خاطرات و افتخارات«سرزمین کودتا ها و بحران سازی ها»

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7039
    Registration date : 2007-06-20
    20180311

    خاطرات و افتخارات«سرزمین کودتا ها و بحران سازی ها»

    پست  admin


    خاطرات و افتخارات
    ( بخش نهم )
    سـرزمین کـودتا ها و بـحران سازی ها
    افغانستان سرزمین عجیب و زیبائی است و موقعیت خاص و مهم جغرافیائی در آسیا دارد، و اما با دریغ و افسوس بی پایان این کشور و مردم آن از قرن ها قبل پیوسته مورد کشمکش های داخلی حکمروایان، شاهان و امیران فاسد، خود خواه و غلامان اجنبی قرار گرفته است و هیچگاهی صلح و آرامش و آزادی حقیقی و راه رشد و ترقی در خود ندیده است، درین سرزمین دو پدیده شوم، شرم آور، ضد انسانی و ضد ترقی و رفاه ملی بدست قدرتمندان و امیران زمان حکومت کرده است :
    پدیده شوم و غارتگر استبداد دینی و مذهبی و پدیده ویرانگر و تباه کن ستم قومی و قبیلوی و (ناسیونالیسم کور قومی ) که انواع ستم طبقاتی را بوجود آورده است مهمترین وسیله و افزار سرکوب و استثمار انسان بوده، شاهان مستبد، قدرتمندان کور دل و جاه طلب، امیران خونخوار و روحانیون مزدور و مفت خوران شکم پرست از این پدیده های ضد انسانی سود برده اند و بقای ننگین خود را جستجو کرده اند حاکمیت ملی و نظام مردم سالاری و دموکراتیک استقرار نیافته است، صدا و آرمان آزادی خواهی، عدالت خواهی و داد خواهی مردم در گلو ها خفه و کشته شده، بهترین فرزندان صادق و راستین این وطن با اندیشه های ترقی خواهانه سرکوب و بزندان افتاده اند و نابود گردیده اند و یا اینکه فراری و تبعید شده اند.
    گفته می شود امیر حبیب الله خان همچنان شخص مستبد و عیاش بود، ملت سرکوب شده، مظلوم و محروم از پدرش عبدالرحمن خان مستبد و خون آشام بمیراث گذاشته شده بود، حبیب الله خان شب و روز را در عیاشی و خوشگذرانی و بی پروائی میگذرانید، از حال و زندگی رقت بار و اسفناک مردم و کشورش با بی اعتنائی سپری می کرد، ظلم و اختناق و بی عدالتی بیداد می کرد، گروهی از جوانان و روشنفکران علیه او و بر اندازی نظام فاسد او افتادند، شاه امان الله خان نیز علیه پدرش با این جوانان پیوسته بود، در نتیجۀ این مبارزات امیر حبیب الله خان در حال تفریح و عیاشی کشته و سر به نیست شد. در واقع این هم یک نوعی از بغاوت و کودتای بود که تاریخ کشور ما شاهد آن است. قبل ازین حادثه نیز از قرنها پیش شاهان، امیران و قدرتمندان علیه یکدیگر کودتاهای متعدد انجام داده اند با قتل و قتال های زیاد جا و مقام یکدیگر را تصاحب نموده اند و هیچ کسی از این نوع جاه طلبان فرصت طلب و خودخواه برای تأمین منافع ملی متعهد و پابندی نداشتند و هیچ یکی از آنها به میل و رغبت خود، مقام و اقتدار خود را واگذار نشدند.
    " استعمار انگلیس در سال 1839 میلادی با 54000 لشکر مسلح تحت فرماندهی جنرال کین به افغانستان حمله نمودند و بار دیگر با لشکر مسلح 16500 نفری در سال 1842 میلادی به افغانستان حمله نمودند و در هر دو تهاجم به سختی شکست ننگین بر انگلیس ها وارد آمد و بالاخره انگلیس ها به نامۀ مورخ 24 ماه می سال 1919شاه امان الله خان جواب مثبت داده پیشنهاد متارکه را قبول و در نهایت استقلال افغانستان در 18 اگست سال 1919 از طرف انگلستان برسمیت شناخته شد.
    حبیب الله کلکانی و همکارانش با استفاده از فرصت خیانت بزرگ ملی را مرتکب شدند، به تحریک استعمار انگلیس علیه شاه امان الله خان و نظام مترقی و عدالت پسند شاه مدبر بغاوت کردند و دزدانه کودتا نموده حکومت و نظام شاه امان الله خان را بر انداخت، در عقب این توطئه بزرگ انگلیس ها فعال بودند. دوستانش او را قهرمان، مبارز، نشان زن ماهر و نمونۀ جوانمردی و گذشت و سخاوت میخوانند و مخالفانش او را دزد و قطاع الطریق، جاهل و جنایتکار و خایین ملی میخوانند. بهر حال بزودی پس از چند روزی هویت اصلی بچۀ سقاء و همکارانش هویدا شد، حبیب الله بچۀ سقاء خادم دین رسول الله با افراد و نظام خود به چور و چپاول و به ترور و دهشت افگنی گستردۀ دست یازیدند. ( ترک عمل موجب مرض ) این دزدان نا بکار زمینۀ تسلط خاندان آل یحیی و استعمار انگلیس را بار دیگر فراهم آوردند.
    نادر شاه خان و برادرانش شاه محمود خان و شاه ولی خان به هند آمدند و پشتیبانی انگلیس ها را برای گرفتن مجدد کابل بدست آوردند. و در ماه سپتامبر 1929 میلادی لشکری از اقوام و قبایل جاجی و وزیری فراهم نمودند، در حالیکه حمایت مستقیم انگلیس ها و روحانیون مذهبی از آنها پشتیبانی میکردند به آسانی کابل را تصرف شدند، حبیب الله بچۀ سقاء خادم دین رسول الله به چهاریکار گریخت. لشکر نادر شاه خان همچنان شهر کابل و شهریان بیدفاع کابل را چور و چپاول کردند، نادر شاه خان به تاریخ 15 اکتوبر 1929 میلادی بکابل رسید اقوام و قبایل وزیری و جنوبی و قندهار از خدمت مکلفیت نظام و پرداخت مالیات معاف ساخته شدند. و این هم توطئه و کودتای دیگری در تاریخ کشور ما بود. پس از سالها عبدالخالق جوان و متعلم مکتب همچنان با نفرت عمیق از استبداد و اختناق نظام شاهی خاندان نادری که با سفاکی تمام بر مردم حکمرانی و بیداد میکرد، نادر شاه خان را در محضر هیأت حاکم و گارد حفاظتی بگونۀ تحقیر آمیزی کُشت.


    ادامه دارد.






    جهت مطالعۀ بخش قبلی بروی تصویرآن کلیک شود.




    بخش اول






    بخش اول






    بخش اول





    بخش اول





    بخش اول




    بخش اول




    بخش اول




    بخش اول

    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الإثنين 28 مايو 2018 - 13:33 ميباشد