خاطرات و افتخارات«سردار محمد داود خان، آغازگر اولین کودتای دوران معاصر ما»

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7022
    Registration date : 2007-06-20
    20180320

    خاطرات و افتخارات«سردار محمد داود خان، آغازگر اولین کودتای دوران معاصر ما»

    پست  admin




    خاطرات و افتخارات
    ( بخش دهم )
     
    سردار محمد داود خان، آغازگر اولین کودتای دوران معاصر ما
     
    بسی شخصیت ها، مورخین و نویسندگان و صاحب نظران و آگاهان سیاسی، سردار محمد داود خان را مهرۀ مهم و عنصر مجرب و مؤثر شورای سلطنتی می پندارند، شخصیت او را فطرتاً دیکتاتور، مغرور، خودخواه و جاه طلب و در عین حال شخص وطنپرست، با بصیرت و اخلاق، پاک نفس و با تقوا با ایمان و مسلمان معرفی می نمایند. اما بهر حال سردار داود خان شخص مرموزی بود که با تجارب و گذشته های گوناگون از حکومت داری و حکمفرمائی از درون سلطنت تبارز کرد. برادرش سردار نعیم خان همچنان بعد از برادرش شخص مجرب و ممتاز در بین شورای سلطنتی و خاندان شاهی بود که طریقه حکمروائی استثماری خاندانی خود را بدرستی میدانست.
    گفته می شود که: سردار محمد داود خان در دهۀ دموکراسی و دگرگونی های عظیم سیاسی در کشور، در حالت انزوا و تجرید بسر میبرد. زیرا که حتی یاران و نزدیکان صمیمی اش اورا ترک گفته بودند و از نظر ها افتاده بود. عقده و کینۀ دیرینه و جنون آمیز و انتقام جوئی در نهاد او می جوشید و رشد کرده بود. و مجموع همین عوامل، محرک اصلی وی برای انجام کودتا و تحولی بود که به وی زعامت و قدرت از دست رفته اش را باز میداد و حیثیت بر باد رفته و تحقیر شدۀ او را اعاده می کرد.
     
    بتاریخ 26 سرطان سال 1352 خورشیدی، سردار محمد داود خان اعلام جمهوریت نمود ، و با انجام کودتای سفید برهبری وی و بکمک و شرکت مستقیم دوستان شخصی خود بخصوص جوانان بیدار و منور اردوی افغانستان، نظام مستبد شاهی و سلطنتی را برچیدند. محمد داود خان با دوستان و همکارانش بطور علنی و آشکار علیه پادشاه و حکومت شاهی و نظام سلطنتی قیام نظامی انجام دادند و گذشته های آنرا انتقاد و محکوم به خیانت ملی، تفرقه افگنی و استبداد بر ملت نمود.
    ستر جنرال محمد نبی عظیمی که در آن زمان و دوران دوست نزدیک سردار محمد داود خان و یکی از ارکان مهم و محوری کودتا و قیام آن دوران بود، پیرامون شخصیت و اهداف سیاسی و اجتماعی سردار محمد داود خان، در مورد پلان و بر نامه ریزی کودتای 26 سرطان 1352 برهبری داود خان در کتاب اردو و سیاست به تفصیل و شفافیت می نویسد و به بسیار سوالات پیچیده و ابهامات پاسخ روشن و شفاف ارایه و توضیح میدهد. توضیحات و نوشته های جنرال عظیمی از جهات و دلایلیکه او خود عملاً در این رویداد تاریخی شرکت فعال و مستقیم داشته و از چشم دید های خود از چگونگی وقایع و حوادث تاریخی بیان مینماید ارزش و اهمیت ویژۀ دارد. ولی از هر زاویۀ که گز و پل کنیم نمیشود حرص و آذ جاه طلبی و خود خواهی موروثی و فطرت مغرور این سر دار بی باک را نا دیده گرفت و به نوعی از آن چشم پوشی کرد. همینکه بعد از پیروزی کودتا در اولین جلسۀ کمیته مرکزی داود خان، پُست و مقام زعامت ملی و ریاست جمهوری، صدارت عظمی، وزارت دفاع ملی و وزارت امور خارجه را خود شخصاً در تصرف و عهدۀ خود گرفت، بیانگر جاه طلبی و خودخواهی موروثی این مرد هشتاد و پنج ساله که دیگر نیروی کاری و فعالیت خود را از دست داده و ناتوان گردیده است می باشد. بجُز برادرش سردار محمد نعیم خان به کسی دیگری اعتماد ندارد. و تعدادی را که در کابینه و اراکین و اقمار خود به نوازش و به ( اندیوالی ) گرفته است حاکی از آنست که او با برادرش به تنهائی نمی توانند به تمام مسئو لیت ها و امور کشوری رسیدگی نمایند، ورنه بعید از سخاوت و انصاف بقایای سلطنتی در نهاد این سرداران و روا داری بدیگران خواهد بود.
     
    سردار محمد داود خان در آغاز کودتا طی اولین بیانیه خود چنین خطاب کرد: ... " بهر صورت نتیجه آن شد تا آن امیدهای دیرینه و آن آرزوهای نیک به یک دموکراسی قلابی که از ابتداء تهداب آن بر عقده ها و منافع شخصی و طبقاتی، بر تقلب و دسایس، بر دروغ و ریا و مردم فریبی استوار گردیده بود مبدل گردید ... خلاصه آنکه دموکراسی یعنی حکومت مردم به یک انارشیزم و رژیم سلطنت مشروطه به یک رژیم مطلق العنانی مبدل شد و هرکدام از این قدرت ها بجان همدیگر و بجان مردم افتادند، و به پیروی از فور مول تفرقه انداز و حکومت کن، آتشی را در سرتا سر مملکت افروختند تا بتوانند در سایۀ این فضای ملوث و تیره و تار و پر از بدبختی، فقر، فلاکت، مقاصد شوم مادی و ممکن سیاسی خود را حاصل نمایند ... لذا همۀ وطنپرستان ، خصوصاً اردوی وطنپرست افغانستان تصمیم گرفت که دیگر به این نظام فاسد خاتمه داده شده و وطن از این ورطۀ بد بختی رهائی یابد."
     
    نظام فرسوده و مستبد عمو زاده ه هایش را سر نگون کرده و دیگر بعد ازین نظام جمهوریت، عدالت و آزادی و رفاه ملّی را اعلام و تضمین مینماید. سردار محمد داود خان تجارب غنی و آزمایش کا فی از حکومت داری و دولت مداری و سیاست بازیهای دیرینه داشت، او و برادرش سردار محمد نعیم خان ارکان فعال ، با صلاحیت و مهم شورای سلطنتی بودند، او سالیان متمادی بحیث صدر اعظم، بحیث وزیر دفاع و وزیر امور خارجه عهده دار مقامات بلند و کلیدی بود ، هر دو برادران ضمن اینکه عمو زاده های محمد ظاهر شاه خان پادشاه افغانستان بودند ، گفته میشود که یک خواهر پادشاه همسر سردار محمد داود خان و خواهر دیگر پادشاه همسر سر دار محمد نعیم خان بود یعنی هر دو برادران باهم باجه نیز بودند . سردار محمد داود خان و سردار محمد نعیم خان فرزندان سردار عبدالعزیز خان در ساحۀ شمال شرقی ارگ شاهی که ملکیت شخصی خود می پنداشتند می زیستند .
     
    تعداد ی از مردم با این تحول و نظام جمهوری خوشبین و امید بسته بودند، بدین معنی که سردار محمد داود خان تجارب و اندوخته های کافی از گذشته ها دارد، ریفورم و اصلاحات مهم و رفاه ملِی و ترقی کشور را به ارمغان خواهد آورد، میگفتند داود خان یک مسلمان با ایمان است، با تقوا با اخلاق وطنپرست و خیر خواه ملت و کشور است. او با فساد مالی و اداری سخت مخالفت دارد. بگذار با این نظام جدید با صداقت همکاری و تلاش کنیم دیده شود سر نوشت مِلت و میهن و وعده های که در خط مشی رئیس جمهور اعلام گردیده است چه خواهد شد؟
    قبایل برادران پشتون بر مبنای منافع خود او را شخصیت بزرگ و زعیم ملی و شایسته رهبری و حامی سر سخت قومی و قبیلوی خود می پنداشتند.
     
    عدۀ از مردم و صاحب نظران میگفتند انتظارات و چشم امید از این سردار مغرور، خود خواه و جاه طلب بیهوده است ، آزموده را آزمودن خطاست، بویژه اقوام و ملیت های هزاره، ازبیک، ترکمن و اکثریت تاجک و دیگر اقلیتهای ستم دیده و مظلوم، چهره و هیکل و سوابق داود خان را نماد دیکتا توری جابر و استبداد، خوف و ارعاب می پندارند و به این تصور و نتیجه هستند که عاقبت گرگ زاده گرگ شود و معتقد اند که این سرداران هرگز منافع خانوادگی و سلطنتی خود را فدای منافع مردم نگون بخت و مظلوم کشور نخواهند کرد، و این گرگ زاده ها مّلّت مظلوم و ستمدیده را بگونۀ تحقیر آمیز و برده های خود تصور میکنند، هر گاه این سر داران عزم و ارادۀ خدمت به ملّت محروم و رنجدیده و دیانت مترقی و اعتلای این کشور را میداشتند، قبلاً طی این همه سالیان متمادی یعنی حدود هفتاد سال دوران حاکمیت خاندانی خود که از صلاحیت و امکانات گستردۀ برخوردار بودند چرا انجام ندادند و چرا اقدامی نکردند ؟ در حالیکه موانعی در این راستا نبود. و این کودتای ساختگی سردار داود خان درامه و نمایش مضحک بیش نیست، این سر داران مغرور و دیوانه به بهانۀ کودتا و در پرتو نام و عنوان جمهوریت تمام مخالفین نظام شاهی و سلطنتی و مخالفین درباری خود را تصفیه و بر می چینند و اقدامات مهم برای استحکام نظام شاهی و سلطنتی بکار میگیرند و این وعده ها و اعلامیه ها بزودی وارونه جلوه خواهد کرد و بنام جمهوریت نظام دیکتاتوری و سر کوبگر حاکم خواهد شد و مجموع این نمایشات و وعده ها صرفاً بخاطر کاهش تظاهرات و خاموشی اعتراضات و نا رضایتی های مردم انجام میگردد.
     
    چنانچه حکومت شاهی ( آزادی بیان و آن دموکراسی نام نهاد و اعلام شدۀ خود را با خشونت و سرکوبگری تظاهرات و بر چیدن مخالفین خود پس گرفت . ) این ملّت مظلوم و ستمدیده رنج بیکران دیده، مردم مطیع و سرکوب شدۀ این سر زمین از قرنها تا کنون در چنگال ظالمانه و خونین همین سر داران، امیران و شاهان و سلاطین بی احساس، معامله گرو خاین قرار داشتند و هیچکاری بمنظور رفاه و سعادت ملّت ، ترقی و عمران کشور انجام نداده اند، یعنی اینها بودند که یکی بعد دیگری به سلسلۀ میراث پدری با دیکتاتوری مطلق بر این مردم ستمکش و مظلوم از قرنها تا کنون با قساوت و بی رحمی و سفاکی حکم رانده اند و هیچکدام ( به استثنای شاه امان الله خان که مقام و شکوه استثنائی و جایگاه ترقی پسند و محبوبی در تاریخ کشور ما دارد و حقیقتاً دیانت و ارادۀ خدمت به ملّت و اعتلای کشور را داشت و او میخواست این ملّت صاحب زندگی آبرو مندانه بشود.) سردار داود خان که رُکن مهم و اساسی شورای سلطنتی است با این همه سوابق دیکتا توری و استبدادی که حکمروائی نموده است، چگونه با همچو الفاظ فریبنده از آن همه استبداد و بی عدالتی های خاندان شاهی و سلطنتی مبرّا باشد؟. بهر حال نظریات و دیدگاه های مردم و جامعه مختلف و متفاوت بود ، ولی منابع و سیاست مداران خارجی هیچگونه واکنش و اقدامات خصمانه علیه این کودتا و تحول از خود نشان ندادند، گوئی آب از آب تکان نخورده و اتفاق مهمی پیش نیامده است .
     
    سردار محمد داود خان خط مشی نظام جمهوریت و کا بینۀ خود را اعلام کرد ، بیاد دارم که اولین رئیس جمهور افغانستان شعر اقبال لاهوری را با صدای لرزان چنین خواند :
    قبای زندگانی چاک تاکی * چو موران زیستن در خاک تا کی
    بپرواز آه و شاهینی بیاموز * تلاش دانه در خاشاک تاکی
    یکی از سخنان و یا شعار معروف سر دار داود خان این بود : ( تصمیم شرط اول موفقیت است ) و اما رئیس جمهور اول با واکنش های گونا گون مردمی و احزاب سیاسی مواجه گردید ولی بزودی به مخالفین خود حمله کرد، گفته میشد در اولین اقدامات وی پسر سید کاغذ در کابل و غلام سرور ناشر در قندز ، که سر مایه داران بزرگ آن زمان و دوران بودند مورد انتقام و کینۀ دیرینۀ سر دار قرار گرفتند قسمت اعظم دارائی و ملکیت آنها مصادره شد، من دقیقاً علّت و انگیزۀ این اختلاف و خشم سردار را نمیدانم ، ( میگفتند این دو سر مایه دارا ن معروف با ظاهر شاه خان روابط نزدیک داشتند در سالهایکه سردار داود خان خانه نشین و بیکار و منزوی بوده آن دو سرمایه دار با بی اعتنائی بوی میدیدند و در کدام مجلس یا محفلی با رفتار تمسخر آ میز الفاظ و پرزه گوئی های بر سردار داود خان نموده بودند .) و بدینترتیب یکعده آرام آرام و بتدریج و بدون سر و صدا مورد خشم و حملۀ سردار واقع میشد .
    بتاریخ 22 سپتامبر 1973 اعلامیۀ گرفتاری محمد هاشم خان میوند وال و همکارانش بوسیلۀ رادیو و اخبار پخش شد که محمد هاشم خان میوند وال صدر اعظم اسبق افغانستان با عدۀ از جنرالان و افسران ارشد نظامی و بعض مقامات مهم ملکی که تعداد آنها به 42 نفر می رسیدند به اتهام کودتا و سر نگونی نظام جمهوری بازداشت و زندانی گردیدند، این حادثه در عین حال اخطار و پیام تفهیمی و تهدیدی بود به همۀ شخصیتها ، احزاب و جریانات سیاسی و صاحب نظران و مخالفین نظام جمهوری که سردار تحمل تحرکات آنها را ندارد.
    و بعد از چندی بزودی از طریق رادیو و اخبار و روزنامه ها با عنوان درشت و بر جسته چنین اعلام گردید: ( از اعتراف تا انتحار ) یعنی محمد هاشم خان میوند وال خودش را در زندان دهمزنگ انتحار کرد و توضیح میداد که او پس از اعترافات به جرایم خود و همکاران خود به خیانت مِلّی ( اقدام و آمادگی برای اجرای کودتای علیه نظام و حاکمیت مِلّی متهم گردید و در نتیجه محمد هاشم خان میوند وال خود را با نکتائی اش در زندان حلق آویز و انتحار کرد . تصاویر و تبصره های در مورد به نشر رسیده بود، این حادثه همچنان واکنشهای گو نا گون و ترس و ارعاب زیاد برانگیخت و تکان دهنده بود، به ارتباط این توطئه تعدادی از جنرالان و شخصیتهای مهم نظامی و ملکی نیز اعدام و زندانی گردیدند ، ( گمان اغلب و نظریات مردم و صاحب نظران و تبصره ها چنین بود که محمد هاشم خان میوند وال صدر اعظم سابق خود را انتحار نکرده بلکه او را در زندان دهمزنگ کشتند ، و طب عدلی نیز از داخل و یا خارج از کشور اجازۀ معاینات و تدقیق طبی و ابراز نظر عینی و علنی را نیافتند . استخبارات کهنه کار و مکاریکه از قدیم الایام در خدمت خاندان شاهی و سلطنتی قرار دارد شاهد چنین قتلها و ترور های فراوان بوده، قتلهای انفرادی و دستجمعی در پولیگون ها و زندانهای امیران و شاهان، بیشمار انجام شده است، خاموش و آرام بر آن همه جنایات خاکپوشی شده و از اذهان عامۀ مردم زدوده شده ).
    عبدالملک خان عبدالرحیم زی همچنان میگفت که او نیز در آن زمان و دوران در محبس ده مزنگ زندانی بوده و یقین دارد که عمال سردار داود خان و کمونیست های خدا نا شناس هاشم خان میوند وال را با خاموشی به قتل رسانید. رفقای حزبی ما همچنان به سیاست و سوابق سردار داود خان باور و اعتماد چندان نداشتند ولی با احتیاط عمل میکردند و میگفتند هنوز زود و قبل از وقت است که دقیقاً بفهمیم بر سر محمد هاشم خان میوندوال و همکاران او چی آمده است ؟ و بدین باور بودند که حقیقت امر با گذشت زمان آشکار و افشا خواهد شد. تاریخ و زمان از این رازهای نهفته و معماّی پیچیده در سینه خود بسیار دارد و به یقین خواهی نخواهی حقیقت و واقعیتها روزی افشا و برملا خواهد شد.
    سردار محمد داود خان اینبار اقدامات و پلانهای قوی تر و گستردۀ دارد و به استحکام پایه های حکومتی و اقتدار خویش پرداخت، شعارها و هدایات رهبر انقلاب و زعیم ملی افغانستان پیهم پخش و تبلیغ میگردید، قوانین و مقررات دولتی و رسمی در تمام عرصه ها تعدیل و نو آوری های وارد آمد و از همان نخستین در قانون جزای جمهوری افغانستان اهانت و انتقاد به شخص رئیس جمهور و زعیم ملی عمل جرمی و مستوجب مجازات و زندان پنداشته و اعلام گردید، این بدان معنی بوده میتواند که آزادی بیان و افکار، انتخابات و دیگر عناصر و ارکان مهم دموکراسی که با منافع سرداران و خاندان شاهی و سلطنتی مخالفت نماید قابل پذیرش و تحمل او نیست لذا جمهوریت نامنهاد اعلام شده نیز معنی و مفهوم آن را ندارد بلکه دیکتاتوری و سردار سالاری همانند گذشته ها دوباره بر خواهد گشت.
    تأسیس و توسعه حزب وابسته و متعلق تحت عنوان ( ملی غورځنګ ) که از حکومت و رژیم جمهوری سردار و شورای سلطنتی حمایت کند، ساختمان مستحکم زندان پلچرخی، توسعه و استحکام استخبارات وابسته، ساختمان بیمارستان چهار صد بستر ارتش و تصفیه ارتش و نظامیان و مقامات ملکی یکی پس از دیگری از اقدامات و پلانهای اولی سردار محمد داود خان بود که در واقع اغلب پلانها و اقدامات وی مانند شفاخانۀ چهار صد بستر اردو مفید و با ارزش هم بود. و اما در حیات و زندگی نظامیان و قوای مسلح افغانستان اعم از سربازان، خورد ضابطان و افسران و همچنان مامورین و ادارات ملکی رفاه و تغیرات مثبت بوجود نیامد. کابینه و اراکین مهم و کلیدی رئیس جمهور سردار محمد داود خان بیشتر از دوستان و رفیقان شخصی وی تشکیل یافته بود و بیشتر بیک تشکیلات تشریفاتی ( اندیوالی ) شباهت داشت اکثر وزراء و اراکین نظام غیر مسلکی و بی کفایت بودند و همین مسئله و معضله یکی از عوامل مهمی بود که سقوط و سرنگونی رژیم و نظام آن سردار نامدار و اولین رئیس جمهوری افغانستان را فراهم کرد.


    جهت مطالعۀ بخش قبلی بروی تصویرآن کلیک شود.




    بخش اول






    بخش اول






    بخش اول





    بخش اول





    بخش اول




    بخش اول




    بخش اول




    بخش اول





    بخش اول

    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون الثلاثاء 24 أبريل 2018 - 22:00 ميباشد