خاطرات و افتخارات

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7039
    Registration date : 2007-06-20
    20180225

    خاطرات و افتخارات

    پست  admin


    خاطرات و افتخارات

    ( بخش هشتم )

    نخستین گرائشات سیاسی


    اعلان زوال سیم و زر خواهم داد * دولت همه را به رنجبر خواهم داد

    یا افسر ظلم را نگون خواهم کرد * یا بر سر این عقیده سر خواهم داد



    در سال 1349 خورشیدی افتخار عضویت حزب دموکراتیک خلق افغانستان " جناح پرچم " را حاصل نمودم، اعضا و فعالین این حزب در هر جاه فعال و پر تلاش بودند، خوش برخورد، خوش کلام، با سلیقه و نظیف، انسانهای شریف، پاک طینت و خدمتگذاران صادق و با آرمان و با بهترین برنامه های سیاسی و اجتماعی برای آینده و برای همبستگی و حاکمیت ملی، با انگیزه و آرمان والای انسانی و خدمات شایان به توده های مردم و میهن و پاک اندیشان ارادتمند و پاک نفس و با دیانت و اخلاق شریفانه بودند. و من همچنان این جریان را بعنوان بهترین و معقول ترین جریان و سازمان سیاسی برگزیدم، بخصوص که رهبران محبوب و گران ارج جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان چون ببرک کارمل، میر اکبر خیبر، دوکتور اناهیتا راتب زاد، سلطانعلی کشتمند، نوراحمد نور، محمود بریالی و تعداد دیگر از چهره های سیاسی حضور فعال داشتند، من در وزارت زراعت و آبیاری در یک اجتماع و حلقه منورین و روشنفکران پا گذاشته بودم که برای من آموزنده و بسیار جالب بود.
    رفیق خواجه سلیمان صدیقی یکی از کدر های این حزب که شخص بسیار شریف، اعتمادی و لایق کار در امور وپاک نفسی بود از مدتی مرا زیر نظر داشت و مانند برادر بزرگ از من مواظبت میکرد و من از وی مطالب ارزشمندی آموختم و بدعوت وی به این حزب و جریان سیاسی پیوستم. و دورۀ آزمایشی را با مطالعۀ اندک آثار و آموزش ابتدائی سپری نمودم. مرامنامه و اساسنامۀ حزب مطالب بسیار مفید و ارزشمندی را در برنامه ها و آینده سازی افاده می کرد.
    مرام و آرمانهای مبارزاتی و پیکار و شعار های حزب را ارزش های دموکراتیک، جبهۀ وسیع ملی و همبستگی ملی، تعقیب راه رشد غیر سرمایداری و اقتصاد رهبری شده دولتی، حل مسئلۀ ملی و نا برابری های حقوقی و اجتماعی، اصلاحات ارضی بسود دهقانان، امحای بیسوادی، بسط و گسترش معارف و فرهنگ ملی، تساوی و حقوق برابر زن و مرد در تمام عرصه های سیاسی و اجتماعی،حقوق و آزادی های سیاسی تمام اتباع افغانستان، آزادی بیان، آزادی انتخابات و گزینش، جلو گیری از فساد مالی و اخلاقی و بیروکراسی، ارتقای سطح زندگی و رفاه مردم را تشکیل میداد. آموزش و مطالعۀ ایدئولوژی حزب دموکراتیک خلق افغانستان را بیشتر آثار مارکسیسم – لینینیسم و آثار حزب توده ایران تشکیل میداد، این جریان به همبستگی ملی وجنبش دموکراتیک و حاکمیت ملی ارادتمند و فداکار بود، نام محبوب ببرک کارمل این مبارز نستوه و دادخواه حق و عدالت و سایر رهبران این جریان جایگاه و مقام ویژۀ دارد.
    حزب دموکراتیک خلق افغانستان در ماه جولای1967 به دو جناح خلق و پرچم منشعب گردیده بود.

    رهی جز کعبه و بُتخانه می پویم که می بینم
    گروهی بُت پرست اینجا و مشتی خود پرست آنجا

    درآن دورانها فعالیتهای سیاسی، ارایۀ شعارها، برگذاری تظاهرات و نمایشات سیاسی از تحرکات و کار بردی تمام جریانات سیاسی در کشور بود که غالباً در ساحۀ دانشگاه ها در ساحۀ مکاتب و مؤسسات تعلیمی، در پارلمان، در محیط و ساحۀ کارگری، در جاده ها و خیابانها، در پارک زرنگار و ... و نیز در ولایات کشور صورت میگرفت، این نمایشات و تظاهرات سیاسی بیشتر سلیقه ی و در رویا روئی رقابتها انجام میگردید تا اهداف بلند سیاسی، وزارت زراعت و آبیاری با دانشگاه کابل همجوار است، اصطلاحات سیاسی، شعارهای انتقادی و اعتراضی علیه حکومت و نظام شاهی و سلطنت سالاری، علیه مظالم و استبداد قدرتمندان در شهر و روستا ها، ایجاد و افزایش طبقات، بیعدالتی ها، محرومیت ها، فقر و غربت، و انواع ستم و رنجهای بیکران و آ لام ملّت و ستمکشان، تظاهرات خیابانی و پارلمانی و نشرات جراید و روزنامه ها در مطبوعات روز افزون بود، نا رضایتی ها از صفوف حزب گذشته بود و به توده ها و عوام مردم رسیده بود و بشدت گسترش می یافت، در حزب محبوب من " جناح پرچم " تمام شعار ها، مضامین و پروگرامهای تظاهرات و بر نامه های سیاسی سنجیده شده از طرف رهبری حزب تعیین و مشخّص میگردید، بسیار منظّم و مؤدب و با کمال و بدون خشونت و تخریبکاری اجرا و کنترول میگردید، حریفان و مخالفین سیاسی ، جناح پرچم را ( اشرافی و اشراف زاده ها ) میخواندند، زیرا پرچمی ها مرتّب و خوش سلیقه بودند، خشونت و بی نظمی نمیکردند و بکسی دشنام و جفنگ سرائی نمیکردند، از استعمال چرس و بنگ و نصوار بر حذر بودند و با تمام اعضا و صفوف خود دسیپلین حزبی و آداب اجتماعی را احترام میگذاشتند.
    حوزه های حزبی ما بوسیلۀ منشیان مجرب و شایسته اداره میشد در ماه یکی دو بار جلسات حزبی ما تحت نگرانی و مسؤلیت رفیق منشی دایر میشد، و یا بر حسب ضرورت زودتر بر گزار میگردید، همه ااعضای حزب و رفقا چه در جلسات حزبی و یا در خارج از ان باید نظم و دسپلین، رسوم و آداب اجتماعی را جداً احترام و رعایت کنند، هر عضو حزب باید اساسنامه، مرامنامه و برنامه های سیاسی و اجتماعی حزب را بدقت مطالعه نماید و در جهت ارتقای سطح آ گاهی و دانش خود کوشش نماید و از صورت مطالعۀ خود طی جلسات برفیق منشی گزارش دهد، در وزارت زراعت و آبیاری نیز اعضای این حزب فعال بودند، تمام فعالیتها، ارتباطات و تماسها و جلسات بصورت مخفی بر گزار می شد، اولین منشی حزبی من رفیق شفیع کارگر تخنیکی وزارت زراعت و آبیاری بود، او چنان با فهم و مهارت و علائق خاص تماس برقرار میکرد و جلسات خود را بطور سری و منظّم دایر میکرد و مانند یک آموزگار مهربان این مکتب شریفانه و انسانیت را پیش می برد، آری او یک کارگر بود ولی در امور حزبی و دانش سیاسی؛ آمرین و مدیران، مإمورین و کارمندان زیادی را آموزگار و رهنمون بود، و این یکی از افتخارات حزب من بود، منشی ها، حوزه ها و آدرس ها تغیر میکرد و مخفی کاری جداً مراعات می شد، رفقای گرامی و عزیزمن چون سرمعلم عزیز فرزه، قاضی فیض محمد، حریف حریف، محمد داد و ... بتدریج در دوره های مختلف در شرایط مبارزات مخفی قبل از تحول ششم جدی 1358 منشی ها و مسؤلین حزبی من بودند یاد و خاطرات هر یکی از رفقا و دوستان گرامی باد، کتب و مواد مطالعه نیز بسیار خصوصی و سری تهیه و تبادله میشد، در جلسات حزبی در سالهای اولی تعداد پنج تا هفت نفر اعضای حزبی تنظیم میبودند و بعد ها شرایط و قیودات بیشتر گردید لذا جلسات و مجموع ارتباطات و تماسها دو به دو با احتیاط نهائی صورت میگرفت، علایق و محبّت رفقا را میتوان از بهترین خاطرات زندگی یاد کــنم، منشی های بعدی نیز همچنان شریف، و اشخاص شایسته و کدر های خوب و با دانش بودند، خاطرات، کار آئی، دانش و محبّت های رفیقانۀ هر یکی از رفقا ر ا بایست با جهان سپاس ارج بگذاریم، و بدینترتیب در تمام حوزه های حزبی و ساز مانی در مرکز و ولایات تعداد زیاد منشیها و سایر رفقای مجرب و کدر های حزبی آموز گاران و ساز مان دهندگان شایسته و آگاه بودند که این مکتب شریفانه و انسانی را به پیش میبردند، در این مکتب درس انسان دوستی ، وطندوستی ، محبّت و مهربانی و خدمتگذاری ، احترام بمقام والای انسان و ایجاد جامعۀ نوین و مترقی و دموکراسی حقیقی ، آموزش و آگاهی سیاسی و اجتماعی ، آموزش و آگاهی سیاسی از مکتب و اندیشه های مارکسیسم – لینینسم، احترام و رعایت جدی به رسوم و عنعنات پسندیدۀ مردم و اجتماع، اخلاق نیک، تدریس و آموزش داده میشد، خوب بیاد دارم که منشی حزبی ما یک رفیق حزبی را در داخل جلسه که موی سر و لباس وی اندکی نا مرتّب و عام پسند نبود جداً انتقاد کرد میگفت عموم رفقا در طرز و طریقت و انتخاب لباس و سلیقۀ شخصی خود کاملاً آزاد و مخیّر اند و اما این هشدار را بیاد داشته باشید که مودل های ( دیسکو و یا بیتال ) و امثال آن که بوسیلۀ هیپی های ژولیده و سیاحان متعفن غربی و اشخاص غیر مسؤل قسماً در کشور ما ترویج یافته آست با فرهنگ حزبی و ملّی ما بیگانه است، آداب و فرهنگ پسندیدۀ مردم و جامعه را باید حفظ کرد ، نیکو کاری و همدردی با مردم در اساسنامه و بر نامه های حزبی ما جداً تاکید شده است، و درسها ی آموزنده و توضیحات ارزشمند از اهداف و محتوای اساسنامه و برنامه های حزبی ارایه میداد، و برفقا اخطار میداد که مبادا کسی خلاف این فرهنگ و ارزشهای سیاسی و اجتماعی حزب عمل نماید و مبادا در پی اذیت و آزار کسی بشود ، شفافیت و پاکیزگی و خدمت به ملّت و توده های مردم در صدر وظایف و نهاد اصلی حزب ماست ، اعضای حزب ما در هر موقف و در هر جایکه حضور دارند باید نمونه های خوب و پیشتازان خوب باشند، در تظاهرات و گرد هم آئی ها و مارشها نظم و دسپلین و آداب اجتماعی جداً رعایت شود، و به هیچ کسی ضرر و نقصان عاید نشود، از الفاظ و کردار توهین آمیز و خشونت جداً پرهیز شود!
    آری، دیکتاتوری و ستم طبقاتی، عمل و نظریات متعصبانه و تبعیض آمیز و فساد مالی و اخلاقی از منفور ترین پدیده های بود که در حزب ما علیه آن به تاکید مبارزه صورت میگرفت و ما همه بخاطر ایجاد نظام دموکراتیک ( حاکمیت ملی ) و جامعه نوین، برای اتحاد و همبستگی سراسری ملی مبارزه و پیکار نمائیم، آری این حزب و این جریان پیشرو سیاسی مکتب و سازمان تربیت و پرورش اعضای خود بود، آموزش و مطالعات از جهان بینی علمی و مترقی، انتقادات و پیشنهادات سالم و سازنده، ریفورم و اصلاحات دایمی در تمام سطوح حزب اولویت داشت، همگی اعضای حزب چه در صفوف و یا کدر ها و رهبری حزب به یکدیگر ( رفیق ) خطاب میکردند، بلی واژۀ رفیق بسیار بسیار معقولتر و با مفهوم عالی میباشد تا به القاب و عناوین تشریفاتی و مسخره آمیز، القاب و عناوین و درجات و اصطلاحات مختلف برای مقامات رایج و حتمی بود و بدون به کاربرد آن اهانت و جرم تلقی میشد در عرایض و پیشنهادات، درخواستها و مکاتب و مطالبات یا مضامین دیگر به طول و عرض یک متر پخته با یک القاب و عناوین و تخلص ها نگاشته میشد : ( حضور والا شان والا مقام والا گهر والا عزت، والا حضرت جلالتمآب عادل و ملت پرور اعلی حضرت معظم همایونی و شهنشاه غریب نواز، ... السلطان ظل من الله، غلام پرور، خادمین حرمین شریفین و مالکین ذوالقرنین و هر دو سرا وغیره وغیره ) و عناوین دیگری مانند : ( حضور جلالتمآب عالی مقام عالی شان محترم و بزرگوار ع ج ق ک د ه ل ی لا ء ط وزیر صاحب و یا رئیس تنظیفات شاروالی و یا آمر صاحب ترافیک و یا فلان جنرال یا قومندان و غیره از این چیزهای تشریفاتی و مسلط گرائی ) .

    و اما در اصول و در تهذیب و اخلاق حزب من، رفیق منشی عمومی، رفیق رئیس جمهور، رفیق صدر اعظم، رفیق وزیر، رفیق رئیس و یا رفیق جنرال، رفیق مدیر، رفیق کارگر وغیره با همین سادگی و زیبائی برای همگان از بالا ترین مقام تا یک عضو عادی حزب را به نام رفیق یاد میکردیم، اصلاً اعتراضی در بین نبود و هیچ گونه توقعی بالاتر از آن هم در میان نبود.


    ادامه دارد.





    جهت مطالعۀ بخش قبلی بروی تصویرآن کلیک شود.




    بخش اول






    بخش اول






    بخش اول





    بخش اول





    بخش اول




    بخش اول

    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 28 مايو 2018 - 13:38 ميباشد