گِل برای درمسال

    شاطر
    avatar
    admin
    Admin

    تعداد پستها : 7046
    Registration date : 2007-06-20
    20180326

    گِل برای درمسال

    پست  admin


    گل برای درمسال
    نویسنده: جمعه خان صوفی
    برگردان: قاسم آسمایی
    25
    بعد از مرحله دوم، اوسادچی سرمشاور ببرک کارمل شد و در بهبود مناسبات اجمل ختک با ببرک کارمل که بر وی قهر و از وی آزرده بود؛ نقش مهم بازی کرد. بعد از این بوریس واسیلوویچ که در پاکستان بود، عضو رابط من با سفارت شوروی شد و تا آخر حکومت داکتر نجیب از طریق او رابطه  من برقرار بود. وی شخصاً تمام رهبران را می شناخت و در تأمین روابط بسیار آزاد بود.
    در دوران ببرک کارمل و موجودیت مشاورین شوروی در ادارات دولتی، روابط من شکلی بود. تمام معلومات واطلاعات در مورد سیاست وپالیسی پاکستان توسط خاد و ک گ ب جمع آوری میشد و چندان ارزش و اهمیتی برای من باقی نمانده بود. طی سالهای 1974 ـ 1989 من از طریق هفت  نفر که در جمله یک آذربایجانی نیز بود با روس ها رابطه داشتم.
    در رابطه تلاشهای مقامات شوروی برای بقای انقلاب افغانستان این مطلب قابل ذکر است که آنها در سه جهت تلاش داشتند: نخست سعی مینمودند با امکانات ووسایل دست داشته بر عناصر ضد انقلاب پیروز شوند، از طرف دیگر در نظر داشتند تا در مورد پاکستان سیاست تعرضی را در پیش گیرند و راه سوم این بود که با تضمین امنیت پاکستان، آنرا از مداخله در امور داخلی افغانستان منع نمایند.  در همین راستا بتاریخ 20 اکتوبر سال 1982 عضو رابط من با سفارت شوروی حین ملاقات ، سوالات آتی را مطرح ساخت و من به جواب آن پرداختم:
    سوال: باالفرض هرگاه افغانستان خط دیورند را به رسمیت بشناسد، پیامد آن چه خواهد بود؟
    جواب: هرگاه چنین اقدام سبب استحکام انقلاب گردد، کار نیک است. ما وطنپرست و انترناسیونالیست هستیم، و پیروزی انقلاب را، پیروزی خود میدانیم. هرگاه با این اقدام، موفقیتی حاصل نشود، تاوان آن بیشتر خواهد بود. این مسئله ساده نیست و در نتیجۀ آن  مسائل زیادی خلق میگردد؛ از جمله مسئله قبایل.
    سوال:  موقف ولی خان در باره چه خواهد بود؟
    جواب: به برداشت من، وی آزرده خواهد شد. آنها نمی خواهند که خط دیورند به رسمیت شناخته شود ودر مجموع سبب آزردگی پشتون ها میگردد (ممکن جواب من دقیق نباشد.)
    سوال: شما میگویید که سبب آزردگی عمومی پشتون ها خواهد شد؛ پس راه استحکام انقلاب چه خواهد بود؟
    جواب:  موضوع مهم استحکام انقلاب است و در مورد ضرورت به توازن است. هرگاه هرچه زودتر مسئله انقلاب حل گردد،  سپس میتوان به مسائل دیگر رسیدگی کرد. در نظر باید داشت که وضع پاکستان نیز در مورد تأثیر گذار است؛ هرگاه ملیت های پاکستان تحت ستم قرار داشته باشند، احتمال دارد فردا بلوچها به پا خیزند و سبب تجزیه پاکستان شوند. در اینصورت پشتونها چه خواهند کرد؟ هرگاه ملیت های پاکستان راضی و با هند وافغانستان مناسبات خوب داشته باشند، کار بسیار خوبی خواهد بود. ولی چگونه امریکا حاضر خواهد شد تا این وضع را تحمل کند؟
    هندوستان و ما
    روابط نیپ [ نشنل عوامی پارتی] با هند طبعی بود. زیرا هند کشور سیکولر بود و نیپ نیز چنین یک حزب بود. نیپ حامی سیاست خارجی غیر منسلک و بیطرف بود و سیاست خارجی هند نیز براین اصول استوار بود.  نیپ مخالف هرگونه پیمانهای نظامی با غرب بود وهند نیز سیاست مستقل خودرا در مورد داشت. نیپ با تمام جنبش ها و احزاب مترقی ومخالف استعمار روابط داشت وهند نیز  در عمل  چنین سیاست را پیاده میکرد. نیپ بر مناسبات دوستانه با تمام کشورهای همسایه از جمله هند تأکید میکرد.
    علاوه بر تمام اینها، نشنل عوامی پارتی توسط عبدالولی خان فرزند باچا خان ملقب به گاندی سرحد رهبری میشد و این حزب در بین پشتون ها ادامه دهندۀ حزب ملی کانگرس هند شناخته میشد. باچاخان و وولیخان با تمام حکومتهای هند وبطور اخص با حکومت های کانگرس روابط شخصی وخانوادگی داشتند و دادوگرفت بین آنها مطلب پت و پنهان نبود.
    ما نیز که دوست هندوستان بودیم و برضد دشمن مشترک، پاکستان میجنگیدیم و در افغانستان مقیم بودیم از همه اولتر دست کمک را به  هند دراز کردیم وهندوستان نیز مانند همیشه آغوش خودرا  در مقابل ما گشود.
    کمک های مالی بزرگ از طریق اجمل صورت میگرفت ومن خودرا در آن دخیل نمیکردم. اما چیزی که عیان است؛ چه حاجت به بیان است، برای ما غرض مصارف خانه هرماه مبلغ سیزده هزار افغانی کمک میشد. برعلاوه در امور تایپ، چاپ، تکثیر و فرستادن آن نیز با کمک میکردند.
    در امور سیاسی نیز بین ما تبادله افکار صورت میگرفت و سوال و جواب های مطرح میشد. در آن زمان اداره  اطلاعاتی هند RAW   (RESEACH ANALYSIS WING) را کسی نمی شناخت. اما نماینده مخصوص آن  که در چوکات سفارت هند وظیفه داشت؛ با ما در تماس بود.
    اولین کارمند سفارت هند که من با او رابطه داشتم ایل بهگاS.L.BAHAGA  نام داشت   که سپس با ترینداد تعویض شد. و به عوض آن ملهوتره آمد که برادر ژورنالیست مشهور ایندر ملهوتره بود. بعداً شخصی دیگری آمد که اسمش را فراموش کرده ام.. بعد از انقلاب ثور و آمدن شوروی ها تسلسل رابطه من درهم وبرهم شد و با هر سفیر در تماس بودم و این تنها یک رابطه دوستانه و سفارتی بود. البته تماس و رابطه اجمل صاحب کمافی السابق ادامه داشت. آنچه در مورد این ارتباطات در یادداشت هایم باقیمانده، اینجا مینویسم.
    26 جنوری 1975: اجمل ختک بمنظور ملاقات به منزل سفیر هند رفت.
    15 فبروری: من غرض ملاقات با بهگا به سفارت هند رفتم. نامۀ اجمل صاحب عنوانی سرمنشی ملل متحد که توسط من ترجمه شده بود و همچنان نامۀ به آدرس پروفیسور گامریج  استاد پوهنتون آکسفورد که بر اقدامات ضد حقوق بشری  ولشکر کشی بوتو در  بلوچستان انتقاد نموده بود؛ تسلیم نمودم. همچنان پیام که از جانب قوماندان محاذ انقلابی جمهوری نوشته شده بود؛ غرض تکثیر با خود برده بودم.
    19 فبروری 1975: از صحبتهای بهگا چنین معلوم میشد که حکومت افغان در تصامیم و وعده های خود صادق نیست. وی میگوید:
    در افغانستان مظاهرات ضد پاکستانی نباید منع می شد؛ برعکس باید برای مردم اجازه داده میشد تا نفرت خودرا بر علیه پاکستان ابراز میداشتند.
    افغانها خود توان جنگ و مقابله را ندارند؛ نشود که این کمک های ناچیز را نیز قطع نمایند.
    آنها از اقدامات عملی خود در داخل پاکستان انکار مینمایند.
    ایران تلاش دارد تا آنها را به جهت بی طرفی بکشاند ورفت و آمد بین آنها این شک را تقویه میسازد.
    بدانگونه که آنها جنبش را پیش میبرند، به نتیجه نمیرسد.
     احتمال دارد بوتو به اشاره امریکا چنین اقدامی کرده باشد.
    اتحاد شوروی نمیخواهد که در اینجا بی ثباتی بوجود آید. برای آنها گفته اند که باید از صبر وحوصله کار گرفت.
    تشویش وجود دارد که در صورت جنگ، قبایل افغانستان به طرفداری پاکستان عمل کنند.
    شما دارای چنان توانایی سیاسی نیستید که با استفاده از آن بر افغانستان فشار وارد نمایید.  احتمال دارد فردا افغان ها از اقدامات خود منکر وکمک ها را برای شما قطع نماید و برای جهان توضیح دهند که پشتون ها و بلوچها، فعالیتهای خویشرا را قطع کرده اند و ما در آن دخیل نبودیم.
    در موقف افغانستان تغییر رونما شده است؛ طوری که در اوایل جمهوریت پشتونستان را جز خاک خود و معاهده دیورند را  معاهده نابرابر میدانستند. حال میگویند که این مسئله مربوط رهبران پشتون و بلوچ است؛ هرگاه آنها راضی شوند، این مورد تایید افغانستان قرار خواهد گرفت. از این شیوه میتوان نتیجه گیری کرد که افغانستان خواستار تعیین حق خودارادیت برای پشتونستان بر اساس ریفراندم است.
    بهگا صاحب میگوید که در آنجا حال نیپ از مردم نمایندگی نمیکند و درصورت پیروزی بوتو در انتخابات، میتواند اعلان نماید که ما با نمایندگان منتخب پشتون ها وبلوچ ها به تفاهم رسیدیم و آنان موقف افغانستان را رد مینمایند.
    دیگر اینکه در رفراندوم پشتونها با افغانستان یکجا نمیشوند، احتمال دارد یا خواستار ایجاد پشتونستان مستقل شوند و یا با پاکستان ملحق شوند. موقف افغانستان در مورد بسیار ضعیف معلوم میشود. سخن دیگر این است که آنها از پشتونهای آنطرف سرحد در هراس اند زیرا از هر جهت ترقی یافته اند و خطری را برای منافع آنها ایجاد خواهد کرد.
    آنها به قیمت حمایت وکمک به پشتونستان، خطری را برای افغانستان تحمل نمیکنند و آنها به سهولت از موضع خود عقب نشینی میکنند.
     ادامه دارد
    مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

    لا يوجد حالياً أي تعليق


      اكنون السبت 23 يونيو 2018 - 1:00 ميباشد