خاطرات و افتخارات

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7039
    Registration date : 2007-06-20
    20180304

    خاطرات و افتخارات

    پست  admin



    حزب محبوب ما، این سازمان پیشرو سیاسی، برای مطالعه و آموزش اعضای حزب آثار مترقی و تیوری جهان بینی علمی عصر و زمان و دوران مختلف تاریخ را و آثار گرانبهای دانشمندان بزرگ را به ترتیب گام بگام مطالعاتی پیرامون سیاست، اقتصاد، فلسفه، همچنان مطالعاتی از ماتریالیسم فلسفی، ماتریالیسم تاریخی، ماتریالیسم دیالکتیک، رومانها و کتابهای ویکتور هوگو نویسنده معروف فرانسوی، ماکسیم گورکی نویسنده معروف روسی، آثار و نشرات حزب تودۀ ایران، آثار کارل مارکس دانشمند بزرگ و شهیر آلمانی یا رهبر پرولتاریای جهان، فریدریش انگلس دانشمند بزرگ انگلیسی، ولادیمیر ایلیچ لینین رهبر کبیر حزب کمونیست و انقلاب شوروی، فیدل کاسترو رهبر انقلابی کیوبا، گاندی، لعل نهرو و سایر آثار علمی و مترقی و تاریخی جهان را ترجیح و توصیه میکرد و از گمراهی بر حذر میداشت، آثار و مواد مطالعه محدود و مقید نبود بلکه بیشتر به ذوق و برداشت خود اعضای حزب مربوط میشد و هر کس بطور آزادانه مواد مطالعاتی خودش را انتخاب و تهیه میکرد. و اما مجموع این آثار و کتابها و سایر چنین مواد مطالعه جداً بصورت مخفی در حالیکه بسیار کمیاب و محدود بود دست بدست میگشت و بطور بسیار سری تبادله میگردید و حتی به بسیار علاقه مندان و منتظرین نمی رسید، آزادی بیان، آزادی اندیشه و افکار به سختی سرکوب میشد، مطالعه و خرید و فروش همچو آثار و کتب تیوریکی و مترقی ممنوع و حتی خطرناک هم بود.
    "مکتب جهانی مارکسیسم - لنینیسم تیوری جایگاه حقیقت و بهترین جهان بینی علمی و برنامه های زندگی بهتر برای آیندۀ بهتر برای جهان بشریت عرضه و پیشکش می نماید، البته با گذشت زمان و سیر تاریخ ممکن است نوابغ و دانشمندان ارشد دیگری ظهور و پدید آیند که جهان بینی علمی و تیوری بهتری از آنچه که در فهم و تصورات نوابغ و دانشمندان گذشته و موجوده بوده است به جهان ارایه و پیشکش نمایند و این انتظار و امیدواری کاملاً ممکن است، قانون تغیر و تکامل در تیوری و تحلیل عالمانه مکتب مارکسیسم صراحت دارد. شخص کارل مارکس، لینین، و دیگر نوابغ، دانشمندان و انقلابیون بزرگ دنیا امکان این مسئله را تائید و تحلیل مشخص از اوضاع مشخص را در تیوری و نظریات خود تاکید داشته اند، متأسفانه من شخصاً توفیق و دسترسی به مطالعه چنین آثار مهم و مترقی را نیافتم، از یک جهت از سطح درک و فهم من واقعاً بسیار بلند و بالا است و از سوی دیگر نبود فرصت مناسب برای آموزش آن و از طرف دیگر کمیاب بودن آن این امکانات را بر من محدود ساخته بود، من با کمال افتخار تیوری و اندیشه مکتب شریفانه و انسانی کارل مارکس آلمانی، این بزرگمرد جهانی را عاقلانه و گرامی میدارم. "
    احزاب و جریانات سیاسی متعدد هر کدام مرام و شیوۀ کاری متفاوت خود را داشتند، و هر کدام بکار و میتودهای مبارزاتی خود خوش و راضی و احساس موفقیت مینمودند و بسیار حساس و فعال بودند، حتی آنها یکه بنام خدا و اسلام بر روی دختران و زنان تیز آب می پاشیدند و بقتل و ترور مبادرت میورزیدند .
    احزاب چپ و راست بیشتر به مخالفت و یخن کشک یکدیگر میپرداختند تا خدمت عملی به جامعه، هر کدام شعارها ی نا موزون و کنایه گوئی های علیه یکدیگر داشتند، یکی از آنسوی میگفت و با صدای بلند فریاد میزد و گلو پاره میکرد:
    ( تباه او بر باد دی وی خلق او پرچم او شعله ) دیگری میگفت: ( مرده باد اخوان الشیاطین ) یک گروه دیگری میگفت: ( مړه دی وی د لینین او مارکس زامنانو ) گروه دیگری میگفتند: ( مرگ بر فرزندان شیاطین ) و گروه دیگری فریاد میکردند: مرگ بر مأویست ها، پرچمی ها و خلقی ها ) گروهی میگفتند: ( مرگ بر امپریالیسم جهانخوار و ارتجاع سیاه و سفید ) و آن گروه دیگری صدا میکردند: ( مرگ بر پرچمی های اشراف زاده ) و ( زنده باد خلق ، خلقیان د هیواد رشتینی بچیان دی ) و آن گروه دیگری فریاد میکشیدند: ( شعلۀ جاوید، جاودان باد، مرگ بر خلقی ها و پرچمی های اشراف زاده ) گروه دیگری از آنسوی فریاد میکشید: ( شعله جاوید دمأؤ بچیانُ او پرچمیان، او خلقیان په دوزخ او جهنَم کی سوزی، هغوی ټول کافران دی ) ( تباه او نابود دی وی د ماویسم بچیان ) 
    و آن دیگری به نمایندگی از خدا سخن میگفت و شعار میداد که: خلقیان، شعله یان او پرچمیان دوزخیان او کافران دی )
    و آن جریان دیگری فریاد می کشیدند: ( ارتجاع و عقب گرایان ، مزدور و غلامان امپریالیسم جهانخوار و ارتجاع است ) و در مقابل گروه دیگری میگفتند: ( تباه او برباد دی وی پرچمیان ) و گروهی با این شعار فریاد میکردند: ( مړه دی وی اخوان الشیاطین دا د امپریالیزم ګوډاګیان او تالی څټان ) 
    و آن یکی به کنایه فریاد میکشید: 
    ( لټان لټان غټان غټان پیدا دی، دوی خو دمورنه جنّتیان پیدا دی ) و آن گروه دیگر پرچمداران میگفتند:

    زندگی زیباست، آری آری زندگی زیبا ست 
    زندگی آتـشـگهی دیرنده پا برجاست
    گر بیفروزیش، رقص و جلوه اش در هر کران پیداست 
    ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست

    و پرچمداران بازهم می سرودند و صدا میزدند:
    شیشه بشکستن نباشد افتخار سنگ سخت 
    سنگ اگر سخت است فرق زور مندان بشکند
    بشکند دستی که بازوی غریبان بشکند 
    نازم آن مشتی که فرق زور مندان بشکند

    و آن رفیق و پرچمدارن دیگر ما می سرود ند و چنین شعار میداد و حکومت شاهی را اخطار میداد :
    گر خشم خلق روزی بدینسان فزون شود روزی رسد که کاخ ستم واژ گون شود
    رفیق انقلابی دیگر ما بدینگونه می سرود و کاخ ستم را هشدار میداد:
    څا څکی څاڅکی نه سیلاب جوړ یږی ظلم چه ډ یر شی انقلاب جو ړ یږی
    و آن برادر و هموطن ما چیغ و فریا د میزد و میگفت: ( اخطار و اهانت به پادشاه گناه کبیره است، پادشاه سایۀ خداست ) و بسی شعار ها و مطالب دیگر و ... هرج و مرج، غرض و مرض های زیاد در مبارزات و نمایشهای سیاسی و نیز در پالیسی و اهداف حکومت و اقتدار وجود داشت.
    از کی ها را بشنوی گاه گاهی این شعار ها و کنایه گوئی ها به جنگ فزیکی و حمله بیک دیگر می انجامید، و هیچگاهی تفاهم و اتحادیۀ سیاسی بین احزاب و جریانات سیاسی در مبارزه علیه ستم طبقاتی و بی عدالتی ها و علیه عقب گرائی ها تشکیل نشد، گوئی از همان روز های نخستین جنگ و جدل بر سر تقسیم و توزیع جنّت و دوزخ و بهشت و جهنّم بود و بحساب بسوه و جریب تقسیمات میشد، و جنجال بر سر آفتاب رُخ و سایه رُخ آن بود، در حالیکه هیچگاه و هیچکسی هرگز با سر و پای سوخته و کمر شکسته از دوزخ و جهنّم و از بهشت و جنّت باز نگشته تا حقایق تلخ و شیرین آن را بیان نماید، همه و همه را با تار خام و فرسودۀی بسته و بجان هم انداخته اند، هموطن ، همشهری، همسایه و هم کلاس و همکاران و بالاخره همه انسان و همنوع بشر بر سر این تقسیمات و ملکیت های خیالی و احمقانه و برتری جوئی های کاذب به جان هم افتاده اند و شکم های یکدیگر را می درند.
    در بین تمام این جریانات و تحرکات سیاسی حزب ما ( پرچم و پرچمداران ) مرتب و منظم تر از دیگران با شعار های از قبل رهبری شده که مفهوم بهتر مطالبات سیاسی را ایفا می کرد، خوش منظر و مؤدبانه حضور فعال داشتند، به هیچ کسی دشنام و اهانت نمیکردند و با کمال نظم مسیر و برنامۀ داده شدۀ خود را می پیمودند. در حدیکه رقیبان و مخالفین، این حزب را بنا بر همین خصلت پسندیده اش ( اشراف زاده ها ) میخواندند.
    تظاهرات و نمایشات انتقادی و اعتراضات، علیه حکومت، علیه شاه و شورای سلطنتی شدید تر و گسترده تر میشد و بیشتر باعث نگرانی حکومت شاهی و سلطنت می گردید، شعارهای گونا گون و اعتراضات بی محابا و بی پروا زنده باد و مرده باد ها در هر جاه گفته و فریاد ها بلند بود ( مرده باد امپریالیزم جهانخوار، مرده باد استعمار گران، مرگ بر ارتجاع سیاه و سفید و نصواری و ابلق و کوماندوئی و امثال این حرفها ) و ما که در اخیر و انتهای صفوف حزب خود بودیم فکر و گمان میکردیم که با این کار ساده و بدون مصرف و زحمت و بدون قربانی، بیخ و بُن امپریالیسم جهانخوار و ارتجاع سیاه و سفید را از ریشه کشیدیم و عالم بشریت را از این هیولای جهانخوار نجات دادیم، و اما ما هم کور خوانده بودیم، امپریالیسم جهانخوار و ارتجاع سیاه و سفید و نصواری و کماندوئی و ابلق و دریائی و هوائی و زمینی و شرقی و غربی و انواع و اقسام دیگر این هیولا ابعاد بسیار گستردۀ دارد ، با کدامین از آنها در آویزیم ؟ ... با بحث و گفتگو و جلسه و مفاهمه تن در نمیدهند، به قانون و هیچ معیار انسانی پا بند نیستند، وهمی دست به ماشۀ تفنگ و شمشیر و عمل انتحاری و حملات تروریستی و آتش و عذاب دوزخ و جهنّم اخطار و تهدید میکنند و هر کدام حکم و صلاحیت کُشتن ( Shoot Order ) و فتوای قتل دیگران را به دست دارند .
    و هر یکی بزعم و سلیقۀ خود چیز های می گفت، فریاد ها و شعار های چپ و راست سر می دادند، سخنرانی ها و مضامین و مطالب گو نا گون سیاسی و اجتماعی مطرح میگردید، اعتراضات و نارضایتی ها روز بروز افزایش می یافت، حکومت و استبداد سلطنتی همچنان از ین وضعیت شدیداً نگران تر و حساس تر میگردید، هر چند که مخالفین نظام خود را بارها تصفیه و سرکوب میکرد و یا زیر مراقبت داشت، و اما بانهم شعور سیاسی مردم رویهمرفته گسترده تر میشد، اعتراضات و نارضایتی ها ی ملّت بیشتر افزایش می یافت ، حوادثی مانند سوم عقرب ، تهدید و تیر باران های معترضین و روشنفکران، زندان و زنجیر و شکنجه ها بوسیلۀ حکومت و شورای سلطنتی نیز نتوانست جلو دادخواهی و تظاهرات و حق طلبی ها و اعتراضات حزب و توده های وسیع مردم را بگیرد .
    شیوۀ مبارزات علیه استبداد ، استعمار و بی عدالتی ها در کشور ما بسیار منسجم و متحد نبود و از این لحاظ میتوانست بسیار آُسیب پذیر باشد، احزاب چپ دموکراتیک غالباً در شعارها و برنامه های مطرح خود تا حدودی با هم نزدیک بود و اما در عمل بیش از انتظارات متفاوت و مخالف همدیگر قرار میگرفتند، امراض خودخواهی و فتنه انگیزی های درونی و فشار های بیرونی مشکل ساز میشد، امپریالیسم جهان خوار و استعمار گران نیز شیوه های استعماری کلاسیک و کهن خود را تغیر میدهد، در سابق استعمار انگلیس به بهانۀ خریداری و تجارت مصالحه ( مصالحه دیگ و خوراکیها ) وارد سر زمین هندوستان گردیدند و تبلیغ مینمودند که مصالحه هندی غذا ها را خوش مزه و معطر میسازد و اما اهداف و مقاصد استراتیژی استعمار چیزی دیگری بود، همینکه دیگ استعمار با مصالحه هندی پخته و خوشمزه گردید، چنان استعمار و استبداد ظالمانه و جنایات ضد انسانی را به دنبال خود آورد و بر مقدرات ملت بزرگ و سرزمین افسانوی هندوستان مسلط گردانید که در نتیجه شبه قاره هندوستان و کشورهای همجوار آن به مستعمرات انگلیس در آمدند، استعمار انگلیس ها ( بریتانیای کبیر – Great Britain ) از سال 1857 تا 1947 در هندوستان بشدت و سفاکی و بیرحمی تمام ادامه یافت و سپس مردم بجان رسیده هندوستان تحت زعامت و رهبری خرد مندانۀ مهاتما گاندی و سایر رهبران و شخصیتهای ضد استعماری جنبش آزادی خواهی و نهضت ملی را رهبری نمودند و در نتیجۀ مبارزات و قهرمانیها، فدا کاری ها و قربانی های بیشمار، استعمار جهان خوار انگلیس را درهم شکستند و آزادی خود را بدست آوردند، و یا جنگ تریاک در چین و بسی دسلیس و توطئه های گوناگون دیگر. یعنی دیگر نمیشود و ممکن نیست استعمار نو ( Neo Colonialism ) به بهانۀ خریداری و تجارت مصالحه با اهداف شوم و مقاصد پلید و غارت گرانه خود وارد هندوستان بشوند.
    و اما استعمار جدید به شیوه های جدید نفوذ و حمله میکنند و به بهانه های جدید و دیگری وارد صحنه میشوند، تحت عناوین و پوشش دموکراسی، حقوق بشر، کمکهای اقتصادی و باز سازی، تهدید و خطرات هیولای طالبان، القاعده، داعش و دیگر گروهای تروریستی که زاده و محصول خود آنها می باشد، امحای مواد مخدر و افساد مالی و اداری، و یا به بهانۀ سلاح های مخوف و تباه کن که جهان را تهدید میکند، وغیره که نمونه های بارز آن را در عراق، در افغانستان، لیبیا، سوریه و بسا کشورهای دیگری دیده میشود که همین اکنون جریان دارد و این پایان کار نیست، شیوه های کاری استعمار جدید تشکیل، تجهیز و اکمالات گروهای سفاک و خونریز تروریسم بین المللی، بکار گیری و گماشتن چنین گروهای ضد انسانی به عنوان نیرو های مفت و رایگان ( Free Force ) و تهدید ملل و دولتهای کشورهای مطلوب را به وسیلۀ چنین گروهای تروریستی و دهشت افگنی ایجاد مینمایند، و همچنان بوجود آوردن حکومات و رژیم های وابسته و دست نشانده خود تقرر، انتخاب و گماشتن جواسیس خود شیوۀ کاری استعمار جدید است که ایالات متحده آمریکا، انگلیس کهنه کار و متحدین آنها سر دمداران و بانی این همه وحشت سرائی ها هستند، جهان امپریالیسم و استعمار دقیقاً تلاش دارند تا به هر وسیله و بهانۀ حکومات و دولتهای مطیع و مزدور خود را در بسیاری از کشورهای جهان بر طبق میل و ارادۀ شوم خود ایجاد نمایند و تشکیلات مطلوب خود را حاکم بر اوضاع نموده ملت و کشوری را به اسارت بکشند، نفت و گاز، آلماس و طلا، یورانیم و دیگر اشیای قیمتی و معدنیات گرانبها و نایاب کشورها را دزدانه بسرقت و بغارت ببرند، ( آلماس کوه نور به غارت ربوده شد و زیب و زینت تاج و تخت شهنشاهی ملکه الیزابیت گردید ) و اما استعمار و امپریالیسم جهان خوار، سفاک و غارت گر است، استعمار جدید به هر حیله و نیرنگ، به هر بهانه و بازی تمامی صلاحیت و اختیارات کامل سیاسی، اقتصادی و نظامی آن کشور را بدون چون و چرا بدست خود میگیرد، فرودگا ها و شاهراه های ترانزیتی و ترانسپورت هوائی، دریائی و زمینی را در قبضه و اختیار خود نگهمیدارد، طیارات ملکی و نظامی و بار بری، واردات و صادرات، امورات گمرکی ( Custom ) و تمام شؤنات و امورات را در اختیار خود دارند و هر آنچه مطلوب اربابان قدرت واقع گردد به پیمانۀ بسیار وسیع و گسترده به سرقت میبرند، بازداشتها، زندان های مخوف ایجاد می کنند و هر آنچه خواسته باشند بی محابا و بی پروا انجام می دهند، حقوق مردم و قانون و ارزشهای ملی آن کشور را زیر پا مینمایند، قانون اساسی یا آئین نامه و قوانین و قرارداد ها و تعهدات اجباری و غیر منصفانه را با حکومت و رژیم دست نشانده خود بوجود می آورند، فساد مالی و اخلاقی را، مواد مخدر و انواع مصیبت های جانکاه را گسترش و ترویج مینمایند. و آنگاه بسرقت و جنایات آشکارا میپردازند، ویزا و روادید و دیگر مجوزات ورود ( Visa and Immigration ) هزاران نظامیان و افراد ملکی را نادیده میگیرند و از ارزشهای قانونی کشور های دیگر چشم پوشی مینمایند، چنانچه همین شیوه کاری استعمار جدید بوسیلۀ ایالات متحده آمریکا و بریتانیا در افغانستان اشغال شده و تعدادی از کشورهای دیگری جهان همین اکنون جریان دارد.

    در حقیقت تمامی این تحرکات و فعالیتهای سیاسی علیه حکومت و نظام شاهی اخطاریست که به گوش حکام و شورای سلطنتی میرساندند، حکومت و نظام شاهی هرگز تحمل و حوصلۀ این همه را نداشت، ملت مطیع و سرکوب شده که اکنون بی پروا و بی هراس به تظاهرات و مخالفت میپردازند، اداره و کنترول آن کار بسی دشواری خواهد بود، ملت گرسنه و محروم، ملت رنج دیده و مظلوم چه بخواهی یا نخواهی روزی صدای اعتراض و نفرت بلند خواهند کرد.



    ادامه دارد




    جهت مطالعۀ بخش قبلی بروی تصویرآن کلیک شود.




    بخش اول






    بخش اول






    بخش اول





    بخش اول





    بخش اول




    بخش اول




    بخش اول

    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 28 مايو 2018 - 13:34 ميباشد