خاطرات و افتخارات

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 6984
    Registration date : 2007-06-20
    20180207

    خاطرات و افتخارات

    پست  admin



    خاطرات و افتخارات 

    ( بخش سوم )

    پرداخت کفاره و جبران گناهان اجدادی

    دقیقاً قطرۀ و یا ذرۀ از بحر بیکران هستم.
    طبیعت سر کش قوانین و قواعد خود را دارد، با هیچکسی مشوره و مصلحت ندارد، در حالیکه عمر و زندگی آدمیان بسیار آسیب پذ یر، بسیار کوتاه و فقط چند روزی است، باور کنید از پیدائش و آمدنم بدنیای پر از این همه طبقات، ظلم و ستم و خشونت نادم و پشیمانم، ای کاش هرگز به این جهان آشفته و پُر غوغا پا نگذاشته بودم، این همه جار و جنجال و کشمکشها برای چند روز عمر کوتاه چه ارزش خواهد داشت؟ چون شهاب، رهگذر مسافری با فراز و فرودهای زندگی از یک سوی آمد و به سوی دیگر رفت و هرگز باز نگشت.
    کفارۀ گناهان نا بخشودنی حضرت بابای آدم علیه السلام و همسرش حضرت بی بی حوا را بدون چون و چرا بایست اولاد آدم بپردازد. بی احتیاطی و بی عقلی حضرت بابای آدم و همسرش بدبختی و رنج بیکران ببار آورد. بی گفتی و بی پروائی های احمقانۀ آنها خشم و غضب الهی را تحریک و بر انگیخته بودند، و اما دیگر دیر شده بود و کار از کار گذشته بود فائده نداشت، شانس طلائی را از دست داده بودند از جنّت نعیم و آن بهشت برین ، از آن دریای خروشان شیر و شهد و عسل و از آن دریای شرابهای متنوع، از آن همه شرابهای مست و خمار کنندۀ بهشتی و بویژه و بالخصوص از آن همه پرییان و حوران زیبا روی و نار پستان بهشتی و جنتی و بسی امتیازات، عیاشی ها با حوران و پرییان نار پستان و آزادی های دیگر خداوندی و خالق متعال که مفت و رایگانی عرضه شده بود، محروم و بی بهره از بهشت برین و جنت نعیم بیرون رانده شدند. این یک فاجعۀ اسفناک و هولناکی بود که در اثر اشتباه و بی احتیاطی حضرت بابای آدم و همسرش بی بی حوا به وجود آمد و دامنگیر آدمیان شد، و بعد از آن فاجعه هولناک، جنّت نعیم و بهشت برین مفت و رایگانی نیست، پولی شده، بدون پرداخت پول هنگفت و رشوه و خویش خوری کسی بآنجا ها و بآن همه نعمات مادی و حوران نارپستان راه نخواهد یافت مگر بوسیله قاچاق چیان ماهر یعنی روحانیون و پیشوایان دینی و مذهبی، و حالا کفاره و جزیۀ جرائم و گناهان حضرت بابای آدم و همسرش به دوش من بیچاره و بینوا افتاده، اگر قبول پرداخت آن را نمایم توان و قدرت پرداخت آن را ندارم از شما دوستان نیز پنهان نمیکنم، و اگر از پرداخت آن اظهار عجز و بیچارگی نمایم، به اتهام و به جرم بیگفتی، تمرد و بغاوت و کفر و الحاد مجازات شوم؟ این رهگذر مسافر حیران و بینوا چه کند؟ و هر چند داد و فریاد کردم که جرم یک امر شخصی است و یا جرم کسی به کسی دیگری سرایت نمی کند و به من تعلق نمی گیرد، حتی که نام و آدرس و نشانی بابای آدم و همسرش را هیچ کس نمی داند و حتی که از مقبره و کوچک ترین اثر و آدرس آنها کسی نمیداند و اصلاً وجود نداشته و ندارد، افسانۀ خیالی و بیهودۀ بیش نیست. هر چند داد و فریاد کردم که قانون است و چنین است و چنان است و هرچند داد خواهی کردم که این همه دروغ محض و بر مبنای افسانه های این وآن ساخته و پرداخته شده است و اینجا قانون جنگل حکمفرماست، و هرچند استدلال و داد خواهی کردم که قانون اساسی و آئین نامه شما در این جنگل خودکامه درست به کتابچۀ شیطان شباهت دارد نه به قانون و برنامۀ انسانی، هیچ کسی به فریاد و داد خواهی من گوش شنوا نداشته و ندارد و به تکرار و تداوم استبداد و عوامفریبی و خیانت های بیشتر پرداختند، و از تجارت دین و خون انسان مظلوم و بیدفاع، سود بزرگ و نفع کلان کمائی میکنند، ( Super Business ) .
    از بسکه به فغان و به سطوح و بیزار آمده ام گاهگاهی فکر میکنم که خداوند عالم و صاحبان قدرت نیز همچنان به این فتنۀ بزرگ و ماجرای گسترده و بی پایان راضی هستند که چنین مصیبت عظیم و دردناک را دامنگیر بشر نموده است، ورنه بایست این خلقت نامیمون و آدم بی عقل و کودن را در روز اذل و آغاز کار با دیدۀ بینا و سنجش الهی توجه و دقت میکرد تا این چنین مصیبت عظیم در موجودات و خلقت خالق متعال پدیدار نمیشد ، حالا سوالی پیش می آید که در حقیقت اشتباه و بی احتیاطی و فقدان سنجش از کی بوده و چی کسی مقصّر و متهّم در ماجراست؟ وقتیکه پیرامون این موضوع مهم و حیاتی بشریت از حضرت بابای آدم و خانمش بی بی حوا باز جوئی و تحقیق کردم به جوابم گفتند : آخر ما که آدمیان هستیم، آدمیان و بشر خالی و فارغ از اشتباهات، گناه و بی احتیاطی نیست، کمبودی ها و نقائص بیشمار و فراوان داریم و این پدیده های منفی و منفور همزمان با خلقت ما در وجود ما و سرشت ما آمیخته و ساخته شده است، ایکاش آن معبود بزرگوارم و خالق متعالم، از روز ازل این فتنه و مصیبت عظیم و آفت جهانسوز را نیافریده بود و اندکی دقت و احتیاط میکرد تا جهان و کائنات زیبا و بیکران ما عاری و منزه از چنین پدیده های منفور و ضد بشری میبود. زیرا چنانچه در ادعای بیچون و چرای کسان گفته میشود که فقط خالق عالم مبرّا و عاری از اشتباه و گناه و خطا کاریست؟ پس چگونه میشود نظم عامۀ دنیا و عدالت حقیقی و راستین را در این گیتی و جهان پهناور بوجود آورد، در حالیکه خالق و پروردگار عالم نیز همانند مخلوقات خود نیازمند، حریص و خطا کار باشد؟ 
    آلبرت اینشتین سلطان فیزیک و دانشمند بزرگ جهان می گوید : در جهان دو چیز برای همیشه ماندگار است: 
    1. نظام شمسی یعنی سیارات و اقماریکه به دور آفتاب می چر خند و نظام شمسی را تشکیل داده اند. 
    2. حماقت و بی عقلی بشر و جهالت بی پایان آدمی.
    انیشتین کبیر میگوید در مورد اوّلی بسیار بسیار معتقد نیستم، ممکن است روزگاری در نظام شمسی و طبیعت تغیراتی پدیدار شود، و اما در مورد دومی یعنی حماقت، جهالت و بی عقلی بشر کاملاً معتقدم که برای همیش ماندگار و تغیر نا پذیر است.
    کار از کار گذشته و از روز اذل سخت شاریده و سگلیده، بشر یا آدمیان نیازمند و محتاج و حریص است بنا بر این تقصیر و کوتاهی و عیب و نواقص بیشمار دارد، بشر هیچگاه و در هیچ موقف و مقام خود کفا و بی نیاز نیست، و اما خالق عالم و کائنات بایستی کاملاً بی نیاز و مبرّا از این همه نواقص و کمبودیها و معایب دیگر باشد، ضد بازی و لج بازی و خشونت، نیازمندی و رقابت و انتقام جوئی از بنده و مخلوق و مصنوع خود شایسته و زیبندۀ اقدس او نیست، اینها همه از خصلت و طبیعت ناقص بشر و مخلوق اوست، پس چرا و چگونه میشود که خداوندگار و خالق عالم نیز عین خواص ناقص و طبیعت ماجراجویانه و فتنه انگیز بشری را داشته باشد؟ و من تا چی وقت و زمان این کفارۀ احمقانه و جزیه و باج ظالمانه را به مستبدان و سفاکان زمان و دوران بپردازم؟ این همه داد خواهی به کجاه خواهد انجامید و این نظم و انصاف و عدالت در اجتماع بشری چی وقت و زمانی برقرار خواهد شد؟ 
    اینجا سوال پیش می آید که حضرت آدم علیه السلام اولین پیامبر الهی بوده و چنان اعتبارات و منزلت خاص و بلند نزد خداوند عالم داشته است که خالق عالم به تمام ملائک و فرشتگان و موجودات جهان امر و حکم فرمود تا حضرت آدم علیه السلام را احترام و سجده نمایند و بر او ارج و احترام بزرگواری بگذارند که حضرت آدم علیه السلام محبوب ترین پیامبر و دوست خداوند است.
    در صورتیکه حضرت آدم علیه السلام با همچو عظمت و بزرگواری و با چنین محبوبیت و منزلت خاص و جایگاه عالی و بلندی که نزد خداوند عالم داشت و به خاطر اندک بی احتیاطی که از او نمودار شده یعنی خطا و گناه او در آن بوده که گویا نصف یک سیب را بدون مجوز قانونی خورده و این عمل او و همسرش چنان خشم و غضب خداوند عالم را بر انگیخت که حضرت آدم و همسرش بی بی حوا را با چنان خشم و نفرت عمیق و با چنان رسوائی و افتضاح و بی آبروئی از جنّت نعیم و بهشت برین بیرون راند. 
    در حالیکه با جد بزرگ آدمیان بدین گونه رفتار و قضاوت شده، پس فرزندان آدم و بشر امروزی که جهان گیر و فراگیر شده با این همه گناهان، خطا کاری ها و جنایات هولناک و نا بخشودنی چگونه میتوانند وارد جنت و بهشت برین بشوند؟ و به آن همه نعمات و خوراکی های لذیذ بهشتی، به دریای خروشان شیر و شهد و عسل، به دریای بهترین شراب متنوع و حیات جاودانی با نیشه و خمار دائمی و به آن همه پرییان و حوران ناز و نارپستان دست نا خورده و فرشته خوی جنتی و بهشتی دسترسی یابند؟ هیچ ممکن نیست، مگر اینکه دلالان و قاچاق بران ماهر و سیاه اندیشان عوام فریب را با یک زار و زقوم و رشوت تطمیع کرد، چارۀ دیگر نیست و هیچ تضمین و توجیه دیگری در این مسئله وجود ندارد، و بویژه در جوامع عقب ماندۀ ملل و کشورهای جهان ادیان و مذاهب بشری از این گونه دلالان و قاچاق بران و رهبران و پیشوایان عوام فریب و گمراه کننده و تاجران دین بی نهایت زیاد و فراوان هستند و بطور چشمگیری گسترش و افزایش میابد، و به تأیید از سخنان ارزشمند و عالمانۀ دانشمندان تمام این همه دلالان و قاچاقچیان و بد اندیشان سیاه کار و عوام فریب در همه جا و در هر زمان و در همۀ ادیان و مذاهب جهان بشری مکاره بازار گرم و پر رونق دارند و بگونه های مختلف و متنوع بشریت را به تحمیق و به اسارت وحشیانۀ خود میکشند.
    " راهبان و کاهنان و اخلاف و اسلاف و واعظان دیگر آنها همی گویند و اصرار دارند که :
    خداوند بزرگ یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبران خود را برای هدایت و اصلاح آدمیان و بشر جاهل و نادان مأمور کرد و فرستاد تا آنان را براه نیک رهنمون شوند، اما هیچکدام نه خداوند بزرگ و نه 124000 هزار پیغمبران فرستاده او موفق نشدند و درین کار عاجز و ناکام گردیدند، آدمیان و اولاد بشر را اصلاح نتوانستند و براه نیک رهنمون شده نتوانستند و از روز ازل تا ابد ناکام شده اند، لیکن تنها یک شیطان بگونه بسیار آسان و بی زحمت توانست آدمیان و اولاد بشر را گمراه و منحرف نماید و درین رقابت و کار خود بسیار موفق و کامیاب است، وقتی از روحانیون ادیان و مذاهب بپرسیم، چرا چنین فتنه عظیم و گمراهی دامنگیر آدمیان و اولاد بشر گردیده است ؟ خداوند بزرگ و قادر متعال میتوانست آدمیان و بشر را از روز ازل و اول باعقل و کمال و بدون فتنه و گمراهی خلق میکرد و آنگاه ضرورتی به مأمور کردن و فرستادن همچو یک لشکر عظیم پیغمبران با یک شیطان نمی بود ؟ و ضرورتی برای تأسیسات و تشکیلات اضافی و پُر ماجرای بهشت و دوزخ و جنّت و جهنّم و این همه جنگ و جدل بر سر آن نمی بود ؟ بجوابت میگویند، تمام اینها بحکم و ارادۀ الهی صورت میگیرد، حتی افتادن برگی از درخت بزمین و قطرۀ برف و بارانی از آسمان بزمین بدون حکم و اراده خداوندی صورت نمیگیرد و قطعاً ممکن نیست، وقتی از آنها بپرسی که پس درینصورت شیطان چه تقصیر و گناهی دارد که لعن و طعنش میکنید ؟ آخر شیطان نیز به حکم و اراده خداوند عالم به کار و مسؤلیت های خودش میپردازد، ودر اینصورت هیچکسی را باید مقصر و ملزم و گنهکار یا بدهکار و بذهکار و یا جنایتکار و فاسد نشمارند زیرا همه و همه بحکم و اراده خداوند عالم و خالق متعال از روز ازل و اول چنین ساخته شده و بنا یافته است هیچ کار و عمل و حرکت و یا اتفاقی بدون اراده و خواست خداوند عالم و خالق متعال صورت نمیگیرد؟ 
    ***

    « در اسلام مقدس » منطق داوری و قضاوت را به لبه تیز شمشیر و میل تفنگ می سپارند، هیچ منطق فرزانه و شیوه عاقلانه در خصلت وحشیانه و موروثی و عوامفریبی آنها وجود ندارد، بدون معطلی و چون و چرا قضاوت و داوری را به شمشیر خونریز پیشوایان و تفنگ پیروانش واگذار می کنند ... ، ای همنوع عزیز من هوش کن و بیاد داشته باش ! که آنها، چون، توان و دانش جواب منطقی را ندارند، هر پرسش و سوال تورا با خشم و کینۀ در کمین انتقام نگهمیدارند، و جوابش اینست که تو را به اتهام کفر گوئی و الحاد با شمشیر و تفنگ میکشند و سنگسارت میکنند، آنجا و در طریقت و اعتقادات کور و کر آنها حق و آزادی بیان و حق انتخاب و گزینش، قبل از آنکه تو بدنیا پای بگذاری قتل و کشته شده است و تو قبل از پیدایش خود به اسارت رفته ای و این حق از تو گرفته شده، و از اینجاست که آلبرت انیشتین عاقلانه گفته است. پس برای آزادی و برای اعاده حقوق و جایگاه انسانی و برای تداوم زندگی بهتر با برنامه های بهتر بایست بپا خیزیم و علیه آن پدیده های شوم و غارتگر آگاهانه مبارزه نمائیم.
    ***
    راز دلم را فقط با شما دوستان عزیز در میان می گزارم
    " میگویند: در کشورهای اروپائی، آمریکائی و صنعتی جهان همه ساله ( اول اپریل ) یک روز مخصوص برای دروغ گفتن و لاف زدن ها معیّن شده است صرفاً یک روز به صورت مشخص برای دروغ گفتن ها و لاف زدن ها تعیین شده است یعنی در همین روز معیین دروغ گفتن و لاف زدن آزاد و حق مسلّم هر شخص است، و اما در کشورهای اسلامی و جوامع دیگری که سرا پا تابع و چسپیده به احکام عوام فریبانۀ و خرافات دینی و مذهبی هستند برعکس در سال یک روز برای راست گوئی معیین شده یعنی در همین روز معیین راست گوئی و حقیقت گفتن حق مسلّم هر شخص است، صرف در سال یک روز است و در متباقی روزهای سال حرام شده و آنهم مراعات نمیشود.
    من هم که این یادداشتهای ناچیزم را می نویسم جزء و یا ذرۀ از این جوامع بشری هستم، هر گاه در نوشتارم آنچه از دیدگاه مبارک شما خوانندگان عزیز لاف و کاف زنی و یا دروغ پردازی گمان و تصور شود معذورم دارید و بخششم فرمائید، زیرا که من نیز حق دارم از این روز معیین جهانی استفاده و برخوردار باشم، ولی مطمئن باشید که من شخصاً از دروغ گوئی و عوام فریبی بشدت نفرت دارم."





    جهت مطالعۀ بخش قبلی بروی تصویرآن کلیک شود.




    بخش اول






    بخش اول






    بخش اول

    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الثلاثاء 20 فبراير 2018 - 9:58 ميباشد