خاطرات و افتخارات

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7022
    Registration date : 2007-06-20
    20180205

    خاطرات و افتخارات

    پست  admin



    خاطرات و افتخارات 


    ( بخش دوم )

    طبیعت مرموز انسان، و پیامی از دیدگاه نویسنده
    انسان موجود بسیار مرموز و عجیبی است، انسان خصلت و طبع متضاد و متفاوت دارد، شناخت کامل انسان کار بس دشوار و حتی بعید از امکان است، انسان از یک جهت بسیار با عاطفه، مهربان، با استعداد حیرت انگیز و خلاق، سرشار و شجاع، زیبا و خوش صورت که در زیبائی و نیک سیرتی در طبیعت بی نظیر و استثنی میباشد، نیرومند و توانا، سازنده و معمار، هوشمند و ذکی، با کمال، با جمال و حسین، عاقل و خردمند، با دانش و بینش روز افزون ، شریف و با اخلاق احسن و انسانی، ارادتمند، هدفمند و با عزم فولاد ین، کشاف، محقق، پژوهشگر و متجسس کاوشگر خستگی نا پذیر، کمک گار و معاونت به همه، بی آلایش بی تبعیض و بی تعصب، با فرهنگ با کلتور و با سلیقۀ نیک منظر، صلح دوست بشر دوست و بی آزار، انسان تکامل پذیر و نو جو، با عشق و محبت و کرامت انسانی، ترقی پسند و خدمتگار به همگان برای آینده و دنیای بهتر، نظیف پاک و منزه، روشن دل روشن بین و روشن خیال، پاک طینت و پاک اندیش و با دیانت نیک و شریفانه ، با ایثار و فداکار و مبارز و دادخواه بی نظیر برای حصول صلح، عدالت و دستیابی به حقوق و آزادی، تأمین و حاکمیت قوانین برای همگان، با صداقت و ایمان داری، عادل و با انصاف، و حقیقت پذیر، با تحمل و شکیبایی، و خویشتن داری و امانت داری و صداقت، صاحب نظر، صاحب رأی و آزاد منش، با اصول، با قانون و نورم های انسانی و شریفانه و با افتخارات و خاطرات شریفانه و .... 
    یعنی همۀ خوبی ها، افتخارات نیک و توانائی های که در وصف انسان و تعریف عالی آن می زیبد و میگنجد جاه دارد. انسان خردمند و عاقل، با دانش و با استعداد و توانائی فکری حیرت انگیز خود طبیعت را مهار کرده، و سائل و تکنولوژی های فوق العاده متنوع و حیرت انگیز و دست آورد های گوناگون بیشمار و شگرف به ارمغان آورده ، به پیشرفتهای بزرگ و به مدارج عالی و بلند ترقی نائل آمده ، به سرعت بدون توقف به پیش می رود و باز هم به پیش می رود . و لحظۀ از تفکر و تحقیق و پژوهش باز نمی ایستد . 
    انسان سیمای جهان و طبیعت سرکش را به نفع حیات و آسایش بشریت تغیر داده است، سهولت بی مانند و با ارزشهای خارق العاده و مفید به وجود آورده، در واقع هر یک از توفیقات و دست آورد های بشری معجزه ئیست که در توصیف نا چیز من نمی گنجد و من از توصیف و تعریفات عالی استعداد شگفت آور و توانائی حیرت انگیز بشری عاجز و در مانده ام. اگر لحظۀ با خود بیاندیشیم که بشر خلاق و حیرت آفرین امروز، پنجاه سال بعد، یکصد سال بعد و ما بعد از آن چه غوغائی برپا خواهد کرد؟ آیا میشود تصورش را امروز کرد؟ ...
    بشر طی قرون متمادی نه تنها بر سایر حیوانات روی زمین برتری و شایستگی خود را به ثبوت رساند، بلکه طبیعت و جلوه های گوناگون آنرا نیز مقهور خود کرد. به اختراعات و اکتشافات شگرفی نائل آمد، ذرات اتم را شکافت و بر روی کرۀ ماه که اجداد و نیاکان ما روزگاری درازی آن را خدای خود می پنداشتند، قدم نهاد. بی شک آنچه از ترقیات، اکتشافات و دست آورد های این انسان عاقل و خردمند قرن بیستم دیده میشود تنها و تنها گامهای نخست و مقدمه ایست بر پیشرفتها، ترقیات و اکتشافات بزرگتری که در آینده بآ نها دست خواهد یافت. 
    ولی علی الرغم همۀ ترقیات، اکتشافات و دست آورد های حیرت انگیز علمی و فنی و دست آورد های مهم علمی و فلسفی در حل بسیاری مبهمات و چند و چون زندگی، بشر هنوز هم در زمینۀ اعتقادات دینی و ماوراءالطبیعه به ساده دلی و خوش باوری های اجداد و نیاکان خود که هزاران سال قبل در مغاره ها و در جنگل زندگی میکردند، باقی مانده است. بشر اولیه از رابطۀ علت و معلول آگاه نبود، در رنج از گرما و سرما و سوزش آفتاب، از گرسنگی و بیماری تکیه گاهی می جست، با مغز ابتدائی خود از هر چه در مخیلۀ او می گذشت خدای میساخت و در برابر آنچه خود ساخته است به زانو در می آمد، از گناهان خود طلب عفو و بخشش مینمود و برای سلامتی خود و ازدیاد محصولات قربانی ها تقدیم آن میکرد. تقدیم قربانی های بیشمار به خدایان ساخته و بافته بشر برای پاک کردن گناهان با خون قربانی یکی از مراسمی بود که از هزاران سال و قرون گذشته در بین اقوام ابتدائی بشر توسط ساحران و شمن ها و روحانیون اجرا میگردید، و با تأسف عمیق و بی پایان این وحشت سرای خرافات و موهوم پرستی های جهانسوز تا امروز هم بشدت و بگونه های وحشتبار تر و هولناکی ادامه دارد. 
    طبقه روحانیون که بعد ها بنام های برهمن، کشیشان، راهبان و کاهنان و آخوندها و پنډِت ها و ملاها و مولوی و مفتی ها و القاب گوناگون دیگر در ادیان و مذاهب پیدا شدند، مدعی بوده و هستند که راه دسترسی به خدا و اجابت در خواست بندگان خدا فقط و فقط در اختیار و انحصار آنان می باشد و فقط آنها میتوانند با تقدیم قربانی ها و خونریزی های عظیم و گسترده و هدایا و اوراد و ادعیه خاص و سری که آنها میدانند، توجه خدایان را جلب نمایند، تا بندگانش را مشمول عنایت و الطاف خود قرار دهند، تقدیم قربانی و پاک کردن گناهان با خون تا چه حد میتواند هولناک و تکان دهنده باشد ؟ آنچه از همه درد ناکتر و فاجعه بارتر است بی رحمی مردم نسبت بیکدیگر است، پیشوایان و مبلغین مذهبی که از شکوفائی عقل و بیداری قوه تفکر مردم وحشت و هراس دارند و منافع دنیائی و اقتصادی آنان را خطر جدی تهدید میکنند، در برابر ظهور اندیشه های نو، دیوار میکشند و مطالب خرافی دیرین و احکام بسته بندی شده و افسانه های از پیش ساخته شده را، بعنوان حقیقت و واقعیت بمردم تحمیق شده عرضه و تلقین مینمایند، مردم زود باور و ساده لوح، که متأسفانه اکثریت مطلق هر جامعه را تشکیل میدهند، اعتقادات و باورهای خود را بر اساس همین احکام قالبی پایه ریزی کرده میپذیرند، که راه رستگاری و رفاه دنیائی و اخروی در پرستش این بُت های خیالی است،
    در اثر تکرار و تداوم و توارث، قدرت خلاقه و تعقل در مردم میمیرد، احکام مذهبی و افسانه ها با روح و جسم آنان چنان عجین و آمیخته میگردد که حتی از شنیدن کوچکترین عبارتی مخالف با عقاید موروثی، بر افروخته میگردند و ناخود آگاه حس مخالفت لجوجانه و انتقام جوئی در ضمیر شان شعله ور میشود، ایمان آنها به یک سلسله افکار پیش ساخته شده و اصولی که در گذشته های دور به اقتضای زمان و مکان وضع گردیده موجب عقب ماندگی فکری و محروم شدن از واقع بینی و جهان بینی علمی و دانش و پژوهش بشر شده و او را به وادی تبعیض و تعصبات کور کورانه کشانده باعث رو در روئی انسانها، نفرت و خشونت و کشت و کشتار و تخریب بی حساب گردیده است .
    عقاید مذهبی میان اقوام بشر بر اساس احتیاجات مادی، ترس و خوف، تنازع بقا و کشمکش بین حیات و مرگ، آغاز شد و از مبادی بسیار ساده مذهبی یعنی پرستش ارواح، توتم پرستی و ایمان به قوای غیبی شروع گردید و به پرستش خدایان متعدد ( Polytheism ) منتهی شد . 
    من از ژرفنای قلبم بمقام و آلای انسان ارج عظیم و احترام می گذارم.


    و از نگاه دیگر، انسان موجود بسیار حریص و آزمند است، حرص و آز انسان همچنان حیرت انگیز است، حرص و آز بی پایان آدمی و بشر آنقدر زیاد و جذباتی است که اگر تمام دنیا را داشته باشد بانهم راضی نمیشود و برای او بسنده نیست، و این حرص و آز بی پایان آدمی تهدید بس بزرگ و خطرناک و تکان دهنده ایست برای جهان بشریت، استعمار، استثمار و اسارت، تحقیر و توهین به مقام وآلای انسان، ذلّت و بردگی و به زنجیر کشیدن ملل و توده های بزرگ بشری، جنگ های ویرانگر و خانما نسوز، نقص و زیر پا نمودن هر گونه حقوق، آزادی و اخلاق انسانی و قوانین و معیار های انسانی وبسا بد بختی ها و آلام وحشتبار و مصیبت هولناک بشری را در پی دارد. 
    انسان بی رحم و بی عاطفه، سفاک و قسی، خودخوا و جاه طلب، مغرور و با تکبر، پلید و ماجراجو، گمراه و منحرف، شریر و قتنه جو، کینه توز و انتقام جو، جاهل و احمق، پست و فرومایه، خون خوار، خونریز و خون آشام، ویرانگر و غارتگر، قاتل و متجاوز، خرابکار و لجوج، دزد، و قطاع الطریق، شریر و شرارت پیشه، خودکامه و بی قانون، بی فرهنگ بی ادب و بی کلتور، غیر مسؤل و غیر ذمه دار، جنگ سالار و غارتگر، عاشق و مطیع زور و زر، چاپلوس، متملّق و هرزه سرای، بی ظرفیت، بی قانون، بی اصول و دروغ گو، فاسد، مکار، فریبکار، جعلکار، خاین و غدار و متملق ... و دها خصلتهای منفی و عقب گرایهای جهان سوز و شرم آور نیز در وصف و خصلت بشر، بس فراوان و بیشمار است .
    یعنی تمام بدی ها و اعمال ضد انسانی از خصلت منفی و نفرت انگیز بشر است، جهان پهناور و زیبای ما، هر دو خصلت متضاد بشری را عمیقاً احساس و تجربه کرده است. 
    " جاطلبی و خود منشی، عقده و نفرت چنان پرده سیاه است که نه تنها مانع دید و تشخیص حقایق میگردد بلکه حتی باعث میشود شخص گاه گاه خواسته یا نخواسته روی عقاید خویش هم پا گذارد ."
    " در اثر اصلاحات و ریفورمی که در عقاید اروپا، پس از رسانس بوجود آمد و موج آزادی خواهی و افکار دگر اندیشی که در اثر انقلاب کبیر فرانسه ( قیام 18 – مارچ – 1871 و اعلام کمون پاریس، پرولتاریای پاریس با شکستن نظام بردگی و برای عدالت خواهی به قیام و انقلاب برخاست و تشکیلات فرماندهی نظامی و گارد ملی را تأسیس نمود. ) سراسر اروپا را فراگرفت به جنایات هولناک و ضد بشری که بنام خدا و دین قرنها اروپا را در خود غرق نمود خاتمه داده شد، آخرین آتشی که برای سوزاندن مخالفان مسیح بر پا شد در سال 1793 میلادی بود ." بیدادگریها و سفاکی های وحشتناک و تکان دهنده، استبداد و خونریزی های هولناک بنام خدا و دین بر مقدرات مردم مظلوم و بیدفاع بویژه بوسیلۀ ادیان یهودی و مسیحی و اسلامی از خصلت های منفی و نفرت انگیز بشری است و در بعض ادیان و مذاهب دیگرهمچنان خرافات دینی و مذهبی بگونۀ دیگری بر مردم تحمیق شده آنچنان مسلط هستند که لشکر عظیم انسانها را تا به پرستش سنگ و چوب و موش و خزندگان و حیوانات دیگر معتقد ساخته اند، قدرتمندان سیاسی و اقتصادی از قرنها نسل در نسل با تمام توان خویش تلاش و کوشش دارند تا چنین خرافات ویرانگر و جهانسوز را با ترویج جهل و تاریک نگهداشتن اذهان و دیدگاه توده های وسیع مردم ادامه و گسترش دهند و خود از این اوضاع و احوال مرگبار و مظلومانۀ توده های مجبور و تحمیق شده بهره کشی نمایند، در اسلام همچنان نظام دیکتا توری و استبدادی و عقائید غارتگر خرافی بشدت بیداد میکند نه بهتر از آنچه که در قاره هند و آفریقا میگذرد. 
    وقتی به کنه مطالب بدیده عقل، نظر و تفکر کنیم، به گمراهی خود پی می بریم و می فهمیم که ما همه در مجموع کودکان فریب خورده ای هستیم که عقل و شعور خود را در راه پذیرش موهومات و افسانه ها قربانی کرده ایم، چشم و گوش بسته تسلیم عقاید واهی و اسطوره های کُهنه و قدیمی که اجداد ما هزاران سال قبل بهم بافته و ساخته اند نموده ایم .
    یکی از ویژه گی های طبیعی انسان در این است که انسان متفکر خصلت اصلاحی را نیز در خود دارد و انسان قادر است تا اصلاحات و باز نگری و شایستگی را در خود به وجود آورد، بدی ها، خشونتها، بی رحمی، عقده و نفرت، جنایات و گناهان خود را با عاطفه و خوبیها و نیکیها و خدمات شایان اجتماعی جبران و اصلاح نماید.





    جهت مطالعۀ بخش قبلی بروی تصویرآن کلیک شود.




    بخش اول






    بخش اول

    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الثلاثاء 24 أبريل 2018 - 6:44 ميباشد