در مثال عراق به 20 هزار نفر می رسد و در افغانستان شمار این کشته شده ها هنوز معلوم نیست، در آمار مربوطه به کشته شده های سربازان آن کشور،  ذکر نمی شوند و جنگ به گونه پنهانی جریان می یابد که وسعت آن روشن نیست. از سوی دیگر دولتها از این بابت خیالشان راحت است که هیچ عکس العملی از طرف مردم کشوری که این مزدوران را برای مقاصد خویش اجاره می کنند، بروز نمی کند. این شرکتها اجناس و خدمات گوناگونی را عرضه می نمایند، از جمله: خلبان برای هواپیماهای جنگی، سربازان کار کشته با اسلحه سنگین ، مدرنترین جنگ افزار ها همراه تانک، هلی کوپتر و هواپیماهای جنگی، کمک به شورشیان و ضد شورش، جاسوسی و ضد جاسوسی، کمکهای تدارکاتی و سیستم های ارتباطی و غیره. بر همین منوال شمار زیادی از دولتها برای حل درگیری های جنگی که کشور شان را بی ثبات ساخته با این شرکتهای مزدور و فراملی برای حفظ ثبات یک منطقه و یا کمک های تدارکاتی قرار داد منعقد می کنند. همچنان دولتها برای این که در کشور دیگری عملی را به انجام برسانند از کمکهای این شرکتهای مزدور بر طبق قرار داد بهره مند می شوند و آنان را پیمانکار می نامند. بنابر قولی، خصوصی سازی جنگ پا به پای جهانی شدن به پیش می رود و گسترش می یابد.
    یک گزارشگر سازمان ملل متحد بنام انریک برنا بالستروس در مورد نقض حقوق بشر توسط مزدوران جنگی در هنگام بکارگیری آنها در یک کشور و جلوگیری از انجام وظایف محوله به ارتش قانونی از دولت مزبور  که انجام می گیرد، می نگارد: این شرکتهای مزدور فراملی تبلیغ سرویس خود را با استدلال کارآیی جنگی، کم خرج بودن، تجربه بالای جنگندگان شان و با استفاده از یک بخشی از سازمان ملل گویا برای بر پا داشتن و یا نگهداری صلح عرضه می دارند. وی علاوه می نماید که این شرکتها عرصه ها و محیط های را مورد دخالت قرار می دهند که قبل از همه حوزه ی فعالیت دولتهاست و بایستی تحت قیمومیت آنها قرار داشته باشد. قوانین بازار سرمایه داری، چون عرضه و تقاضا و یا تولید ارزان با مساله حساسی چون حق تعیین سرنوشت یک ملت، امنیت ملی و یا حقوق بشر در یک کشور در تضاد قرار می گیرد. وی می پرسد که چه کسی ضمانت می دهد که شرکتهای سازماندهی شده بر پایه سود از شرایط به دست آمده استفاده نکرده و جنگ را به درازا نکشند یا درگیری ها را در سطحی نگه دارند که از آن بیشتر پول در آورند؟
    در ایالات متحده امریکا شمار زیادی از این چنین شرکتها وجود دارد که خدمات نظامی ارائه می دهند. در قبال هزاز دالر برای هر نفر، پرسونل خود را در مناطق جنگی دشوار گذار گسیل می دارند که یکی از آنها برون و کیلاگ Brown & Kellogg که شعبۀ از شرکت Halliburton است که ریچارد چینی معاون سابق ریاست جمهوری ایالات متحده ریاست آن را بعهده داشت. شرکتهای دیگری به شمول داین کارپ Dyn Corp و یا MPRI که در تبلیغات شان اشاره به این مساله دارد که در راهرو های این شرکت "در هر متر مربع بیشتر از پنتاگون جنرالها در تردد اند" در واقع مبالغه آمیز نیست. خیلی از افسران معروف بازنشسته ارتش ایالات متحده امریکا از این شانس برای پولدار شدن استفاده می کنند.
    ارتش های خصوصی بیش از همه، دولت ایالات متحده امریکا را کمک می کنند تا بدون ایجاد اشکال در کنگره، اعمال نظامی خویش را به انجام رسانند. بدین سان ارتش  ایالات متحده امریکا در کلمبیا ارتش آنشکور را آموزش می داد، بدون اینکه نیروی های ویژه خویش را مستقیما در جنگ علیه چریکهای چپ گرا و ارتش مافیای مواد مخدر، شرکت داده باشند، کمکهای مالی خود را در اختیار رژیم کلمبیا قرار می دادند تا برای اجاره سربازان مزدور به مصرف رسانند.
    درمیانه سالهای نود دولت کلینتون با روش مشابهی سعی نمود تا به کمک دولت کرواسی برای جنگ با صربها از جنگ مستقیم دوری جوید و MPRI ماموریت یافت تا رژیم میلوسویچ را به شکست بزرگی مواجه سازد.
    شرکتهای خصوصی  قبل از هر چیز در ارائه خدمات شخصی فعال هستند. افراد نگهبان داین کارپ Dyn Corp بر اساس قرار دادی با دولت امریکا محافظت رییس جمهور سابق افغانستان آقای حامد کرزی را به عهده گرفتند. محافظت فرماندار امریکایی عراق پاول برایمر Paul Bremer بدوش شرک بلک واتر Black Water گذاشته شده بود.
     همین شرکت داین کارپ در بوسنی در کنار فعالیت های نظامی، درآمد کوچک جنبی دیگری را نیز کشف کرد، و آن تدویر محفل های اختصاصی فحشا و فروش زنان و دختران بی جا شده در جنگ و حتا فروش دختران تا 12 ساله را نیز سازماندهی می نمود که برای شرکت کنندگان، تعقیب قضایی بهمراه نیاورد و مسولان ملل متحد در محل نیز آن را نادیده می گرفتند. صرف دو نفر از کارمندان این شرکت که این رسوایی را به رسانه های خبری گزارش داده بودند، از طرف مسوولین اخراج گردیدند.
    شرکتهای خصوصی امنیتی به هیچکس و ارگانی جوابگو نیستند و صرف به سهمداران شان گزارش می دهند. این شرکتها پابند هیچ نوع قانون و مقرره های ملی و بین المللی نیز نیستند. وقتی برای عدم رعایت دسپلین نظامی در ارتش منظم امکان احضار به دادگاه نظامی وجود دارد، در شرکتهای خصوصی می توان به سادگی از آن چشم پوشی کرد.
    شرکت بلک واتر که حالا به نام اکادمی Academi شناخته می شود، یک شرکت خدماتی امریکایی است که در زمینه مدیریت ریسک، ارائه خدمات لوجیستکی، سرویس های امنیتی و نیروهای مسلح خصوصی فعالیت می کند. بر اساس آماری که در نیویارک تایمز انتشار یافته مجموع ارزش قرار دادهای این شرکت با دولت امریکا در طول سالهای فعالیت در عراق بیش از یک ملیارد دالر بوده است. این شرکت جز 60 شرکت امنیتی خصوصی فعال در جنگ عراق بود. پس از حادثه یازدهم سپتمبر، بلک واتر فعالیت جدی خود را از سال 2001 با ارائه خدمات امنیتی و لوجستیکی در جنگ افغانستان آغاز نمود و سپس با حمله به عراق این شرکت با جایگاه یک پیمانکار امنیتی بزرگ با قرار داد های ملیارد دالری با وزارت خارجه امریکا و سی آی ای صعود کرد. بر اساس سندی که روزنامه نیویارک تایمز منتشر نموده و بر اساس یکی از مکتوبهای وزارت خارجه امریکا آمده که "کارکنان این شرکت از صدر تا ذیل، خود را فراتر از قانون می دانستند" تا جایی که یک مدیر ارشد بلک واتر در یک مورد سربازرس وزارت امور خارجه را در ملاقاتی در بغداد تهدید به قتل کرد و گفته بود که می تواند او را "در دم بکشد" و کسی هم نمی تواند کاری بکند، "چون در عراق هستند".
    در سال 2007 نیروهای شرکت امنیتی بلک واتر 17 فرد غیر نظامی عراقی را به ضرب گلوله در میدان نیسور بغداد کشتند، در حالی که هیچ نوع تهدید از جانب این افراد غیر نظامی متوجه نیروهای این شرکت نشده بود. جرمی ریجوی یکی از متهمان این فاجعه در محکمه اظهار داشت که " او و چهار مامور دیگر بلک واتر به روی مردم آتش گشودند، عراقی ها برای نجات جان خود هر کدام به سویی می گریختند و هیچ یک از آنها به سوی کاروانی که ماموران بلک واتر از آن محافظت می کردند نیامده بودند." این تیر اندازی به شهروندان غیر نظامی عراق، به نقطه عطفی در تاریخ اشغال عراق به دست امریکا بنابر بیداری مردم و نقش گروه های متخاصم که موجب بروز خشونت های بسیاری در آن کشور گردید و عاملی شد برای این که عراق موافقت نکند که امریکا یک سال بیشتر از آنچه مقرر شده بود در عراق بماند، مبدل گردید. پس از این حادثه پارلمان عراق مصونیت از تعقیب قانونی شرکت های خصوصی خدمات امنیتی را لغو کرد. تبعیض و بی توجهی به مسایل کارکنان خارجی که اغلب از یمن و پاکستان بوده اند، نوشیدن بی ملاحظه مواد الکلی و مهمانی های مکرر با ملاقات کنندگان زن و تدویر محافل عیاشی در اقامتگاه ها نیز در کارنامه های این شرکت ثبت شده است.
    یک گزارش منتشر شده در نیویارک تایمز فاش کرده است که کارمندان شرکت خصوصی امریکای موسوم به بلک واتر در شماری از حساس ترین عملیات های سازمان اطلاعات مرکزی امریکا یا سیا در افغانستان و عراق شرکت داشته اند. در این گزارش آمده است که ارتباط میان سازمان اطلاعات مرکزی امریکا و بلک واتر همواره نزدیک بوده و این همکاری در سالهای 2002 تا 2006 به اندازه تنگاتنگ شده بود که حتی مرزهای اداری میان دو سازمان تقریبا از بین رفته بود. همین اکنون شمار این مزدوران جنگی زیر نام پیمانکاران ارتش و نیروهای امنیتی امریکا بیشتر از شمار اصلی سربازان رسمی آنشکور در افغانستان است.
    آن جنایاتی که در عراق گذشت و بازتاب منطقه یی و جهانی داشت و از اثر آن امریکا ناگزیر به ترک آن کشور گردید، در جریان این همه سالها، به مراتب مدهشتر و فاجعه بارتر از آن در افغانستان بی در و بی پیکر انجام یافته است. فجایع زندان بگرام مدهشتر از زندان ابو غریب بود. قتل عام مردم بی گناه به عناوین گوناگون در سرتاسر کشور هیچگاهی بازتاب بین المللی نیافت و مورد بازپرس و پی گرد قانونی قرار نگرفت؛ زیرا از یکطرف این نیروهای مزدور از مصونیت قانونی در برابر جنایات شان برخوردار اند و از جانب دیگر حیات و زندگانی شهروندان افغانستان با تداوم  چندین دهه جنگ و خونریزی در این کشور، کاملا بی ارزش شده است.
    حالا که در استراتژی جدید دولت ترامپ در قبال افغانستان دست این جنایتکاران جنگی و مشتاق برای خونریزی و آدم کشی در افغانستان بیشتر باز می گردد، و در حقیقت جز تداوم این خونریزی و کشتار جمعی در سر زمین افغانستان حاصل دیگری ندارد؛ باید در برابر آن با جدیت ایستاد و مقاومت کرد و دست این جانیان قرن را از دامان مردم و کشور عزیز مان کوتاه ساخت.
     
    دستگیر صادقی

    17 اگست 2017
    مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون السبت 18 نوفمبر 2017 - 6:54 ميباشد