گل برای درمسال «ارتباط با رفقای شوروی»

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7046
    Registration date : 2007-06-20
    20180211

    گل برای درمسال «ارتباط با رفقای شوروی»

    پست  admin



    گل برای درمسال
    نویسنده: جمعه خان صوفی
    برگردان: قاسم آسمایی
     
    19
    یاد آوری ضروری:
    برای درک بهتر مطالب روایت شده این بخش، مرور بر قسمت های هفتم و هشتم این سلسله که بیانگر انتقال مخفیانه جمعه خان صوفی به مسکو و سپری کردن کورس اختصاصی در مکتب مخصوص در اطراف شهر مسکو است؛ ضرور خواهد بود.
     ارتباط با رفقای شوروی
    بر مبنای سیاست ترقیخواهی و وابستگی با حزب کمونیست پاکستان، روابط ما با رفقای شوروی طبیعی بود و تقریباً تمام احزاب و اشخاص هواخواه شوروی، بر اساس همبستگی بین المللی خواستار ایجاد، استحکام وحفظ اینگونه روابط بودند.  شوروی ها نیز تلاش داشتند تا اینگونه روابط وسیع را برقرار و از آن به نفع خود بهره برداری نمایند. اتحاد شوروی بر اساس اصول انترناسیونالیستی مفاد بیشماری را از این روابط حاصل میکرد؛ در حالی که کشورهای غربی برای حصول چنین اطلاعات، پول هنگفتی را به مصرف میرساندند.
    اجمل ختک نیز چنین روابط را ایجاد و حفظ کرده بود و با ازدیاد فعالیت های ما در پشتونخوا و بلوچستان، دید ووادید دوامدار ومخفیانه اجمل صاحب دشوار میشد، زیرا موصوف تحت نظر و مراقبت همیشگی حکومت افغانستان قرار داشت، لذا وظیفه ارتباط محاذ جمهوری انقلابی (ما تحت این نام تبلیغات مینمودیم) با رفقای، شوروی به من محول شد. ذکر این نکته ضرور است که ولی خان حین سفر به کابل در سال1974 به کمک اجمل با سفیر شوروی  ملاقات مخفی انجام داده بود و احتمالاً این نخستین ملاقات او با روس ها بوده باشد.
    21 اکتوبر 1974: ملاقات نخستین؛ امروز به وقت تعیین شده  و شفر معین در جوار سینما بریکوت با مهمان ملاقات کردم. این شخص نماینده کشور دوست ما و اسمش والنتین است (بعدها دانستم  که احتمالاً نامش والنتین نیژلسکی بود). برداشت من این است که آنها خواستار تأمین رابطه با جنبش ما است. نقش من در اینجا چه است، از کی نمایندگی میکنم و پالیسی مشخص رفقای ما در مورد پشتونستان چه است؟ در مورد، من هیچ نمیدانم. میترسم که رفقای من در پاکستان برداشت دیگری از آن داشته باشند و اینجا من طوری دیگر آنرا درک نمایم. این تضاد سبب خواهد شد تا من دروغگو معرفی شوم و به اعتماد موجود صدمه برسد. تمام روز در این مورد اندیشیدم که کدام مطالب را پنهان و کدام مطالب را برای او بگویم.
    به هرحال، از ملاقات با رفیق، معلوم شد که آنها صرف شنونده هستند و میخواهند خبرشنو باشند. از طرف آنها فیصله، نظر ورهنمایی صورت نمیگیرد. رابطه با من را بر اساس اصول حزب کمونیست نگه نمیدارند.  وظیفه اصلی او این است تا در مورد منازعه افغانستان و پاکستان و مبارزات ما معلومات حاصل نماید.
    این تنها ملاقات تعارفی بود، صحبتی تفصیلی صورت نگرفت. رفیق پرسید که آیا در مورد موضوع پشتونستان بین اجمل ختک و وولیخان اختلاف نظر وجود دارد و یا خیر؟ من گفتم که در این مورد موقف هردو یکی است اما در مورد سایر مسایل اجتماعی اختلافاتی خواهند داشت.
    29 اکتوبر 1974: امروز باردیگر با رابط شوروی در محل قبلی ملاقات کردم و او مرا به منزل خویش برد (منزلش در کارته  سه واقع بود). آنها علاقمند اند بدانند که در پشتونستان و بلوچستان چه میگذرد و چه انکشافاتی رخداده است؟ فعالیت قوت ها چگونه است و نقش افغانستان در باره چیست؟ برای بسیاری از سوالها من جواب دقیق نداشتم و جواب دادن به آن  شامل وظیفه وصلاحیت من نیست. صحبت ها عمومی بود و بسیاری از سوالها را بر این محور مطرح ساخت:
    در پشتونستان چه میگذرد، چه پیشرفتی صورت گرفته، کدام حوادثی تازه اتفاق افتاده است؟
    در بلوچستان چه میگذرد، شدت جنگ در کدام سطح است، و چه حوادث تازه واقع شده است؟
    وضعیت عمومی پاکستان چگونه است؟
    با اجمل ختک کی ها ملاقات مینماید؟ کیها از افغانستان و پشتونستان نزدش می آیند؟ از جمله مقامات بالایی دولت کیها می آیند؟ با رییس دولت چه وقت و بعد از چه مدتی ملاقات مینماید؟
    من برایش گفتم که نزد ما اشخاص گوناگون و از هر حزب (افغانستان) می آیند و با آنها صحبت میکنیم. اعضای پشتون زلمی نیز می آیند. وزرا نیز می آیند. با رییس دولت نیز ملاقات های صورت میگیرد و  گاهی زود و گاهی هم با گذشت زمان و این مربوط به وضع است.
    من در مورد وظیفه خویش که همانا مسئولیت امور سیاسی، تبلیغ و روابط بین المللی است توضیحات دادم. در مورد آموزش پشتون زلمی و سلاح چون مسئول نیستم نمیتوانم مسئولانه جواب دهم. البته مواردی را که اطلاع داشتم برایش گفتم.
    در مورد این سوال که آیا عراق کمک مادی و یا سلاح مینماید یانه؟ چون هیچگونه معلومات نداشتم، کاملا انکار کردم. البته موضوع فعالیت محمد حسین ( مبارز بلوچ در عراق) و روابط با او را پنهان کردم. در مورد کار ومصروفیت های شخصی من و وضع خانه اجمل صاحب نیز سوالهای را مطرح ساخت.
    در مقابل این سوال من که سفر بوتو به روسیه (24 ـ 26 اکتوبر) هیچ دستاورد مثبت نداشت؛ بی خبری خودرا ابراز داشت و گفت تا حال اعلامیه مشترک را نخوانده است. میتوان گفت که آنها تنها در صدد حصول معلومات هستند و نه هماهنگی در کارها.
    من برایش متن صحبت اجمل صاحب را به مناسبت روز پشتونستان  و کتاب کارتونهای یوسف لودهی را دادم؛ بسیار خوش شد و وعده دادم در ملاقات آینده تفصیل واقعات پشتونستان و بلوچستان را برایش بدهم.
    تاریخ ملاقات آینده 5 نومبر گذاشته شد. علت آن سفر کسینجر به تاریخ اول نومبر است واینکه روی کدام مسایل با حکومت افغانستان مذاکره میکند و حامل کدام پیشنهادات است.
    5 نومبر 1974: طبق وعده ساعت شش شام با او ملاقات کردم (ملاقات های ما اکثراً بعد از ساعت شش شام میبود). صحبت سیاسی بسیار عادی صورت گرفت. زیادترین دلچسپی رفیق در مورد سفر کسینجر وجریان ملاقات های او بود. چون اجمل صاحب تا حال در باره با اشخاص مربوط صحبت ننموده بود؛ من معذرت خواستم و وعده دادم که  در ملاقات تاریخ 13 نومبر در مورد معلومات خواهم داد. چند نشریه را برایش سپردم.
    13 نومبر 1974: بر اساس وعده امروز باید با او ملاقات نمایم؛ اما نمیدانم چی برایش بگویم، زیرا اجمل صاحب میگوید در مورد ملاقات های کسینجر با کسی ملاقات نکرده و نه کسی مطلبی برایش گفته است. اینکه راست میگوید یانه، به من مربوط نیست. جای افسوس این است که رفیق شوروی، طی ملاقات ها تنها خواستار اطلاعات است و بس.
    به هرحال طبق وعده به محل ملاقات رفتم. چون در مورد کسینجر مطلبی نبود، لذا موضوع همچنان معلق ماند. در جمله سایر نشرات، نشریه قاضی محمد فیض محمد MOVMENT JIYE SINDH  را نیز دادم. روی تجزیه پاکستان نیز بحث صورت گرفت. من برداشت و تحلیل خودرا در مورد امکانات و طرق شکست پاکستان بیان کردم. رفیق [کارمند سفارت شوروی] خواهان نظر ولی خان در مورد تجزیه پاکستان و عواقب آن شد. جواب من این بود که پشتونستان ضمیمه افغانستان خواهد شد و تصور رهبران نیز چنین است. در مورد بلوچستان باید گفت که این مطلب وابسته به بلوچ ها است که میخواهند چگونه رابطه با ما داشته باشند. البته نظر ولی خان این است که برای بلوچ ها باید چک سفید داد. اما نظر ما چنین است که بهتر است بلوچستان با میکانیزم خاصی با ما وابسته باشند. به برداشت من سند وپنجاب به طرف هند میروند.
    رفیق علاقمند است بداند که ما با سفرا ونمایندگان سایر کشورها رابطه داریم یاخیر؟ و کدام کشورها در مورد مسئله ما دلچسپی دارند.؟ جواب من این بود که از آمدن حسن التهامی و صحبت های وزیرخارجه ایران معلوم میشود که کشورهای زیادی اسلامی در مورد دلچسپی دارند. در مورد سفیر عربستان و اینکه میخواهد با ما نزدیک شود و در باره مطالب داخلی پاکستان سازش صورت گیرد. در مورد رابطه با عراق و هند هیچگونه مطلبی را یادآوری نکردم.
    در مورد این پرسش که آمدن بلوچها قبلاً فیصله شده بود یا چطور؟ گفتم: چنین نیست، البته براساس تفاهم ضمنی و اینکه افغانستان با آنها همدردی دارد؛ به افغانستان آمدند و چاره دیگری نیز نداشتند. البته مساعد ساختن شرایط بهتر از طرف افغانستان سبب شد تا آنها بیشتر به آمدن به افغانستان تشویق شوند.
    در مورد این پرسش من که پیامد سفر بوتو به مسکو چه بود؟ وی گفت که دولت وی از آنچه در بلوچستان میگذرد آزرده است و برای بوتو گفته است که باید به آن خاتمه داده شود. بوتو  در مورد پالیسی ما آگاه است و درصورت احتمال جنگ با افغانستان و هند ما بی طرف بوده نمیتوانیم.
    درمورد وضع اقتصادی من وفامیلم و مطالب دیگر نیز بحث صورت گرفت.
    من درمورد امکان شمولیت محصلین پشتون در پوهنتون پاتریس لوممبا مطلبی را مطرح نمودم؛ وی وعده داد که در مورد جستجو خواهد کرد. تاریخ ملاقات آینده، بیستم نوامبر تعیین شد.
    (ذکر این مطلب ضرور است که حین ملاقات اول با رفیق شوروی در مقابل سینما بریکوت، نام شفری او  نزد من واجمل "سینماوالا یا سپین/سفید" بود. اسم شفری نماینده هند، "غت/ بزرگ" بود. برای ملاقات با "بزرگ" آزادانه به سفارت میرفتم و او هم به طور آزاد به منزل ما می آمد. اما ملاقات با "سپین" بسیار مخفی بود.)
     ادامه دارد.




    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون السبت 23 يونيو 2018 - 0:55 ميباشد