گل برای درمسال «آغاز آموزش نظامی در چهار آسیاب»

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6939
    Registration date : 2007-06-20
    20171025

    گل برای درمسال «آغاز آموزش نظامی در چهار آسیاب»

    پست  admin



    گل برای درمسال
    نویسنده: جمعه خان صوفی
    برگردان قاسم آسمایی
    10


    آغاز اموزش نظامی  در چهار آسیاب


     در ختم سال 1973 ولی خان به بهانه تداوی چشم در لندن، به کابل آمد وتمام فعالیتهای تربیوی وتخریبی را شخصاً بررسی و در مورد فیصله کرد. با آغاز آب شدن برفها وفرارسیدن بهار، در ماه مارچ سال 1974 آمدن جوانان پشتون وبلوچ برای آموزش شروع شد. آنها در گروپ های جداگانه می آمدند. در راس بلوچ ها رازق بگتی وصوفی خالق  ودر راس پشتون ها عالم زیب  که همزمان قوماند عمومی نیز بود، قرار داشت. این ها در مرکز نزدیک چهار آسیاب دوره آموزش جنگهای چریکی را که شامل بخش های تیوریک وعملی بود، سپری کردند.
    ولی خان حین برگشت از لندن در طول راه از طرف والی ها ومامورین مورد استقبال گرم قرار گرفت وما نیز به پیشواز او در منطقه میدان وردک رفتیم. در این  محفل با شکوه، شماری از اعضای کابینه نیز اشتراک کرده بودند وبه این ترتیب داوودخان بصورت علنی سرنوشت رژیم خویش را با نیپ مربوط ساخت. ولی خان در مراسم رسم گذشت جوانان آموزش دیده نیز اشتراک و با آنها ملاقات نمود.
    ولی خان در قصر صدارت اقامت گزید ودر آنجا وزرا، جنرال ها، مامورین عالیرتبه، سیاستمداران ورهبران قبایلی نزد او می آمدند. دعوت ها از جانب داکتر حسن شرق معاون صدارت، فیض محمد وزیر داخله، پاچا گل وفادار وزیرسرحدات، لوی درستیز و دیگران ترتیب داده میشد. ولی خان برعلاوه ملاقات با سفرای هند وعراق، با سفیر شوروی نیز ملاقات نمود.
    ملاقات ها با رئیس جمهور محمد واوود خان حتمی بود. در این ملاقاتها ولی خان به داوود خان اطمینان داد که همه پشتونها وبلوچها با نیپ همدست وجوانان پشتون و بلوچ آماده جنگ هستند ومورال اردوی پاکستان نسبت شکست از جانب اردوی هند، ضعیف است ودرمقابل نیروی مشترک پشتون و بلوچ مقاومت کرده نمیتواند.
    جوانان آموزش دیده از راه های مختلف دوباره برگشت نموده وباخود سلاح، مهمات ومواد منفجره آوردند. گروپهای دیگری برای آموزش تربیت نظامی وفعالیتهای گوریلایی اعزام شدند. سلسله از فعالیتهای تخریبی و سبوتاژ آغاز شد. پرتاب بم بر بانک، پسته های پولیس، انفجار خط ریل، پل، تاسیسات دولتی وقطع لین تلفون وبرق جز از فعالیتهای آنها بود. در صوبه نیز فعالیتهای تخریبی وکشتن افراد بیگناه ادامه داشت.
    حکومت نیز دست زیرالاشه ننشسته به گرفتاری ها وشکنجه ها آغاز کرد وبه پولیس صلاحیت های بیشتری داده شد. با آغاز دستگیری جوانان، هدایت چنین بود که نباید  آنها خودرا به چنگ پولیس دهند. آنهای که به چنگ پولیس افتادند مورد شکنجه قرار گرفتند وحتی فامیل های بعضی از آنها به ادارات پولیس آورده شده ومورد بی حرمتی وبی عزتی قرار گرفتند.
    در بلوچستان برخلاف قوای نظامی عملیات آغاز شد ودولت ازهلیکوپترهای که از جانب دولت ایران در اختیار آنها قرار داده شده بود به بمبارد قبیله مری پرداخت وراه های عبورومرور آنها را مسدود ومری ها را محاصره نمود. در جنگ تلفات جانی ومالی زیادی بر قوای پاکستان نیز وارد شد. ترس از بمبارد سبب شد که مردم به افغانستان مهاجر شوند؛ چنانچه در آغاز هشتصد فامیل بلوچ در مناطق کوکران قندهار وقلات زابل در کمپ ها جابجا شدند. بعدها شمار آن به هفت هزار نفر رسید وکمپ قلات به هلمند انتقال یافت.
    همزمان با ازدیاد فعالیتهای گوریلایی در بلوچستان وفعالیتهای تخریبی فدراسیون محصلین پشتون در صوبه، مناسبات پاکستان و افغانستان نیز تیره میشد وبه مرحله رسید که صدراعظم پاکستان بوتو، حین بازدید  ازمناطق قبایلی سخنان حتی ضد اخلاق برعلیه داوودخان را بکار برد.
    دولت سعودی تلاش داشت تا به میانجیگری بپردازد؛ در این سلسله سفیر که عضو خاندان سلطنتی بود با ما مناسبات حسنه برقرار کرد واکثراً مارا به منزل خود دعوت میکرد. حسن التهامی تبعه مصر سکرترجنرال سازمان اسلامی به کابل آمد ودر پروسۀ مذاکرات با دولت  مصروف شد. دولت افغانستان میگفت که ما در دفاع از پشتون ها و بلوچها که حقوق آنها غضب شده است قرار داریم وهرگاه آنها به حقوق خویش نایل شوند؛ ما نیز در مورد موافق خواهیم بود. حسن التهامی چندبار به منزل ما آمد وبا اجمل صاحب ملاقات کرد؛ اما به نتیجه نرسید. مواضع نیپ وحزب مردم پاکستان بسیار از یکدگر دور بود ورهبران نیپ مخصوصا ولی خان بسیار قاطع بود و وساطت به نتیجه نرسید.
    چگونگی فعالیت های تخریبی پشتون زلمی را من  ثبت و در مورد اوراق تبلیغاتی را تهیه وبه سفارتخانه های کشورهای دوست و آژانسهای خبری میفرستادم.
    ما روابط خویشرا با قبایل وسعت داده ودوستان فعالی را برای حمایت سیاست خویش پیدا میکردیم. از طرف دیگر فضا برای قوماندانان فعال پشتون زلمی محدود گردیده وبرای مخفی شدن وگذشتاندن شب جایی نمی یافتند. رهبران وکارکنان نیپ نسبت ترس، خودرا از این مبارزه دور نگه میداشتند. فضا مختنق وگرفتاری های جوانان ادامه داشت وآنها مجبور شدند برای حفظ جان و ادامه فعالیت به منطقه قبایلی وافغانستان بروند ودستور ولی خان نیز چنین بود.
     در افغانستان نیز سلسله فعالیتهای ضد داوودخان ادامه داشت. در ماه جون 1974 پلان کودتای عناصر اخوانی ناکام وفعالیتهای تخریبی آنان موقتا خنثی شد. داکتر نیازی با جمعی از رفقایش دستگیر وگلبدین حکمتیار، برهان الدین ربانی، احمدشاه مسعود، مولوی یونس خالص، مولوی محمد نبی محمدی، قاضی امین وقاد با شماری دیگری به پاکستان فرار کردند وتحت حمایت جماعت اسلامی قرار گرفتند. در جمله اینها افسران افغانی نیز بودند. صبغت الله مجددی که مخالف سرسخت محمد داوود بود، در دنمارک اقامت گزید. برعلاوه آنها شماری از ماوویستها نیز به پاکستان فرار کردند. همزمان با فرار آنها، شماری از رهبران قبایلی نیز به پاکستان کوچیدند.
    این وضع، بهترین زمینه را برای حکومت بوتو مهیا ساخت. نصیرالله بابر که مبالغه های زیادی در مورد کارکرد خویش دارد؛ مدعی سازماندهی این افراد است، اما معلومات دقیق را در مورد کرنیل سلطان مشهور به امام داده است. آغاز این کار در ماه اکتوبر سال 1974 صورت گرفت. حکومت پیپلز پارتی برای این ها زمینه آموزش نظامی وفعالیت های تخریبی را در چوکات سپیشل فورس مساعد ساخت.
    در اول اپریل سال 1979، با ایجاد کمیشنری برای مهاجرین افغان امور مربوط به این ها که در اول 98 تن بود وبا فامیل های شمار شان به 1331 تن میرسید؛ محول شد.
    اینان بعدها معضلاتی زیادی را برای دولت داوود خان ایجاد کردند. اگر چه در سال 1974  فعالیت های تخریبی کوچکی توسط اینها سازماندهی میشد اما بعد از قتل حیات محمدخان شیرپاو در اواسط سال 1975، در فعالیتهای تخریبی آنان افزایش بعمل آمد چنانچه در کنر، غزنی، پکتیا، بدخشان و کابل عملیاتی توسط اینها صورت گرفت وازجمله عملیات پنجشیر سبب وارخطایی حکومت داوودخان گردید.
    امور مربوط به آموزش نظامی، گروپ بندی، تهیه ضروریات نظامی، فعالیتهای عملی ومحلات اختفای پشتون زلمی از دایره کار من خارج بود و من تنها در مورد رفت وآمد وفعالیتهای آنها به حیث مسئول دفتر آگاهی می یافتم ومسائل آنها را حل میکردم.
    با افزایش فشار پاکستان بر قبایل، شمار جوانان نیز افزایش یافت و در سال 1975 بر اساس مشوره حکومت در شهر جلال آباد در جوار ریاست قبایل، کلوپ مطبوعات تخلیه وبه کمپ  دایمی جوانان مبدل شد. در کابل برای تمام جوانان اسمای مستعار گذاشته شد؛ چنانچه  ولی خان به نام باز، بی بی نسیم به نام شیر ( خان دلاور) و حاجی نادرخان  به نام میښه  یاد میشدند و دیگران نیز همه نامهای مستعار داشتند والبته گذاشتن نام مستعار در چنین شرایط امر معمول شمرده میشود.
    حاجی محمد څمکنی لوی ولسوال کنر وصاحب جان صحرایی مدیر قبایل برای جوانان ما با اخلاص کمک میکردند.
    ادامه دارد






    [/size]


    قسمت دوهم






    قسمت دوهم







    قسمت چهارم









    قسمت پنجم






    قسمت دوهم







    قسمت دوهم







    قسمت دوهم








    قسمت دوهم







    قسمت دوهم




     
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأحد 17 ديسمبر 2017 - 19:42 ميباشد