خاطرات و افتخارات

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7046
    Registration date : 2007-06-20
    20180202

    خاطرات و افتخارات

    پست  admin


    خاطرات و افتخارات

    قسمت دوم بخش اول


    حزب دموکراتیک و جریان سیاسی « ما » با خردمندی و آگاهانه، این مصیبت عظیم و خطرات تروریسم بین المللی و اهداف شوم و ضد انسانی استعمار گران و سر دمداران امپریالیستی آنرا بیش از پنج دهه قبل تشخیص و بمردم و ملت خود معرفی نموده بود و علیه این پدیده های شوم و ضد انسانی با تمام توان و امکانات خویش بمبارزه پرداخت، * و همین موضعگیری و دفاع از حقوق و آزادی خواهی انسانی حزب ما، خشم و خصومت ارتجاع منطقه و امپریالیسم را علیه حزب و جریان سیاسی ما بر انگیخت.
     
    حزب دموکراتیک خلق افغانستان، فقط توانست در مقیاس تاریخ، اظهار وجود کند و در خون بتـپد. حزب دموکراتیک خلق افغانستان مردم را بر اریکه دادخواهی جا داد. درس فدائی بودن و مکتب شریفانه و انسانی برای حصول منافع جامعه و وطن را از خود به یادگار گذاشت، جمع عظیمی را روبروی تاریخ به صف آراست تا فریاد بلند دادخواهی را بر لوح روزگار نقش بندد. حزبی که دوصد هزار فدائی حاضر بود برای آن جان دهد، حزبی که محصول فصلی از تاریخ است که تکرار نخواهد شد. آری خوب و بد و زشت روزگاران گذشت، تاریخ آئینۀ قضاوت است، داوری عینی و حقیقی جهات مثبت و منفی گذشته ها بتاریخ و بشما و نسل آینده تعلق دارد .
     
    هر آن پدیده هایکه مخالف و مغایر منافع ملی و میهنی باشد، هر آنچه حقوق بشری و انسانی را نقض نماید، هرآن خیانت و فتنه گریهایکه اتحاد و همبستگی ملی را برهم بزند، بایست بیدریغ و بیدرنگ افشا و برملا و علیه آن بمبارزه برخاست، پرده پوشی و چشم پوشی از آن گناه عظیم، خیانت بزرگ و جفای نابخشودنی بر ملت و مردم است، تا آنکه رُک و راست افشا و برملا نگردد، حقیقت پوشیده و نا سفته خواهد ماند، این شیوه کار و پیکار مبارزاتی در جهت استحکام قوانین و تأمین عدالت و ایجاد فضای صلح و آرامش بسیار بسیار ارزنده و مؤثر خواهد بود، تا جامعه و نظام حکومتی بدون استثنی مطیع و پابند قانون و حاکمیت قانون انسانی و دموکراتیک باشند.
     
    سیاست های استعماری اربابان قدرت و بعض کشورهای ذینفع همچنان کینه و نفرت و آتش جنگ و نفاق را میان ملل و کشورهای جهان شعله ورتر می سازند، و عده اشخاص و چهره های ضد ملی بر حسب میل و آرزوی اربابان خود به نمایندگان و مهره های برگزیده شده صاحبان خود بر اریکه قدرت و مقامات کلیدی نصب می گردند، و از اینجاست که استبداد و مظالم بر مردم و ملت روز بروز افزایش می یابد، لذا افشای جنایات و اعمال ضد بشری، معاملات و زدو بند های آشکار و نهان شر و فساد ها و قانون شکنی ها و خیانتها، از وجایب و رسالتمندی مهم رسانه ها و مطبوعات، روشنفکران و جوانان با درک و میهن دوستان با احساس است، از گسترش آن جلوگیری مینمایند و در برابر انواع بی عدالتی ها و خیانت ها می ایستند و از حقوق و آزادی ملت و میهن دفاع و حمایت مینمایند .
     
    شما عزیزان یگانه اُمید امروز و فردای ملت و کشور با ترویج روشنگری اذهان و افکار عامه توده های مردم و با ترویج دگراندیشی و نو اندیشی و ترویج فرهنگ پاک اندیشی، نگذارید آن مصیبت و آفت و جنایات ضد بشری تکرار شود و نگذارید این فرهنگ نا پسند و غیر انسانی در اذهان و افکار مردم رشد نماید .
     
    این همه جنگ و جدل حاصل آن تنگ نظریست
    گـر نـگه صاف کنی کــعبه و بُــتخانه یکــیست
     
    شما به نیکوئی و بهتر از ما و از گذشته ها در جهت امحای تبعیض و تعصبات و کینه های نهفته و خاموش، و در جهت امحای خصومت ها و نفرت ها وهمچنان بخاطر باز گرداندن صلح و آرامش سراسری چنانچه آرزو برده میشود نقش ارزنده و محوری و مؤثر ایفا نمائید!  رسالت شریفانه و انسانی رسانه ها و مطبوعات مستقل و غیر وابسته و غیر متعلق به زور مندان و پولمندان، روشنفکران حقیقی، جوانان و مردم برای همیش در حافظه تاریخ بشری ماندگار و قابل حرمت و ستایش خواهد بود .
     
    مقام هر کس، در هریک از طبقات و جامعه بشری بر حسب ارزشهای شریفانه و ویژگی های اخلاقی و ظرفیت و کار آئی و کرامت انسانی او تعین شود نه بر اساس وراثت و یا ضوابط اجتماعی و مذهبی و اقتصادی، در هر کس که حقیقت و درستکاری، اراده و پاک اندیشی، تقوا و اخلاق انسانی، دانش و استعداد کاری وجود داشته باشد، او فرد شریف، شایسته و مبارکی است، او شخصیت ملی و چهره درخشان و محبوب و برگزیده ما است .
     
    و ای وای، و ای وای، از آن روزیکه روشنفکران و جوانان ما، رسانه ها و مطبوعات ما با وابستگی خاص و گرایشات متعصبانه و عقب گرائی ها وارد این کاروان و آزمون زمان بشوند، ای وای، و ای وای، از آن روزیکه رسانه ها و روشنفکران، آلوده به فالوده ناکسان و فرومایگان بشوند که آزادی و استقلالیت فکری و عملی و رسالت خود را فراموش و از دست داده باشند .
    «وقتی میمیرید، نمی فهمید که مرده اید، تحملش فقط برای دیگران سخت است، بی شعور بودن و بی احساس بودن از درد و رنج جامعه هم مشابه همین وضعیت است.»
     
    هرچه بگندد نمکش می زنند * وای از آن روز که گندد نمک
    ***
     
    طرح یکی از پیچیده ترین مسائل حیاتی و تاریخی بشر بطور همگانی و یافتن پاسخی منطقی و علمی به سوالی است که تمام افراد بشر در طول عمر خود بآن می اندیشند و آن را جستجو میکنند، بگذارید تا عقاید و نظریات مختلف مردم آزادانه بیان و گفته شود، تا در پرتو جرقه ها و درخشش های حاصل از تصادم عقاید و اندیشه ها جوهر حقیقت پدیدار شود ، بیائید تا با بازکردن پنجره های بسته راه را برای ورود هوای تازۀ علمی و اندیشه های نا سفته بدرون این محوطۀ مسدود و تاریک که بشدت فرسوده و بوی کهنگی بخود گرفته است هموار کنیم.
    گذشت قرنها در اصل و جوهر این پندار تغیر محسوسی نداده است، خدایان خیالی و ساخته تصور بشر، اشکال و اسامی گوناگون به خود گرفته اند، محدودۀ عمل آنها بتدریج وسعت یافته و به هیئت قادر متعال و مقدر کنندۀ سرنوشت افراد بشر در آمده اند، ولی ماهیت و جوهر اصلی خدای ساخته اندیشه و دست انسان، به همان صورت نخستین باقیمانده است، بسیاری از معتقدات مردمی که در آستانه قرن بیست و یکم میلادی زندگی می کنند بر پایه باور های دینی و سنت های کهن مذهبی و احساسات تُند و آتشین بنا شده است که از اجداد ما به ارث باقیمانده و با منطق و عقل فرسنگ ها فاصله دارد و کاملاً بیگانه است .
     
    افکار نو با معتقدات کهنۀ موروثی به بحث و گفتگو بنشینند، عقل و خرد جانشین تعصبات کور کورانۀ دینی و معتقدات تحمیلی اجدادی گردند، همگان حاکمیت عقل و منطق علمی را پذیرا شویم، از تعصب و لجاجت بپرهیزیم، با تفکر و مطالعۀ بیشتر بکمک دانش و تجربه، آنچه را که عقل و منطق نمی پذیرد و روا نمی دارند بدورافگنیم و طرح نو در اندازیم.
    " آلبرت انیشتین دانشمند بزرگ جهان میگوید : از لباس کُهنه ات خجالت نکش، از افکار کُهنه ات شرمنده باش ! "
     
    نسبت به باورهای موروثی تجدید نظر کنیم، ما همه موجودات بسیار کوچک و ضعیفی هستیم که بحکم طبیعت باید مدت کوتاه و محدودی بر روی زمین، این کره خاکی با هم و در کنار هم زندگی کنیم، تشخیص نیک و بد اعمال و روابط خود با دیگران را بر مبنای نوع دوستی و نیکی بخاطر نیکی قرار دهیم، بجای خرافات و اکاذب و تحریکات متعصبانه، خشونت و نفرت، عقل و منطق را بعنوان داور اعمال خود بپذیریم، دنیای بهتری را بدون کینه و نفرت به همنوعان، که زائیده اختلافات دینی و مذهبی و ناسیونالیسم کور قومی و آتش افروزی روحانیون و جنگ سالاران مزدور شده است، بوجود آوریم و در این راستا با همبستگی ملی متعهد و ارادتمند باشیم .
     
    اجازه فرمائید از دنیای خیالی و دروغین و از افتخارات کاذب و نمایشات گمراه کننده و فریبنده بیرون آئیم و به جهان واقعیات و حقیقت جوئی باز گردیم و راهی را انتخاب و بر گزینیم که در دوران کوتاه حیات برای خود و دوستان و برای ملت عزیز و جامعه مان و بالاخره برای دنیا و بشریت فرد مفیدی باشیم .
     
    این خط فکری و نظریات شخصی من است، از هیچ شخص، گروه و جریان و نهاد دیگری نمایندگی نمیکند. سعی دارم بکمک و با نقل قول و اشاراتی، از جملات و مطالب ارزشمند صاحب نظران و دانشمندان، مطالبی در بخش های مختلف این نخستین اثر ناچیز شریک و بازگو نمایم.
     
    کس چو حافظ نکشاد از رُخ اندیشه نقاب * تا سر زلف سخن را بقلم شانه زدند





    جهت مطالعۀ بخش قبلی بروی تصویرآن کلیک شود.




    بخش اول

    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الأحد 24 يونيو 2018 - 18:36 ميباشد